-
مدیریت کل سایت
از حيا و ضعف زنان سوء استفاده نكنيم
دوم اينكه از حيا و ضعف زنان سوء استفاده نكنيم بالاخره زن لطيف است حيا دارد خجالتى است مردها سوء استفاده مىكنند مىگويند حالا كه اينها دخترند پس ما برويم خوب يك مرد باشد به اينها بگويد خيلى خوب اينها هم آدمند چرا اين دو تا بايد كنار بايستند چرا هميشه بايد زنها را بعد از مردها شام بدهند چرا هميشه نمىدانم زنها بايد چنين باشد چنان باشد اين خيلى وقتها از سكوت زنها از حيا و عفت زنها استفاده مىشود حتى توى مسجدهاى ما، توى مسجدهاى ما گاهى وقتها سمت مردها قالى است سمت زنها موكت است سمت مردها 5 تا بخارى است سمت زنها 2 تا بخارى است اين از مردها از سوء استفاده، اسلام به زن خيلى احترام قايل شده است به مرد كوثر نگفته ولى به زهرا گفته كوثر «انا اعطيناك الكوثر» حديث داريم مرد چيزى مىآورد در خانه اول بدهد به دختر پيغمبر اسلام به زهرا كه مىرسيد مىگفت: «فداها ابوها» بابايت قربانت برود نه اين قربانت بروم عاطفى بود آخه ما كه مىگوييم قربانت بروم اين بچهمان است بخاطر بچه نه بخاطر عاطفى نبود بخاطر كمالات بود وگرنه پيغمبر مىگويد «تبت يدا ابىلهب» خدا مرگش بدهد عمويم را، خيلى مسألهى عاطفى نيست پسر نوح از نوح نبود «مسلمان منّا اهل البيت» كمالات زهرا بود از حيا و سكوت زن سوء استفاده نشود خوب، دختران پيغمبر هم چوپانى مىكنند پيغمبر پدرشان كى بود امتحان هوش حضرت شعيب دختر پيغمبر... گاهى وقتها به يك دختر مىگويند من مگر خونهى بابام كار مىكردم من آقا جونم، آقا جونم، هى آقا جون آقا جون راه مىاندازد بابا دختر پيغمبر كار مىكرد
-
مدیریت کل سایت
مفاسد اختلاط زن و مرد در جامعه
ما اسلام را مىگذاريم كنارها خلاص ما دور اسلام را خط كشيديم خوب شد به عنوان دو تا آدم مىخواهيم با هم حرف بزنيم انسان كار به مسلمانى نداريم پس گيرم خداى ناكرده مسلمان نيستيم ببينيد اين چشمها باز است اگر ما بىبند و بارى را توسعه بدهيم بىبند و بارى، دخترهامون هر جورى خواستند بيايند بيرون بالاخره اين چشمها به اينها نگاه مىكنند شد نگاه كه كرد ميل پيدا مىكند هوس است، هوس و ميل خوب نتيجهاش چى مىشود اسلام را گذاشتهايم كنار را فرض كنيد اصلاً ما مسلمان نيستيم دنبال هوس سراغ مىرويم.
1- يك سوء قصد يك برنامه مىريزيم كه حالا مثلاً چه كنيم... (نوار ناقص است دقيقهى 30) دنبال سقط جنين گاهى فرار از خانه پيش مىآيد گاهى خودكشى پيش مىآيد، گاهى طرف حمله مىكند ديگر كشى به اون حمله مىكند ديگركشى پيش مىآيد دنبال اين امر از مقاربتى پيش مىآيد كه امروز مسئلهى ايدز مطرح است، دنبال اين دلهره براى پدر و مادرهاى آبرو را در پيش مىآيد، دنبال اين ضرر علمى پيش مىآيد دختر و پسرى كه دنبال هوس باشند توى دبيرستان باشند يا توى دانشگاه وقتى فكرشان متمركز نيست پخش مىشود يعنى دختر دارد مطالعه مىكند پسر دارد مطالعه مىكند يك دختر مىآيد از بقلش مىرود اين هم چشمچرانى مىكند آهى مىكشد باز يكى از اين ورش مىآيد و مىرود هيچى مثل آدمى كه پول ندارد دكان كبابى دود كباب هى آه مىكشد خوب برو تو كه پول ندارى چرا وايسادهاى دود بو مىكنى به هر حال اين مسئلهى ضرر علمى پيش مىآيد دنبال هوس عرض كنم به حضور شما كه آمار طلاق بيشتر مىشود خيلى از مردها كه خانمهايشان را طلاق مىدهند به خاطر اينكه ولنگ و وارى زياد مىشود خانمش نمرهى 16 به اين كه نمرهى 18 است يك برنامه مىريزد مىآيد توى خانه بهانه مىگيرد بسيارى از زنهايى كه زنشان را طلاق مىدهند علاقه به يك زن بىبند و بار شدند اينها هيچ كدام قال الصادقى نيست اينها اينطور نيست كه توى روايت باشد آمار طلاق زياد شده ضرر علمى، ضرر مالى، مفاسد اقتصادى بالاخره وقتى مىخواهد به هدف برسد پول مىخواهد هوس كه مفت نمىشود پول از كجا پيدا كند از دلال هروئين تا پاك كردن برف پاك كن ماشين خلاصه دست خودش را به آب و آتش مىزند كه پولى پيدا كند كه دنبال هوس برود ببينيد مفاسد اقتصادى آمار طلاق ضرر علمى دلهره بردى پدر و مادرها، امراز مقاربتى و مسأله ايدز كه مىگويند ديگركشى خودكشى فرار، سقط، زنها اولاد حرامزاده را نگفتند، اولاد حرام زاده، بچههاى سرراهى كدامهايش را مىتوانيد هاشا كنيد واقعاً چشمها باز نيست ترويج بىبند و بارى نيست اگر ما بكنيم اين چشمها نگاه نمىكند نگاه كرد هوس پيدا نمىكند دنبال هوس اين مفاسد پيش نمىآيد به كجا مىانديشيم مىخواهيم مثل كى شويم همهپرسى كرده بودند من كشورهاى غرب زياد رفتهام همهپرسى كرده بودند در يكى از كشورها حالا اسمش را شايد سلاح نباشد كه بگويم گفتند هشتاد و ما گير پتروشيمى و اتم و مترو، كشتى و هواپيما و گير هيچى نيستيم فقط نظام خانواده توى مملكت ما گسسته است 85 درصد از مردم اون كشور اروپايى كه من رفتم همان ايامى كه رفتم ايام همهپرسى بود 85 درصد مشكل ما اين بود كه نظام خانواده از هم گسسته است كجا مىرويم برادرها نگاه نكنى خواهرها خودتان را حفظ كنيد شما دختر فاطمه زهرا هستيد دختر اميرالمؤمنين هستيد تك تك دخترها دختر اميرالمؤمنين هستند «ملة ابيكم ابراهيم» ما دختر حضرت ابراهيم هستيم پسر ابراهيم هستيم «انا و على ابوا هذا الامه» شما دختر حضرت مهدى هستيد خودتان را حفظ كنيد مىخواهيد دل كسى را خوش كنيد چشمهاى هوس باز اگر امر اين است كه حضرت مهدى را راضى كند يا آدمهاى هوس باز را بهتر است كه حضرت مهدى را راضى كند نگاه نكنيم جوآنهارا به گناه وادار نكنيم از زهرا ياد بگيريم روز زن روز مادر اين هفتهى خجسته را تبريك مىگويم اميدوارم دخترهاى ما خودشان را بيشتر حفظ كنند پسرها هم خودشان را بيشتر حفظ كنند اين مسئلهى ازدواج هم بايد حل بشود هم ازدواج دائم بايد مشكلش حل بشود هم ازدواج موقت بايد قانونش درست بشود راههاى طبيعى اسلام را ما بن بست زدهايم راههاى فساد توسعه پيدا كرده بچه اگر وقتى غذا بخواهد مادرش شير و بيسكويتش ندهد مىرود گل مىخورد اين حق، حق است انسان اين مسئلهى ازدواج مسئلهى جدى است و ما بايد تمام پولهايى كه خرج تهاجم فرهنگى مىكنيم خرج نماز و ازدواج كنيم چون دو روزنه هست كه جوانها از بين مىروند غفلت، شهوت داروى غفلت نماز است داروى شهوت ازدواج است اينقدر گير ندهيد.
-
مدیریت کل سایت
قدرت و امانت دو شرط مسئوليّت
«خير من استئجرت القوى الا...» دختران شعيب گفتند اين موسى را بگير براى چوپانى در گزينش دو تا رتبه دارد هم تعهد دارد هم تخصص، قوى است توانمند است و امين است بعضىها قوى هستند امين نيستند بعضىها امين هستند چى، قوى نيستند آن يكى خر داشت پالونش نبود، چون كه پالون يافت خر ديگر نبود، كرمداران عالم را دَرَم نيست، درم داران عالم را كرم نيست، يكى دو تا پس بود يكىاش كمال بود يكىاش جمال، مىگفت جمال را كمالى نيست و كمال را جمالى نيست: نون دارد دندان ندارد دندان دارد نان ندارد، هيچ وقت كارهاى دنيا جور در نمىشود.
ملاك عزل و نصب، ملاكهاى عزل و نصب در قرآن:
1- علم «هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون»
2- سابقه «والسابقون السابقون، اولئك المقربون»
3- تقوا «ان اكرمكم عنداللّه اتقكم»
4- هجرت «والذين امنوا ولم يهاجروا مالكم من ولايتهم من شى» اينهايى كه ايمان ولى هجرت نمىكنند هيچ مسؤليتى بهشان نده چون رفاه طلبند هميشه مىخواهند در شهرهاى بزرگ و مرفه زندگى كنند «امنوا» ولى «ولم يهاجروا» ايمان دارد هجرت نمىكند «مالكم من ولايه من شى» براى شما هيچ رقم سرپرستى نبايد اين مسئوليت به عهده بگيرند چون اينها «اخلد الى الارض»اند به زمين چسبيدهاند هجرت، قدرت، همين آيه «القوى الامين» عمارت، «ان خير من اسئجرت القوى الامين» همين آيه، اينها يك سرى ملاكهاست توى ذهنم اين است كه در يادداشتهايم يازده تا است ولى الان چون بنا نداشتم اين بحث را بگويم هفتاش توى ذهنم مانده چهارتايش يادم رفته يك و دو و سه و چهار و پنج و آهان اين شش را پنجش كنيد پنج و شش، پنجتايش يادم رفته حالا خوب است پنجتايش يادم رفته يك كسى مىگفت امام صادق فرمود دو چيز حافظه را كم مىكند يكىاش را راوى يادش رفته يكىاش را هم من يادم رفته گفت خواب پس هى چى (خنده حضار) الان ملاك عزل و نصب چيه؟ اگر خدا نكرده خدا نكرده، خدا نكرده، خدا نكرده ملاك عزل اين باشد كه:
1- ملاكهاى (مفهوم نيست)... از ما است آن چهارده كه از ما، جُناحبندى كه شد ناروا است فاميلى، از بستگان است، قرآن هيچ خويش و قومى چيز نمىكند بابا نون و نمك خوردهايم وابسته هستيم. سفارش شده پدرش بوده، اينها زور گفته با زور آمده اين را گرفته رودر بايستى داريم اگر خدا نكرده خدا نكرده اگر مىگويم هست يا نيست هيچ قضاوتى ندادم البته بعضى جاها هست اگر يك كسى مسئوليت گرفت بخاطر اينكه از جناح ما است اين شرك است شرك يعنى چه 209 مرتبه توى قرآن گفته «دون اللّه»، «دون اللّه و دونه» يعنى اگر غير از خدا چيز ديگرى را حساب كنيد شرك است اگر 99 درصد لياقت دارد ولى 1 درصد هم بخاطر اينكه اين با ما است اگر از اين باشد كه چون اين از ما است سراغ غير خدا رفتند چون از بستگان است چون به ما وابستگى، يعنى چون من به او وابستهام بالاخره اين، يك وقتى به من وام داده حالا بهش وام بدهيم يك وقتى نان و نمكش را خورديم اين حرفها نيست يك عمرى حضرت موسى نان و نمك فرعون را خورد آخرش هم نمكگير نشد فرعون را انداخت توى دريا غرقش كرد همين كه فرعون توى دريا غرق شد يعنى چه يعنى نمكگير نشو حالا يك بسته ترياك دهنت گذاشته ديگر حالا وابسته شدى ديگر حالا نونش را آجر نكنيم خوب تو كه مىفهمى چند كيلو چند كيلو طلا ببخشيد ترياك حمل ونقل مىكند خوب تلف كن لوش بده بگو بگيرنش مىدانى آخر ايشان توى عروسى براى دخترمان يك پتو آورده آخر براى ابوالفضل شب تاسوعا ده تا كيسه برنج داد به خاطر اينكه ده تا كيسه برنج روز تاسوعا داده دوتا هزار تا جوان هم ترياكى و هروئينى كند به خاطر ده تا كيسه برنج ابوالفضل كاريش... اين حرفها نيست نمكگيرش اين نمكگيرش... سفارش شده اگر خدايى نكرده روى اينها باشد پدرش بوده خوب حالا اگر يك جايى بنده مسجدى مىسازم وصيت مىكنم بعد از من پسرم نماز بخواند ولى مردم منطقه پسر من را قبول ندارد پسر من مىرود توى مسجد با ده نفر كه اگر پسر من نباشد مسجد پر مىشود ما بايد اينجا سفارش وصيّت آقا را نگه داريم با ده نفر نماز جماعت ده نفرى يا اين وصيت را بگذاريم كنار مسجد را پرش كنيم بايد استفاده كنيد از مراجع، خيلى وصيتها مزاحم كار است و لذا وصيت نكنيد كى بعد از ما نماز بخوانيد بگوييد هر كس كه مردم قبولش دارند گاهى وقتها بخاطر بعضى از وصيتها مسجدهاى مهم جمعيتش بگوييد كم است بخاطر اينكه آقا وصيت كرده خوب چرا ما به خاطر وصيت «يصدّون عن سبيل اللّه» بشويم مسجد راه خانهى خدا خلوت شود به خاطر وصيت من، سفارش شده حالا سفارش يا زنده يا مرده، ممكن است سفارشش وصيت باشد بعد از مرگش پس ببين اينها ملاكهاى ناروا است اينها ملاكهاى قرآن است
-
مدیریت کل سایت
تقسيم كارها ميان زن و مرد
خوب ديگر درسهايى كه از اين... عرض كنم به حضور شما كه زنان عفيف دنبال اينند كه كمتر از خانه بروند بيرون آخر بعضى زنها مىگويند پول بده خودمان بخريم خانم تو خانم باش شوهرت بخرد مديريت داخل براى تو يك بار حضرت امير و حضرت زهرا آمدند پهلوى رسول خدا براى تقسيم كار گفتند يا رسول اللّه برنامهى خانه را تو بده فرمود هر چى كار بيرون خانه است على انجام بدهد زهرا دخالت نكن هر كارى هم توى خانه هست مرد دخالت نكند مرد مىآيد و مىگويد كه پرده را از اينجا... بابا ولش كن هر جورى مىخواهد پرده را بزند آقا نمىدانم فرش را از اينور بينداز هر جورى خانم مىخواهد بيندازد آقا نمىدانم اين كار را بكن اين غذا را بپز اين رقم بدوز اين رقم... بگذار توى خانه تصميم را خانم بگيرد مردها هستند نه مىگويند ببخشيد اين چاى را ببر براى من آب جوش بيار نه كانادا را ببر پپسى بيار پپسى را ببر كوكا بيار نه سفره را از اينور بينداز بابا ولش كن توى ريز مسائل دخالت مىكنند گاهى هم مرد، زنها توى ريز مسائل دخالت مىكنند كه آقا از اين قصاب گوشت نگير از آن بگير از اين خيابان برو از اين يك مقدارى به هم خوشبين باشند و كارها را تقسيم كنند خود زن پيشنهاد كرد كه اين مرد را بگير كه ما چوپانى نكنيم يعنى زنان عفيف هر چى عفتش بيشتر است سعى مىكند كمتر از خانه بيايد بيرون كار هم، ار نيست عرض كنم به حضور جنابعالى كه برويم سراغ آيهى بعد اما زمان كار كيه مادر اسلام از كارافتادگى داريم بازنشستگى نداريم انسان تا جان دارد بايد كار بكند بگو پس اين قانون بازنشستگى چيه اين يك چون قرارداد بستيم به خاطر قرارداد بازنشسته مىشويم چون ما از اول با دولت قرارداد بستيم كه ما يك مقدارى از حقوقمان كم كنند در عوض بعد از سى سال، چون قرارداد سيستم به خاطر قرارداد مىرويم توى خانه مىنشينيم اما انسان تا نفس دارد بايد كار بكند ما از كارافتادگى داريم مراجع تقليد ما اكثراً بعد از هفتاد سالگى كارشان شروع مىشود خدا به پيغمبر مىگويد «فاذا فرغت فانصب» وقتى فارغ شدى يك كار ديگر شروع كن «والى ربك فرغب» كار زمان ندارد براى كارگر اسلام خيلى حقوق قايل است اول به كارگر فشار نياوريم يك، قبلى از آنى كه عرقش خشك بشود حقوقش را بدهيم دو البته اين حرفهايى كه مىزنم يك عده هم پاى تلويزيون مىگويند آقاى قرائتى چى چى دارى توى تلويزيون مىگويى چهار ماه است حقوق ما كارگرها را ندادند
-
مدیریت کل سایت
رعايت اولويّت در تنظيم بودجه
حالا اينجا يك فضولى هم بكنم نخير فضولى نمىكنم حرف حق مىزنم هيچى هم فضولى نيست «بسم اللّه» با جرئت هم مىگويم «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» سازمان مديريت و برنامه و بودجه بايد يك ستاد بحران بسازد كه اگر يك باريك بحرانى پيش آمد بتواند بودجه جايى را جابه جا كند شايد هم داشته باشد من خبر ندارم مثلاً بودجه مىدهند براى استخر سرپوشيده بعد مىبينيم يك جايى يك نياز واجب واجب واجب پيش آمد كه به... استخر هم لازم است استخر لازم لازم، اما از استخر لازمتر هم داريم اگر يك حادثهاى پيش آمد توى آن ستاد بحران بنشينيد بگويند اين بودجه را از اينجا جابه جا كنيد ما الان اگر پولى خرج عطسه شد خواسته باشيم خرج سرفه كنيم تخلف ادارى است مىآيند مىگيرندمان، بابا يك ستاد بحران بنده توى نهضت سوادآموزى مىگويم «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» بنده رئيس نهضت هستم الان صلاح اين است كه اين بودجه از اينجا جابه جا بشود پيشنهادم را بروم و بگويم دليلم را بگويم در ادارهى سازمان مديريت برنامه و بودجه بياند طبق استدلال ما پولها را جابه جا كنند چون توى مملكت ما بسيارى پولهايى خرج مىشود كه واجبترين مستحب هم نيست و بسيارى از جاهايى كه مثلاً ما شايد دهها هزار مدرسه داشته باشيم مدرسههاى كوچولو كه دستشويى ندارد بچهى مظلوم صبح مىآيد كه برود كلاس تا ظهر ادرارش را نگه مىدارد ظهر مىرود خانه ادرار مىكند آنوقت در همان استان مثلاً فرض كنيد كه براى چمن براى نمىدانم فرض كنيد كه بدنسازى براى نمىدانم زمين اسكى براى چى يك كارهايى كه حالا آنها هم مفيد است به شرطى است كه بچهها اوليات زندگىشان باشد و بله بايد آدم كارهايش برنامهريزى داشته باشد اما يك ستاد بحران هم بايد داشته باشيم كه با يك برنامهريزى دنبال منطق جابهجا كنيم بنده بايد غازم را درست بخوانم اما تا يك حادثهاى پيش آمد مىگويد «قياما» فوراً مىگويد «وقعوداً» بينش يك نماز بخوان صلاح نيست بايستى نمىتوانى بايستى بعد مىگويد نمىتوانى بنشينى «وعلى جنوبهم» قرآن مىگويد «قياماً وقعوداً وعلى جنوبهم» يعنى ايستاده نشسته، خوابيده، حالا، اگر همه بسيج شويم الآن جنگ نيست چقدر نيروهاى ما توى پادگان مىتوانند يك حركتى انجام بدهند مشكل مسكن را حل كنيم آقا هر سربازى به جاى مثلاً يك سال، دو سال مثلاً فرض كنيد كه يك ماه دو ماه سه ماه چهار ماه مثلاً كمتر بيشتر اين كار را بكند ما بسيارى از مشكلاتى كه نيروى انسانى مىخواهد مىتوانيم از پادگانها حل كنيم خيلى كارها را كارهاى كلان را مىشود با يك تسمههايى زير و رو كرد به هر حال به من چه كه اين حرفها را مىزنم ولى دلم مىسوزد با چشمهاى خودم مىبينم جاهايى كه واجب است واجب است زمين مانده و چيزهايى كه نه واجب است نه مستحب پول خرجش مىشود ما در مملكتمان افرادى بودند بيست سال اذان مىگويند كسى يك قرون به اينها نداد. يك پيراهنى يك كت شلوارى بيست سال هم است اذان مىگويد يك افطارى كسى به اينها نداده بعد هم يك بودجهاى مىآورند براى مثلاً فلان مسأله كه هر چى فكر مىكنى اين واجب بود نه مستحب بود نه نياز جامعه بود نه يك اسمى رويش مىگذارند بودجه را اختصاص مىدهند بخور بخور راه مىاندازند اجمالاً انشاءاللّه عرض كنم به حضور جنابعالى كه چون بيتالمال هست بايد دو تا سه تا اسلامشناس عادل متقى چند تا كارشناس قوى با يك ستاد بحران باشد كه اگر رئيسى وزيرى وكيلى خودش آمد گفت فعلا ما به جاى اين، اين كار را بكنيم بتواند اين چيزها را جابه جا كند تا انشاءاللّه اولويتها فراموش نشود.
-
مدیریت کل سایت
تفسير سوره قصص (10)
حيا در رفتار و حركات
رعايت آداب شرعى در دعوت
فرار از حرام، زمينه رزق الهى
قدردانى از خدمات مردم
رعايت احكام در برخورد با نامحرم
حيا در رفتار و حركات
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»
اللّهم صل على محمد و آل محمد الهى انطقنى بالهدى والهمنى التقوى
تفسير سوره قصص را مىگفتيم رسيديم به آيه 25 موضوع تفسير سوره قصص آيه 25 فرعون مىخواست موسى را بگيرد موسى از منطقه در رفت و وارد شهر مدين شد ديد جمعيت چوپان ميش و بز و گوسفندشان را آب مىدهند دو تا دختر هم كنار ايستاده است با اينكه خودش گرسنه بود و جوان غربى بود و فرارى اما رفت پهلوى دو تا دختر به آنها گفت خانمها چرا اينجا ايستادهايد «ما خطبكما» مشكل شما چيه گفتند ما پدر پيرى داريم نمىتواند چوپانى كند ما دو تا دختر چوپانى مىكنيم آمدهايم بزهايمان را آب بدهيم لب چشمه شلوغ است براى اينكه تنه ما به تنه مردها نخورد كنار ايستادهايم مردها كه تمام شد ما مىرويم بزغالههايمان را آب بدهيم موسى بزهاى اينها ميشها و گوسفندهاى اين دوتا دخترها را گرفت آمد ميش و گوسفند را آب داد و تحويل دخترها داد و رفت كنار درخت گفت خدايا مىدانى گرسنهام و فرارى جوان انقلابى فرارى حكومت مىخواهد من را بگيرد از منطقه در رفتهام حالا به كمكى كه به دخترها كرديم نمىدانم دخترها كى هستيد يك تكه نان باشد ما بخوريم حضرت شعيب كه پدر دخترها بود ديد دخترها زودتر از هر روز آمدهاند به خانه پرسيد امروز چرا زود آمدهايد به خانه گفت ما كنار ايستاده بوديم كه مردها خلوت بشوند بعد نوبت زنها بشود يك جوانى آمد كمكمان كرد و لذا چون كمكمان كرد امروز زودتر آمدهايم به خانه پدر اسم پدرچى بود حضرت شعيب به دختر گفت برو به آن جوان بگو بيابد مهمانمان شود حالا تا اينجا قصه «فجاءَتة جاءَ» بلد هستيد يعنى چه «جاءَته» دختر آمد پهلوى موسى «فجاءتهُ احدنهما» يكى از اين دخترها آمدند «تمشى»، «مشى» حركت مىكرد «على استحياء» روى حيا يكى از اين دخترها خيلى با عفت و حيا آمد پهلوى اين جوان «قالت» گفت «أنّ ابى» به درستى كه پدرم «يدعوك» دعوت مىكند تو را «ييجزيك» جزا بدهد مىخواهد پولت بدهد چى «أجر» اجر و پاداش «ماسقيت» آن كه سقايى براى ما كردى تو براى ما سقايى كردى چون براى ما سقايى كردى ميشها را آب دادى بابايم مىگويد بيا خانه پولت بدهيم «فَلما جاءَهو» پس همين كه «جاءَهو» موسى آمد پهلوى شعيب «وقَص عليه القصص» قصه خودش را نقل كرد گفت من تحت تعقيب هستم «قال لاتخف» شعيب پيغمبر پيرمرد گفت «لاتخف» خوف نداشته باش «نجوت من القوم الظلمين»، «نجوت» نجات پيدا كرديم «من القوم الظلمين» از قوم ظالم نجات پيدا كرديم آدم فكر مىكند اين تاريخ است اما ببينيد چقدر نكته در اين است.
1- اول درس به دخترها مىدهد دخترهاى توى خيابان توى كوچه حيا با حيا راه بروند «تمشى»، «مشى» يعنى راه رفتن «استحياء» يعنى حيا درس اول درسها.
1- حركت زنان و دختران با حيا باشد حيا چيز خوبى است البته بعضى از حيا، حياى عقل است خوب است بعضى از حياها احمقى، حديث داريم «الحباءُ حياءان» حديث داريم حيا دو جور است «الحياء حياء ان» يعنى حيا دو رقم است «حياءُ عقلٍ» بعضى از حياها مال عقل است «حياءُ حمقٍ» بعضى حياها از احمقى است حياى احمقى يعنى چه يعنى مىگوييم برو بپرس مىگويد خجالت مىكشم چرا خجالت مىكشى كسى كه چيزى را بلد نيست خجالت مىكشد بپرسد اين حيا احمقى است خيلى با شهامت بگو «بسم اللّه الرحمن الرحيم» اينجانب محسن قرائتى سرم نمىشود بلد نيستم همچين بگو بلد نيستم كه جگر طرف حال بيايد راحت بگو بلد نيستم «قل» به پيغمبر بگو «ان ادرى» بگو من بلد نيستم «لااعلم الغيب» من بلد نيستم بلد نيستم خيلى جاها بلد نبودن ارزش است خيلى از جاها نداشتن ارزش است حضرت على (عليه السلام) جاى پيغمبر خوابيد و نمىدانست مىكشنش يا نمىكشنش همين نداشتن براى على (عليه السلام) ارزش است اگر حضرت على بداند كه جاى پيغمبر بخوابد كه كارى بهش ندارد ممكن آقا اجازه بده من هم مىخوابم تو قول بده كه كارى به من ندارد خوب من هم مىخوابم اينجا هنر به اين است كه آدم بخوابد و نداد بعضى جاها ندانستن ارزش است اينجا از حالى كه نمىدانم ارزش است درس اول زن توى خيابان بايد با حيا باشد به نفع خودش است هر چى پرده حيا كنار برود در دسترس گول خوردن بيشترى است
-
مدیریت کل سایت
رعايت آداب شرعى در دعوت
بدون دعوت خود را مهمان نكنيم «ان ابىَ يدعوك»، «ان ابى» اول از «ان ابى» بابام دعوتت كرده است يعنى دعوت مردها از مردها، زنها از زنها دختر نمىگفت اين بيايد منزل ما گفت بابايم مىگويد بيا مرد را مرد بايد دعوت كند، زن را زن بايد دعوت كند در مهمانىها درست نيست مرد به زن مردم بگويد تشريف بياوريد به خانه ما يا زن مردم به مرد بگويد بياييد تشريف بياوريد به خانه ما زن از زن دعوت كند مرد از مرد اينجا موسى مرد است مرد از آن مىگويد «ان ابى يدعوك» بابايم مىگويد بيا پس درس دوم مرد از مرد دعوت كند زن از زن دعوت كند از كجا در آوردى مىگويد «ابى»، «ابى يدعوك» بابايم دعوتت كرد.
3- بىدعوت به جايى نرويم بدون دعوت نرويم قرآن مىگويد «يدعوك» دعوتت مىكند حديث داريم 8 جا بزن توى سر خودت محكم بكوب توى سر خودت يك جورى كه بىدعوت جايى رفتى و به شما توهين شد «لايلو من الانفسه» يعنى خودت را ملامت يعنى كسى را جز خودش ملامت نكند چرا بىدعوت رفتى يك جا گوش مىايستى مىگويند آقا گوش واى نايستا گوشى را بگذار زمين برويد كنار از اتاق برويد بيرون مگر در اسلام سانسور داريم «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بله قرآن مىگويد بله ما اينجا سانسور داريم كدام آيه، آيه اين است «لاتسئلو عن اشياء ان تبدلكم تسئوكم» خيلى از چيزها است كه «ان تبدلكم» اگر روشن بشود «تسؤكم» خيلى چيزها است كه اگر روشن بشود براى جامعه مضّر است بعضى جاها بايد مسئولين سانسور كنند مثلاً مسئول سيلوها مىآيد توى تلويزيون مىگويد توجه توجه ما در سيلوها بيش از هفت روز گندم بيشتر نداريم اگر اين خبر را نقل كند همين امروز نان و ابىها بزن به كشت مىشود اين جا هم حتى يك روز گندم توى سيلو هست كسى نبايد لازم نيست همه اخبار را همه مردم بدانند اگر دكتر به مريض بگويد آقا شما 2 روز بيشتر زنده نيستى حالا سكته مىكند قرآن مىگويد چيزهايى كه اگر مردم بدانند فساد است اينها نقلاش جايز نيست عكسبردارى از اين منطقه ممنوع است درست است به خصوص در مسائل نظامى رازدارى اصل است قوّههاى مسلح حتى آن وقتى كه كم هستند بايد وانمود كنند كه زياد هستند حضرت در جبهه به آشپز گفت 10 تا ديگ بار بگذار آشپز مىگويد آقا يك ديگ كافى است فرمود 10 تا ديگ بار بگذار در فاصلههاى مختلف 9 تاى از آن را آب خالى بريزد در آن ولى زير آن را روشن كن تا آب خالى جوش بيايد 1 تاى آن آبگوشت 9 تاى آن آب جوش گفت آقا
مىخواهيم چه كنيم 10 تا ديگ آب فرمود تاريكى ديدبان دشمن ما را مىبيند اگر يك ديگ بار بگذاريم مىگويند جمعيت اينها كم است جرأت پيدا مىكنند، بايد آرايش نظامىمان جورى باشد كه دشمن از ديگ خالى ما هم حساب ببرد لازم نيست آدم همه چيزها را بگويد دروغ گفتن حرام است راست گفتن واجب است نيست كه آدم هر چيزى را راست بگويد بدون دعوت جايى نرويم مسئله ديگر
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن