موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #3071
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض


    تو که نیستی

    دوباره گوشه ی خونه
    دل من بهونه کرده
    دوباره ترانه ی من
    انعکاس غم و درده

    توی خونه در و دیوار
    مثل میله های زندون
    تورو کم داره وجودم
    چشم من پیت میگرده

    تو که نیستی تا ببینی
    حالا گل هات قد کشیدن
    که ثمر داده نهالت
    کودکت حالا یه مرده

  2. #3072
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    آسمان کبود
    بهارم دخترم از خواب برخيز
    شكر خندي بزن و شوري برانگيز
    گل اقبال من اي غنچه ي ناز
    بهار آمد تو هم با او بياميز
    ***
    بهارم دخترم آغوش واكن
    كه از هر گوشه، گل آغوش وا كرد
    زمستان ملال انگيز بگذشت
    بهاران خنده بر لب آشنا كرد
    ***
    بهارم، دخترم، صحرا هياهوست
    چمن زير پر و بال پرستوست
    كبد آسمان همرنگ درياست
    كبود چشم تو زيبا تر از اوست
    ***
    بهارم، دخترم، نوروز آمد
    تبسم بر رخ مردم كند گل
    تماشا كن تبسم هاي او را
    تبسم كن كه خود را گم كند گل
    ***
    بهارم، دخترم، دست طبيعت
    اگر از ابرها گوهر ببارد
    و گر از هر گلش جوشد بهاري
    بهاري از تو زيبا تر نيارد
    ***
    بهارم، دخترم، چون خنده ي صبح
    اميدي مي دمد در خنده تو
    به چشم خويشتن مي بينم از دور
    بهار دلكش آينده ي تو !

  3. #3073
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    وقتي كه سال عشق تحويل مي شود
    در من هر آنچه غير غير تو تعطيل مي شود
    يكباره با نگاه تو شيطان بد سرشت
    تغيير چهره داد و جبريل مي شود
    با هر جوانه اي كه دل عشق مي زند
    يك سوره از نگاه تو ترتيل مي شود
    از شهر دل بريده و برنو به دست مرد
    از نو سوار غيرتي ايل مي شود
    ساعت حدود بغض و سكوت است انتظار
    با گريه سال عشق تو تحويل مي شود

  4. #3074
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    آمده ام بازتاي بهار ببينم
    محو تماشا برابرت بشينم
    گاه چو برقي به خرمن تو در افتم
    گاه چو نسيمي گلت ز شاخه بچينم
    غارتي بوسه بوده ام من و ديريست
    كان گل سرخ درشت را به كمينم
    چشم بو توفان عشق داده – تو ايني
    عاشق توفان چشم دوست – من اينم
    تا نظرم از همه بلندترين اين است
    من چه كنم كز همه تورا نگزينم؟
    داو نخستين به نقد جان زده ام من
    عاشقم آري من و پاك باز ترينم
    در سفر انقراض سلسله عشق
    از جرس خسته. باز پسينم

  5. #3075
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    اونی که گفتم نرو گفت نمی شه
    دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه
    وقتی می خواست بره من رو صدا کرد
    وایساد و تو چشمای من نگاه کرد
    گفت می دونی خودت
    واسم عزیزی
    این اشکا رم بهتره که نریزی
    باید برم سفر واسم بهتره
    ولی کسی که مونده عاشقتره
    تقدیر ما از اولم همین بود
    یکی تو آسمون یکی زمین بود
    هرجا برم همیشه ایرونی ام
    غرق یه جور حس پریشونی ام
    خدا نخواست همیشه پیشم باشی
    ولی مهم اینه که
    مریم باشی
    تو تقدیر ما هر چی حیرونیه
    مال خطوط روی پیشونیه
    شاید اگه دائم بودی کنارم
    یه روز می دیدیم که دوست ندارم
    می خوام برم که تا ابد بمونم
    سخته برای هر دو مون می دونم
    گریه نکن گریه ها تو نگه دار
    لازم می شه گریه برای دیدار
    نذار پر گریه بشه
    خاطره
    هر کی اشک نریزه عاشقتره
    اون کسی که می خواد بشه ستاره
    هیچ چاره ای به جز سفر نداره

  6. #3076
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    یه نگاه تب دار مونده توی ذهنم
    عاشق شدم انگار آروم آروم کم کم
    چشمای قشنگت همش روبه رومه
    اگه باشی با من همه چی تمومه
    تیک و تیک ساعت رو دیوار خونه
    میگه وقت عاشق شدنه دیونه
    دلو بزن به دریا انقد نگو فردا
    آخه خیلی دیره دیر برسی میره

  7. #3077
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را


    کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهایه تنهایم


    و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

    و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم

    درون کلبه ی خاموش خویش اما

    کسی حال من غمگین نمی پرسد

    و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم

    درون سینه ی پر جوش خویش اما

    کسی حال من تنها نم پرسد

    و من چون تک درخت زرد پائیزم

    که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او

    و دیگر هیچ چیز از من نمی مان

  8. #3078
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    رفتنیم رفتنیم باید برم باید برم

    بايد كه تنها بمونم آوازه غم رو بخونم
    شايد كه رفتنم منو از ياد ببره
    ولي شما تو قلبمي نهايته شكستنه

    حالا كه من دارم ميرم بزار يه چيزيرو بگم
    بعدش آرومو بيخيال تو غربت آروم بگيرم
    من ميرم و مونده برام يه جفت سوال بي جواب
    چرا بايد خسته بشم يا كه دلم باشه كباب
    اين زمونه تو غربتش براي من جايي داره
    دارم ميرم كه اينطوري قلبتون آروم بمونه
    خوب مي دونم كه اينطوري صداي شعرم مي پيچه
    تو جاده تنهاييا يه ميلاد آروم بشينه
    خوب آخره قصمونه بايد تمومش بكنم
    خدا نگهدار شما اينجا تمومش ميكنم

  9. #3079
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    از پنجره نگاه بکن آره اون میاد درسته بی وفاست ولی باید بیاد
    میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده
    غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده
    آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر ای خدا کمک بکن برو ای دلم بمیر
    تو چرا سنگ نشدی میونه این همه سنگ میدونم دوسش داری مثل یه احصاصه قشنگ
    آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه
    فدای نازش این نازش کشته مارو حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو
    خدایا این احصاصمو از دلم نگیر ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر
    آخه گناهم نداره همش تقصیره منه زود دل می بندم زود عاشق میشم اینم میشه گفت یه جوری گناهه منه

  10. #3080
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست

    سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست

    تو يك روياي كوتاهي دعاي هر سحر گاهي

    شدم خواب عشقت چون مرا اينگونه ميخواهي

    من ان خاموش خاموشم كه با شادي نمي جوشم

    ندارم هيچ گناهي جز كه از تو چشم نمي پوشم

    دو غم در شكل اوازي شكوه اوج پروازي

    نداري هيچ گناهي جز كه بر من دل نمي بازي

    مرا ديوانه مي خواهي ز خود بي گانه ميخواهي

    مرا دل باخته چون مجنون ز من افسانه مي خواهي

    شدم بيگانه با هستي ز خود بي خودتر از مستي

    نگاهم كن نگاهم كن شدم هر انچه ميخواستي

    بكش اي دل شهامت كن مرا از غصه راحت كن

    شدم انگشت نماي خلق مرا تو درس عبرت كن

    نكن حرف مرا باور نيابي از من عاشق تر

    نميترسم من از اقرار گذشت اب از سرم ديگر

    سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا بر جاست

صفحه 308 از 555 نخستنخست ... 158208258288289290291292293294295296297298299300301302303304305306307308309310311312313314315316317318319320321322323324325326327328358408458 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •