موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #1801
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    همه هستی من آیه تاریکی است
    که ترا در خود تکرار کنان
    به سحرگاه شکفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد
    من در این آیه ترا آه کشیدم آه
    من در این آیه ترا
    به درخت و آب و آتش پیوند زدم




    ×××




    زندگی شاید
    یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد
    زندگی شاید
    ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد
    زندگی شاید طفلی است که از مدرسه برمی گردد




    زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناک دو همآغوشی
    یا عبور گیج رهگذری باشد
    که کلاه از سر بر می دارد
    و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید (( صبح به خیر))




    زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
    که نگاه من، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد
    و در این حسی است
    که من آنرا به ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
    در اتاقی که به اندازه یک تنهائیست
    دل من
    که به اندازه یک عشقست
    به بهانه های سادة خوشبختی خود مینگرد
    به زوال زیبای گلها در گلدان
    به نهالی که تو در باغچة خانه مان کاشته ای
    و به آواز قناری
    که به اندازه یک پنجره می خواند




    آه...
    سهم من اینست
    سهم من اینست
    سهم من،
    آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد
    سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست
    و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن
    سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
    و در اندوه صدائی جان دادن که به من میگوید:
    ((دستهایت را
    دوست میدارم))




    دستهایم را در باغچه میکارم
    سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم
    و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
    تخم خواهند گذاشت




    گوشواری به دو گوشم میآویزم
    از دو گیلاس سرخ همزاد
    و به ناخن هایم برگ گل کوکب میچسبانم
    کوچه ای هست که در آنجا
    پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز
    با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر
    به تبسم های معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را
    باد با خود برد




    کوچه ای هست که قلب من آنرا
    از محله های کودکیم دزدیده ست




    سفر حجمی در خط زمان
    و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن
    حجمی از تصویری آگاه
    که ز مهمانی یک آینه بر میگردد




    و بدینسانست
    که کسی میمیرد
    و کسی میماند




    ×××




    هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودال میریزد،
    مرواریدی صید نخواهد کرد.




    من
    پری گوچک غمگینی را
    میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
    و دلش را در یک نیلبک چوبین
    مینوازد آرام، آرام
    پری کوچک غمگینی
    که شب از یک بوسه میمیرد
    و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.


    ((فروغ فرخزاد))

  2. #1802
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    چشم من بيا من رو ياري بكن
    گونه‌هام خشكيده شد كاري بكن
    غير گريه مگه كاري مي‌شه كرد
    كاري از ما نمياد زاري بكن
    اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
    تا قيامت دل من گريه مي‌خواد
    هرچي دريا رو زمين داره خدا
    با تموم ابـــــــراي آسمونها
    كاشكي ميداد همه رو به چشم من
    تا چشم‌هام به حال من گريه كنن
    اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
    تا قيامت دل من گريه مي‌خواد
    قصه گذشته‌هاي خوب من
    خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن
    حالا بايد سر رو زانوم بذارم
    تا قيامت اشك حسرت ببارم
    دل هيچكي مثل من غم نداره
    مثل من غربت و ماتم نداره
    حالا كه گريه دواي دردمه
    چرا چشمم اشكش رو كم مياره
    خورشيد روشن ما رو دزديدن
    زير اون ابراي سنگين كشيدن
    همه جا رنگ سياه ماتمه
    فرصت موندنمون خيلي كمه
    اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
    تا قيامت دل من گريه مي‌خواد
    سرنوشت چشم‌هاش كوره نمي‌بينه
    زخم خنجرش مي‌مونه تو سينه
    لب بسته سينه غرقه به خون
    قصه موندن آدم همينــــــه
    اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
    تا قيامت دل من گريه مي‌خواد

  3. #1803
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    انگار با من از همه كس آشناتري
    از هر صداي خوب برايم صداتري
    آيينه اي به پاكي سر چشمه ي يقين
    با اينكه روبروي مني و مكدري
    تو عطر هر سيده و نجواي هر نسيم
    تو انتهاي هر ره و آن سوي هر دري
    لالاي پر نوازش باران نم نمي
    خاك مرا به خواب گل سرخ مي بري
    انگار با من از همه كس ‌آشناتري
    از هر صدا خوب برايم صداتري
    درهاي ناگشوده ي معناي هر غروب
    مفهوم سر به مهر طلوع مكرري
    هم روح لحظه هاي شكوفايي و طلوع
    هم روح لحظه هاي گل ياس پرپري
    از تو اگر كه بگذرم ، از خود گذشته ام
    هرگز گمان نمي برم از من ،‌ تو بگذري
    انگار با من از همه كس آشناتري
    از هر صداي خوب برايم صداتري
    من غرقه ي تماي غرقاب هاي مرگ
    تو لحظه ي عزيز رسيدن به بندري
    من چيره مي شوم به هراس غريب مرگ
    از تو مراست وعده ي ميلاد ديگري
    از تو اگر كه بگذرم از خود گذشته ام
    هرگز گمان نمي برم از من تو بگذري
    انگار با من از همه كس آشناتري
    از هر صداي خوب برايم صداتري

  4. #1804
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ترانه ی آغاز
    در من هزار حرف نگفته
    هزار درد نهفته
    هزاران هزار دریا هر لحظه در تپیدن و طغیانند
    در من هزار آهوی تشنه
    در خشکسال دشت پریشانند
    در من پرندگان مهاجر
    ترانه های سفر را
    در باغ های سوخته می خوانند
    با من که در بهار خزانم قصه های فراوانی ست
    با من که زخم های فراوانی
    بر گرده ام به طعنه دهان باز کرده اند
    هر قصه یک ترانه
    هر ترانه خاطره ای دیگر
    هر عشق یک ترانه ی بیدار است
    در خامشی حضورم ، حرف مرا بفهم
    یا برای عشق ، زبانی تازه پیدا کن
    تا درد مشترک
    زبان مشترکمان باشد
    حرف مرا بفهم و مرابشنو
    این من نه ،‌ آن من دیگر
    آنکس که پنجره ی چشم های من او را
    کهنه ترین قاب است
    از پشت پنجره ی زندان
    حرف مرا بفهم
    که فریاد تمامی زندانیان
    در تمامی اعصار است
    در گیر و دار قتل عام کبوترها
    در سوگ شاخه های تکه تکه ی زیتون
    وقتی که از دل جوان ترین جوانه های عاشق باغ ماه
    بر مسلخ همیشگی انسان
    در لحظه ی شکفتن فریاد
    باران سرخی از ستاره سرازیر است
    آن سان که هر ستاره دلیل شرمساری خورشید های بسیاری
    از برآمدنشان است
    تو گریه می کنی
    از عمق آشنای جنگل چشمانت
    از عمق جنگلی که در آن پاییز ، در غروب به بغض نشسته
    باران بی دریغ اشک تو می بارد
    تا عطر خیس جنگل پاییز
    در من هوای گریه برانگیزد
    آنگاه از چشم ذهن من
    شعری بسان گریه فرو ریزد
    من شعر می نویسم
    تو با ترانه های عاشق من ، عاشق
    تو با ترانه های تشنه ی من دریا
    بر پنج خط ساز سفر ،‌ زخمه می شوی
    تو گریه می کنی
    تو لحظه های شعر مرا ،‌ در خویش تجربه کرده
    یعنی مرا در بدترین و بهترین دقایق بودن تکرار می کنی
    یا با ترانآهای من بر لب
    به رویا رویی جلادان به مسلخ خویش می شتابی
    یعنی که با منی
    دیروز
    امروز
    تا هنوز و همیشه
    ایا زبان متشرک این نیست ؟
    آن زبان تازه که می گفتم ؟
    ایا زبان مشترک این نیست ؟

  5. #1805
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ستاره های سربی

    ستاره های سربی
    فانوسک های خاموش
    من و هجوم گریه
    از یاد تو فراموش

    تو بال و پر گرفتی
    به چیدن ستاره
    دادی منو به خاک
    این غربت دوباره

    دقیقه های بی تو
    پرنده های خسته ن
    آیینه های خالی
    دروازه های بسته ن

    اگه نرفته بودی
    جاده پر از ترانه
    کوچه پر از غزل بود
    به سوی تو روانه

    اگه نرفته بودی
    گریه منو نمیبرد
    پرنده پر نمیسوخت
    آینه چین نمیخورد

    اگه نرفته بودی
    و
    اگه نرفته بودی

    شبانه های بی تو
    یعنی حضور گریه
    با من نبودن تو
    یعنی وفور گریه

    از تو به آینه گفتم
    از تو به شب رسیدم
    نوشتمت رو گلبرگ
    تو رو نفس کشیدم

    از رفتن تو گفتم
    ستاره دربدر شد
    شبنم به گریه افتاد
    پروانه شعله ور شد

    اگه نرفته بودی
    جاده پر از ترانه
    کوچه پر از غزل بود
    به سوی تو روانه

    اگه نرفته بودی
    گریه منو نمیبرد
    پرنده پر نمیسوخت
    آینه چین نمیخورد

    اگه نرفته بودی
    و
    اگه نرفته بودی

    ستاره های سربی
    فانوسک های خاموش
    من و هجوم گریه
    از یاد تو فراموش.

  6. #1806
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    کی اشکاتو پاک ميکنه

    کي اشکاتو پاک ميکنه
    شبا که غصه داري
    دست رو موهات کي ميکشه
    وقتي منو نداري

    شونه کي
    مرهم هق هقت ميشه دوباره
    از کي بهونه ميگيري
    شباي بي ستاره

    برگ ريزوناي پاييز
    کي چشم به رات نشسته
    از جلو پات جمع ميکنه
    برگاي زرد و خسته

    کي منتظر ميمونه
    حتي شباي يلدا
    تا خنده رو لبات بياد
    شب برسه به فردا

    کي از سرود بارون
    قصه برات ميسازه
    از عاشقي ميخونه
    وقتي که راه درازه

    کي از ستاره بارون
    چشماشو هم ميذاره
    نکنه ستاره اي بياد
    ياد تو رو نياره (2)

  7. #1807
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    آخر قصه

    کسی غير از تو نمونده اگه حتی ديگه نيستی
    همه جا بوی تو جاری خودت اما ديگه نيستی
    نيستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه
    ميون رنگين کمون خاطرات عاشقونه
    آخرين ستاره بودی تو شب دلواپسی هام
    خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام
    لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه
    تو ديگه بر نمی گردی آخر قصه همينه

    می شکنم بی تو و نيستی
    به سراغم نمی آيی که ببينی
    بی تو می ميرم و نيستی
    تو کجايی تو کجايی که ببينی

    شب بی عاطفه برگشت ، شب بعد از رفتن تو
    شب از نياز من پر ، شب خالی از تن تو
    با تو گل بود و ترانه ،با تو بوسه بود و پرواز
    گل و بوسه بی تو گم شد بی تو پژمرده شد آواز
    آخرين ستاره بودی تو شب دلواپسی هام
    خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام
    لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه
    تو ديگه بر نمی گردی آخر قصه همينه

    می شکنم بی تو و نيستی
    به سراغم نمی آيی که ببينی
    بی تو می ميرم و نيستی
    تو کجايی تو کجايی که ببينی

  8. #1808
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    شب گريه

    ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق
    مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق
    بی تو شب دوباره آینه روبرویه غم گرفته
    پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته
    واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
    عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
    از تو می سرودم
    وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن
    چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن
    رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها
    رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها
    واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
    عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
    از تو می سرودم
    ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق
    مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق
    بی تو شب دوباره آینه روبرویه غم گرفته
    پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته
    واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
    عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
    از تو می سرودم
    وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن
    چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن
    رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها
    رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها
    واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
    عطر تو با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
    از تو می سرودم

  9. #1809
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    اقاقی

    کاش لحظه هاي رفتن
    نمي باريد اشک چشمام
    هق هق دلتنگي يامو
    مي شکستم توي رگهام
    دل پر تحملم از
    گريه ي من گله داره
    چهره ي سرخ غرورم
    از شکستم شرمساره

    باغ پيوند من و تو
    پره از عطر اقاقي
    فصل آشنايي ما
    سبز خواهد ماند باقي
    همه ي آنچه که دارم
    پيشکش سادگي تو
    سوگلي ترانه هايم
    هديه ي يه رنگي تو

    فکر من مباش مسافر
    به سپيده ها بيندش
    چشم فردا ها به راهه
    راه سختي مانده در پيش
    اي تولد دوباره
    فصل آغاز من و توست
    اي رها از رخوت تن
    وقت پر کشيدن توست

  10. #1810
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    قبله


    پشت دیوار شب یه راهی داره
    که می ره یه راست در خونه ی ستاره
    چهار قدم از ور دل ما که رد شی
    می بینی ماه شب چارده داره
    خورشید خانومو ابروشو برمی داره خورشید خانومو ابروشو برمی داره

    بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش
    باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش
    بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش
    باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش

    وقتی میای قشنگترین پیرهنتو تنت کن
    تاج سر سروریتو سرت کن
    چشماتو مست کن همه جا رو بشکن
    الا دل ساده و عاشق من

    قبله یعنی حلقه ی چشم مستت
    ضریح اونه که دست بزنم به دستت
    جای دخیل پامو ببند تو خونه‌ت
    به جای مهر سرمو بزار رو شونه‌ت، سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت

    بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش
    باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش
    بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش
    باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش

    وقتی میای قشنگترین پیرهنتو تنت کن
    تاج سر سروریتو سرت کن
    چشماتو مست کن همه جا رو بشکن
    الا دل ساده و عاشق من

    قبله یعنی حلقه ی چشم مستت
    ذریح اونه که دست بزنم به دستت
    جای دخیل پامو ببند تو خونه‌ت
    به جای مهر سرمو بزار رو شونه‌ت، سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت

صفحه 181 از 555 نخستنخست ... 3181131161162163164165166167168169170171172173174175176177178179180181182183184185186187188189190191192193194195196197198199200201231281331 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •