صفحه 28 از 41 نخستنخست ... 891011121314151617181920212223242526272829303132333435363738394041 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 271 تا 280 , از مجموع 403

موضوع: مریم حیدرزاده

  1. #271
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مگه ازت چی کم دارم که روز و شب ناز می کنی
    فکر می کنی ازم سری ، بال داری ، پرواز می کنی ؟



    ما رو بگو سپردیمش دل و چشامونو به کی
    اون که به زندگی می گه ، نمایش عروسکی

  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  3. #272
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    به دل همیشه دیارت

    آسمون آرزومون پره از ابرای تیره
    لالایی واست بخونم تا شاید خوابت بگیره
    اگه از خواب نپریدی توی خواب خدا رو دیدی
    یه جوری بپرس ازش که دلامون چرا اسیره
    باز که چشماتو نبستی ببینم باز که نشستی
    می دونم یه جوری هستی که دلت از همه سیره
    اما بهتره بدونی طبق اصل مهربونی
    دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزیر
    چشمای تو شده خسته بغض ارزوت شکسته
    اما باز تو فکر اینی اگه من رو نپذیره
    بهتره بیدار نشینی اون و توی خواب ببینی
    واسه دیوونه بودن عزیزم همیشه دیره
    خوش به حال بعضی مردم که شدن تو زندگی گم
    التماس سرخ سیبا پیششون چقد حقیره
    نه به فکر عطر یاسن نه به فکر التماسن
    خنده داره واسشون که دل ما یه جایی گیره
    چی بگم شبم تموم شد ندیدم اون رو حروم شد
    کاش می دونست یکی اینجا بد جوری واسش می میره
    کاش که بود یه قطره بارون واسه نامه هامون
    به دل همیشه دریات از کسی که تو کویره

  4. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  5. #273
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مث فصلا

    توی باغا گل سرخی توی آسمون ستاره
    جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره
    تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم
    شب که چشمام و می بندم باز نمی ذاری بخوابم
    عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه
    دیوونم خدا می دونه کاش خودش من رو ببخشه
    توی تابستون نسیمی آفتابی توی زمستون
    تو همونی که گرونه نمی یاد به دستم آسون
    وقتی من تو آسمونم تو توی راه زمینی
    مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی
    سفر دور و درازت بی خطر باشه الهی
    بی خبر من و گذاشتی ولی نه تو بیگناهی
    قیمت نگاه نازت خیلیه مث صداقت
    مث خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت
    توی خرداد گل یاسی توی آبان گل مریم
    چه شکنجه ی قشنگی می کشی من و تو کم کم
    چه تفاهمی تو عاقل دل من مات و دیوونه
    درمونم دست چشاته اینم آخرین بهونه
    دل تو یه وقتا سنگه یه روزم ممثل بلوری
    شبا گاهی قرص ماهی یه روزم یه تیکه نوری
    حوصله که داشته باشی دو سه جکله می گی گاهی
    اما میلت که نباشه نمی دی حتی نگاهی
    چون غروب خیلی قشنگه تو خود غروبی
    چی بگم قحطی واژه ست هر چی هست خیلی خوبی
    عکس نازت رو گذاشتم گوشه ی سفید دفتر
    تا دیگه هیچکی نبینه یکی کمتر باشه بهتره
    مث ‌آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
    ولی هر رنگی که باشی من و دوست نداری هرگز
    یه روزی می شی یه دریا فرداش اما مثل کوهی
    هر چی که دلت می خواد باش هر جا باشی با شکوهی
    پره از اسم قشنتگت صفحه صفحه ی کتابم
    به همون تعداد اسما تو ولی دادی عذابم
    لااقل خوب شد که لطفی کردی و واسم نوشتی
    معنی حرف تو این بود که مطیع سرنوشتی
    دلم و دادم به دست تو برای یادگاری
    قابلی نداره بردار می دونم دوسم نداری
    وقتی که بارون می گیره چشام از عشق تو خیسه
    دل برات به قول سهراب زیر بارون می نویسه
    تنها آرزوم همینه تا یادم نرفته راستی
    کاش یه روز بهم بگی که من همونم که می خواستی

  6. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  7. #274
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    من که ادعا نکردم

    نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم
    همه گفتن بی وفایی من که اعتنا نکردم
    عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی
    واسه موندن تو اما بخدا دعا نکردم
    واسه تو کلی نوشتم که یه جوری مبتلا شی
    تقصیر منه که آخر تو رو مبتلا نکردم
    توی کوچه ی رفاقت یه سلام جواب ندادم
    تو دلم تویی اون و با کسی آشنا نکردم
    می دونم دوسم نداری حتی قد یه قناری
    اما عاشقم هنوزم بودن اشتباه نکردم
    ما جایی قرار نذاشتیم جز تو کوچه های رویا
    این دفعه تو اومدی من به قرار وفا نکردم
    زیر دین ناز چشمات یه عمریه دارم می سوزم
    تا خکستری نشه دل دینمو ادا نکردم
    اومدن واسه نصیحت به بهانه ی یه صحبت
    عمرشون کلی تلف شد چون تو رو رها نکردم
    راه آسمون که بسته س گرچه قلبامون شکسته س
    تا بحال انقد خدا رو اینجوری صدا نکردم
    تو من و گذشاتی رفتی خواستی من دیوونه تر شم
    باورت نمی شه شاید آخه جون فدا نکردم
    نامه های عاشقونه با نشونه بی نشونه
    اما از کسای دیگه س پس اونا رو وا نکردم
    یادته عکست و دادی بذارم تو قاب قلبم
    بعد از اون روز دیگه هرگز به کسی نگا مکردم
    تو از اون روزی که رفتی نه تو رفتی که ببینی
    تا قیامت هم تو رو من از خودم جدا نکردم

  8. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  9. #275
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    غم غروب نگاهت نشست بر روحم
    بمان ستاره كه بي تو بهار مي ميرد
    ميان دشت بنفشه كنار بركه عشق
    براي شهر دلم انتظار ميميرد
    دلم به
    وسعت آلاله هاي سرخ ست
    وجود آبي احساس پاك و باراني ست
    چگونه بي تو بمانم بدان بهانه من
    دلم هنوز به دست تو زنداني ست
    بدان كه قصه احساس قصه نيلي ست
    بيا و قصه او را دوباره باوركن
    بجاي هجرت و اندوه و بي قراري و درد
    بيا و از سر لطف تو فكر ديگر كن
    پرنده از غم
    هجران تو چه بايد كرد
    دلم براي نگاهت بهانه مي گيرد
    دلم اگر بروي در خزان هجرانت
    چو يك كبوتر بي آب و دانه مي ميرد
    اگر چه قدر نگاه تو را ندانستمن
    ولي هميشه به ياد تو شعر مي خوانم
    كنون گر تو كنارم نماني و بروي ميان هاله اي از انتظار مي مانم
    به جان برگ گل ياس باغ دل

  10. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  11. #276
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    سوگند
    قسم به عاطفه يك نگاه دريايي
    قسم به بارش شمع وجود يك انسان
    قسم به شهر پر از ساكنان رويايي
    قسم به واژه كمرنگ عشق در مهتاب
    قسم به ترجمه نيلي شكيبايي
    قسم به عاطفه نقره فام چشمانت
    قسم به هجي مفهوم يك شكوفايي
    بمان هميشه كه بي تو شكوفه خواهد مرد
    دگر
    ميان گلستان گلي نخواهد ماند
    بدون تو گل و گلدان غريب خواهد شد
    دگر ميان چمن بلبلي نخواهد ماند
    شكسته مي شود از دوريت بلور دلم
    بدون تو تپش قلب من چه بي معناست
    بدون تو دلم از تب هميشه خواهد سوخت
    بدون خنده تو قلب غنچه ها تنهاست
    مرور خاطره انتشار احساست
    دل مرا به تماشاي عشق خواهد برد
    بمان هميشه كه بي تو ترانه بودن
    ميان قلب هزاران جوانه خواهد مرد
    صداي نبض بنفشه صداي خنده ياس
    ميان باغ نگاهت چو بركه اي جاريست
    بدان اگر بروي كار باغ چشمانم
    هميشه شكوه و اشك و شكستن و زاريست
    ميان شبنم اشكم بلوري از عشقست

  12. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  13. #277
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    ه
    ياد جاده سرسبز شهر چشمانت
    بمان هميشه دلم بي تو زرد خواهد شد
    تمام هستي اين دل فداي مژگانت
    غم نبودن تو در كنار من سخت ست
    حضور آبيت اينجا چه قدر زيبا بود
    چگونه مي شود اكنون ميان غربت باغ
    بدون زمزمه آبي تو اينجا تنها بود
    چه لذتي ست درون نگاه پر نورت
    بيا و
    زخم عميق مرا تو درمان كن
    ببين چه درد بزرگي ست غربت دو نگاه
    بيا ببار و مرا خيس عطر باران كن
    بدون ياد تو قلبم كوير خواهد شد
    بمان هميشه كه بي تو نسيم غمناكست
    تمام كلبه چشمم تمام شهر دلم
    ز قطره قطره باران اشك نمناكست
    ز سقف نيلي چشمم چكيد قطره اشك
    ترا قسم
    به شقايق بمان ستاره من
    بچين ز باغ دلت دسته اي گل پونه
    بمان كه نيست به جز اين مرام چاره من
    بگو ستاره كنارم هميشه خواهي ماند
    بگو كه قلب من از انتظار لبريز است
    بدون تو تپش قلب من چه بي معناست
    بيا كه بي تو وجودم هميشه پاييز ست
    قسم به نغمه باران بمان بهانه من
    بدون تو تپش آفتاب كم رنگست
    به هر كجا كه روي هر زمان و هر لحظه
    دلم هميشه براي نگاه تو تنگ ست

  14. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  15. #278
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    آخرین نامه

    دلم می خواد یه چیزی رو بدونی
    دیگه نه عاشقی نه مهربونی
    منم دیگه تصمیمم رو گرفتم
    اصلا نمی خوام که پیشم بمونی
    دیشب که داشتم فکرام و می کردم
    دیدم با تو تلف شده جوونی
    یه جا یه جمله ی قشنگی دیدم
    عاشقو باید از خودت برونی
    چه شعرایی من واسه تو نوشتم
    تو همه چیز بودی جز آسمونی
    یادت میاد منتم رو کشیدی ؟
    تا که فقط بهت بدم نشونی ؟
    یادت می اد روی درخت نوشتی
    تا عمر داری برای من می خونی ؟
    یادت میاد حتی سلام من رو
    گفتی به هیچ کس نمی رسونی
    حالا بیار عکسامو تا تموم شه
    اگر که وقت داری اگه می تونی
    نگو خجالت می کشی می دونم
    تو خیلی وقته دیگه مال اونی
    خوش باشی هر جا که می ری الهی
    واست تلافی نکنه زمونی

  16. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  17. #279
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    بهونم ، چند تا سلام کنم جوابمو می دی ؟
    ببینم یواشکی احوال ما رو پرسیدی ؟
    نامه رو وقتی نوشتم خودمم می لرزیدم
    فدای چشات ،‌ تو که از خط من نلرزیدی
    بیقراری مث موهات تو دلم موج می زنه
    می دونم تو اینو از لرزش حرفا فهمیدی
    وسط نامه ببخش بد جوری بغضم ترکید
    نازنینم تو که از صدای اون نترسیدی
    من فدای رگه های ناز چشم روشنت
    چیه باز به لحن این دیوونگی ها خندیدی
    حق داری بخندی و راستی دستت درد نکنه
    سر زدی به یه دیوونه ی غریب تبعیدی
    راستی اون شب یادته کاشکه واست مرده بودم
    من می خواستم بمیرم پیش چشات ،‌ خودت دیدی ؟
    چیه باز که با غضب داری نگاهم می کنی
    این دفه درباره ی من چه چیزایی شنیدی
    جوابی که داده بودم ،‌ به خودم ، دیشب رسید
    دوست ندارم بدونن جواب به نامه م نمی دی
    تو رو جون آسمون به غیرتت بر نخوره
    نکنه اینجا به بعد و نخونی ، چون رنجیدی
    رنگ خونه چشام از بس که تو رو ندیدمت
    مث تصویر غروب تو اوج برف و سفیدی
    یه روزایی دیدنت چاره ای داشت ،‌ دعا می خواس
    حالا نه دعا واسم فایده داره ، نه امیدی
    خورشید اونجاها حتما دیگه روزم می خوابه
    آخه تو به جای اون هم روز و هم شب تابیدی
    ببینم تعارف و یه دیقه گذاریم کنار
    اونجا چند تا دل بیچاره رو بردی ،‌ دزیدی ؟
    آره بد سوالی بود تو اینو نشنیده بگیر
    مث نمره ی تک کارنامه ی یه تجدیدی
    تو که می دونی دلم گذشته کارش از اینا
    حتی بشنو اگه تو به یکی شون رسیدی
    می میره ،‌ اما واسه خوشیت دها ها می خونه
    راس بگو این جور دیوونه ای تو عمرت تو دیدی ؟
    بگذریم خلی نوشتم ،‌ زحمتت نبود بخون
    معذرت می خوام که فرضا تو بهم جواب می دی
    ماهی که با این که اسفنده ،‌ ولی دود نمی شه
    همیشه معروفه به ماه عزیز خورشیدی
    از خودت مواظبت کن هر جوری که دوس داری
    مجنونت ، یا دوونت ، هر لقبی پسندیدی

  18. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  19. #280
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    پیمان سبز

    آن روز در نگاه تو و خنده بهار
    می شد به منتهای شکفتن اشاره کرد
    می شد میان چشمک یاس و نسیم صبح
    ل را فدای چشم نجیب ستاره کرد
    هر صبح با صدای تو بیدار می شوم
    در قلب من همیشه می اید صدای تو
    هر چه نگاه عاطفه و اشک شبنم ست
    با قطره های سکت باران فدای تو
    ای انتظار خسته گل های رازقی
    تو یادگار میخک و یاس و شقایق ی
    تو بردی از میان سکوتم دل مرا
    تو معنی سرودن پک حقایقی
    تو جاده رسیدن قلبی به آسمان
    من بی تو ذره ذره بدان آب می شوم
    تا سرزمین سبز تجسم می ایم و
    در بین راه عاشق مهتاب می شوم
    تو با وفاترین افق دور مبهمی
    یادت کنار ساحل دل تاب می خورد
    هر قوی تشنه ای که ترک می خورد دلش
    از برکه لطیف دلت آب می خورد
    نقاشی تمام افقهای عالمی
    نقاشی ام بدون تو بی رنگ می شود
    در شعر من همیشه تو معنای بودنی
    قلب غزل برای تو دلتنگ می شود
    تو قصه مهاجرت غم ز شهر عشق
    تو ماندنی ترین گل خوشبوی میخکی
    تنها تو بال عاطفه را ناز ی کنی
    تو مهربان ترین گل زیبای پیچکی
    تب می کند بدون تو احساس پک عشق
    جز تو چه کس نگاه مرا ناز میکند
    جز تو چه کس نگاه مرا ناز میکند
    جز تو چه کس کنار دلم می نشیند و
    روح مرا روانه پرواز میکند
    هر وقت شهر پنجره ها باز میشود
    من ابتدای نام ترا گوش می کنم
    وقتی به عشق می رسم از لذت نگاه
    غم را به حرمت تو فراموش میکنم
    آن لادنی که کاشته ای در دلم هنوز
    گاهی دلش برای دلت شور می زند
    پروانه ای ز باغ تبسم می اید و
    دل را به سوی شمع پر از نور می زند
    احساس من همیشه پر از قطره های عشق
    قلبم بدون نام تو دلگیر می شود
    هر صبح نغمه های من و قلب عاشقم
    بر برگ های عاطفه تکثیر می شود
    تو بهترین حکایت گل های نرگسی
    با چشم تو نگاه پر از یاس می شود
    در لا به لای عاطفه های نوازشت
    عطر نجیب خاطره احساس می شود
    تا آخرین نگاه به یاد توام بدان
    دل هر چه می کند همه آن برای تو
    قلب مرا که برده ای و رفته ام ز دست
    قلب تمام عشق پرستان فدای تو

  20. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


صفحه 28 از 41 نخستنخست ... 891011121314151617181920212223242526272829303132333435363738394041 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •