سفری در راه است ُ آرزویم همه در آغوش باد
خنده ها در مهمانی اشک ُ امید در سنگلاخ زمان
با تنی زخمی و عریان سفری در راه است
باید بروم چون شبنم ُ اسیر پنجه گلبرگم
باید بروم در سنفونی مردگان تا که آهنگ شوم
در من همه حس زیبای خداوندی ُ ناکام آنچه مانده
همه تلخ ...همه سرد ...همه پر غصه و درد ...
سفری در راه است ُ باید ...



پاسخ با نقل قول
