صفحه 8 از 41 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122232425262728 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 403

موضوع: مریم حیدرزاده

  1. #71
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    به خاطر من
    آخر یه روز دق میکنم فقط به خاطر تو
    دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
    شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
    رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
    تو نمی خوای بیای پیشم فقط به خاطر من
    من ولی سرزنش می شم فقط به خاطر تو
    عشق تو پنهون میکنی فقط به خاطر من
    من دلم و خون می کنم فقط به خاطر تو
    از دور تماشا میکنی فقط به خاطر من
    من دل و رسوا میکنم فقط به خاطر تو
    از خوبیات کم میکنی فقط به خاطر من
    رشته رو محکم می کنم فقط به خاطر تو
    تو خودت رو گم میکنی فقط به خاطر من
    من خودم رو گم میکنم فقط به خاطر تو
    شعله رو خاموش میکنی فقط به خاطر من
    شب رو فراموش میکنم فقط به خاطر تو
    تو خنده هات غم میزنی فقط به خاطر من
    دنیا رو بر هم میزنم فقط به خاطر تو
    یه روز می شم بی آبرو فقط به خاطر تو
    قربونی یه جست و جو فقط به خاطر تو
    تو ام یه روز می ری سفر فقط به خاطر من
    خیره می شن چشام به در فقط به خاطر تو به من تو میگی دیوونه فقط به خاطر من
    جملت به یادم می مونه فقط به خاطر تو
    تو من و بیرون میکنی فقط به خاطر من
    قلبم رو ویرون میکنم فقط به خاطر تو
    میگی از سنگ دلت فقط به خاطر من
    یه عمره که تنگه دلم فقط به خاطر تو
    تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من
    دنیا واسم یه قفسه فقط به خاطر تو
    می ری سراغ زندگیت فقط به خاطر من
    من می سوزم تو تشنگیت فقط به خاطر تو
    تو میگی عشق یه عادته فقط به خاطر من
    دلم پر شکایته فقط به خاطر تو میگیری از من فاصله فقط به خاطر من
    دست میکشن از هر گله فقط به خاطر تو
    تومیگی از اینجا برو فقط به خاطر من
    رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو
    رد میشی از مقابلم فقط به خاطر من
    مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو
    ناز میکنی برای من قفط به خاطر من
    من میشینم به پای تو فقط به خاطر تو
    نیستی کنار پنجره فقط به خاطر من
    دل نمی تونه بگذره فقط به خاطر تو
    تو من رو یادت نمیاد فقط به خاطر من
    دلم کسی رو نمی خواد فقط به خاطر تو
    می گذری از گذشته ها فقط به خاطر من
    می رم توی نوشته ها فقط به خاطر تو
    تو منو تنها می ذاری فقط به خاطر من من خودم رو جا میذارم فقط به خاطر تو
    دل رو گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من
    یه عمر میکشم عذاب فقط به خاطر تو
    دلت شکسته می دونم فقط به خاطر من
    منم یه خسته می دونی فقط به خاطر تو
    آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من
    من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو


  2. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  3. #72
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    یک تمنای بلند

    بیا برای پرستو ز مهر دانه بپاشیم
    بیا پناه کبوتر طیبی چلچله باشیم
    بیا که درد عطش را ز چشم غنچه بشوییم
    برای موج پریشان ز عشق قصه بگوییم
    بیا که دعوت گل را به باغ دل بپذیریم
    بیا ز هجرت مرغان خسته در س بگیریم
    بیا ز دفتر پروانه شعر شمع بخوانیم
    بیا به خاطر گل ها همیشه تاتزه بمانیم
    بیا که کشتی دل را به موج مهر سپاریم
    بروی دفتر دل ها رز امید بکاریم
    بیا زلال بمانیم مثل برکه و باران
    و حرمتی بگذاریم به صداقت یاران
    بیا حوالی یک گل ز عشق خانه بسازیم
    برای غربت گنجشک آشیانه بسازیم
    بیا سپیده که آمد صدا کنیم خدا را
    و تا افق برسانیم دست سبز دعا را


  4. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  5. #73
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    سرنوشت من و چشمهایت


    ایکاش در چشم هایت تردید را دیده بودم
    یا از همان روز اول از عشق ترسیده بودم
    ایکاش آن شب که رفتم از آسمان گل بچینم
    جای گل رز برایت پروانگی چیده بودم
    گل را به دست تو دادم حتی نگاهم نکردی
    آن شب نمی دانی اما تا صبح لرزیده بودم
    آن شب تو با خود نگفتی که بر سرمن چه آمد
    با خود نگفتی ز دستت من باز رنجیده بودم
    انگار پی برده بودی دیوانه ات گشته ام من
    تو عاشق من نبودی و دیر فهمیده بودم
    از آن شب سرد پاییز که چشم من به تو افتاد
    گفتم ایکاش شب ها هر گر نخوابیده بودم
    از کوچه که می گذشتیم حتی نگاهم نکردی
    چشمت پی دیگری بود این را نفهمیده بودم
    آن شب من و اشک و مهتاب تا صبح با هم نشستیم
    ایکاش یک خواب بد بود چیزی من دیده بودم
    تو اهل آن دوردستی من یک اسیر زمینی
    عشق زمین و افق را ایکاش سنجیده بودم
    بی تو چه شبها که تا صبح در حسرت با تو بود
    ناندوه ویرانیت را تنها پرستیده بودم

    وقتی صدا کردی از دور با عشوه ای نادرت را
    آن لهجه نقره ای را ایکاش نشنیده بودم
    انگار تقصیر من بود حق با تو و آسمان است
    وقتی که تو می گذشتی از دور خندیده بودم
    اما به پروانه سوگند تنها گناهم همین ست
    جای تو بودم اگر من صد بار بخشیده بودم
    باید برایت دعا کرد آباد باشی و سرسبز
    ایکاش هرگز نبینی چیزی که من دیده بودم
    اندوه بی اعتنای چه یادگار عجیبی ست
    اما چه شب ها که آن را از عشق بوسیده بودم
    حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت
    یک آسمان اشک آن شب در کوچه پایشده بودم
    هر گز پشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز
    رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم
    حالا تو را به شقایق دیگر بیا کوچ کافیست
    جای تو بودم اگر من این بار بخشیده بودم


  6. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  7. #74
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    شعر یعنی با افق یک دل شدن
    یا لباسی از شقایق دختن
    شعر یعنی با وجود خستگی
    بر سر پروانه دل سوختن
    شعر یعنی سری از اسرار عشق
    شعر یعنی یک ستاره داشتن
    شعر یعنی یک نگاه خسته را
    از کویر گونه ای برداشتن
    شعر یعنی داستانی نا تمام
    شعر یعنی جاده ای بی انتها
    شعر یعنی گفتن از احساس موج
    در کنار حسرت پروانه ها
    شعر یعنی آه سرخ لاله ها
    شعر یعنی حرف پنهان در نگاه
    شعر یعنی ترجمان یک نفس
    عمق سایه روشن دشت پگاه
    شعر یعنی یک زلال بی دریغ
    شعر یعنی راز قلب یک صدف
    شعر یعنی درد دلهای نسیم
    حرفی از تنهایی سبز علف
    شعر یعنی تاب خوردن روی موج
    در کنار برکه ساحل ساختن
    شعر یعنی هدیه اس از آسمان
    بهر یاسی بی نوا انداختن
    شعر یعنی فصلی از سال نگاه
    شعر یعنی عاشقانه زیستن
    شعر یعنی پولکی از عشق را
    روی دامان کویری ریختن
    شعر یعنی حس یک پرواز محض
    در میان آسمان پیدا شدن
    شعر یعنی در حصار زندگی غرث در گلواژه رویا شدن
    شعر یعنی قصه یک آرزو
    شعر یعنی ابتدای یک غروب
    شعر یعنی تکه ای از آسمان
    شعر یعنی وصف یک انسان خوب
    شعر یعنی قلعه ای از جنس عشق
    کم کنم از واژه و حرف و سخن
    شعر یعنی حرف قلبی سرخ و پک
    نه عبوری ساده چون اشعار من


  8. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  9. #75
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    آسمون دلش گرفته ، مث اخمای تو ا...ـ
    یه گره افتاده رو پیشونیشو ، وا نمیشه
    نامتم با هام لجه ، می خوام بذارمش کنار
    انقدر بد باهام ، هر چی کنم تا نمی شه
    مگه کم ناز چشاتو کشیدم دسته گلم ؟
    که دیگه یه ذره خندتم مال ما نمیشه

    ****************************
    بیشتر از تو
    نمی گم عوض شدی نه تو هنوزم مهربونی
    حدسش رو من زده بودم نمی خوای پیشم بمونی
    روزای اول این عشق اشتیاقت تازه تر بود
    حالا با صد التماسم واسه من شعر نمی خونی
    بعضی وقتا اگه حرف و خبری جایی نباشه
    نمی ری دیگه سراغ قصه های خودمونی


  10. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  11. #76
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    تا قیامت
    من میگم بهم نگاه کن
    تو میگی که جون فدا کن
    من میگم چشمات قشنگه
    تو میگی دنیا دو رنگه
    من میگم دلم اسیره
    تو میگی که خیلی دیره
    من میگم چشمات و وکن
    تو میگی من و رها کن
    من میگم قلبم رو نشکن
    تو میگی من می شکنم من ؟
    من میگم دلم رو بردی
    تو میگی به من سپردی ؟
    من میگم دلم شکسته است
    تو میگی خوب میشه خسته است
    من میگم بمون همیشه
    تو میگی ببین نمی شه
    من میگم تنهام می ذاری
    تو میگی طاقت نداری
    من میگم تنهایی سخته
    تو میگی این دست بخته
    من میگم خدا به همرات
    تو میگی چه تلخه حرفات من میگم که تا قیامت
    برو زیبا به سلامت
    من میگم خدا به همرات
    تو میگی چه تلخه حرفات
    من میگم که تا قیامت
    برو زیبا به سلامت


  12. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  13. #77
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    گفت و گو
    من میگم بهم نگاه کن
    تو میگی که جون فدا کن
    من میگم چشات قشنگه
    تو میگی دنیا دو رنگه
    من میگم چه قدر تو ماهی
    تو میگی اول راهی
    من میگم بمون همیشه
    تو میگی ببین نمیشه
    من می گم خیلی غریبم
    تو میگی نده فریبم
    من میگم خوابت رو دیدم
    تو میگی دیگه بریدم
    من می گم هدف وصاله
    تو ولی میگی محاله
    من میگم یه عمره سوختم
    تو میگی قلبم رو دوختم
    من میگم چشمات و وا کن
    تو میگی من و رها کن
    من میگم خیلی دیوونم
    تو میگی آره می دونممن میگم دلم شکسته ست
    تو میگی خوب میشه خسته ست
    من میگم بشین کنارم
    تو میگی دوستت ندارم
    من میگم بهم نظر کن
    تو ولی میگی سفر کن
    من میگم واسم دعا کن
    تو میگی نذر رضا کن
    من میگم قلبم رو نشکن
    تو میگی من می شکنم من ؟
    من میگم واست می میرم
    تو میگی نمی پذیرم
    من میگم شدم فراموش؟
    تو میگی نه ، رفتم از هوش
    من میگم که رفتم از یاد ؟
    تو میگی نه مرده فرهاد
    من میگم باز شدی حیروون ؟
    تو میگی بیچاره مجنون
    من میگم ازم بریدی ؟
    تو می پرسی نا امیدی ؟
    من میگم واسم عزیزی
    تو میگی زبون میریزی؟
    من میگم تو خیلی نازیتو میگی غرق نیازی
    من میگم دلم رو بردی
    تو میگی به من سپردی ؟
    من میگم کردم تعجب
    تو میگی دیگه بگو خب
    من میگم تنهایی سخته
    تو میگی این دست بخته
    من میگم دل تو رفته
    تو میگی هفت روزه هفته
    من میگم راه تو دوره
    تو میگی چاره عبوره
    من میگم می خوام بشم گم
    تو میگی حرفای مردم ؟
    من میگم نگذری ساده ؟
    تو میگی آدم زیاده
    من میگم دل به تو بستن ؟
    تو میگی اینقده هستن
    من میگم تنهام میذاری ؟
    تو میگی طاقت نداری ؟
    من میگم خدا به همراتتو میگی چه تلخه حرفات
    من میگم اهل بهشتی
    تو میگی چه سرنوشتی
    من میگم تو بی گناهی
    تو میگی چه اشتباهی
    من میگم که غرق دردم
    تو میگی می خوام بگردم
    من میگم چیزی می خواستی ؟
    تو میگی تشنمه راستی
    من میگم از غم آبه
    تو میگی دلم کبابه
    من می گم برو کنارش
    تو میگی رفت پیش یارش
    من میگم با تو چیکار کرد ؟
    تو میگی کشت و فرار کرد
    من میگم چیزی گذاشته ؟
    تو میگی دو خط نوشته
    من میگم بختش سیاهه
    تو میگی اون بی گناهه
    من میگم رفته که حالا
    تو می گی مونده خیالا
    من میگم می آد یه روزیتو میگی داری می سوزی
    من میگم رنگت چه زرده
    تو می پرسی بر میگرده ؟
    من میگم بیاد الهی
    تو میگی که خیلی ماهی
    من میگم ماهت سفر کرد
    تو میگی تو رو خبر کرد ؟
    من میگم هر کی با ماهش
    تو میگی بار گناهش؟
    من میگم تو بی وفایی
    تو میگی بریم یه جایی
    من میگم دلم اسیره
    تو میگی نه خیلی دیره
    من میگم خدا بزرگه
    تو میگی زندگی گرگه
    من میگم عاشق پرنده ست
    تو میگی معشوق برنده ست
    من میگم به روزها شک کن
    تو میگی بهم کمک کن
    من میگم خدانگهدار
    تو میگی تا چی بخواد یار
    من میگم که تا قیامت
    برو زیبا به سلامتپشت تو آب نمی ریزم
    که نروندت عزیزم


  14. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  15. #78
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    مثل هیچ کس
    مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا
    تو مهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا
    چه قدر تازه و پکی مث یاسای تو باغچه
    مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه
    تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
    مث اون حرفی که ناگفته می مونه دم آخر
    تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
    تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر
    مث برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته
    مث پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته
    مث اون مهمون خوبی که میآد آخر هفته
    مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته
    مث پاییزی ولیکن پری از گل های پونه
    مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه
    تو مث چشمه آبی واسه تشنه تو بیابون
    تو مث یه آشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون
    تو مث یه سرپناهی واسه عابر غریبه
    مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه
    چشمه ی چشمای نازت مث اشک من زلاله
    مث زندگی رو ابرا بودنت با من محاله
    یک روزی بیا تو خوابم بشو شکل یک ستاره
    توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره
    تو یه عمر می درخشی تو یه قاب عکس خالی
    اما من چشمام رو دوختم به گلای سرخ قالی
    تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا
    بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها
    تو مث دفتر مشقم پر خطای عجیبی
    مث شاگردای اول کمی مغرور و نجیبی
    دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی
    می دونم عوض نمی شی تو خودت
    گفتی همینی
    تو مث اون کسی هستی که میره واسه همیشه
    التماسش می کنی که بمون اون میگشه نمیشه
    مث یه تولدی تو مث تقدیر مث قسمت
    مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت
    مث نذر بچه هایی مث التماس گلدون
    مث ابتدای راهی مث اینه مث شمعدون
    مث قصه های زیبا پری از خوابای رنگی
    حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
    پر نازی مث لیلی پر شعری مث نیما
    دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا
    بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد
    دید یارش داره میمیره موند ش و صرف نظر کرد

  16. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  17. #79
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    خلوت یک شاعر
    کاش در دهکده عشق فراوانی بود
    توی بازار صداقت کمی ارزانی یود
    کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
    مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
    کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
    روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود
    کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
    قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
    کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
    رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
    مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
    کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
    چه قدر شعر نوشتیم برای باران
    غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
    کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
    دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
    کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
    و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
    کاش اسم همه دخترکان اینجا
    نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
    کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
    غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
    کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
    غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود
    دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
    راز این شعر همین مصرع پایانی بود


  18. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  19. #80
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh

    آن روز در نگاه تو و خنده بهار
    می شد به منتهای شکفتن اشاره کرد
    می شد میان چشمک یاس و نسیم صبح
    ل را فدای چشم نجیب ستاره کرد
    هر صبح با صدای تو بیدار می شوم
    در قلب من همیشه می اید صدای تو
    هر چه نگاه عاطفه و اشک شبنم ست
    با قطره های سکت باران فدای تو
    ای انتظار خسته گل های رازقی
    تو یادگار میخک و یاس و شقایق ی
    تو بردی از میان سکوتم دل مرا
    تو معنی سرودن پک حقایقی
    تو جاده رسیدن قلبی به آسمان
    من بی تو ذره ذره بدان آب می شوم
    تا سرزمین سبز تجسم می ایم و
    در بین راه عاشق مهتاب می شوم
    تو با وفاترین افق دور مبهمی

    یادت کنار ساحل دل تاب می خورد
    هر قوی تشنه ای که ترک می خورد دلش
    از برکه لطیف دلت آب می خورد
    نقاشی تمام افقهای عالمی
    نقاشی ام بدون تو بی رنگ می شود
    در شعر من همیشه تو معنای بودنی
    قلب غزل برای تو دلتنگ می شود
    تو قصه مهاجرت غم ز شهر عشق
    تو ماندنی ترین گل خوشبوی میخکی
    تنها تو بال عاطفه را ناز ی کنی
    تو مهربان ترین گل زیبای پیچکی
    تب می کند بدون تو احساس پک عشق
    جز تو چه کس نگاه مرا ناز میکند
    جز تو چه کس کنار دلم می نشیند و
    روح مرا روانه پرواز میکند
    هر وقت شهر پنجره ها باز میشود
    من ابتدای نام ترا گوش می کنم
    وقتی به عشق می رسم از لذت نگاه
    غم را به حرمت تو فراموش میکنم
    آن لادنی که کاشته ای در دلم هنوز
    گاهی دلش برای دلت شور می زند
    پروانه ای ز باغ تبسم می اید و
    دل را به سوی شمع پر از نور می زند
    احساس من همیشه پر از قطره های عشق
    قلبم بدون نام تو دلگیر می شود
    هر صبح نغمه های من و قلب عاشقم
    بر برگ های عاطفه تکثیر می شود
    تو بهترین حکایت گل های نرگسی
    با چشم تو نگاه پر از یاس می شود
    جز تو چه کس نگاه مرا ناز میکند




  20. 3 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


صفحه 8 از 41 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122232425262728 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •