صفحه 293 از 302 نخستنخست ... 143193243273274275276277278279280281282283284285286287288289290291292293294295296297298299300301302 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 2,921 تا 2,930 , از مجموع 3018

موضوع: ديوان شمس

  1. #2921
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    میان تیرگی خواب و نور بیداری


    چنان نمود مرا دوش در شب تاری


    که خوب طلعتی از ساکنان حضرت قدس

    که جمله محض خرد بود و نور هشیاری


    تنش چو روی مقدس بری ز کسوت جسم

    چو عقل و جان گهردار، وز غرض عاری


    مرا ستایش بسیار کرد و گفت:« ای آن

    که در جحیم طبیعت چنین گرفتاری


    شکفته گلبن جوزا برای عشرت تست

    تو سر به گلخن گیتی چرا فرود آری


    سریر هفت فلک تخت تست اگرچه کنون

    ز دست طبع، گرفتار چار دیواری


    کمال جان چو بهایم ز خواب و خور مطلب

    که آفریده تو زین‌سان نه بهر این کاری


    بدی مکن که درین کشت زار زود زوال

    به داس دهر همان بدروی که می‌کاری



    پی مراد چه پویی به عالمی که درو

    چو دفع رنج کنی جمله راحت انگاری؟!


    حقیقت این شکم از آزپر نخواهد شد

    اگر به ملک همه عالمش بینباری


    گرفتمست که رسیدی بدانچ می‌طلبی

    ولی چه سود ازان، چون بجاش بگذاری؟!


    شب جوانیت ای دوست چون سپیده دمید

    تو مست، خفته و آگه نه‌ای ز بیداری


  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  3. #2922
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی


    طمع به وصل تو دارم، تو نیز می‌دانی


    چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفت

    نماند صبر و قرارم، تو نیز می‌دانی


    نهفته شد گل، و بلبل پرید از چمنم

    بدرد خستهٔ خارم، تو نیز می‌دانی



    به ناله باز سپیدم، بسان فاخته شد

    به کوهسار چو سارم، تو نیز می‌دانی


    انار بودم خندان، بران عقیق لبت

    کنون چو شعلهٔ نارم، تو نیز می‌دانی


    انار عشق تو بودست شمس تبریزی

    که برد بر سردارم، تو نیز می‌دانی


  4. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  5. #2923
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی


    نیمشب بر بام مایی، تا کرمی طلبی


    گه سیه‌پوش و عصا، که منم کالویروس

    گه عمامه و نیزهٔ که غریبم عربی


    هرچه هستی ای امیر، سخت مستی شیرگیر

    هر زبان خواهی بگو، خسروا شیرین لبی


    ارتمی آغاپسو، کایکاپر ترا

    نور حقی یا حقی، یا فرشته یا نبی


    چون غم دل می‌خورم، رحم بر دل می‌برم

    کای دل مسکین چرا در چنین تاب و تبی


    دل همی‌گوید که:« تو از کجا من از کجا

    من دلم تو قالبی، رو همی‌کن قالبی


    پوستها را رنگها، مغزها را ذوقها


    پوستها با مغزها کی کند هم مذهبی؟»


    کالی میرا لییری، پوستن کالاستن

    شب شما را روز شد، نیست شبها را شبی


    اشکلفیس چلپی، انپا پیسوایلادو

    سردهی کن لحظهٔ، زانک شیرین مشربی


    من خمش کردم، مرا بی‌زبان تعلیم ده

    آنچ ازو لرزد دل مشرقی و مغربی


  6. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  7. #2924
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    با چرخ گردان تیره هوایی


    دارد همیشه قصد جدایی


    هذا محمد قتلی تغمد

    انا معود حمد الجفایی


    هذا حبیبی هذا طبیبی

    هذا ادیبی هذا دوایی


    هذا مرادی هذا فؤادی

    هذا عمادی هذا لوایی


    پر کن سبویی بی‌گفت و گویی

    باهای و هویی گر یار مایی


    هان ای صفورا بشکن سبو را

    مفکن عمو را در بی‌نوایی


    گر شد سبویی داریم جویی

    در شهره کویی تو گر سقایی


    این عیش باقی نبود گزافی

    بی پر نپرد مرغ هوایی


    بنمای جان را قولنجیان را

    تنهاروی کن رسم همایی


    از بهر حس شان جسم نجس شان

    ز ایشان چه خیزد گند گدایی


    زین رز برون بر گنده بغل را

    پهلوی نعنع کن گندنایی


    بسیار کوشی تا دل بپوشی

    هر جزوت این جا بدهد گوایی


    ننوشته خواند ناگفته داند

    تو سخت رویی بس بی‌حیایی


    چون نیست رختت چون نیست بختت

    ز آن روی سختت ناید کیایی



    جنس سگانی وغ وغ کنانی

    می‌گرد در کو در خانه نایی


    در خانه بلبل داریم صلصل

    کز سگ نیاید زیبانوایی


    نک بلبل حر نک بلبله پر

    برخیز سنقر تا چند پایی


    عمری چو نوحی یاری چو روحی

    گاهی غدایی گاهی عشایی


    نوشیست و می‌نوش وز گفت خاموش

    وین طبل کم زن بس ای مرایی


  8. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  9. #2925
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    خواهی ز جنون بویی ببری


    ز اندیشه و غم می‌باش بری


    تا تنگ دلی از بهر قبا

    جانت نکند زرین کمری


    کی عشق تو را محرم شمرد

    تا همچو خسان زر می‌شمری


    فوق همه‌ای چون نور شوی

    تا نور نه‌ای در زیر دری


    هیزم بود آن چوبی که نسوخت

    چون سوخته شد باشد شرری


    وانگه شررش وا اصل رود

    همچون شرر جان بشری


    سرمه بود آن کز چشم جداست

    در چشم رود گردد نظری


    یک قطره بود در ابر گران

    در بحر فتد یابد گهری


    خار سیهی بد سوختنی

    گردش گل تر باد سحری


    یک لقمه نان چون کوفته شد

    جان گشت و کند نان جانوری


    خون گشت غذا در پیشه وری

    آن لقمه کند هم پیشه وری


    گر زانک بلا کوبد دل تو

    از عین بلانوشی بچری


    ور زانک اجل کوبد سر تو

    دانی پس از آن که جمله سری


    در بیضه تن مرغ عجبی

    در بیضه دری ز آن می‌نپری



    گر بیضه تن سوراخ شود

    هم پر بزنی هم جان ببری


    سودای سفر از ذکر بود

    از ذکر شود مردم سفری


    تو در حضری وین وهم سفر

    پنداشت توست از بی‌هنری


    یا رب برهان زین وهم کژش

    تو وهم نهی در دیو و پری


    چون در حضری بربند دهان

    در ذکر مرو چون در حضری



  10. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  11. #2926
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    سلطان منی سلطان منی


    و اندر دل و جان ایمان منی


    در من بدمی من زنده شوم

    یک جان چه بود صد جان منی


    نان بی‌تو مرا زهرست نه نان

    هم آب منی هم نان منی


    زهر از تو مرا پازهر شود

    قند و شکر ارزان منی


    باغ و چمن و فردوس منی


    سرو و سمن خندان منی


    هم شاه منی هم ماه منی

    هم لعل منی هم کان منی


    خاموش شدم شرحش تو بگو

    زیرا به سخن برهان منی


  12. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  13. #2927
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض



    آن به که مرا تمکین نکنی

    تا همچو خودم گرگین نکنی


    بر روی منه تو دست مرا

    تا مست مرا غمگین نکنی


    تو رنگرزی، تو نیل‌پزی

    هان کینه را، زنگین نکنی


    ای خواجه، بهل، فتراک مرا

    تا خنگ مرا بی‌زین نکنی


    از دور ترک زانو بزنی

    زانوی مرا بالین نکنی


    تو هرچه کنی داعی توم


    هرچند که تو آمین نکنی


    دل را بروم، ملک تو کنم

    تا تو دل خود پرکین نکنی


    رخساره کنم وقف قدمت

    تا تو رخ خود پرچین نکنی


    خاموش کنم، طبلک نزنم

    تا از دل و جان تحسین نکنی


  14. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  15. #2928
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    صنما خرگه توم که بسازی و برکنی


    قلمی‌ام به دست تو که تراشی و بشکنی


    منم آن شقه علم که گهم سرنگون کنی

    و گهی بر فراز کوه برآری و برزنی


    منم آن ذره هوا که در این نور روزنم

    سوی روزن از آن روم که تو بالای روزنی


    هله ذره مگو مرا چو جهان گیر خود مرا

    دو جهان بی‌تو آفتاب کجا یافت روشنی


    همگی پوستم هله تو مرا مغز نغز گیر

    همه خشک‌اند مغزها چو نبخشی تو روغنی


    اگرم شاه و بی‌توام چه دروغست ما و من


    و گرم خاک و با توام چه لطیفست آن منی


    به تو نالم تو گوییم که تو را دور کرده‌ام

    که ببینم در این هوا که تو ذره چه می‌کنی


    به یکی ذره آفتاب چرا مشورت کند

    تو بکش هم تو زنده کن مکن ای دوست کردنی


    تو چه می داده‌ای به دل که چپ و راست می‌فتد

    و گهی نی چپ و نه راست و نه ترس و نه ایمنی


  16. #2929
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری


    قمرا می‌رسد تو را که به خورشید بنگری


    همه عالم چو جان شود همگی گلستان شود

    شکم خاک کان شود چو تو بر خاک بگذری


    تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شد

    چو به سر این نوشته شد نبود کار سرسری


    چو سحر پرده می‌درد تو پس پرده می‌روی

    چو به شب پرده می‌کشد تو به شب پرده می‌دری


    صنما خاک پای خود تو مرا سرمه وام ده


    که نظر در تو خیره شد که تو خورشیدمنظری


    رخ خوبان این جهان همه ابرست و تو مهی

    سر شاهان این جهان همه پایست و تو سری


    چو درآمد خیال تو مه نو تیره شد بگفت

    چه عجب گر تو روشنی که از او آب می‌خوری


  17. #2930
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    ای خجل از تو شکر و آزادی


    لایق آن وصال کو شادی


    عشق را بین که صد دهان بگشاد

    چون تو چشمان عشق بگشادی


    ای دلا گرد حوض می‌گشتی

    دیدی آخر که هم درافتادی


    ز آب و آتش چو باد بگذشتی

    ای دل ار آتشی و ار بادی


    دل و عشق‌اند هر دو شاگردش

    خورد شاگرد را به استادی


    اولا هر چه خاک و خاکی بود

    پیش جاروب باد بنهادی


    تا همه باد گشت آبستن

    تا از آن باد عالمی زادی


    زاده باد خورد مادر را

    همچو آتش ز تاب بیدادی


    کرمکی در درخت پیدا شد

    تا بخوردش ز اصل و بنیادی


    عشق آن کرم بود در تحقیق

    در دل صد جنید بغدادی


    نی جنیدی گذاشت و نی بغداد


    عشق خونی به زخم جلادی


    چون خلیفه بکوفت طبل بقا

    کرد خالق اساس ایجادی


    یک وجودی بزرگ ظاهر شد

    همه شادی و عشرت و رادی


    شمس تبریز چهره‌ای بنما

    تا نمایم سخن بعبادی


صفحه 293 از 302 نخستنخست ... 143193243273274275276277278279280281282283284285286287288289290291292293294295296297298299300301302 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •