-
مدیر بازنشسته
کجا بودی وقتی که از پنجره *
می پرسیدم این چندمین عابره؟
کجا بودی وقتی تو رو میخواستم *
که دستات آروم بشینه تو دستم
-
-
مدیر بازنشسته
کجا بودی وقتی که گریه کردم *
از تو به آسمون گلایه کردم
-
-
مدیر بازنشسته
کجا بودی وقتی کنار عکسات *
شبا نشستم به هوای چشمات
کجا بودی تو لحظه ی نیازم *
وقتی میخواستم دنیامو بسازم
-
-
مدیر بازنشسته
کجا بودی ببینی من میسوزم *
عین چشات سیاهه رنگ روزم
کجا بودی وقتی دیوونت بودم *
وقتی که بی قرار شونت بودم
-
-
مدیر بازنشسته
کجا بودی ببینی خستگیمو *
آب شدن شمعای زندگیمو
-
-
مدیر بازنشسته
امشب دوباره سیگار، سیگار، سیگار می کشم
رخ عشق با این حلقه های دوار، دوار، می کشم
با دود حلقه،حلقه می زنم
با این حلقه ها خویشتن را به دار می کشم
-
-
مدیر بازنشسته
قرعه کشی که تمام شد ،
تو به اسم کس دیگری در آمدی !
تقدیر جای خود ! اما لااقل
اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!
-
-
مدیر بازنشسته
خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی
حافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم
در این تنهایی مطلق که میبندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم گلریز میبارد
خداحافظ بدون تو گمان کردی که میمانم
خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی
-
-
مدیر بازنشسته
از این همه دربدری، تو قلب من قیامته
چه فایده داره زندگی؟ این انتهای طاقته
از این همه دربدری، بلب رسیده جون من
به داد من نمیرسه خدای آسمون من
دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگی چقدر غمه، دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هرچی بگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمیدم
-
-
مدیر بازنشسته
اینکه می بینی..
تنها
یک عکس یادگاری ست...
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن