دل که تنگ باشد دیگر مرد و زن ندارد !
اشک می دود تا گوشه چشمانت
و سُر می خورد روی گونه ها ...
دل که تنگ باشد
تنهایی اتاقت را با خدا هم تقسیم نمی کنی
کاربر سایت
دل که تنگ باشد دیگر مرد و زن ندارد !
اشک می دود تا گوشه چشمانت
و سُر می خورد روی گونه ها ...
دل که تنگ باشد
تنهایی اتاقت را با خدا هم تقسیم نمی کنی
کاربر سایت
کفش هایت پر از رفتن
چشم هایت پر از جاده های دور
و کوله پشتی ات
پر از حرفهای نا گفته
چقدر خوب است دستانت را
به فاصله دور عادت داده ای
پاهایت را به رفتن های دور
لب هایت را به سکوت
و خاطراتت را به فراموشی
به تو حسودیم میشود
کاربر سایت
تورا دوست داشتن
حتی عشق ممنوعه باشد یا گناه
من این گناه را میکنم
وتورا دوست میدارم به اشتباه
کاربر سایت
روزی عشق از دوستی پرسید :
تفاوت من و تو در چیست ؟
دوستی گفت:
من دیگران را به سلامی آشنا میکنم تو به نگاهی ...
من آنان را با دروغ جدا میکنم تو با مرگ...
کاربر سایت
حرفهايت ،
بوی دوستت دارم می دهد ...!
اما....
فكری برای چشم هايت بكن
کاربر سایت
نبوده ، نیست ، نخواهد بود !
عزیزتر از تو کسی برای من . . .
کاربر سایت
تنـــــــــــــــــــــــ ـــهایی آدمها به عمق یک دریاست...
ولــــــــــــــــــــی
برای پر کردنش یک لیوان محبت کافی است...
کاربر سایت
دلـ♥ـم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛
پــُـر از جــایِ خــالـیِ ♥تـــو♥
پــُـر از دلـ♥ـتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو
پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن
در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــ♥ـــو
پــُـر از حــس پــرواز
پــُـر از تــــــــ♥ـــــــــو
کاربر سایت
هیس....
.
.
.
.
.
.
خاطره هایم خوابند...
کاربر سایت
وقتی شب به انتها نمی رسه
تنها جای پر کشیدن قفسه
حالا که سکوت ما نمی شکنه
بین ما فاصله فریاد می زنه
زیر سقف این زمستون کبود
تو بگو گناه من یکی چی بود
یه دفعه قلبا همه سنگی شدن
پس بده دوباره چشماتو به من
میون این ادمای اهنی
نباید تو هم دلمرو بشکنی
ولی افسوس دیگه انگار خوابیدی
حتی به گریه من گوش نمی دی
وقتی که پشت سکوت پنجره
حتی لبخند تورو باد میبره
وقتی تو غربت خیس کوچه ها
ستاره میشکنه اما بی صدا
از کدوم طرف باید به هم رسید
به کدوم لهجه باید فریاد کشید