دستم را بگیر ...! ببر به دوردست هایی که در دسترس هیچچچچچچچچچچچچ ...! دستی نباشم..............! ___*___قرارمون این نبود ،قرار بود برای برقراری یکدیگر بکوشیم نه برای بی قراری ،حالا که ار من دوری بد جوری بی قرارتم................................

مدیر بازنشسته
دستم را بگیر ...! ببر به دوردست هایی که در دسترس هیچچچچچچچچچچچچ ...! دستی نباشم..............! ___*___قرارمون این نبود ،قرار بود برای برقراری یکدیگر بکوشیم نه برای بی قراری ،حالا که ار من دوری بد جوری بی قرارتم................................
شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
چندشم می شود از لک انگشت دروغ
آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت
انتخاب سریع یک انجمن



پاسخ با نقل قول