موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #2061
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ببین! زندگی من توی کلاه هیچ شعبده بازی غیب نشد زندگی من توی آغوش کسی جا نماند تو که نیامدی زندگی من ذره ذره بیخودی از دست هایم رفت! حالا هم دیر است تمام نشانه های تو را پاک کرده اند از نقشه یا گیرم که ورق برگردد گیرم که بیایی با دختری که زندگی ندارد می خواهی چه کنی!؟

  2. #2062
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    قصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم، ما بر زمینی زندگی میکنیم که هر روز خودش را دور میزند. . .

  3. #2063
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه روزمثل گل نیلوفر تنها بشم.... سریع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتی که میبینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم... و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست.. اون خودشو وقف مرداب کرده!!

  4. #2064
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    بعضی وقت ها چیزی می نویسی ، فقط برای یک نفر ، اما دلت میگیرد ، وقتی یادت می افتد ، که هر کسی ممکن است بخواند ، جز آن یک نفر....

  5. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  6. #2065
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم !بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل !با دلت ، دل حکم کن !…………….

  7. #2066
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    قاصدک ..هان چه خبر میبری از ما تو به سوی آسمان؟ این زمین امن نبود؟ که تو راهی سفر به ناکجاآبادی؟ راستی باد که با نغمه ی تو همسفراست در کدامین منزل خبر خوش به زمین میسپرد؟ قاصدک دل من منتظر نغمه ی خوش الحانیست بیشتر تاب بخور زودتر عزم بکن بغض بام دل من میشکند

  8. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  9. #2067
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    این که دلتنگ تو ام اقرار می‌خواهد مگر؟این که از من دلخوری انکار می‌خواهد مگر؟وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباشدل بریدن وعده‌ی دیدار می‌خواهد مگر؟با زبان بی‌زبانی بارها گفتی: برو!من که دارم می‌روم! اصرار می‌خواهد مگر؟

  10. #2068
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خواهش میکنم سیگارت را روشن کن می دانم از روزی که رفته ای سیگار خاموش میان لبهایت می گذاری که مبادا من در تاریکی تنهاییت پیدایت کنم . . . روشن کن سیگارت را . . .

  11. #2069
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ولين نقطه اي که از مرکز کائنات گريخت و بر خلاف محورش به چرخش در امد ، سر من بود ! من اولين قابله اي هستم که ناف شيري را بريده است اولين اواز را من خواندم ، براي زني که در هراس سکوتُ سنگ ُ ***ه تنها نارگيل شامم را قاپيد و برد من اولين کسي هستم که از چشم زني ترسيده است من ماگدالينم غول تماشا کاشف دل و فندق و سنگ اتش زنه سپهر را من ، نيلگون شناختم چرا که همرنگ هوسهاي نامحدود من بود خدا ، کران بي کرانه ي شکوه پرستش من بود و شيطان ، اسطوره ي تنهايي انديشه هاي هولناک من اولين دستي که خوشه ي اولين انگور را چيد دست من بود کفش ، ابتکار پر سه هاي من بود و چتر ، ابداع بي سامانيهاي من هندسه شطرنج سکوت من بود و رنگ تعبير دلتنگيهايم من اولين کسي هستم که ، در دايره صداي پرنده اي بر سگرداني خود خنديده است من اولين سياه مست زمينم هر چرخي که ميبينيد ، بر محور شراره هاي شور عشق من ميچرخد اه را من به دريا اموختم من ماگدالينم ! پوشيده در پوست خرس و معطر به چربي وال سرم به بوته ي خشک گوني مانند است با اين همه هزار خورشيد و ماه و زمين را يکجا در ان ميچرخانم اولين اشک را من ريختم ، بر جنازه ي زني که قوطه در شير و خون کنار نارگيلي مرده بود ! بي هراس سکوت ُ سنگ ُ ***ه ...

  12. #2070
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    زندگی با همه ی وسعت خویشمحفل ساکت غم خوردن نیستحاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیستاضطراب هوس دیدن و نادیدن نیستزندگی خوردن و خوابیدن نیستزندگی جنبش جاری شدن است.از تماشاگه آغاز حیاتتا به جائی که خدا میداند ….

صفحه 207 از 555 نخستنخست ... 57107157187188189190191192193194195196197198199200201202203204205206207208209210211212213214215216217218219220221222223224225226227257307357 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •