نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خاصیت عشق همین است:
    از دست دادن هوشیاری .گاهی خودرا فراموش کن.چه اشکالی دارد ؟
    آدم نباید یکنواخت و ملال اور باشد.
    آدم باید همیشه از قطبی به قطب دیگر سفر کند.سفر کردن ،زندگی را غنی میسازد.
    در غیر این صورت زندگی کسالت بار میشود.

  2. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  3. #2
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،
    تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،
    تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،
    تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  5. #3
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارمسکوت را فراموش می کردی
    تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد.
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارمچشمهایم را می شستی
    و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارمنگاهت را تا ابد بر من می دوختی
    تا من بر سکوت نگاه تو
    رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم.
    ای کاش می دانستی…
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    هرگز قلبم را نمی شکستی
    گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارملحظه ای مرا نمی آزردی
    که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای
    و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد.
    ای کاش می دانستی…
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    همه چیز را فدایم می کردی
    همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای
    و سال ها برایش گریسته ای.
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی
    غرورت را… قلبت را… حرفت را…
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    دوستم می داشتی
    همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد.
    کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
    و مرا از این عذاب رها می کردی
    ای کاش تمام اینها را می دانستی . .
    .

  6. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  7. #4
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    یادم اید که به من گفت کسی٬“عاشقی تلخ ترین تلخ هاست”من به او خندیدم.به گمانم که دروغ٬به خیالم که فریب٬من گمان می کردم٬او فقط دیوانستو خودم هم شه عاقل هایم.با خودم می گفتم:مگر امکان دارد؟عاشقی تلخ گزنده باشد؟یا که بد طعم و زننده باشی؟عشق و عاشقی برای قلبم٬چیزی غیر از شهد شیرین باشد؟سال ها رفت و من امروز این جامی شناسم ناصح پیرم راولی افسوس و صد افسوس که رفتان همه شادی و خوش بختی هاقلب من تلخی عشقی را چشیدو به من ثابت کرد“عاشقی تلخ ترین تلخ هاست”تا چه حدی گویاست

  8. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  9. #5
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست
    بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
    من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز
    بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست
    غمدیده ترین عابر این خاک منم من
    جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست
    در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا
    مانند کویری که در آن قافله ای نیست
    می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس
    در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست
    شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد
    هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست

  10. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  11. #6
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    یک و یک همیشه دو نمی شود گاه باد می کند،
    چهار می شود
    گاه میل می کند به صفر
    گاه نیز می زند به کله اش…
    هوس کند می رود به آسمان،
    هزار می شود.
    یک و یک برای من…
    – من که سال هاست در ردیف آخر کلاس زندگی نشسته ام –
    جز دو خط ساده نیست؛
    جز دو خط که پا به پای هم در سفید صفحه راه می روند،
    وز این جهان خط کشی و کاغذی عبور می کنند…
    جز دو خط ساده که در انتهای دور در تقاطع زمین و آسمان؛
    روی خط نازکی به نام زندگی عاقبت به پای هم …
    پیر می شوند!
    « توی گوشتان فرو کنید! یک و یک مساوی دو است. »
    آه…
    من که حرف این حساب را سرم نمی شود

  12. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  13. #7
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    تا تو رفتی همه گفتند:
    " از دل برود هر آنکه از دیده برفت "
    و به ناباوری و غصه ی من خندیدند . . .
    آه ای رفته سفر که دگر باز نخواهی برگشت
    کاش می آمدی و می دیدی
    که در این عرصه دنیای بزرگ
    چه غم آلوده جدایی هایی ست
    و بدانی که . . .

    از دل نرود هر آنکه از دیده برفت . . .


  14. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •