موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #2311
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    هنوز هم در دنیای خوشبخت من لحظه ی آمدنت بارانیست
    روزی كه آمدی باران می بارید
    نمی دانم ! تو با باران آمدی ؟
    یا باران با تو ؟
    اما دلم برای باران تنگ شده است .....

  2. #2312
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    چه سنگین گذشت عصر بارانی ام
    گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
    وامروز دوباره شکست
    تکه ای از شکسته های قلبم
    درآن گوشه ی پاییزی
    گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
    تا حرفهایم
    در بستری از بغض بخوابند
    کاش گفته بودم ....
    کاش گفته بودم تو روزی بتی بودی
    که قلبم ستایشت می کرد
    دریغ از گوشه چشمی
    که همان، بت شکنم کرد
    وامروز....
    بخشایش عذرم
    مفهومی بی رنگ است
    گمشده در اعماق تاریک قلبم

  3. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  4. #2313
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    اگر بارید باران و من هم نبودم
    اگرمن ندیدم
    مرا هم ببخش
    اگر شکل سرشار بودن
    شبیه محبت
    درون صدایم نیامد
    مرا هم ببخش
    ببخشم اگر شکل باران نباریدم و
    سوزسرما نفهمیده مردم
    ببخشم
    که تقدیر تنهایی ام بود من بازنده بودم


    اگر بارید باران و من هم نبودم
    اگر من ندیدم
    مرا هم ببخش


    صدایم نکردی و
    احساس قلبم نفهمیده رفتی
    و در شکل بودن
    ندانسته شعر نحیفم
    نفهمیده خواندی
    و پرواز صدایم
    اگر چه برون بر نیامد ،
    نشنیده گفتی
    اگر فکر کردی که چشمم به تو گفت
    نفهمیده آن شعر بد را شنفتی .


    نمی دانم از کجای شعرم بر آمد ،
    ولی :
    اگر شعر هم برایت خوشایند خوبی نبود ،
    مرا هم ببخش
    اگر بارید باران و
    من شکل باران نباریدم و سرودی و شکل نیایش نخواندم
    اگر روز ابری به یادم نیامد
    اگر من نگرییستم شعر تو را
    اگر چشم تو فقط با دلم پر گرفت
    مرا هم ببخش .
    اگر چه دل من گواه
    که امروز ،
    گناهی ندارم
    ولی باز هم تو ای زیبای من
    مرا هم ببخش

  5. #2314
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من و شب چیست...
    شای رویایی بی پایان...
    تک نقطه ای سپید
    پس کجاست باران
    نقطه تنها و شب را پایان...
    در دل مرا جز ترس نیست...
    پس کجاست باران.

  6. #2315
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان ..
    نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي
    و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست
    و درون انسانها پر از غم و تنهايي است
    ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم
    تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم

  7. #2316
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    باران ببار که دلم هوای یارم کرده است
    هنوز با او قدمی به زیر بارش های ملایم و لطیفت بر نداشتم
    هنوز طراوت تو و سیلی های دلنشین قطراتت را در کنار او حس نکردم
    ولی تو همچنان ببار.....
    زیرا که باریدن تو حس عاشقانه ی مرا بیشتر می کند.

  8. #2317
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    باران كه ببارد
    با تمام وجود
    زمزمه ات خواهم كرد
    و با تمام وجود خواهم شكست
    و نبودنت را
    با باران خواهم باريد
    آنقدر خواهم باريد
    كه بيايي
    با تو زير باران
    كوچه ها را
    آواز سرخواهيم داد
    با تو زير باران
    اگر كه بيايي .....

  9. #2318
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    باز باران بی ترانه
    با تمام بی کسی های شبانه
    می خورد بر مرد تنها
    می چکد بر فرش خانه
    باز می آید صدای چک چک غم
    باز ماتم
    من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی دانم ،
    نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست
    نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
    که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران
    سخت می لرزد
    کجای ذلتش زیباست
    نمی فهمم کجای اشک یک بابا
    که سقفی از گِل و آهن
    به زور چکمه باران
    به روی همسرو پروانه های مرده اش
    آرام باریده کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
    نمی دانم...
    نمی دانم
    چرا مردم نمی دانند
    که باران عشق تنها نیست
    صدای ممتدش
    در امتداد رنج این دلهاست
    کجای مرگ ما زیباست
    نمی فهمم یاد آرم روز باران را
    یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
    کودکی ده ساله بودم
    می دویدم زیر باران
    از برای نان
    مادرم افتاد
    مادرم در کوچه های پست شهر
    آرام جان می داد
    فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
    نمی دانم کجــــای این لجـــــن زیباست
    بشنو از من کودک من
    پیش چشم مرد فردا
    که باران هست زیبا
    از برای مردم زیبای بالا دست
    و آن باران که عشق دارد فقط

  10. #2319
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من از صدای بارون قصه کهنه دارم
    وقتی که زیر بارون سر رو شونت می ذارم
    سبد سبد ترانه می شم به زیر بارون
    وقتی به شوق دیدن پر می کشه دلامون
    دلم ز غم می گره وقتی که غصه داری
    می خونم از نگاهت حرف نگفته داری
    دلم ز غم می گره وقتی که غصه داری
    می خونم از نگاهت حرف نگفته داری
    حرف نگفته داری

    عاشق می شه پرنده وقتی می پاشی دونه
    می شم غم یه عالم وقتی که نیستی خونه
    خزون سرد و خسته با تو برام بهاره
    می رقصه با نگاهت تو آسمون ستاره
    تو از تبار شبنم رو برگ گلدونایی
    تو قبله گاه عشقی,تو کعبه وفایی
    یه آسمون ستاره,تو روشنی,تو ماهی
    برای گریه عشق,تو بهترین پناهی

  11. #2320
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    بارونو دوست دارم هنوز
    چون تو رو یادم میاره
    حس میکنم پیش منی
    وقتی که بارون میباره
    بارونو دوست دارم هنوز
    بدون چتر و سرپناه
    وقتی که حرفای دلم
    جا میگیرند توی یه آه

    شونه به شونه میرفتیم
    من و تو تو جشن بارون
    حالا تو نیستی و خیسه
    چشمای من و خیابون
    شونه به شونه میرفتیم
    من و تو تو جشن بارون
    حالا تو نیستی و خیسه
    چشمای من و خیابون

    بارونو دوست داشتی یه روز
    تو خلوت پیاده رو
    پرسه پاییزی ما
    مرداد داغ دست تو
    بارونو دوست داشتی یه روز
    عزیز هم پرسه ي من
    بیا دوباره پا به پام
    تو کوچه ها قدم بزن

صفحه 232 از 555 نخستنخست ... 82132182212213214215216217218219220221222223224225226227228229230231232233234235236237238239240241242243244245246247248249250251252282332382 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •