صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 141

موضوع: ♥ ♥ شعر عاشقانه ♥ ♥

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    چراغارو خاموش کن هوا هوای درده
    دوست ندارم ببینی چشمی‌که گریه کرده





    چراغارو خاموش کن سرگرم گریه باشم
    می‌خوام به روم نیارم باید ازت جدا شم






    فکر نبودن تو دنیامو می‌سوزونه
    چراغارو خاموش کن چشم و چراغ خونه





    یه خورده آرومم کن نشون نده که سردی
    حالا وقته دروغه بگو که بر‌میگردی





    از شرم اشکای من رفتی چرا یه گوشه
    ازم خجالت نکش چراغا که خاموشه





    اگه دلت هنوزم باهام یکم رفیقه
    یه خورده دیرتر برو فقط یه چند دقیقه

















    مشغله داریم





    هر چند از این دوری و چشمان قشنگت گله داریم


    تا لحظه ی خوبی که بیایی، من و دل حوصله داریم









    گفتی من و تو، قسمت یک پنجره باشیم قبول است


    هر چند به اندازه ی پرواز و قفس، فاصله داریم









    یادت که نرفته است عزیزم، اگر درد سری هست


    از خنده ی آن روز، از آن کوچه، از آن یک بله داریم









    دیگر همه را گردن این قسمت و تـقدیر نینداز


    تـقدیر کدام است؟ ببین، ما خودمان مسئله داریم!









    عیب از خودمان نیست؟ که تا پای قراری به میان است،


    هی صحبت کمبود زمان می شود و مشغله داریم؟















    حلالت میکنم اما





    حلالت میکنم اما هنوزم از تو دلگیرم
    تو میخندی و من آروم تو دست گریه میمیرم




    حلالت میکنم اما نباید از خودم رد شم
    تو گم میشی و من اینجا .. تو رو با گریه می بخشم







    تقاصه آرزوهامو کجای قصه پس دادی؟
    که از اوج پریدن ها به خاک گریه افتادی




    کجای قصه پرواز چراغ راه رو گم کردم؟
    که باید اینهمه تنها به سوی خونه برگردم




    حلالت میکنم اما به دیروز تو زنجیرم
    تو رو گم میکنم وقتی تو دست گریه میمیرم




    حلالت میکنم اما نمیتونم که برگردم...
    تمومه آرزوهامو تو دنیای تو گم کردم




    من از روزایی میترسم که پشت مرز تقدیرن
    از اینکه حتی فرداهام تو دستای تو میمیرن





    تو یک شب بی خبر رفتی و از دست تو دلگیرم
    تقاص قصه های مرده را ازشب نمی گیرم




    خدا می داند از چشمی که بارانی است پنهانی
    من از روزی که رفتی با دلم بد جور درگیرم!





    حلالت میکنم اما هنوزم از تو دلگیرم..









    حتی یه ذره شک نکن





    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن




    بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
    تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟




    سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
    بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت







    تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
    تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس




    عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم




    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن




    هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
    یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

  2. #2
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    ماجرای عشق ما


    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

    بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

    تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

    سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

    بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

    تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

    تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

    عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

    هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

    یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

    همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

    قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم


  3. #3
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    اگه چشمات نبودن ، دنیا این رنگی نبود

    رو لب پرنده ها ، دیگه آهنگی نبود



    اگه چشمات نبودن ، آسمون آبی نبود

    ُگلای یاس ِ سفید ، توی ِ هیچ خوابی نبود



    اگه چشمات نبودن ، شب ِ مهتابی نبود

    پشت ِِ اَبرای ِ دلم دیگه آفتابی نبود



    اگه چشمات نبودن ، کی واسم گریه می کرد

    دل ِ من وقتی شکست ، به کجا تکیه می کرد



    اگه چشمات نبودن ، کی با من سفر می کرد

    واسه جشن ِ ماهیا کی ماهُ خبر می کرد



    اگه چشمات نبودن ، کی ُگلا رو آب می داد

    واسه گنجشک دلم کی یه جای خواب می داد



    حالا چشمات با َمَنن که هنوز نفس دارم

    جُرأت پر کشیدن از توی قفس دارم



    دیگه چشماتُ نگیر ، که من آزرده بشم

    مثل گل تو فصل یخ ، زردُ پژمرده بشم



    تا که چشماتُ دارم شعرای تازه میگم

    همش از پنجره ای ، که به روم بازه می گم

  4. #4
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    اگر بـاران نبارد باغبان دلگیر خواهد شد



    و فرصت های فروردین نصیب تیر خواهد شد


    اگر بـاران نبارد برکه ی احساس می خشکد

    و هم نیلوفر مرداب غافلگیر خواهد شد

    اگر بـاران نبارد کفتر سهراب میمیرد

    و کفتر باز آیا راغب شبگیر خواهد شد

    اگر بـاران نبارد " باز بـاران با ترانه -

    با گهر های فراوان " از چه رو تحریر خواهد شد

    اگر بـاران نبارد شاخه ی نرگس نمی داند

    که گلدان وامدار پنجره تعبیر خواهد شد

    اگر بــاران نبارد واژه بـاران چه خواهد شد

    و آیا رنگ شعری باز سبز سیر خواهد شد

    اگر بـاران نبارد تکنواز رود می داند

    که در این باره با سیلاب ها در گیر خواهد شد

    اگر بـاران نبارد کوزه ی خالی سر چشمه

    وبال گردن تفتیده گان تفسیر خواهد شد

    اگر بـاران نبارد در شب شعر شقایق ها

    قصیده با غرور چشم ها در گیر خواهد شد...

  5. #5
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    چه شبهایی با رویای تو خوابیدم

    نفهمیدی

    چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود

    نمیشنیدی

    چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم



    از عمق فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم



    چه شبهایی با شب گردی

    شبو تا صبح می بردم

    نبودی ماه جون می داد

    نبودی بی تو میمردم

    چه شبهایی دعا کردم یه کم

    این فاصله کم شه



    یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه





    توی این خونه یخ می بست تن سرد سکوت من



    چه قدر جای تو خالی بود

    چه شبهای بدی بودن



    گذشتن عمرو بردن

    حالا من موندم و حسرت



    چه قدر بی رحمه این دنیا



    به این تقدیر بد لعنت.............

  6. #6
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز


    بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم


    در اینه بر صورت خود خیره شدم باز
    بند از سر گیسویم آهسته گشودم


    عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم
    چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم


    افشان کردم زلفم را بر سر شانه
    در کنج لبم خالی آهسته نشاندم


    گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست
    تا مات شود زین همه افسونگری و ناز


    چون پیرهن سبز ببیند به تن من
    با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز


    او نیست که در مردمک چشم سیاهم
    تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند


    این گیسوی افشان به چه کار ایدم امشب
    کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند


    او نیست که بوید چو در آغوش من افتد
    دیوانه صفت عطر دلآویز تنم را


    ای اینه مردم من از حسرت و افسوس
    اونیست که بر سینه فشارد بدنم را


    من خیره به اینه و او گوش به من داشت
    گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را


    بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش
    ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را

  7. #7
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه

    درد تمام عاشقا پاي کسي نشستنه

    اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه
    گرداي روي آينه فقط غم زندگيه

    اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
    مشکل بي ستاره ها يه کم ستاره چيدنه

    اين روزا کار گلدونا از شبنمي تر شدنه
    آرزوي شقايقا يه کم کبوتر شدنه

    اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه
    جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه

    اين روزا کار آدما دلاي پاک رو بردنه
    بعدش اونو گرفتنو به ديگري سپردنه

    اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
    ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه

    اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفائيه
    جرم تمومشون فقط لذت آشنائيه

    اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه
    رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه

    اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
    خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه

  8. #8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    نه میتونم بهت نزدیکترشم

    نه میتونم تو این دوری بمونم



    تقاص این جنون پای کسی نیست

    خودم میخوام اینجوری بمونم



    تو این روزای تکراری هنوزم

    تو تنها فرصت دیوونگیمی



    خیالت از سرم بیرون نمیره

    چه باشی چه نباشی زندگیمی


  9. #9
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    «آخرین نفس»




    دیگه روی شونه های من

    جایی نمونده واسه تو

    همین الان می خواهم بگم

    از جلوی چشام برو

    بذار که دیگه تنها باشم

    تو سرزمین بی کسی

    دیگه نمی خوام که بگم

    برای من مقدسی

    فردا اگر از راه نمی آمد

    من تا ابد کنار تو می ماندم

    من تا ابد ترانه های عشقم را

    در آفتاب عشق تو می خواندم

    در پشت شیشه های اطاق تو

    آن شب آن شب

    نگاه سرد و سیاهی داشت

    دالان دیدگان تو در ظلمت

    گویی گویی

    به عمق روح تو راهی داشت

    رنگ چشای روشن عشق

    مثل ستاره روشن

    این دل بی قرار من واسه نگاهت می تپه

    اما دیگه نمی تونم

    یه لحظه اینجا بمونم

    می خام که تا آخرین نفس

    شعرهای غمگین بخونم.

    شعرهای غمگین بخونم.

  10. #10
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon2008

    خیلی سخته باشی و

    انگار نباشی

    دیگه فرقی واسه من

    نداشته باشی

    خیلی سخته توی فلب

    سرد و سنگین

    دیگه جایی واسه من

    نذاشته باشی

    خیلی سخته تورو داشتن

    بی تو بودن

    سهم من نبود از این عشق

    خنده ی رقیبو دیدن

    خیلی سخته مهربونم

    با بدی های تو ساختن

    هنوزم برام عزیزی

    زندگی را با تو باختم

    سخته برای یک بار

    بودن از رو اجبار

    باشه و این بودنش

    انگاره نه انگار

    عشقی که تارو پودش

    وصل تن غریبه

    نمیشه جون بگیره

    باید بمیره و بس

    باید بمیره و بس .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •