-
مدیر بازنشسته
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.
من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم
به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم
اگه گلبرگ بی آبم به شبنم رو نمیارم
اگه تشنه تو خورشیدم به سایه تن نمی کارم
من اون دردم که هر جایی پی مرحم نمی گرده
چه غم دارم اگر دنیا به کام من نمی چرخه
من اون شاهم که با هرکس سر سفره نمی شینه
من اون شوقم که اشکامو به جز محرم نمی بینه
اگه من ساقه ی خشکم به دریا دل نمی بندم
اگه بارون پربارم به صحرا دل نمی بندم
-
-
مدیر بازنشسته
بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي
بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي
نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي
بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردي
نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي
بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي ....
و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
-
کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .
-
مدیر بازنشسته
غربت را نباید در الفبای شهر غربت جست همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد تنهایی
-
-
مدیر بازنشسته
قسمت می دهم
به باران ، نرو
نکار در سینه ام
خنجر کند تنهایی را . . .
-
-
مدیر بازنشسته
سیگار
لای انگشتانم
دود می کند
همچون قطاری
که تو را
دور کرد . . .
-
-
مدیر بازنشسته
گوشه ی دنجِِِ باغچه مون کبوتری لونه داره
طفلی دلش از تنهایی چقده غصه داره
رنگ اون کبوتره رنگی سردوماتم
مثه گلدون رو میز رنگ زردو ماتم
حدیث عشقُِِ عاشقی براش معنا نداره
از بس که غصه خورده طفلی دیگه نا نداره
صدایِ این کبوترهم هق هقِ تنهایی ست برام
بودنش توی خونه عطر زندگی ست برام
حالا چند وقته دیگه خسته شده از بی کسی
دلش میخواد که بپره یا برسه هم نفسی
کاش پر پروازی واسش مونده باشه ،پرواز کنه
از تنهایی اون در بیاد شاید دعایی بکنه
-
-
مدیر بازنشسته
بی هوا آمدی . . .
مرا هوایی کردی و
رفتی
چه رسم ناجوانمردی را خوب میدانی . . .
-
کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .
-
مدیر بازنشسته
دانـــــــه های اشـــــــــــــــک
از چشمـــــــــــم بیرون میزنــــــــنـــــــــد
چون قطــــــــــــــــار مورچــــــــه هـــــــــــــــا
از چـــــــشــــــــمـــــــ ـان انســـــــــانی مــــــــــرده .
نکنـــــد اشـــــــک نـــــیـــســـتــــنـــــ د
مـــــورچــــه انــــــد ایــــن هـــــــــا
نــــــکــــنـــــــد مـــــــــــرده ام
در حســـرت " تــــو "
-
کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .
-
مدیر بازنشسته
نمیدونم چرا رفتی ... ؟؟؟ نمیدونم چرا ... ؟؟؟
شاید خطا کردم و تو بدون اینکه فکر غربت چشام باشی نمیدونم کجا ؟ تا کی ؟ برای چه ؟
ولی رفتی ... !!!...
و بعد رفتنت بارون چه معصومانه می بارید ... بعد رفتنت یک قلب دریایی ترک بر داشت ... بعد رفتنت رسم نوازش ،
تو غمی خاکستری گم شد ... گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربونی دونه بر می داشت تمام بالاش
غرق، تو اندوه غربت شد ... بعد رفتن تو، آسمون چشام خیس باران بود ...
بعد انگار کسی حس کرد من بی تو تموم هستیمو از دست میدم ... کسی حس کرد من بدون تو هزارا بار تو
هر لحظه میمیرم ... کسی فهمید تو اسم منو از یاد میبری ...
من با اینکه
میدونم تو هرگز یاد منو با عبور خودت نمیبری ... مگه نه !!!!ولي هنوز آشفته چشای زیبای تو ام ... ای کاش می
شد بر گردی ...
ای کاش ............................................
وقتی صداتو برای اولین بار
شنيدم چه حس وسوسه انگیزی داشت ...اصلا دوست نداشتم گوشیرو قطع کنم ... می خواستم تا خود صبح
این مکالمه رو ادامه بدم ...
نمیدونم اسمش چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟..........
آیا عشق همین وسوسه ساده و بی آلایشه که... حاضری تموم ثروت و مکنت دنیا رو در قبال یک کلام مهر آمیز
معامله کنی یا.......
فقط این رو می گم که این حس زیبا از بس شگفت انگیزه
که تجربه اون اصن از یاد نمیره ... تجربه ای عاشقونه که سالها بعد برقراری یک رابطه این سرچشمه را از یاد نمیبری ...
سر چشمه عشق:
اون وقتی که برای اولین بار تو رو بوسیدم ... تورو دیدم ... تو رو شنیدم ... تو رو، تو دلم لمس کردم ... اون وقت
که برای اولین بار...برای کی بگم ... .... .... که بدون تو نیستم ... بدون اینکه به دیوونگیم بخندم ...
برای کی بگم که تو عاشقونه ترین لحظات ...مغلوب نداشتنت می شم ...
بهم بگو .... .... .... .... .... .....
به کی بگم درد نداشتنتو ... ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
-
مدیر بازنشسته
تنها میرم تنها میام سزای من تنهاییه
تنها شدیم من و دلم عاقبتم جدائیه
تنها گذاشتی من و تو آخر بی وفاییه
توی دلم به جون تو جات خیلی خیلی خالیه
همش میگم خدا خدا تا کی باشم ازش جدا
رفته ولی دلم براش پر میزنه بی انتها
رفتن تو چیزی نبود برام به جز این غصه ها
میمیرم و زنده میشم تا بگذرن این لحظه ها
خواستی بهم فکر نکنی یادت بره قرار ما
تا کی میخوای فرار کنی از بازی های روزگار ...
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن