صفحه 12 از 12 نخستنخست 123456789101112
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 117 , از مجموع 117

موضوع: درسهایی از قران

  1. #111
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض از حيا و ضعف زنان سوء استفاده نكنيم



    دوم اينكه از حيا و ضعف زنان سوء استفاده نكنيم بالاخره زن لطيف است حيا دارد خجالتى است مردها سوء استفاده مى‏كنند مى‏گويند حالا كه اينها دخترند پس ما برويم خوب يك مرد باشد به اينها بگويد خيلى خوب اينها هم آدمند چرا اين دو تا بايد كنار بايستند چرا هميشه بايد زنها را بعد از مردها شام بدهند چرا هميشه نمى‏دانم زنها بايد چنين باشد چنان باشد اين خيلى وقتها از سكوت زنها از حيا و عفت زنها استفاده مى‏شود حتى توى مسجدهاى ما، توى مسجدهاى ما گاهى وقتها سمت مردها قالى است سمت زنها موكت است سمت مردها 5 تا بخارى است سمت زنها 2 تا بخارى است اين از مردها از سوء استفاده، اسلام به زن خيلى احترام قايل شده است به مرد كوثر نگفته ولى به زهرا گفته كوثر «انا اعطيناك الكوثر» حديث داريم مرد چيزى مى‏آورد در خانه اول بدهد به دختر پيغمبر اسلام به زهرا كه مى‏رسيد مى‏گفت: «فداها ابوها» بابايت قربانت برود نه اين قربانت بروم عاطفى بود آخه ما كه مى‏گوييم قربانت بروم اين بچه‏مان است بخاطر بچه نه بخاطر عاطفى نبود بخاطر كمالات بود وگرنه پيغمبر مى‏گويد «تبت يدا ابى‏لهب» خدا مرگش بدهد عمويم را، خيلى مسأله‏ى عاطفى نيست پسر نوح از نوح نبود «مسلمان منّا اهل البيت» كمالات زهرا بود از حيا و سكوت زن سوء استفاده نشود خوب، دختران پيغمبر هم چوپانى مى‏كنند پيغمبر پدرشان كى بود امتحان هوش حضرت شعيب دختر پيغمبر... گاهى وقتها به يك دختر مى‏گويند من مگر خونه‏ى بابام كار مى‏كردم من آقا جونم، آقا جونم، هى آقا جون آقا جون راه مى‏اندازد بابا دختر پيغمبر كار مى‏كرد

  2. #112
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض مفاسد اختلاط زن و مرد در جامعه



    ما اسلام را مى‏گذاريم كنارها خلاص ما دور اسلام را خط كشيديم خوب شد به عنوان دو تا آدم مى‏خواهيم با هم حرف بزنيم انسان كار به مسلمانى نداريم پس گيرم خداى ناكرده مسلمان نيستيم ببينيد اين چشم‏ها باز است اگر ما بى‏بند و بارى را توسعه بدهيم بى‏بند و بارى، دخترهامون هر جورى خواستند بيايند بيرون بالاخره اين چشم‏ها به اينها نگاه مى‏كنند شد نگاه كه كرد ميل پيدا مى‏كند هوس است، هوس و ميل خوب نتيجه‏اش چى مى‏شود اسلام را گذاشته‏ايم كنار را فرض كنيد اصلاً ما مسلمان نيستيم دنبال هوس سراغ مى‏رويم.

    1- يك سوء قصد يك برنامه مى‏ريزيم كه حالا مثلاً چه كنيم... (نوار ناقص است دقيقه‏ى 30) دنبال سقط جنين گاهى فرار از خانه پيش مى‏آيد گاهى خودكشى پيش مى‏آيد، گاهى طرف حمله مى‏كند ديگر كشى به اون حمله مى‏كند ديگركشى پيش مى‏آيد دنبال اين امر از مقاربتى پيش مى‏آيد كه امروز مسئله‏ى ايدز مطرح است، دنبال اين دلهره براى پدر و مادرهاى آبرو را در پيش مى‏آيد، دنبال اين ضرر علمى پيش مى‏آيد دختر و پسرى كه دنبال هوس باشند توى دبيرستان باشند يا توى دانشگاه وقتى فكرشان متمركز نيست پخش مى‏شود يعنى دختر دارد مطالعه مى‏كند پسر دارد مطالعه مى‏كند يك دختر مى‏آيد از بقلش مى‏رود اين هم چشم‏چرانى مى‏كند آهى مى‏كشد باز يكى از اين ورش مى‏آيد و مى‏رود هيچى مثل آدمى كه پول ندارد دكان كبابى دود كباب هى آه مى‏كشد خوب برو تو كه پول ندارى چرا وايساده‏اى دود بو مى‏كنى به هر حال اين مسئله‏ى ضرر علمى پيش مى‏آيد دنبال هوس عرض كنم به حضور شما كه آمار طلاق بيشتر مى‏شود خيلى از مردها كه خانم‏هايشان را طلاق مى‏دهند به خاطر اينكه ولنگ و وارى زياد مى‏شود خانمش نمره‏ى 16 به اين كه نمره‏ى 18 است يك برنامه مى‏ريزد مى‏آيد توى خانه بهانه مى‏گيرد بسيارى از زنهايى كه زنشان را طلاق مى‏دهند علاقه به يك زن بى‏بند و بار شدند اينها هيچ كدام قال الصادقى نيست اينها اينطور نيست كه توى روايت باشد آمار طلاق زياد شده ضرر علمى، ضرر مالى، مفاسد اقتصادى بالاخره وقتى مى‏خواهد به هدف برسد پول مى‏خواهد هوس كه مفت نمى‏شود پول از كجا پيدا كند از دلال هروئين تا پاك كردن برف پاك كن ماشين خلاصه دست خودش را به آب و آتش مى‏زند كه پولى پيدا كند كه دنبال هوس برود ببينيد مفاسد اقتصادى آمار طلاق ضرر علمى دلهره بردى پدر و مادرها، امراز مقاربتى و مسأله ايدز كه مى‏گويند ديگركشى خودكشى فرار، سقط، زنها اولاد حرام‏زاده را نگفتند، اولاد حرام زاده، بچه‏هاى سرراهى كدام‏هايش را مى‏توانيد هاشا كنيد واقعاً چشمها باز نيست ترويج بى‏بند و بارى نيست اگر ما بكنيم اين چشم‏ها نگاه نمى‏كند نگاه كرد هوس پيدا نمى‏كند دنبال هوس اين مفاسد پيش نمى‏آيد به كجا مى‏انديشيم مى‏خواهيم مثل كى شويم همه‏پرسى كرده بودند من كشورهاى غرب زياد رفته‏ام همه‏پرسى كرده بودند در يكى از كشورها حالا اسمش را شايد سلاح نباشد كه بگويم گفتند هشتاد و ما گير پتروشيمى و اتم و مترو، كشتى و هواپيما و گير هيچى نيستيم فقط نظام خانواده توى مملكت ما گسسته است 85 درصد از مردم اون كشور اروپايى كه من رفتم همان ايامى كه رفتم ايام همه‏پرسى بود 85 درصد مشكل ما اين بود كه نظام خانواده از هم گسسته است كجا مى‏رويم برادرها نگاه نكنى خواهرها خودتان را حفظ كنيد شما دختر فاطمه زهرا هستيد دختر اميرالمؤمنين هستيد تك تك دخترها دختر اميرالمؤمنين هستند «ملة ابيكم ابراهيم» ما دختر حضرت ابراهيم هستيم پسر ابراهيم هستيم «انا و على ابوا هذا الامه» شما دختر حضرت مهدى هستيد خودتان را حفظ كنيد مى‏خواهيد دل كسى را خوش كنيد چشمهاى هوس باز اگر امر اين است كه حضرت مهدى را راضى كند يا آدمهاى هوس باز را بهتر است كه حضرت مهدى را راضى كند نگاه نكنيم جوآنهارا به گناه وادار نكنيم از زهرا ياد بگيريم روز زن روز مادر اين هفته‏ى خجسته را تبريك مى‏گويم اميدوارم دخترهاى ما خودشان را بيشتر حفظ كنند پسرها هم خودشان را بيشتر حفظ كنند اين مسئله‏ى ازدواج هم بايد حل بشود هم ازدواج دائم بايد مشكلش حل بشود هم ازدواج موقت بايد قانونش درست بشود راههاى طبيعى اسلام را ما بن بست زده‏ايم راههاى فساد توسعه پيدا كرده بچه اگر وقتى غذا بخواهد مادرش شير و بيسكويتش ندهد مى‏رود گل مى‏خورد اين حق، حق است انسان اين مسئله‏ى ازدواج مسئله‏ى جدى است و ما بايد تمام پولهايى كه خرج تهاجم فرهنگى مى‏كنيم خرج نماز و ازدواج كنيم چون دو روزنه هست كه جوانها از بين مى‏روند غفلت، شهوت داروى غفلت نماز است داروى شهوت ازدواج است اينقدر گير ندهيد.

  3. #113
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض قدرت و امانت دو شرط مسئوليّت



    «خير من استئجرت القوى الا...» دختران شعيب گفتند اين موسى را بگير براى چوپانى در گزينش دو تا رتبه دارد هم تعهد دارد هم تخصص، قوى است توانمند است و امين است بعضى‏ها قوى هستند امين نيستند بعضى‏ها امين هستند چى، قوى نيستند آن يكى خر داشت پالونش نبود، چون كه پالون يافت خر ديگر نبود، كرمداران عالم را دَرَم نيست، درم داران عالم را كرم نيست، يكى دو تا پس بود يكى‏اش كمال بود يكى‏اش جمال، مى‏گفت جمال را كمالى نيست و كمال را جمالى نيست: نون دارد دندان ندارد دندان دارد نان ندارد، هيچ وقت كارهاى دنيا جور در نمى‏شود.

    ملاك عزل و نصب، ملاكهاى عزل و نصب در قرآن:

    1- علم «هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون»

    2- سابقه «والسابقون السابقون، اولئك المقربون»

    3- تقوا «ان اكرمكم عنداللّه اتقكم»

    4- هجرت «والذين امنوا ولم يهاجروا مالكم من ولايتهم من شى» اينهايى كه ايمان ولى هجرت نمى‏كنند هيچ مسؤليتى بهشان نده چون رفاه طلبند هميشه مى‏خواهند در شهرهاى بزرگ و مرفه زندگى كنند «امنوا» ولى «ولم يهاجروا» ايمان دارد هجرت نمى‏كند «مالكم من ولايه من شى» براى شما هيچ رقم سرپرستى نبايد اين مسئوليت به عهده بگيرند چون اينها «اخلد الى الارض»اند به زمين چسبيده‏اند هجرت، قدرت، همين آيه «القوى الامين» عمارت، «ان خير من اسئجرت القوى الامين» همين آيه، اينها يك سرى ملاكهاست توى ذهنم اين است كه در يادداشتهايم يازده تا است ولى الان چون بنا نداشتم اين بحث را بگويم هفتاش توى ذهنم مانده چهارتايش يادم رفته يك و دو و سه و چهار و پنج و آهان اين شش را پنجش كنيد پنج و شش، پنج‏تايش يادم رفته حالا خوب است پنج‏تايش يادم رفته يك كسى مى‏گفت امام صادق فرمود دو چيز حافظه را كم مى‏كند يكى‏اش را راوى يادش رفته يكى‏اش را هم من يادم رفته گفت خواب پس هى چى (خنده حضار) الان ملاك عزل و نصب چيه؟ اگر خدا نكرده خدا نكرده، خدا نكرده، خدا نكرده ملاك عزل اين باشد كه:

    1- ملاكهاى (مفهوم نيست)... از ما است آن چهارده كه از ما، جُناح‏بندى كه شد ناروا است فاميلى، از بستگان است، قرآن هيچ خويش و قومى چيز نمى‏كند بابا نون و نمك خورده‏ايم وابسته هستيم. سفارش شده پدرش بوده، اينها زور گفته با زور آمده اين را گرفته رودر بايستى داريم اگر خدا نكرده خدا نكرده اگر مى‏گويم هست يا نيست هيچ قضاوتى ندادم البته بعضى جاها هست اگر يك كسى مسئوليت گرفت بخاطر اينكه از جناح ما است اين شرك است شرك يعنى چه 209 مرتبه توى قرآن گفته «دون اللّه»، «دون اللّه و دونه» يعنى اگر غير از خدا چيز ديگرى را حساب كنيد شرك است اگر 99 درصد لياقت دارد ولى 1 درصد هم بخاطر اينكه اين با ما است اگر از اين باشد كه چون اين از ما است سراغ غير خدا رفتند چون از بستگان است چون به ما وابستگى، يعنى چون من به او وابسته‏ام بالاخره اين، يك وقتى به من وام داده حالا بهش وام بدهيم يك وقتى نان و نمكش را خورديم اين حرفها نيست يك عمرى حضرت موسى نان و نمك فرعون را خورد آخرش هم نمك‏گير نشد فرعون را انداخت توى دريا غرقش كرد همين كه فرعون توى دريا غرق شد يعنى چه يعنى نمك‏گير نشو حالا يك بسته ترياك دهنت گذاشته ديگر حالا وابسته شدى ديگر حالا نونش را آجر نكنيم خوب تو كه مى‏فهمى چند كيلو چند كيلو طلا ببخشيد ترياك حمل ونقل مى‏كند خوب تلف كن لوش بده بگو بگيرنش مى‏دانى آخر ايشان توى عروسى براى دخترمان يك پتو آورده آخر براى ابوالفضل شب تاسوعا ده تا كيسه برنج داد به خاطر اينكه ده تا كيسه برنج روز تاسوعا داده دوتا هزار تا جوان هم ترياكى و هروئينى كند به خاطر ده تا كيسه برنج ابوالفضل كاريش... اين حرفها نيست نمك‏گيرش اين نمك‏گيرش... سفارش شده اگر خدايى نكرده روى اينها باشد پدرش بوده خوب حالا اگر يك جايى بنده مسجدى مى‏سازم وصيت مى‏كنم بعد از من پسرم نماز بخواند ولى مردم منطقه پسر من را قبول ندارد پسر من مى‏رود توى مسجد با ده نفر كه اگر پسر من نباشد مسجد پر مى‏شود ما بايد اينجا سفارش وصيّت آقا را نگه داريم با ده نفر نماز جماعت ده نفرى يا اين وصيت را بگذاريم كنار مسجد را پرش كنيم بايد استفاده كنيد از مراجع، خيلى وصيتها مزاحم كار است و لذا وصيت نكنيد كى بعد از ما نماز بخوانيد بگوييد هر كس كه مردم قبولش دارند گاهى وقتها بخاطر بعضى از وصيتها مسجدهاى مهم جمعيتش بگوييد كم است بخاطر اينكه آقا وصيت كرده خوب چرا ما به خاطر وصيت «يصدّون عن سبيل اللّه» بشويم مسجد راه خانه‏ى خدا خلوت شود به خاطر وصيت من، سفارش شده حالا سفارش يا زنده يا مرده، ممكن است سفارشش وصيت باشد بعد از مرگش پس ببين اينها ملاكهاى ناروا است اينها ملاكهاى قرآن است

  4. #114
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض تقسيم كارها ميان زن و مرد



    خوب ديگر درسهايى كه از اين... عرض كنم به حضور شما كه زنان عفيف دنبال اينند كه كمتر از خانه بروند بيرون آخر بعضى زنها مى‏گويند پول بده خودمان بخريم خانم تو خانم باش شوهرت بخرد مديريت داخل براى تو يك بار حضرت امير و حضرت زهرا آمدند پهلوى رسول خدا براى تقسيم كار گفتند يا رسول اللّه برنامه‏ى خانه را تو بده فرمود هر چى كار بيرون خانه است على انجام بدهد زهرا دخالت نكن هر كارى هم توى خانه هست مرد دخالت نكند مرد مى‏آيد و مى‏گويد كه پرده را از اينجا... بابا ولش كن هر جورى مى‏خواهد پرده را بزند آقا نمى‏دانم فرش را از اين‏ور بينداز هر جورى خانم مى‏خواهد بيندازد آقا نمى‏دانم اين كار را بكن اين غذا را بپز اين رقم بدوز اين رقم... بگذار توى خانه تصميم را خانم بگيرد مردها هستند نه مى‏گويند ببخشيد اين چاى را ببر براى من آب جوش بيار نه كانادا را ببر پپسى بيار پپسى را ببر كوكا بيار نه سفره را از اين‏ور بينداز بابا ولش كن توى ريز مسائل دخالت مى‏كنند گاهى هم مرد، زنها توى ريز مسائل دخالت مى‏كنند كه آقا از اين قصاب گوشت نگير از آن بگير از اين خيابان برو از اين يك مقدارى به هم خوش‏بين باشند و كارها را تقسيم كنند خود زن پيشنهاد كرد كه اين مرد را بگير كه ما چوپانى نكنيم يعنى زنان عفيف هر چى عفتش بيشتر است سعى مى‏كند كمتر از خانه بيايد بيرون كار هم، ار نيست عرض كنم به حضور جنابعالى كه برويم سراغ آيه‏ى بعد اما زمان كار كيه مادر اسلام از كارافتادگى داريم بازنشستگى نداريم انسان تا جان دارد بايد كار بكند بگو پس اين قانون بازنشستگى چيه اين يك چون قرارداد بستيم به خاطر قرارداد بازنشسته مى‏شويم چون ما از اول با دولت قرارداد بستيم كه ما يك مقدارى از حقوقمان كم كنند در عوض بعد از سى سال، چون قرارداد سيستم به خاطر قرارداد مى‏رويم توى خانه مى‏نشينيم اما انسان تا نفس دارد بايد كار بكند ما از كارافتادگى داريم مراجع تقليد ما اكثراً بعد از هفتاد سالگى كارشان شروع مى‏شود خدا به پيغمبر مى‏گويد «فاذا فرغت فانصب» وقتى فارغ شدى يك كار ديگر شروع كن «والى ربك فرغب» كار زمان ندارد براى كارگر اسلام خيلى حقوق قايل است اول به كارگر فشار نياوريم يك، قبلى از آنى كه عرقش خشك بشود حقوقش را بدهيم دو البته اين حرفهايى كه مى‏زنم يك عده هم پاى تلويزيون مى‏گويند آقاى قرائتى چى چى دارى توى تلويزيون مى‏گويى چهار ماه است حقوق ما كارگرها را ندادند

  5. #115
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض رعايت اولويّت در تنظيم بودجه



    حالا اينجا يك فضولى هم بكنم نخير فضولى نمى‏كنم حرف حق مى‏زنم هيچى هم فضولى نيست «بسم اللّه» با جرئت هم مى‏گويم «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» سازمان مديريت و برنامه و بودجه بايد يك ستاد بحران بسازد كه اگر يك باريك بحرانى پيش آمد بتواند بودجه جايى را جابه جا كند شايد هم داشته باشد من خبر ندارم مثلاً بودجه مى‏دهند براى استخر سرپوشيده بعد مى‏بينيم يك جايى يك نياز واجب واجب واجب پيش آمد كه به... استخر هم لازم است استخر لازم لازم، اما از استخر لازم‏تر هم داريم اگر يك حادثه‏اى پيش آمد توى آن ستاد بحران بنشينيد بگويند اين بودجه را از اينجا جابه جا كنيد ما الان اگر پولى خرج عطسه شد خواسته باشيم خرج سرفه كنيم تخلف ادارى است مى‏آيند مى‏گيرندمان، بابا يك ستاد بحران بنده توى نهضت سوادآموزى مى‏گويم «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» بنده رئيس نهضت هستم الان صلاح اين است كه اين بودجه از اينجا جابه جا بشود پيشنهادم را بروم و بگويم دليلم را بگويم در اداره‏ى سازمان مديريت برنامه و بودجه بياند طبق استدلال ما پولها را جابه جا كنند چون توى مملكت ما بسيارى پولهايى خرج مى‏شود كه واجبترين مستحب هم نيست و بسيارى از جاهايى كه مثلاً ما شايد دهها هزار مدرسه داشته باشيم مدرسه‏هاى كوچولو كه دستشويى ندارد بچه‏ى مظلوم صبح مى‏آيد كه برود كلاس تا ظهر ادرارش را نگه مى‏دارد ظهر مى‏رود خانه ادرار مى‏كند آنوقت در همان استان مثلاً فرض كنيد كه براى چمن براى نمى‏دانم فرض كنيد كه بدنسازى براى نمى‏دانم زمين اسكى براى چى يك كارهايى كه حالا آنها هم مفيد است به شرطى است كه بچه‏ها اوليات زندگى‏شان باشد و بله بايد آدم كارهايش برنامه‏ريزى داشته باشد اما يك ستاد بحران هم بايد داشته باشيم كه با يك برنامه‏ريزى دنبال منطق جابه‏جا كنيم بنده بايد غازم را درست بخوانم اما تا يك حادثه‏اى پيش آمد مى‏گويد «قياما» فوراً مى‏گويد «وقعوداً» بينش يك نماز بخوان صلاح نيست بايستى نمى‏توانى بايستى بعد مى‏گويد نمى‏توانى بنشينى «وعلى جنوبهم» قرآن مى‏گويد «قياماً وقعوداً وعلى جنوبهم» يعنى ايستاده نشسته، خوابيده، حالا، اگر همه بسيج شويم الآن جنگ نيست چقدر نيروهاى ما توى پادگان مى‏توانند يك حركتى انجام بدهند مشكل مسكن را حل كنيم آقا هر سربازى به جاى مثلاً يك سال، دو سال مثلاً فرض كنيد كه يك ماه دو ماه سه ماه چهار ماه مثلاً كمتر بيشتر اين كار را بكند ما بسيارى از مشكلاتى كه نيروى انسانى مى‏خواهد مى‏توانيم از پادگانها حل كنيم خيلى كارها را كارهاى كلان را مى‏شود با يك تسمه‏هايى زير و رو كرد به هر حال به من چه كه اين حرفها را مى‏زنم ولى دلم مى‏سوزد با چشمهاى خودم مى‏بينم جاهايى كه واجب است واجب است زمين مانده و چيزهايى كه نه واجب است نه مستحب پول خرجش مى‏شود ما در مملكتمان افرادى بودند بيست سال اذان مى‏گويند كسى يك قرون به اينها نداد. يك پيراهنى يك كت شلوارى بيست سال هم است اذان مى‏گويد يك افطارى كسى به اينها نداده بعد هم يك بودجه‏اى مى‏آورند براى مثلاً فلان مسأله كه هر چى فكر مى‏كنى اين واجب بود نه مستحب بود نه نياز جامعه بود نه يك اسمى رويش مى‏گذارند بودجه را اختصاص مى‏دهند بخور بخور راه مى‏اندازند اجمالاً انشاءاللّه عرض كنم به حضور جنابعالى كه چون بيت‏المال هست بايد دو تا سه تا اسلام‏شناس عادل متقى چند تا كارشناس قوى با يك ستاد بحران باشد كه اگر رئيسى وزيرى وكيلى خودش آمد گفت فعلا ما به جاى اين، اين كار را بكنيم بتواند اين چيزها را جابه جا كند تا انشاءاللّه اولويتها فراموش نشود.

  6. #116
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض تفسير سوره قصص (10)



    حيا در رفتار و حركات
    رعايت آداب شرعى در دعوت‏
    فرار از حرام، زمينه رزق الهى‏
    قدردانى از خدمات مردم‏
    رعايت احكام در برخورد با نامحرم‏
    حيا در رفتار و حركات

    «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

    اللّهم صل على محمد و آل محمد الهى انطقنى بالهدى والهمنى التقوى

    تفسير سوره قصص را مى‏گفتيم رسيديم به آيه 25 موضوع تفسير سوره قصص آيه 25 فرعون مى‏خواست موسى را بگيرد موسى از منطقه در رفت و وارد شهر مدين شد ديد جمعيت چوپان ميش و بز و گوسفندشان را آب مى‏دهند دو تا دختر هم كنار ايستاده است با اينكه خودش گرسنه بود و جوان غربى بود و فرارى اما رفت پهلوى دو تا دختر به آنها گفت خانمها چرا اينجا ايستاده‏ايد «ما خطبكما» مشكل شما چيه گفتند ما پدر پيرى داريم نمى‏تواند چوپانى كند ما دو تا دختر چوپانى مى‏كنيم آمده‏ايم بزهايمان را آب بدهيم لب چشمه شلوغ است براى اينكه تنه ما به تنه مردها نخورد كنار ايستاده‏ايم مردها كه تمام شد ما مى‏رويم بزغاله‏هايمان را آب بدهيم موسى بزهاى اينها ميش‏ها و گوسفندهاى اين دوتا دخترها را گرفت آمد ميش و گوسفند را آب داد و تحويل دخترها داد و رفت كنار درخت گفت خدايا مى‏دانى گرسنه‏ام و فرارى جوان انقلابى فرارى حكومت مى‏خواهد من را بگيرد از منطقه در رفته‏ام حالا به كمكى كه به دخترها كرديم نمى‏دانم دخترها كى هستيد يك تكه نان باشد ما بخوريم حضرت شعيب كه پدر دخترها بود ديد دخترها زودتر از هر روز آمده‏اند به خانه پرسيد امروز چرا زود آمده‏ايد به خانه گفت ما كنار ايستاده بوديم كه مردها خلوت بشوند بعد نوبت زنها بشود يك جوانى آمد كمكمان كرد و لذا چون كمكمان كرد امروز زودتر آمده‏ايم به خانه پدر اسم پدرچى بود حضرت شعيب به دختر گفت برو به آن جوان بگو بيابد مهمانمان شود حالا تا اين‏جا قصه «فجاءَتة جاءَ» بلد هستيد يعنى چه «جاءَته» دختر آمد پهلوى موسى «فجاءتهُ احدنهما» يكى از اين دخترها آمدند «تمشى»، «مشى» حركت مى‏كرد «على استحياء» روى حيا يكى از اين دخترها خيلى با عفت و حيا آمد پهلوى اين جوان «قالت» گفت «أنّ ابى» به درستى كه پدرم «يدعوك» دعوت مى‏كند تو را «ييجزيك» جزا بدهد مى‏خواهد پولت بدهد چى «أجر» اجر و پاداش «ماسقيت» آن كه سقايى براى ما كردى تو براى ما سقايى كردى چون براى ما سقايى كردى ميش‏ها را آب دادى بابايم مى‏گويد بيا خانه پولت بدهيم «فَلما جاءَه‏و» پس همين كه «جاءَه‏و» موسى آمد پهلوى شعيب «وقَص عليه القصص» قصه خودش را نقل كرد گفت من تحت تعقيب هستم «قال لاتخف» شعيب پيغمبر پيرمرد گفت «لاتخف» خوف نداشته باش «نجوت من القوم الظلمين»، «نجوت» نجات پيدا كرديم «من القوم الظلمين» از قوم ظالم نجات پيدا كرديم آدم فكر مى‏كند اين تاريخ است اما ببينيد چقدر نكته در اين است.

    1- اول درس به دخترها مى‏دهد دخترهاى توى خيابان توى كوچه حيا با حيا راه بروند «تمشى»، «مشى» يعنى راه رفتن «استحياء» يعنى حيا درس اول درسها.

    1- حركت زنان و دختران با حيا باشد حيا چيز خوبى است البته بعضى از حيا، حياى عقل است خوب است بعضى از حياها احمقى، حديث داريم «الحباءُ حياءان» حديث داريم حيا دو جور است «الحياء حياء ان» يعنى حيا دو رقم است «حياءُ عقلٍ» بعضى از حياها مال عقل است «حياءُ حمقٍ» بعضى حياها از احمقى است حياى احمقى يعنى چه يعنى مى‏گوييم برو بپرس مى‏گويد خجالت مى‏كشم چرا خجالت مى‏كشى كسى كه چيزى را بلد نيست خجالت مى‏كشد بپرسد اين حيا احمقى است خيلى با شهامت بگو «بسم اللّه الرحمن الرحيم» اينجانب محسن قرائتى سرم نمى‏شود بلد نيستم همچين بگو بلد نيستم كه جگر طرف حال بيايد راحت بگو بلد نيستم «قل» به پيغمبر بگو «ان ادرى» بگو من بلد نيستم «لااعلم الغيب» من بلد نيستم بلد نيستم خيلى جاها بلد نبودن ارزش است خيلى از جاها نداشتن ارزش است حضرت على (عليه السلام) جاى پيغمبر خوابيد و نمى‏دانست مى‏كشنش يا نمى‏كشنش همين نداشتن براى على (عليه السلام) ارزش است اگر حضرت على بداند كه جاى پيغمبر بخوابد كه كارى بهش ندارد ممكن آقا اجازه بده من هم مى‏خوابم تو قول بده كه كارى به من ندارد خوب من هم مى‏خوابم اينجا هنر به اين است كه آدم بخوابد و نداد بعضى جاها ندانستن ارزش است اينجا از حالى كه نمى‏دانم ارزش است درس اول زن توى خيابان بايد با حيا باشد به نفع خودش است هر چى پرده حيا كنار برود در دسترس گول خوردن بيشترى است

  7. #117
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض رعايت آداب شرعى در دعوت‏



    بدون دعوت خود را مهمان نكنيم «ان ابىَ يدعوك»، «ان ابى» اول از «ان ابى» بابام دعوتت كرده است يعنى دعوت مردها از مردها، زنها از زنها دختر نمى‏گفت اين بيايد منزل ما گفت بابايم مى‏گويد بيا مرد را مرد بايد دعوت كند، زن را زن بايد دعوت كند در مهمانى‏ها درست نيست مرد به زن مردم بگويد تشريف بياوريد به خانه ما يا زن مردم به مرد بگويد بياييد تشريف بياوريد به خانه ما زن از زن دعوت كند مرد از مرد اينجا موسى مرد است مرد از آن مى‏گويد «ان ابى يدعوك» بابايم مى‏گويد بيا پس درس دوم مرد از مرد دعوت كند زن از زن دعوت كند از كجا در آوردى مى‏گويد «ابى»، «ابى يدعوك» بابايم دعوتت كرد.

    3- بى‏دعوت به جايى نرويم بدون دعوت نرويم قرآن مى‏گويد «يدعوك» دعوتت مى‏كند حديث داريم 8 جا بزن توى سر خودت محكم بكوب توى سر خودت يك جورى كه بى‏دعوت جايى رفتى و به شما توهين شد «لايلو من الانفسه» يعنى خودت را ملامت يعنى كسى را جز خودش ملامت نكند چرا بى‏دعوت رفتى يك جا گوش مى‏ايستى مى‏گويند آقا گوش واى نايستا گوشى را بگذار زمين برويد كنار از اتاق برويد بيرون مگر در اسلام سانسور داريم «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بله قرآن مى‏گويد بله ما اينجا سانسور داريم كدام آيه، آيه اين است «لاتسئلو عن اشياء ان تبدلكم تسئوكم» خيلى از چيزها است كه «ان تبدلكم» اگر روشن بشود «تسؤكم» خيلى چيزها است كه اگر روشن بشود براى جامعه مضّر است بعضى جاها بايد مسئولين سانسور كنند مثلاً مسئول سيلوها مى‏آيد توى تلويزيون مى‏گويد توجه توجه ما در سيلوها بيش از هفت روز گندم بيشتر نداريم اگر اين خبر را نقل كند همين امروز نان و ابى‏ها بزن به كشت مى‏شود اين جا هم حتى يك روز گندم توى سيلو هست كسى نبايد لازم نيست همه اخبار را همه مردم بدانند اگر دكتر به مريض بگويد آقا شما 2 روز بيشتر زنده نيستى حالا سكته مى‏كند قرآن مى‏گويد چيزهايى كه اگر مردم بدانند فساد است اينها نقل‏اش جايز نيست عكسبردارى از اين منطقه ممنوع است درست است به خصوص در مسائل نظامى رازدارى اصل است قوّه‏هاى مسلح حتى آن وقتى كه كم هستند بايد وانمود كنند كه زياد هستند حضرت در جبهه به آشپز گفت 10 تا ديگ بار بگذار آشپز مى‏گويد آقا يك ديگ كافى است فرمود 10 تا ديگ بار بگذار در فاصله‏هاى مختلف 9 تاى از آن را آب خالى بريزد در آن ولى زير آن را روشن كن تا آب خالى جوش بيايد 1 تاى آن آبگوشت 9 تاى آن آب جوش گفت آقا

    مى‏خواهيم چه كنيم 10 تا ديگ آب فرمود تاريكى ديدبان دشمن ما را مى‏بيند اگر يك ديگ بار بگذاريم مى‏گويند جمعيت اينها كم است جرأت پيدا مى‏كنند، بايد آرايش نظامى‏مان جورى باشد كه دشمن از ديگ خالى ما هم حساب ببرد لازم نيست آدم همه چيزها را بگويد دروغ گفتن حرام است راست گفتن واجب است نيست كه آدم هر چيزى را راست بگويد بدون دعوت جايى نرويم مسئله ديگر

صفحه 12 از 12 نخستنخست 123456789101112

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •