کارفرمایان و مشتریان
گروه اصلی و ذینفع مرتبط با یک محصول نرمافزاری را مشتریان یا کاربران آن تشکیل میدهند. کسانی که در حقیقت تامینکنندهي منابع مالی لازم برای تولید آن به شمار میروند. شاید به جرات بتوان گفت که بيشترين چالشها در تقابل با این گروه - که عمدهترین تامین کنندهي منابع مالی بخشهای تولید نرمافزار هم هستند- رخ مینماید. در عرصهي ارتباط مدیران پروژه با این گروه مسايلی وجود دارد که ریشهي آن را میتوان در میان موارد زیر جستوجو کرد:
- بخشهایIT همچنان در اغلب سازمانها و مراکز صنعتی، خدماتی و بازرگانی سازمان ضعیفی دارند و از دانش و فناوری روز، در عرصهای که تکامل و تحول در آن، ساعت به ساعت رخ مینماید، به دور هستند.
- کاربران، مدیران و دینفعان یک سیستم نرمافزاری دید روشنی از نرمافزار و قابلیتهای آن ندارند.
- نرمافزار هنوز به عنوان کالایی ارزشمند شناخته نشده و کارفرمایان و مشتریان نرمافزار اگر چه حاضر هستند بهای بالایی را برای یک سختافزار، براي مثال یک مانیتور، بپردازند، در صرف هزینه برای نرمافزار به شدت خوددار اند.
- در مزایای خرید، تولید و استفاده از نرمافزار تردید دارند.
- دید روشنی از نیازهای خود و قابلیت مکانیزاسیون آنها ندارند.
- دید روشنی از حجم تلاش لازم برای تولید یک نرمافزار ندارند.
- به ويژه در موازنه طرفهای قرارداد ساخت و تولید نرمافزار، خود را طرف قدرتمند محسوب میکنند. حاصل چنین موازنهای قراردادهایی غیر واقع بینانه و یک طرفه است.
- به فرهنگ و دانش لازم برای استفاده از خدمات مکانیزه و الزامات، محدودیتها و تواناییهای آن کم بها میدهند .
- از فناوری تولید نرمافزار، روشهای تولید و توسعه، کیفیت در نرمافزار و به طور کلی مباحث تکنیکی و مدیریتی این حوزه کمتر آگاه هستند. برای نمونه در بسیاری از پروژهها در حالی که برای مثال فرآیندی تکرارپذیر مانند RUP را به عنوان روش تولید نرمافزار در متن قرارداد بيان میکنند، مراحل تحویل فرآوردههای پروژه را آبشاری مشخص میكنند.
هر مدیر پروژه بسته به ویژگیهای سازمان کارفرما یا مشتریان خود، میتواند اقلام جدیدی به فهرست بالا اضافه کند. ارايهي راه حلهایی برای حل مسايل بالا در حوصلهي این گفتار نیست. نگارنده امیدوار است بسیاری از این مسايل به یمن الزامات تکنولوژیک و در گذر زمان حل شود.





پاسخ با نقل قول
