نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    يادش بخير روزايي كه گل ياست بودم
    يادش بخير قديما هوش و حواست بودم

    حالا ازم رنجيدي
    گفتي از من بريدي
    ديگه تو قهري با من
    جوابم نمي دي

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي


    تا يه قدم بذاري
    مي يام به پيشواز تو
    مي شم مثل گذشته دلبر طناز تو

    حيفه من وتو از هم برنجيم و جدا شيم
    مثل يه عكس كهنه رنگ گذشته ها شيم

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي


    دو روز دنيا عزيزم ارزش نداره
    فاصله بين من وتو سردي مي ياره

    خونه رو گلخونه مي كنم برات

    تا كه باز عشق ببينم تو چشات

    از راه بيا امشب
    بيا به ديدارم
    در انتظار تو
    هميشه بيدارم
    هنوز تويي دار و ندارم

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي

    بگو مگه دوسم نداشتي
    چرا رفتي تنهام گذاشتي
    ديگه بسه برگرد كنارم
    عزيزم آشتي آشتي

  2. #2
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض


    تو نمي دوني من چي کشيدم وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
    باور ندارم که ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام


    يه شوخي بود و يه غصه تلخ وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
    خيال مي کردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نکردم


    چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
    رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته


    شايد يه حسود چشممون زده بگو کي ما رو تنهايي ديده
    ولي ميدونم تو آسمونا غصه ما رو يکي شنيده


    تو باور نکن هر کي بهت گفت پيشت مي مونم پيشت مي مونم
    باورندارم که ديگه نيستي تا ته دنيا از تو مي خونم


    چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
    رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته


    تو نمي دوني من چي کشيدم وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
    باور ندارم که ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام


    يه شوخي بود و يه غصه تلخ وقتي که گفتي تو رو نمي خوام
    خيال مي کردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نکردم


    چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته
    رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته


    شايد يه حسود چشممون زده بگو کي ما رو تنهايي ديده
    ولي ميدونم تو آسمونا غصه ما رو يکي شنيده

  3. #3
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    معجزه

    خدا منو آفرید که عاشق تو باشم
    جز عاشق تو بودن کاری نداشته باشم
    خدا به من نفس داد تا از تو شعر ببافم
    تا که ببینی هردم دور تو در طوافم
    یه حسی داد تا زنده م صدات باشه تو گوشم
    به شوق داشتن تو تن پوش عشق بپوشم
    خدا چشامو وا کرد تا تو رو خوب ببینم
    از دشت دلخوشیها برات شادی بچینم
    خدا دلو به من داد تا به تو مبتلا شم
    که روز میلاد عشق دست خالی نباشم
    خدا تو رو به من داد تا تو قلب تو جا شم
    تو مروارید احساس من صدف تو باشم

    خدا تو رو آفرید که من تنها نمونم
    که اسمتو شب و روز بشه ورد زبونم
    خدا نگاه تو رو گره زد به نجابت
    تا من عاصی از بند راضی شم به اسارت
    خدا با مهربونی دلتو آشنا کرد
    تو قلب سوت و کورم چه محشری به پا کرد
    خدا تو رو آفرید که معجزه ببینم
    تا وقتی که تو باشی منم عاشقترینم
    خدا دلو به من داد تا به تو مبتلا شم
    که روز میلاد عشق دست خالی نباشم
    خدا تو رو به من داد تا تو قلب تو جا شم
    تو مروارید احساس من صدف تو باشم





    قشنگترین شعر



    من چرا هیچی به یاد هیچکسی نمیارم ؟

    این منم که از همه آدما خاطره دارم ؟



    مث یه دفتر خاطرات دلم حرفها داره

    نمیخوام پیشم باشی اینجوری خیلی بهتره



    بزا تو همون روزا سیر کنم و زنده باشم

    نمیخوام به زور توی زندون قلبت جا بشم



    خاطره میاد و سنگ پرت میکنه به شیشمون

    میگه بوی عطر تو پیچیده توی آسمون



    پنجره باز میشه و منو تا ابرا میبره

    انگاری تو آسمون چشمای تو قشنگتره



    رنگ چشمای تو از شب منم سیاهتره

    من میخوام با تو بره رنگ سیاه خاطره



    من شاید هیچی به یاد هیچکسی نمیارم

    اما تو دلم بدون،از همه کس یادی دارم



    مث رودخونه ها یک جا نمیمونی تو میری

    تو میری از پیش من آخه تو هم مسافری



    اما اشکالی نداره تنهایی رفیقمه

    بی تو بودن تا ابد قشنگترین شعر منه





    پیش از آنی که با غزل آیی

    پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود
    ماه برکوی دل نمی‌تابید، خانه ام انتهای عالم بود

    کنج آیینه‌ام نمی‌خندید برق سوسوی کوکب بختم
    بی‌سحرگاه خنده خیست، باغ بی‌باغ، قحط شبنم بود

    تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد
    قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود

    محو شب مانده بودم و مبهوت از خیالی که با تو زیبا شد
    قد کشیدی از عمق احساسم، لرز قلبم چو شانه بم بود

    بین عقل و جنون غزل رویید، شانه در شانه، خستگی خوابید
    دست عشقت چه قدرتی دارد، کارد آن سوی استخوانم بود

    چشم‌هایت مرا صدا می‌کرد، روح من سر به زیر می‌انداخت
    رد شدم آزمون جرات را، درصد عشق‌بازی‌ام کم بود

    ماه؛ بین من و تو قسمت شد، عشق از روی سادگی خندید
    جای انگشت‌های حوا ماند روی سیبی که دست آدم بود







    تظاهر کن ازم دوری ، تظاهر میکنم هستی ..



    سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
    کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد
    کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
    که هر شب حُرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

    تو با دلتنگی های من، تو با این جاده هم دستی
    * تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی *
    تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم
    صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم

    یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم
    واسه برگشتنت هر شب درا رو باز می زارم







    هـ ـ ـق هــ ـ ـق

    وقتی عکستو می بینم آرزومه که نباشی

    اگه سرنوشت سپرده یه روزی ازم جداشی



    نمی خوام تنـــــــها بمونم میـ ـ ـون این همه آدم

    دیگه از جونم چی می خوان من که زندگیمو دادم



    بذار تا تو جاده ی عشق یه سوار ساده باشم

    اگه قسمتم شکسته پیش چشم تـو فدا شم



    بذار تا لـ ـحـظـ ـه ی آخـ ـ ــر زندگیم مال تو باشه

    نذار روح خسته ی مـن از نگاه تـو جـ ـ ـ ــدا شه



    تو بخون،بذار اشکام جاری شه به روی گونه م

    هـ ـ ـق هـ ـ ـق بشه ترانه ام تا برای تو بخونم







    جوابم نکن



    جوابم نکن مردم از نا امیدی
    شاید عاشقم شی خدا روچی دیدی
    خیال کن جواب منودادی اما
    عزیزم جواب خدا رو چی می دی

    همین جوری اشکام سرازیر میشن
    دیگه از خودم اختیاری ندارم
    من از عشق چیزی نمی خوام به جزتو
    ولی از تو هیچ انتظاری ندارم

    صبوریم کمه بی قراریم زیاده
    چقدر بی قرارم من صاف وساده
    عزیزم چقدر سخته دل کندن از تو
    عزیزم چقدر تلخه کام من از تو

    نزار زندگیم راحت از هم بپاشه
    جوابم نکن مردم از بی جوابی
    یه چیزی بگو پیش از اینکه بمیرم
    به خوابم بیا پیش از اینکه بخوابی

    شب از نیمه های زمستون گذشته
    به خوابم بیا پیش از اینکه بمیرم
    اگه پا به خوابم گذاشتی عزیزم
    یه چیزی بگو بلکه آروم بگیرم

  4. #4
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100 دروغ میگویی تا من خوشحال شوم

    دروغ میگویی تا من خوشحال شوم

    و من احمق می شوم

    تا تو دلگیر نشوی

  5. #5
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    روزگار غریبی است!
    آری! روزگار غریبی است!

    روزگاری است که ...
    بزرگراه‌های وسیع‌تر بنا کرده‌ایم اما تنگ‌نظرتر شده‌ایم؛
    ساختمان‌های بلندتر ساخته‌ایم اما افق دیدمان کوتاه‌تر شده است.
    تنها به زندگی، سال‌های عمرمان را افزوده‌ایم و نه زندگی را به سال‌های عمرمان؛
    تا ماه رفته و برگشته‌ایم اما حاضر نیستیم برای یک آشنا از یک سوی خیابان به آن سو برویم؛

  6. #6
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    زمانه ما
    زمانه انسان‌های بلند قامت اما کوته‌نظر و دون‌همت است.
    زمانه تحصیلات عالیه و خلقیات دانیه است.
    زمانه ارقام، اعداد و کمیات است و نه اصول و ارزش‌ها!

  7. #7
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    عصرِ ما،
    عصر خانه‌های شیک‌تر و رویایی‌تر اما خانواده‌های از هم دور و همخانه‌هایی ناآشنا است!
    عصری است که دغدغه‌ها و چالش‌های بیشتری داریم اما نیایش و مناجات کمتری داریم.
    پیامک‌ها را در لحظه می‌گیریم و برای دیگران می‌فرستیم اما پیام‌های روشن آسمانی را نمی‌گیریم.

    اما این سزاوار ما نیست.
    زندگی فقط زنده ماندن نیست، بلکه زنجیره‌ای از لحظه‌های ناب رویش و رویش دوباره است. این رویش محتاج هوای پاک و تازه است. هوای تازه معنویت، زیبایی، دانایی و نیکویی. پنجره‌ای گشوده باید که چنین هوایی را فراهم آورد و اینک یک پنجره!

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •