بلند گفتم آهای مردم چه ساده‌ان



یه باری رو دوش فریادماومد



همه چیزا که یادم رفته بودن



همه‌اش چشم بسته از سر یادم اومد



خزر باماهی‌ها و گیله مردهاش



زنها و بچه‌ها و پیــرمردهاش



با اون گوش ماهی‌های رنگوارنگهاش



همه ریز و درشتها و بلندهاش

شمالی بوی بارون دارهکوزه‌ات



بذار مکتب بره طفل رفوزه‌ات



نرو خوش باش و قلک خالی بفروش



بذاربار رو زمین بردارش از دوش



کمک کن تا خرابها رو بسازیم



برای ساختنش جون منمروش

برای ساختنش جون منم روش



همه دنیا فدای تاری از موش

بباف بادست پر پینه‌ات حصیر رو



بشورش از قفس اسم اسیر رو



طناب رو پاره کن زنجیر روبنداز