موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #2811
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon2008

    درناکجا آباد دنیا

    در شهر مترسک های مرده

    ستاره ها به دنیا می آمدند

    انها میخندیدند

    میرقصیدن

    آنها فرشته هایی داشتند

    ستاره ها با شبنم های پاکی فرشته ها غسل داده میشدند

    ولی ..

    یواش یواش

    آرام آرام

    آغوش های کثیف موشهای فاضلابی شهر

    آدمک های بی جان کشور

    ستاره ها رو بی فروغ کردند

    آنهارا کشتند و کور کردند

    ستاره ها دگر نمیخندیدند

    نمیرقصیدند

    نمیخواندند

    شراب شاد نمینوشیدند

    چون ...

    چون فرشته ها رفتند

    فرشته ها رفتند و ستاره ها کور شدند

    ...

    ...

    سالهاست که ستاره ها با دست مترسک ها بی فروغ میشدند

    فرشته ها میروند

    ستاره ها کور میشوند

    مدت هاست که بازی تکرار میشود

    موش های فاضلابی تکرار میکنند

    ستاره ها و فرشته هارو جدا جدا میکنند

  2. کاربر روبرو از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده است .


  3. #2812
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    بــی احــتـســاب این هــمـه فاصــلـه و شب های بـیـــــداری


    تـمام می شود عـمرم،بی آنکـه لــحظه ای مـال من باشـــی


    دنــیـا را به زانــوی گام های آمـــدنـت مـی کـشـانم اگــــر،


    بــه کـوچــکـتـریـن مــعنای بـودن هــــم پـای مـن بـاشــــی


    چـــه مــی شـــود مــگر،آســـمــان زمـیــن شـو د گـاهــــی


    مـن زمـین باشـم،تو قد قطره ای باران آســمـان من باشــی


    مـی شـوم هـــزار حـکـایـــت بـــی غـصه بـا خـنـده ی تـــو


    مـی خـندم بـه هــزار اگر ،دلیل تبـسمی بر لبان مـن باشــی


    ســلام مــــی کـنـــم به هـر واژه کــه از دهـان تـو مـی آیـد!


    اگــر بــه کـوتاهـی سـلام یـک آشـنا هـمــ کـلام مـن باشـــی


    می تـوان شسـت دریـایی به پاکی یک قـطره اشـک دلتنگی


    می شوم هزار دریا اگر با قـطره اشکی دلتنگ مــن باشـی


    هـــمــه حــســاب لـحـظه هــای مـن بـودن و نـبـودن اســــت


    نیست میشوم اگر،به باوربودن یک سایه درکنار مـن باشی

  4. کاربر روبرو از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده است .


  5. #2813
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    قدم در وادی عشقت نهادم

    شده پیچک که می پیچد به سویی
    شدم همسایه لیلا و مجنون
    شدم باران که می بارد به جویی


    به بامم ماه در پیراهن ابر
    به دستم نور سرخ و زرد و آبی
    شکوفه می کند یادت همیشه
    اتاقم پر شده از یادگاری


    ستاره می درخشد در شب من
    نشسته ایه های عاشقانه
    به آوازی که خفته بر لب من


    شبی دیدم به دستت یک دریچه
    در این کوچه ، در این بن بست مرموز
    سوالی نقش بسته بر لب من
    جوابم را ندادی تا به امروز...


    تو ای باران شبهای بهاری
    دریچه را به رویم می گشایی؟
    و از آغوش باز این دریچه
    سلامم را به گل ها می رسانی؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده است .


  7. #2814
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    اگه تو رو دوستت دارم خیلی زیاد منو ببخش


    اگه تویی اون که فقط دلم میخاد منو ببخش


    منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

    تو یه فرشته ای ومن اگه فقط یه آدمم


    منو ببخش اگه برات میمیرم وزنده میشم

    اگه با دیوونگیام پیشه تو شرمنده میشم


    منو ببخش اگه همش می سپارمت دست خدا

    اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما


    منو ببخش من نمیخام تو رو به ماه نشون بدم

    نشونیتو نه به شب و نه دست آسمون بدم


    منو ببخش اگه می خام تو رو فقط واسه خودم

    ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم



    اگه تو رو دوستت دارم خیلی زیاد منو ببخش

  8. کاربر روبرو از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده است .


  9. #2815
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    خدا نشونه شو از کي بگيرم
    دارم دق ميکنم بذار بميرم
    اخه هنوز دلش از جنس سنگه
    هنوز دلم واسه،دلتنگي تنگه
    چطور دلش اومد از پا بيوفتم؟
    بهش نازکتر از گل هم نگفتم

    باور ندارم منو تنها ميذاره
    دلم واسش يه ذره شده اما ديگه نيس
    لعنت به تو اي دست سرد روزگار
    حالا فقط من موندمو اين چشاي خيس
    هرچي به من بگي واست همون ميشم
    فقط يه بار ديگه بيا دستماو بگير
    اي دل صبور و بي کس من
    اون نمياد ديگه پيشت بهونه نگير

    حالا من موندمو همين دو تا چشم گريون
    موندم تو اين کوچه ها آس و پاس و حيرون
    حالا من موندمو تو و شب بي ستاره
    منو تو با خاطرها اشکامون ميباره

    خدا ازت ميخوام يادش نيوفتم
    چه حرفايي که از عشقم شنفتم
    خدا اگه نميشنوه صدامو
    بهم بگو دليل گريه هامو
    اوني که گفته بود عاشقترينه
    حتي خيانتش به دل ميشينه

    باور ندارم منو تنها ميذاره
    دلم واسش يه ذره شده اما ديگه نيس
    لعنت به تو اي دست سرد روزگار
    حالا فقط من موندمو اين چشاي خيس
    هرچي به من بگي واست همون ميشم
    فقط يه بار ديگه بيا دستماو بگير
    اي دل صبور و بي کس من
    اون نمياد ديگه پيشت بهونه نگير
    حالا من موندمو همين دو تا چشم گريون

    موندم تو اين کوچه ها آس و پاس و حيرون
    حالا من موندمو تو و شب بي ستاره
    منو تو با خاطرها اشکامون ميباره

  10. #2816
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا؟

    تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا؟

    شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم؟

    تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا؟

    پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني

    كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا؟

    شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم

    تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا؟

    نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري

    تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا ؟

    ا گر بي روز و بي تقويم ماندم من

    به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا؟

    براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري

    براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا؟

    شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد

    تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا؟

    صبور و ساده اي اما ،عميق و ژرف،عشق من

    براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا؟

    پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را

    به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا؟

    تو شيرين تر از آن هستي كه شادابيت كم گردد

    و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؟!!!

  11. #2817
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    يادش بخير روزايي كه گل ياست بودم
    يادش بخير قديما هوش و حواست بودم

    حالا ازم رنجيدي
    گفتي از من بريدي
    ديگه تو قهري با من
    جوابم نمي دي

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي


    تا يه قدم بذاري
    مي يام به پيشواز تو
    مي شم مثل گذشته دلبر طناز تو

    حيفه من وتو از هم برنجيم و جدا شيم
    مثل يه عكس كهنه رنگ گذشته ها شيم

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي


    دو روز دنيا عزيزم ارزش نداره
    فاصله بين من وتو سردي مي ياره

    خونه رو گلخونه مي كنم برات

    تا كه باز عشق ببينم تو چشات

    از راه بيا امشب
    بيا به ديدارم
    در انتظار تو
    هميشه بيدارم
    هنوز تويي دار و ندارم

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي

  12. #2818
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض


    تو نمي دوني من چي کشيدم وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
    باور ندارم که ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام


    يه شوخي بود و يه غصه تلخ وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
    خيال مي کردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نکردم


    چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
    رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته


    شايد يه حسود چشممون زده بگو کي ما رو تنهايي ديده
    ولي ميدونم تو آسمونا غصه ما رو يکي شنيده


    تو باور نکن هر کي بهت گفت پيشت مي مونم پيشت مي مونم
    باورندارم که ديگه نيستي تا ته دنيا از تو مي خونم


    چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
    رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته


    تو نمي دوني من چي کشيدم وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
    باور ندارم که ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام


    يه شوخي بود و يه غصه تلخ وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
    خيال مي کردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نکردم


    چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
    رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته


    شايد يه حسود چشممون زده بگو کي ما رو تنهايي ديده
    ولي ميدونم تو آسمونا غصه ما رو يکي شنيده

  13. #2819
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    معجزه

    خدا منو آفرید که عاشق تو باشم
    جز عاشق تو بودن کاری نداشته باشم
    خدا به من نفس داد تا از تو شعر ببافم
    تا که ببینی هردم دور تو در طوافم
    یه حسی داد تا زنده م صدات باشه تو گوشم
    به شوق داشتن تو تن پوش عشق بپوشم
    خدا چشامو وا کرد تا تو رو خوب ببینم
    از دشت دلخوشیها برات شادی بچینم
    خدا دلو به من داد تا به تو مبتلا شم
    که روز میلاد عشق دست خالی نباشم
    خدا تو رو به من داد تا تو قلب تو جا شم
    تو مروارید احساس من صدف تو باشم

    خدا تو رو آفرید که من تنها نمونم
    که اسمتو شب و روز بشه ورد زبونم
    خدا نگاه تو رو گره زد به نجابت
    تا من عاصی از بند راضی شم به اسارت
    خدا با مهربونی دلتو آشنا کرد
    تو قلب سوت و کورم چه محشری به پا کرد
    خدا تو رو آفرید که معجزه ببینم
    تا وقتی که تو باشی منم عاشقترینم
    خدا دلو به من داد تا به تو مبتلا شم
    که روز میلاد عشق دست خالی نباشم
    خدا تو رو به من داد تا تو قلب تو جا شم
    تو مروارید احساس من صدف تو باشم





    قشنگترین شعر



    من چرا هیچی به یاد هیچکسی نمیارم ؟

    این منم که از همه آدما خاطره دارم ؟



    مث یه دفتر خاطرات دلم حرفها داره

    نمیخوام پیشم باشی اینجوری خیلی بهتره



    بزا تو همون روزا سیر کنم و زنده باشم

    نمیخوام به زور توی زندون قلبت جا بشم



    خاطره میاد و سنگ پرت میکنه به شیشمون

    میگه بوی عطر تو پیچیده توی آسمون



    پنجره باز میشه و منو تا ابرا میبره

    انگاری تو آسمون چشمای تو قشنگتره



    رنگ چشمای تو از شب منم سیاهتره

    من میخوام با تو بره رنگ سیاه خاطره



    من شاید هیچی به یاد هیچکسی نمیارم

    اما تو دلم بدون،از همه کس یادی دارم



    مث رودخونه ها یک جا نمیمونی تو میری

    تو میری از پیش من آخه تو هم مسافری



    اما اشکالی نداره تنهایی رفیقمه

    بی تو بودن تا ابد قشنگترین شعر منه





    پیش از آنی که با غزل آیی

    پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود
    ماه برکوی دل نمی‌تابید، خانه ام انتهای عالم بود

    کنج آیینه‌ام نمی‌خندید برق سوسوی کوکب بختم
    بی‌سحرگاه خنده خیست، باغ بی‌باغ، قحط شبنم بود

    تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد
    قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود

    محو شب مانده بودم و مبهوت از خیالی که با تو زیبا شد
    قد کشیدی از عمق احساسم، لرز قلبم چو شانه بم بود

    بین عقل و جنون غزل رویید، شانه در شانه، خستگی خوابید
    دست عشقت چه قدرتی دارد، کارد آن سوی استخوانم بود

    چشم‌هایت مرا صدا می‌کرد، روح من سر به زیر می‌انداخت
    رد شدم آزمون جرات را، درصد عشق‌بازی‌ام کم بود

    ماه؛ بین من و تو قسمت شد، عشق از روی سادگی خندید
    جای انگشت‌های حوا ماند روی سیبی که دست آدم بود







    تظاهر کن ازم دوری ، تظاهر میکنم هستی ..



    سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
    کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد
    کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
    که هر شب حُرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

    تو با دلتنگی های من، تو با این جاده هم دستی
    * تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی *
    تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم
    صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم

    یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم
    واسه برگشتنت هر شب درا رو باز می زارم







    هـ ـ ـق هــ ـ ـق

    وقتی عکستو می بینم آرزومه که نباشی

    اگه سرنوشت سپرده یه روزی ازم جداشی



    نمی خوام تنـــــــها بمونم میـ ـ ـون این همه آدم

    دیگه از جونم چی می خوان من که زندگیمو دادم



    بذار تا تو جاده ی عشق یه سوار ساده باشم

    اگه قسمتم شکسته پیش چشم تـو فدا شم



    بذار تا لـ ـحـظـ ـه ی آخـ ـ ــر زندگیم مال تو باشه

    نذار روح خسته ی مـن از نگاه تـو جـ ـ ـ ــدا شه



    تو بخون،بذار اشکام جاری شه به روی گونه م

    هـ ـ ـق هـ ـ ـق بشه ترانه ام تا برای تو بخونم







    جوابم نکن



    جوابم نکن مردم از نا امیدی
    شاید عاشقم شی خدا روچی دیدی
    خیال کن جواب منودادی اما
    عزیزم جواب خدا رو چی می دی

    همین جوری اشکام سرازیر میشن
    دیگه از خودم اختیاری ندارم
    من از عشق چیزی نمی خوام به جزتو
    ولی از تو هیچ انتظاری ندارم

    صبوریم کمه بی قراریم زیاده
    چقدر بی قرارم من صاف وساده
    عزیزم چقدر سخته دل کندن از تو
    عزیزم چقدر تلخه کام من از تو

    نزار زندگیم راحت از هم بپاشه
    جوابم نکن مردم از بی جوابی
    یه چیزی بگو پیش از اینکه بمیرم
    به خوابم بیا پیش از اینکه بخوابی

    شب از نیمه های زمستون گذشته
    به خوابم بیا پیش از اینکه بمیرم
    اگه پا به خوابم گذاشتی عزیزم
    یه چیزی بگو بلکه آروم بگیرم

  14. #2820
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100 دروغ میگویی تا من خوشحال شوم

    دروغ میگویی تا من خوشحال شوم

    و من احمق می شوم

    تا تو دلگیر نشوی

صفحه 282 از 555 نخستنخست ... 132182232262263264265266267268269270271272273274275276277278279280281282283284285286287288289290291292293294295296297298299300301302332382432 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •