صفحه 2 از 41 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 403

موضوع: مریم حیدرزاده

  1. #11
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    حدس
    و حدس مي زنم شبي مرا جواب ميكني
    و قصر كوچك دل مرا خراب ميكني
    سر قرار عاشقي هميشه دير كرده اي
    ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني
    من از كنار پنجره تو را نگاه ميكنم
    و تو به نامديگري مرا خطاب مي كني
    چه ساده در ازاي يك نگاه پك و ماندني
    هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني
    به خاطر تو من
    كه بعد من دوباره دوست انتخاب مي كني
    هميشه با همه غريبه ام
    تو كمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني
    و كاش گفته بودي از همان نگاه اولت

  2. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  3. #12
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    يك فكر ديگر
    امشب تمام خويش را از غصه پرپر ميكنم
    گلدان زرد ياد را با تو معطر ميكنم
    تو رفته اي و رفتنت يك اتفاق ساده نيست
    ناچار اين پرواز را اين بار باور ميكنم
    يك عهد بستم با خودم وقتي بيايي پيش من
    يه احترام رجعتت من ناز كمتر مي كنم
    يك شب اگر گفتي برو ديگر ز دستت خسته ام
    آن شب براي خلوتت يك فكر ديگر ميكنم
    صحن نگاهت را به روي اشتياقم باز كن
    من هم ضريح عشق را غرق كبوتر ميكنم
    شعريست باغ چشم تو غرق سكوت و آرزو
    يك روز من اين شعر را تا آخر از بر ميكنم
    گر چه شكستي عهد را مثل غرور ترد من
    اما چنان ديوانه ام كه با غمت سر ميكنم
    زيبا خدا پشت و پناه چشمهاي عاشقت
    با اشك و تكرار و دعا راه تو را تر ميكنم

  4. 5 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  5. #13
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    فقط تو رویا

    "تقدیم به اونی که عاشق شم"
    چقد دلم می خواست یه شب منو تو تنها می شدیم
    انقد کوچیک بود دنیا که فقط ما دو تا توش جا می شدیم
    مجنون یه شب جراتشو می داد امانت دس تو
    اونوقت ما تا اخر عمر راهی صحرا می شدیم
    اگر ما اون جوری بودیم نیاز به قایقی نبود
    اروم سوار موجای بلند دریا می شدیم
    همه می گن که اسمون خم شده زیر بار عشق
    اون چیزی نیس ما واسه هم خم می شدیم تا می شدیم
    اگه یکی دلش نخواس پاییز تموم شه و بره
    تا ته دنیا واسه اون شب یلدا می شدیم
    چقده دلم می خواس همه حسرتمونو بخورن
    مثال عاشقا واسه تموم دنیا می شدیم
    چقده دلم می خواس دیگه من وتو در میون نبود
    همدیگه رو می بوسیدیم تا ابد ما می شدیم
    تقویمای ما اگه امروز خیلی دوس نداشت
    چشمامونو می بستیم و فردا سحر پا می شدیم
    چقده دلم می خواس دلت پیش یکی دیگه نبود
    حتی اگه یه مدتی تنها تنها می شدیم
    باشه برو نداشتن حوصله رو بهونه کن
    ما همونائیم که پیش ادما رسوا می شدیم؟
    تجربه ی اومدنت یه درده مثل رفتنت
    کاش واسه هم معجزه ی روز نبادا می شدیم
    بذار که این اخر سری یه دونه ارزو کنم
    کاشکه ما ها عاشق هم فقط تو رویا می شدیم

  6. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  7. #14
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    ما بهم نمی رسیمتوی لحظه های زردم تو غم دلواپسیمحتی وقتی که تو گفتی هر دوی ما بی کسیمچه کنارم بودی و چه رفته بودی راه دورتو تموم بی قراریا توی هم نفسیمحتی وقتی به زبون اومدی و گفتی ببینما دوتا تا اخرش برای هم دیگه بسیمیه چیزی بهم می گفت تو مث معبد می مونی ما یه جور برای هم دیگه فقط مقدسیماومدم یه شب کنار پنچره با کلی بغض
    هم سپردم به ستاره هم سپردم به نسیم
    که برید یه جوری به مردم این دنیا بگیدما دوتا دیوونه ایم اما بهم نمی رسیم

  8. 5 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  9. #15
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض


    دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی
    با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی
    دیریست پشن پنجره ماندم که رد شوی
    اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی
    دلی که داده ای به من از یاد برده ای
    گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی
    بیمار عشق توست پرستوی روح من
    از این مریض خسته عیادت نمی کنی
    باشد برو ولی همه جا غرق عطر توست
    گرچه تو هیچ خرج صداقت نمی کنی
    یکبار از مسیر نگاهم عبور کن
    آنقدر دور گشته که فرصت نمی کنی
    گل های باغ خاطره در حال مردنند
    به یاس های تشنه محبت نمی کنی
    رفتی بدون آن که خداحافظی کنی
    دیگر به قاب پنجره دقت نمی کنی
    امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت
    این سیب را برای چه قسمت نمی کنی
    یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام
    این کلبه را دوباره مرمت نمی کنی
    زیبا قرارمان همه جا هر زمان که شد
    گرچه تو هیچ وقت رعایت نمی کنی



  10. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  11. #16
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    اونی که گفتم نرو گفت نمی شه
    دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه
    وقتی میخواست بره من رو صدا کرد
    وایساد و تو چشمای من نگاه کرد
    گفت می دونی خودت واسم عزیزی
    این اشکارم بهتره که نریزی
    باید برم سفر واسم بهتره
    ولی کسی که مونده عاشقتره
    تقدیر ما از اولم همین بود
    یکی تو آسمون یکی زمین بود
    هرجا برم همیشه ایرونی ام
    غرق یه جور حس پریشونی ام
    خدا نخواست همیشه پیشم باشی
    ولی مهم اینه که مریم باشی
    تو تقدیر ما هرچی حیرونیه
    مال خطوط روی پیشونیه
    شاید اگه دائم بودی کنارم
    یه روز میدیدم که دوست ندارم
    می خوام برم که تا ابد بمونم
    سخته برای هردومون می دونم
    گریه نکن گریه هاتو نگه دار
    لازم می شه گریه برای دیدار
    نذار پر گریه بشه خاطره
    هرکی اشک نریزه عاشقتره
    اون کسی که می خواد بشه ستاره
    هیچ چاره ای به جز سفر نداره
    بذار برم یه مدتی بمونم
    شاید که قدر اینجا رو بدونم
    اصلا شاید اونجا دووم نیارم
    یا نا تموم بمونه اونجا کارم
    دعا نکن اونجا بهم نسازه
    آدم که حرفش دوتا شد می بازه
    رفتن من شاید یه امتحانه
    واسه شناسایی این زمانه
    خودم میرم عکسام ولی تو قابه
    می شنوه حرف رو ولی بی جوابه
    بارون که بارید برو زیر بارون
    به یاد دیدارای اون روزامون
    تو چمدونم پر عطر یاسه
    چشمام با چشمای تو در تماسه
    فکر نکنی دوری و اونجا نیستی
    قلب من اینجاست تو تنها نیستی
    رفتن من بازی سرنوشته
    همونی که رو پیشونیم نوشته
    یه کاری کن این رفتن موقت
    آدما رو نندازه توی زحمت
    نذار که نقطه ضعفت رو بدونن
    پشت سر من و تو چیز بخونن
    منتظر شعرا و نامه هاتم
    هرجا میری بدون منم باهاتم
    غصه نخور زندگی رنگارنگه
    یه وقتایی دور شدنم قشنگه
    دیگه سفارش نکنم عزیزم
    نذار منم اینجوری اشک بریزم
    شاید یه روز به همدیگه رسیدیم
    همدیگه رو شاید یه جایی دیدیم
    شاید یه روز دیدی که توی جاده
    یه آشنا منتظرت وایساده
    شایدم این دیدار آخرینه
    اگر که باشی زندگی همینه
    مراقب گلدون اطلسی باش
    یه وقتایی منتظر کسی باش
    کسی که چشماش یه کمی روشنه
    شاید یه قدری ام شبیه منه
    کسی که چون می خواد بشه ستاره
    هیچ چاره ای به جز سفر نداره
    داغ دلت هروقت که میشه تازه
    بهش بگو با روزگار بسازه
    دیگه باید برم که خیلی دیره
    فقط نذار خاطرمون بمیره
    اون رفت و از دور دساشو تکون داد
    خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد
    همه میگن فقط یه روزه رفته
    انگار ولی گذشته صدتا هفته
    با اینکه قلبش بی ریا و پاکه
    چون فتح دنیا پر گرد و خاکه

  12. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  13. #17
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    دیگه شعرام واسه چشمای تو تازگی نداره
    دلم ازدست همون چشم تو زندگی نداره
    تو میگی خسته میشی چشمامو می کنی فراموش
    ولی من عاشقم عاشق که خستگی نداره
    میگی من دوستت ندارم برو و صرف نظر کن
    دیوونم اینکه به احساس تو بستگی نداره
    تو می گی ساده بگیر زندگی و منو رها کن
    عاشقی خط خطیه صافی و سادگی نداره
    تو می گی یه کم غرور داشته باش و منطقی تر شو
    کارم از غرور گذشته هرچی که بگی نداره
    من می گم دلم شکسته س تو می گی اونکه سپردیش
    دلی که سپرده شد دیگه شکستگی نداره
    می گم التماس چشمام کافی نیس واسه نگاهت
    می گی که عشق تو حالت همیشگی نداره
    تو می گی دیوونه ام تو راست می گی اما عزیزم
    غیر من هیچ کس این حسی که تو می گی نداره

  14. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  15. #18
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    عاشق و معشوق ها ای کاش انقد بهم شک نداشتن
    سقف اعتمادامون کاش انقدر ترک نداشتن
    چی میشد دست من و تو همیشه تو دست هم بود
    از ما هرچی که می گفتن واسه ی عاشقی کم بود
    چی می شد بی التماسم تو می اومدی به خونه
    چی می شد دلت می دونست که باید پیشم بمونه
    چی می شد می سوخت دلامون واسه التماس سیبا
    چی می شد دنیا رو یک شب بسپاریم دست غریبا
    چی می شد من رو تو یک شب ببری به زیر بارون
    حتی به قیمت مرگ عزت و آبروهامون
    کاش برای کشتی عشق یکی از ما ناخدا بود
    که می رفتیم اونجا غیر ما فقط خدا بود
    چشمای ناز تو ای کاش یه ضریحی داشت طلایی
    انقدر دورش می گشتم که نشه پیداش جدایی
    کاشکی یادمون نمی رفت عهدامون بدون علت
    واسه ی دفاع از خود دست نمی زدیم به تهمت
    کاشکی عهدامون نمی شکست با یه اتفاق ساده
    به دلیل اینکه آدم توی این دنیا زیاده
    کاش برای اون مهم بود چشام از خاطره خیسه
    گفته بودم که دل من برای اون می نویسه
    یادته واست نوشتم روی صفحه های رنگی
    حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
    گفتی تنها راهه پرواز ولی آسمون چه دوره
    واسه تو فرقی نداره که دسات مثل بلوره
    کی میگه سرمای بهمن واسه باریدنه برفه
    ایراد از عشق من و توست که همش اسیر حرفه
    نگرانم واسه اون روز که بازم تازه شه داغم
    می دونم یه روز نزدیک نمیای دیگه سراغم
    من خودم دیدم ستاره نور نداره بی فروغه
    تو اصن دوسم نداشتی هرچی که گفتی دروغه
    هنوزم عاشقتم جون چشمات جون دریا
    ولیکن یادت بمونه خوب منو گذاشتی تنها
    میخواد دعاهای ما واسه همدیگه بگیره
    یکی از ما با شهامت واسه اون یکی بمیره
    انقدر بین دلا و حرفای ما اختلافه
    این روزا درد غریبی می کنه ما رو کلافه
    چی میشه با هم بسازیم یه روزی یه شهر تازه
    بدون اینکه بگیریم از کسی حتی اجازه
    یادگاری بنویسیم کاش رو گلبرگای قرمز
    بنویسیم که عزیزم هرجا باشم بی تو هرگز
    کاش نشه زندگیامون یه روزی اسیر تکرار
    و یادت میاد عزیزم گفتی به امید دیدار ؟


  16. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  17. #19
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    چشامو بستم و دارم تو رو بهتر میبینم
    اما چشم تو بازم منو نگا نمی کنه
    عمریه دارم صدات می کنم و جواب می دی
    عمریه چشات ولی من و صدا نمیکنه
    نمی دونم چرا من شدم به عشق تو اسیر
    چرا عشق من چشاتو مبتلا نمی کنه
    دلو پیچیدم لای یه برگ ناز گل سرخ
    چشات اما به دلم هم اعتنا نمی کنه
    جون من خیلی کمه اما فدات گرچه آدم
    جونشو برای هرکسی فدا نمی کنه
    غنچه ی آرزوهام می شکفه با خنده ی تو
    حتی خوشبختی من اخماتو وا نمی کنه
    می دونم نمی شه سرنوشت ما یکی باشه
    تو می گی آدم عاقل که خطا نمی کنه
    نه دلت تنگه واسم نه حرفی داری بزنی
    آخه سنگم با شیشه اینجوری تا نمی کنه
    من می گم عاشقتم فقط به قیمت یه جون
    تو قبول نمی کنی دل اشتباه نمی کنه
    من می گم خداکنه یجوری مال من بشی
    نمی دونم چرا این کارو خدا نمی کنه


  18. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  19. #20
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    اون شب خاکستری که تو رفتی
    ماه راهشو از آسمون جدا کرد
    کهکشونی که پر بود از ستاره
    تک تک سیاره هاشو صدا کرد
    نگین انگشتر ابرا افتاد
    بین غبار و مه و سایه گم شد
    انگار که چشمای پلید ابلیس
    به سرنوشت هممون نگاه کرد
    پولک بالای فرشته ها ریخت
    ماه از نردبون اوجش افتاد
    قصه ی رفتن تو خیلی ساده
    روز فرشته هامونو عزا کرد
    اشکای دختری که عاشقت بود
    چکید رو تقویم و همونجا خشکید
    باز دخترک رویاشو سرزنش کرد
    کجای بودنش با تو خطا کرد
    غروب رو مخمل نگاش نشست و
    سقف بلوری چشاش تکون خورد
    تو گرگ و میش بغض و حسرت و درد
    تنها واسه برگشتنت دعا کرد
    چشمای رنگ عسلت چیا داشت
    که دیگه خورشید توی آسمون نیست
    گوشه ی چشمی ام به من نداشتی
    شاید همون تو رو واسم خدا کرد
    شیشه ی قاب آرزو ترک خورد
    یه بید مجنون سر گذاشت به صحرا
    دختری رو که ثروتش تو بودی
    رفتن بی سر و صدات گدا کرد
    کدوم اشارت منو تا جنون برد
    تو روی خوش به من نشون ندادی
    پس این چه حسی بود که بهتر از خون
    تو رو تو قلب و رگ و ریشه جا کرد
    پس کوچه ها همه رسید به بن بست
    قحطی بارون شد و برف و خوبی
    یه پر کشیدن موقت تو
    عمر تمام سالا رو سیا کرد
    قربونی خواستی بگو فصلا هستن
    به جز تولدت که تو بهشته
    زمستون و اسفند و به خاطر تو
    نذر غریبی پرنده ها کرد
    دیگه بیا این طرفا نفس نیست
    دریا به آخر خودش رسیده
    قفل و قفس هوامونو گرفته
    باید یه جور آسمونو رها کرد
    از وقتی رفتی همه چی شکسته
    از دل و پنجره تا عهد و آینه
    نامه دیگه به مقصدش نمیره
    نامه ها رو دیگه نمیشه تا کرد
    آب پاشیدم که زود بیای عزیزم
    هرچی قسم بود پای تو نوشتم
    نمی دونم کسی دعا بلد نیست
    یا مرغ آمین پشتشو به ما کرد
    روزامو می دوزم به در به چشمام
    فقط تو رو از همه دنیا می خوام
    تا برسی از روی کوه مشرق
    باید تمام جاده ها رو وا کرد
    بوسه و التماس و عطر پونه
    فرش طلای قدمای نازت
    خونه ی آسمون هفتم آباد
    که توی قصرم تو رو پادشا کرد

  20. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


صفحه 2 از 41 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •