صفحه 18 از 41 نخستنخست 1234567891011121314151617181920212223242526272829303132333435363738 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 403

موضوع: مریم حیدرزاده

  1. #171
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا
    تو مهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا
    چه قدر تازه و پاکی مث یاسای تو باغچه
    مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه
    تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
    مث اون حرفی که ناگفته می مونه دم آخر
    تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
    تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر
    مث برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته
    مث پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته
    مث اون مهمون خوبی که میآد آخر هفته
    مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته
    مث پاییزی ولیکن پری از گل های پونه
    مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه
    تو مث چشمه آبی واسه تشنه تو بیابون
    تو مث یه آشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون
    تو مث یه سرپناهی واسه عابر غریبه
    مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه
    چشمه ی چشمای نازت مث اشک من زلاله
    مث زندگی رو ابرا بودنت با من محاله

  2. 4 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  3. #172
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    یک روزی بیا تو خوابم بشو شکل یک ستاره
    توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره
    تو یه عمر می درخشی تو یه قاب عکس خالی
    اما من چشمام رو دوختم به گلای سرخ قالی
    تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا
    بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها
    تو مث دفتر مشقم پر خطای عجیبی
    مث شاگردای اول کمی مغرور و نجیبی
    دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی
    می دونم عوض نمی شی تو خودت گفتی همینی
    تو مث اون کسی هستی که میره واسه همیشه
    التماسش می کنی که بمون اون میگشه نمیشه
    مث یه تولدی تو مث تقدیر مث قسمت
    مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت
    مث نذر بچه هایی مث التماس گلدون
    مث ابتدای راهی مث اینه مث شمعدون
    مث قصه های زیبا پری از خوابای رنگی
    حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
    پر نازی مث لیلی پر شعری مث نیما
    دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا
    بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد
    دید یارش داره میمیره موند ش و صرف نظر کرد

  4. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  5. #173
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض


    آخر یه روز دق میکنم فقط به خاطر تو
    دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
    شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
    رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
    تو نمی خوای بیای پیشم فقط به خاطر من
    من ولی سرزنش می شم فقط به خاطر تو
    عشق تو پنهون میکنی فقط به خاطر من
    من دلم و خون می کنم فقط به خاطر تو
    از دور تماشا میکنی فقط به خاطر من
    من دل و رسوا میکنم فقط به خاطر تو
    از خوبیات کم میکنی فقط به خاطر من
    رشته رو محکم می کنم فقط به خاطر تو
    تو خودت رو گم میکنی فقط به خاطر من
    من خودم رو گم میکنم فقط به خاطر تو
    شعله رو خاموش میکنی فقط به خاطر من
    شب رو فراموش میکنم فقط به خاطر تو
    تو خنده هات غم میزنی فقط به خاطر من
    دنیا رو بر هم میزنم فقط به خاطر تو
    یه روز می شم بی آبرو فقط به خاطر تو
    قربونی یه جست و جو فقط به خاطر تو
    تو ام یه روز می ری سفر فقط به خاطر من
    خیره می شن چشام به در فقط به خاطر تو

  6. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  7. #174
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    به من تو میگی دیوونه فقط به خاطر من
    جملت به یادم می مونه فقط به خاطر تو
    تو من و بیرون میکنی فقط به خاطر من
    قلبم رو ویرون میکنم فقط به خاطر تو
    میگی از سنگ دلت فقط به خاطر من
    یه عمره که تنگه دلم فقط به خاطر تو
    تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من
    دنیا واسم یه قفسه فقط به خاطر تو
    می ری سراغ زندگیت فقط به خاطر من
    من می سوزم تو تشنگیت فقط به خاطر تو
    تو میگی عشق یه عادته فقط به خاطر من
    دلم پر شکایته فقط به خاطر تو
    میگیری از من فاصله فقط به خاطر من
    دست میکشن از هر گله فقط به خاطر تو
    تومیگی از اینجا برو فقط به خاطر من
    رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو
    رد میشی از مقابلم فقط به خاطر من
    مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو
    ناز میکنی برای من قفط به خاطر من
    من میشینم به پای تو فقط به خاطر تو
    نیستی کنار پنجره فقط به خاطر من
    دل نمی تونه بگذره فقط به خاطر تو
    تو من رو یادت نمیاد فقط به خاطر من
    دلم کسی رو نمی خواد فقط به خاطر تو
    می گذری از گذشته ها فقط به خاطر من

  8. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  9. #175
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    می رم توی نوشته ها فقط به خاطر تو
    تو منو تنها می ذاری فقط به خاطر من
    من خودم رو جا میذارم فقط به خاطر تو
    دل رو گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من
    یه عمر میکشم عذاب فقط به خاطر تو
    دلت شکسته می دونم فقط به خاطر من
    منم یه خسته می دونی فقط به خاطر تو
    آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من
    من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو

  10. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  11. #176
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    کاش در دهکده عشق فراوانی بود
    توی بازار صداقت کمی ارزانی یود
    کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
    مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
    کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
    روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود
    کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
    قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
    کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
    رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
    مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
    کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
    چه قدر شعر نوشتیم برای باران
    غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
    کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
    دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
    کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
    و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
    کاش اسم همه دخترکان اینجا
    نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
    کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
    غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
    کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
    غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود
    دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
    راز این شعر همین مصرع پایانی بود

  12. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  13. #177
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض


    این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه
    درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
    این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
    گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه
    این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
    مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
    این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
    آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
    این روزا آسمونمون پر از شکسته بالیه
    جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
    این روزا کار آدما دلهای پاک رو بردنه
    بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
    این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
    ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
    این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
    جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
    این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه
    شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه

  14. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  15. #178
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
    رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
    این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
    قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
    این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه
    کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
    این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
    نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
    این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
    رو بام پاک آسمون ستاره رو شمردنه
    این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
    مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
    این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
    هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره
    این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
    چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه
    این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
    خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
    این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
    زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
    این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
    کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه

  16. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  17. #179
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
    چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
    این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن
    یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
    جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
    فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
    این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
    چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
    اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
    اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
    این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
    زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
    این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه
    تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
    این روزا فصل غربت عشق و بیدهای مجنونه
    بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
    این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
    دلای پاک و ساده رو فدای مردم میکنن
    این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
    کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
    مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می

  18. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  19. #180
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن
    درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
    پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن
    اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
    چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
    این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
    شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم
    اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن
    دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن
    اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
    بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
    اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست
    انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

  20. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


صفحه 18 از 41 نخستنخست 1234567891011121314151617181920212223242526272829303132333435363738 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •