موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #3141
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    کر های خرانه به خرابه ذهنم میرسد… شاید…امشب را….عزا کنم به دل آسمان یخ بسته….

    داغ بگذارم به دلش..که برف نبارد دیگر………..
    اه…آسمان خسته نمیشوی؟
    یخ زد شمعدانی هایم …
    ابر ها..گورتان را گم کنید…
    دلم خورشید میخواهد.
    همه ظلمت شب را برایتان میرقصم…
    بگذارید شمعدانی هایم دلخوش آفتابی نیمه روشن باشند…
    میترسم مثه یک روز پا شوم صبح
    ببینم گلدانم یخ زده و تو درونش مرده ای
    گلدان را می اندازم دور…
    تن سرد مردارت را کجا دفن کنم ؟
    هی ی ی کلاغ…می آیی؟
    میخواهم تو را بفرستم پیش خورشید…

  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  3. #3142
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    اینجـــ ــآ اِحســ ــآس رآ کِپــے پیســـت میکُنَنــــ د
    وَ تو چـــــه میــــدآنـے
    پـــآی کلمــــه کلـــــمه ایــــن نوشتـــه هـــ ــآ
    چَنــــد بـــ ـــآر صورتـَ ــم شــــوره زَد
    نمــے دانـے و نمیفهمـــے آدمـــک
    رَفتَـــــن لَنـــگ لـَنــگانـــ ــم رآ ببیـــــــن
    وتعفّـــن استفــــرآغ بغضهــــآیم رآ بـــو بِکِــــــش
    وبِدآن بــــه تمـــآمـے شــب هـــ ــآی نبــــودَنَت مَدیونــــے
    وَ خیــــ ـــآل مَکُن ایـــن قصـــه اینجــــآ تمـــآم میـــشَوَد

  4. #3143
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    و کیستی، که من اینگونه، بی تو بی تابم؟
    شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.
    تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو
    بسان قایق، سرگشته روی گردابم!
    تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟
    تو را کدام خدا؟
    تو از کدام جهان؟
    تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟
    تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟
    تو از کدام سبو؟
    من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
    چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه !!!

  5. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  6. #3144
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    کفش دوزک ها

    اگر عاشق میشدند
    حتما برایت کفش میدوختند
    پروانه ها
    اگر نمیمردند
    حتما روی انگشتت می نشستند
    باد اگر آدم بود
    کفش دوزک ها و پروانه ها را
    قتل و عام نمیکرد
    من که دوستت دارم
    حتی بدون کفش
    حتی بدون انگشت

  7. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  8. #3145
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    خاصیت عشق همین است:
    از دست دادن هوشیاری .گاهی خودرا فراموش کن.چه اشکالی دارد ؟
    آدم نباید یکنواخت و ملال اور باشد.
    آدم باید همیشه از قطبی به قطب دیگر سفر کند.سفر کردن ،زندگی را غنی میسازد.
    در غیر این صورت زندگی کسالت بار میشود.
    ویرایش توسط !ALIPOUR! : 2013/05/18 در ساعت 02:05 دلیل: شعرتون لطفا کوتاه نباشه

  9. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  10. #3146
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،

    تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،
    تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،
    تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟؟
    ویرایش توسط !ALIPOUR! : 2013/05/18 در ساعت 02:04 دلیل: لطفا عجله در ارسال شعر نکنید برای من منظم ارسال کردن خیلی مهمه

  11. #3147
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    گر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
    تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد.

    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    چشمهایم را می شستی
    و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.

    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
    تا من بر سکوت نگاه تو
    رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم.

    ای کاش می دانستی…
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

    هرگز قلبم را نمی شکستی
    گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.

    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    لحظه ای مرا نمی آزردی
    که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای
    و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد.

    ای کاش می دانستی…
    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

    همه چیز را فدایم می کردی
    همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای
    و سال ها برایش گریسته ای.

    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی
    غرورت را… قلبت را… حرفت را…

    اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
    دوستم می داشتی
    همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد.

    کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
    و مرا از این عذاب رها می کردی
    ای کاش تمام اینها را می دانستی . . .

  12. #3148
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

    بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
    من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز
    بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست
    غمدیده ترین عابر این خاک منم من
    جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست
    در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا
    مانند کویری که در آن قافله ای نیست
    می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس
    در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست
    شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد
    هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست

  13. #3149
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
    یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
    به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
    که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
    گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
    در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
    هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
    تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست
    صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
    همه دانند که در صحبت گل خاری هست
    نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
    که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
    باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببر
    آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
    من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
    سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست
    من از این دلق مرقع به درآیم روزی
    تا همه خلق بدانند که
    زناری هست
    که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
    عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ما
    داستانیست که بر هر سر بازاری هست


  14. #3150
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    می دانی چیست ؟
    به نظر می رسد زندگی مشکل نیست ،
    بلکه مشکلات زندگی اند !
    می بینی ؟...
    می بینی به چه روزی افتاده ام
    ؟
    حق با تو بود !
    می بایست می خوابیدم !
    اما به سگ ها سوگند ،
    که خواب کلکِ شیطان است ،
    تا از شصت سال عمر ،
    سی سالش را به نفع ِ مرگ ذخیره کند !
    می شود به جای خواب به ریلها
    و کفش ها
    و چشم ها فکر کرد
    و از نو نتیجه گرفت که با وفاترین جفت های عالم ،
    کفش های آدمی اند !
    می شود به زنبور هایی فکر کرد
    که دنیای به آن بزرگی را گذاشته اند
    و آمده اند زیر سقفِ خانه ی ما خانه ساخته اند !
    می شود به تشبیهات خندید !
    به زمین و مروارید !
    به خورشید و آتشفشان !
    به ستاره ها و فرزانه های عشق !
    به هوای خاکستری و گیسوهای عروس ِ پیر !
    به رعد و برق ِ آسمان و خشم ِ خداهای آهنی !
    تصور کن !
    هنوز هم زمین گرد است و منجمین پیر ِ کنجکاو ،
    از پشت تلسکوپ های مسخره شان
    ــ که به مرور به خرطوم فیل های تشنه شبیه می شوند ــ
    به دنبال ِ ستاره ی ناشناخته ی تازه تری می گردند !
    به من بگو ! فرزانه ی من !
    خواب بهتر است یا بیداری ؟


صفحه 315 از 555 نخستنخست ... 165215265295296297298299300301302303304305306307308309310311312313314315316317318319320321322323324325326327328329330331332333334335365415465 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •