موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #2291
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    نباید گریه می کردم ، تو این حالو نمی دیدی
    فقط فکر خودت بودی ، ازم چیزی نپرسیدی
    تو قلبم آرزو کردم ، نرفته راهو برگردی
    می خواستم پا به پات باشم ، منو از جاده کم کردی
    نمی دونم چرا قلبت تمنای منو رد کرد
    نفهمیدم چرا گریه ، فقط حال منو بد کرد
    حالا ازتو از این خونه ، خدا می دونه دلسردم !
    تو این حالو نمیدیدی ... خدا می دونه دلسردم

  2. #2292
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    روی صفحه خیابون رنگ بارون و کشیدن

    از من خسته یه فریاد ، اما از تو نشنیدن

    بغض غصه های رفتن ، تو چشام حلقه می بنده

    آسمون با گریه میگه : روز گار بهت می خنده

    بعد از این یه قصه میشه ، ماجرای سوختن تو

    زخم عاشقی می مونه تا ابد روی تن تو

    اما من میگم یه روزی ... برمی گرده اون که رفته

    نمی ذاره من بپوسم ، کهنه شم هفته به هفته

    آسمون با طعنه میگه : اون میره که بر نگرده

    عاشقی تو این زمونه به کسی وفا نکرده

    نذا پای خود فریبت ، بسوزن چشمای گریون

    سنگینی کنه رو دوشت ، دونه های ریز بارون

    اما من میگم یه روزی... برمی گرده اون که رفته

    نمی ذاره من بپوسم ، کهنه شم هفته به هفته

  3. #2293
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    آنچه نامش را عشق گذاشتم

    هوسی است زود گذر

    شهوتی است بی پایان

    آنکه او را معشوق خواندم

    صیادی است بی رحم

    شکارچی است بی رحم

    من در این قصای خانه جهان محکومم

    تا پروانه ای باشم در حسرت نور شمع



    من در این زندان تنهایی اسیرم

    تا عاشقی باشم در پی معشوقی مرده

  4. #2294
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

  5. #2295
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    هنگامی كه آوازه كوچت
    بی محابا در دل شب می پيچد
    سكوت
    داغی است بر زبان سايه ها
    باز هم يادت
    شرری می شود بر قامت باران های اشک
    اين جا ميان غم آباد تنهايی
    به اميد احيای خاطره ای متروك
    روزها گريبان گير آفتابم
    و شب ها
    دست به دامن مهتاب
    نمی گويم فراموشم نكن هرگز
    ولي گاهی به ياد آور
    رفيقی را كه ميدانم نخواهی رفت از يادش....


  6. #2296
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    صفای ما پابرهنه ها میدونی چیه؟ اینه که هیچ ریگی به کفشمون نیست !

  7. #2297
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند
    همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند
    ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند
    گرگ هايي كه لباس پدري ميپوشند
    آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند
    عشق ها را همه با دور كمر ميسنجند
    خوب طبيعي است كه يك روزه به پايان برسد
    عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد

  8. #2298
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من از یک شکست عاشقانه می آیم. بگذار همه برای این اعتراف تلخ

    سرزنشم کنند.سرزنش هایشان را خواهم پذیرفت به بهانه تولد حقایق

    غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند .شکست ن

    ه برای پنهان کردن است و نه بهانه پنهان شدن.

    آری من شکست خویش را از بلندای بلندترین قله ها و با صدایی هر چه

    محزون تر به محزونی آواز نی لبک چوپان پهن دشت بی انتهای تنهایی

    فریاد خواهم زد.

    میگویند از طلوع صبح بنویس و نیز از آفتاب. ومن چگونه از خورشید

    بنویسم زمانی که باران غم هجران تو پی در پی بر پنجره چشمانم

    میزند .

    پس از آن روز جدایی و فراق به دل بیقرارو بیچاره ی خود گفتم که باید

    نفش شکستی تلخ و تیره را در خاطرات سپید خود با رنجی تیره تر

    آذین کند.

    آه ای مریم من ، ای مریم شبهای تارم ، ای تمامت هم خوبی و ای

    وجودت همه یاس ، بی تو همچون فاخته ای در زمستانی سرد،

    بنشسته بر شاخه درختی فرد چشم به راه آشنایی از دیار

    غریبستانم.

  9. #2299
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض




    تکرار مي کنم که خدايا !! دلم گرفت !!

    من باختــــــــــــــــــــم ... من پذيرفتم شكست خويش را پندهاي عقل دورانديش را من پذيرفتم كه عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشت كنم در فراموشي هم آغوشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را

    امروز فهمیدم که زندگی خراب است آروز سراب است امروز فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند وشمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند اره همه میتونند اینطوری باشن حتی عزیز ترین ...........!

    دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست ، اسراف در محبت است . اگر میخواهی همیشه آرام باشی ، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس . اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد ، سعی نکن از او متنفر شوی، بلکه سعی کن او را فراموش کنی

  10. #2300
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض


    حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمی‌زنه

    تو لحظه‌های بی‌کسیش پرنده پر نمی‌زنه

    با کوله بار خستگی ، تو جاده‌های خاطره

    مسافر خسته من ، یه عمره که مسافره

صفحه 230 از 555 نخستنخست ... 80130180210211212213214215216217218219220221222223224225226227228229230231232233234235236237238239240241242243244245246247248249250280330380 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •