نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    شیخ حیله گر ...:



    چيست فـرق آدمـی با جانور

    تا كه می نازد به خود از آن بشر


    آدمی را گر نبود اين امتياز

    بود بيش از جانور غرق نياز


    هست اين نيروی ممتاز بشر

    عقل دور انديش و آينده نگر


    در شگفتم من چــرا اين برتری

    گشته در او مايه وحشی گری


    در طبيعت بی گمان هر جانور

    هست در هنگام سيری بی خطر


    من نمی دانم چــرا نوع بشر

    وقت سيری می شود خونخوارتر


    در ميان جنگل دور و دراز

    هيچ حيوان ديده ای همجنس باز ؟


    هيچ شيری ديده ای در بيشه زار

    جمع شيران را كشد بالای دار ؟


    هيچ گرگی بوده كز بهر مقام

    گرگ ها را كرده باشد قتل عام !


    هيچ ماری ديده ای با زهر خود

    كشته ها بر پا كند در شهر خود ؟


    هيچ ميمون ساخته بمب اتم

    تا كه هستی را كند از صحنه گم !


    ديده ای هرگز الاغی باربر

    مين گذارد كار ، زير پای خر


    هيچ اسبی ديده ای غيبت كند

    يا به اسب ديگری تهمت زند


    هيچ خرسی آتش افروزی كند

    يا گرازی خانمان سوزی كند !


    هيچ گاوی ديده ای كـز اعتياد

    داده گاو و گاوداری را به باد ؟


    پس چـرا انسان با عقل و خرد

    آبروی دام و دد را می برد ؟


    پس بود ديوانه بی آزار تـر

    ز آنكه محروم است از عقل بشر


    مولوی ؛ اسـتاد حكمت در جـهان

    كرده بس اين نقطه را شيرين بيان


    آزمودم عقل دور انديش را

    بعد از اين ديوانه سازم خويش را


    زين سبب آن كس كه می نوشد شراب

    تا شود لا يعقل و مست و خـراب


    چون شود از عقل و حيرت بی خبر

    بس شرف دارد به شـيخ حيله گر .

  2. #2
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    هم دلم را می زنی هم دل ربایی می کنی
    یک نفس ابلیسی و یک دم خدایی می کنی
    دفتر شعرم شده دیوانی از خط خوردگی
    بس که عشق و نفرتم را جابجایی می کنی
    برگ سبزی بوده ام بر شاخه های باورت
    زردیم را دیدی و فکر جدایی می کنی
    چوب حراجی نزن بر وصله ی جا مانده ات
    من خودت هستم و تو بی اعتنایی می کنی
    شرط کوه بیستون نه شرط جانم را بکن
    تا به کی شرط و شروط ابتدایی می کنی ؟

  3. #3
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    میلاد سلیمانی
    اشک ریزان به سر کوی تو در جوش وخروش
    می رسد زمزمه ی وقت ظهورت بر گوش
    ای صمیمانه ترین لطف خدا بر همگان
    مونس خلوت شبهای دل غم زدگان
    تو بیا از غم هجر تو زمین پیر شده
    دل آواره ی ما سرد و زمین گیر شده
    تو بیا در نفست عشق و صفا می بارد
    خالق از خلقت تو بر همه کس می بالد
    تو بیا لطف تو درمان دل بیمار است
    چشم هایم همه شب منتظر دلدار است
    بی تو شد دل پر غم ناله و فریاد و فغان
    با ظهورت همه را مست کن ای مهدی جان

  4. #4
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    طیبه سنگیان
    نیستی و
    قلبم در عصر یخ بندان است
    منتظر مثل کودک فال فروش
    که پر از اصرار است
    اما تا کی ؟
    خبری نیست از رویش یک خاطره و لبخندی
    می ترسم از انقراض نسل احساس . . .

  5. #5
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    در ابتدای خونم
    در انتهای سینه ام پنهان شده ای
    وقتی خودت را در آینه ی پهناور آسمان نگاه می کنی
    خورشید به شکل تو در می آید
    و درخشان ترین ستاره ها
    سکه هایی می شوند
    و بر سرت می ریزند
    بایک دسته گل یاس
    و پیراهنی که بوی شوق می دهد
    منتظر می مانم
    تا بیایی
    من نام تمام کوچه های دنیا را بلدم
    بگو سر کدام کوچه بایستم

  6. #6
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    توی ماشین گل زده امشب تونشستی کنار راننده
    باهوایی سراسر از بوسه با دهانی لبالب از خنده
    بوق بوق و هلهله دورت می روی تو به سمت خوشبختی
    دور و دور تر می شوی از من از من بی حواس بازنده
    از منی که نشسته ام حالا تک و تنها کنار تنهایی
    بی کسی را فقط بغل کردم مثل یک آدم سر افکنده
    ***
    سرگذشتم پر از غم و اندوه دست هایم خالی و سردند
    با چنین حال زار و غمگینی نا امیدم برای آینده . . .

  7. #7
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    به عکسم
    نگاه کن
    این منی که
    از من
    گرفتی
    از قاب خودش هم
    فراتر نرفته است.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •