صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

موضوع: new message …

  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    نوشته ها
    793
    سپاس ها
    209
    سپاس شده 456 در 326 پست
    نوشته های وبلاگ
    137

    Tard new message …

    تاریکــــی اتـــــاقم شکستــــه مــی شود

    بـــــا نـــــــوری ضعـــــــــیف …

    لـــــــــرزشـــی روی مـــــــیز کــــــنار تخــــــتم مـــــــیفتد …

    از ایــــــن صدا متنـــــفر بودم امــــــــــا …

    چـــــــــشم هایـــم را میمالـــــــــــمــ …

    new message…

    تــــــا لـــــــود شــــود آرزو می کنم …

    کـــــــــاش تـــــــو بـــــــــاشــــــــــی …

    ســـــــــــکوت می کنم ، آرزوی بــــــــی جایی بــــود !!





  2. 5 کاربر از پست مفید *Croon* سپاس کرده اند .


  3. #2
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    بهترین حسه دنیا اینه که بدونی کسی که دوستش داری همون اندازه یکی دیگه رو دوست داره !_______________________________________________
    نمیدونی چه دردی داره وقتی حالم در واژه ها نمی گنجد. !!!!
    ویرایش توسط !.behnoosh.! : 2013/06/11 در ساعت 01:29
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  4. 2 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  5. #3
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    ترک عادت موجب مرض است به نبودن هایت عادت کرد ه ام نباش خوب من نباش! ..........................................
    لحظاتی هست که هیچ چیز در زندگی قانعت نمیکند و فقط و فقط نیاز به اندکی مردن داری ! -----------
    ویرایش توسط !.behnoosh.! : 2013/06/11 در ساعت 01:28
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  6. 2 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  7. #4
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    Eh

    درد میکشم ، درد، هم تلخ است هم ارزان هم گیراییش بالاست هم اینکه تابلو نمیشوم و رفیقی که منو به درد معتاد کرد ناباب نبود ، اتفاقا باب باب بود فقط نگفته بود که ماندنی نیست همین!.............................................
    ویرایش توسط !.behnoosh.! : 2013/06/11 در ساعت 01:28
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  8. 2 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  9. #5
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    باز باران بی ترانه
    ....
    باز باران با تمامه بی کسی های شبانه
    ......
    میخورد بر مرد تنها
    .....
    میچکد بر فرش خانه
    .....
    باز می آید صدای چک چک غم ..
    باز ماتم .
    ..
    من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده .
    ..
    نمیدانم ، نمیفهمم .
    ...
    کجای قطره های بی کسی زیباست
    ...
    نمیدانم چرا مردم نمیفهمند
    .. که آن کودکی که زیر ضربه ی شلاق باران سخت میلرزد ...
    ...
    کجای ذلتش زیباست .
    ... نمیفهمممممممممممممممممممم ممممممممممممممممممممممممم .
    ویرایش توسط !.behnoosh.! : 2013/06/11 در ساعت 01:27
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  10. 2 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  11. #6
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    تسبیحی بافته ام
    نه از سنگ
    نه از چوب
    نه از مروارید
    بلور اشک هایم را به نخ کشیده ام تا برای شادمانی ات دعا کنم
    .
    .
    آغوش گرمم باش ، بگذار فراموش کنم
    لحظه هایی را که در سرمای بی کسی لرزیدم!
    .
    .
    خدایا من به کدامین دلتنگی خندیدم که این چنین دلتنگم!
    .
    .
    ظبط میکنم تمام حرفهایت را
    ن برای روزهای بی تو بودن
    صدایت آنقدر آرامم میکند ک یادم
    میرود باید نفس بکشم!!!
    .
    .
    دلم یک فیلم بلند میخواهد!
    یک واقعیت عاشقانه پر از سکانس های
    با تو بودن و یک دکمه ی تکرار.
    .
    .
    این روزها،تو را فقط به اندازه ی یک اشتباه،میشناسم......
    .
    .
    من به جای گله از کار جهان میخندم
    با دلی سوخته در حد توان میخندم
    شب غریبانه به تنهایی خود میگریم
    روز،در چمع و میان همگان میخندم.....
    _______________________________________
    _________________________








    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  12. 3 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  13. #7
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    گرفراموشت کنم بر من حرام
    است زندگی
    من تو را با جان خریدم کی
    فراموشت کنم!
    .
    .
    نام تو رازیست نوشته بر بال
    پروانه
    گل ها هم به نام تو مشهورند
    آیینه ها از انعکاس نام تو میخندند
    و من تنها برای تو میگویم
    زندگی کن تا زنده بمانم.
    .
    .
    زندگی در گذر حادثه هاست
    شیرینی و تلخیش در حافظه هاست
    دل ما در پس این تلخی و شیرینی هاست
    گه صاف و صادق بماند زیباست.
    .
    .
    عاشق و کوچک باش
    که عشق خود میداند آیین بزرگ کردنت را.
    .
    .
    آنکه قلب خاکی اش را سنگ
    فرش قدمهایت میکند منم
    ________________________________***_______________ _______________
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  14. 3 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  15. #8
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    نمیدانم چرا بیمارم امشب
    سکوتی خفته در گفتارم امشب
    غم و اشک دلم آهسته میگفت
    پریشان از فرق یارم امشب.
    *
    *
    هیچ چیز بیشتر و بدتر از این مغز اسخوان آدم نمیسوزونه
    که اطرافیانت بهت بگن اگه دوستت داشت نمیرفت.
    *
    *
    آزارم میدهد
    فکر اینکه نیستی و نخواهی بود،
    ولی یادت و فکرت در خاطرم
    همواره ست.......
    *
    *
    *
    من که در این گذشتم از هر
    چه آرزوست
    دست غم دیگر چه میخواهد از تن
    تنهای من
    ******************
    ************************************
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  16. 3 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  17. #9
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    هنگامی که دلتان را به روی خودتان بگشایید
    متوجه خواهید شد که با هوه چیز و همه
    کس همدرد و همدل هستید
    (جیمز بالدرین)
    *
    *
    راز سعادت در اینست که کاری که
    به تو واگذار شده است را دوست بداری
    (هاکسلی)
    *
    *
    تنها موسیقی مرا به شناسایی خداوند
    راهنمایی کرد.
    (دوموسیه)
    *
    *
    زندگی بسیار محسور کننده است
    فقط باید با عینک مناسبی به آن
    نگریست
    (دوما)

















    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  18. 3 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  19. #10
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    شبی از شبها
    عطسه عافیتی کرد بهار
    نفس گرم زمین، به علف
    شیوه رستن آموخت
    زمین نفس کشید ،
    زخاک پاک سبزه جوش زد
    چه سینه فروتنی به زیر پاست
    تا شکوفه سپید سیب
    تازیانه ای بدست باد دید ، ریخت
    نازنین چه زود ، رنجه می شود
    ز بوی باد ره گذر ، بهار را شناختم
    چو خواستم که پنجره گشایم و ، درود گویمش
    بهار رفته بود ، دریچه باز شد
    دریچه بسته شد ، هوا
    هوای دلپذیر بود
    ولی دل قدیم من کجا شده است
    شبی از شبها
    با غریو رعدی ، برق ، خندید
    و سپس باران
    زار و دلتنگ گریست

  20. 2 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •