نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی

  1. #1
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    42
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    Smile علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی

    شيخ عارف، کامل مکمّل، واصل به مقام منيع قرب فريضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفيع اجتهاد در علوم عقليه و نقليه، صاحب علم و عمل، و طود عظيم تحقيق و تفکير، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقيه صمدانی عالم به رياضيات عاليه از هيئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غريبه و متحقق به حقائق الهيه و اسرار سبحانيه، مفسِّر تفسير انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شيّقه الی الکمال، آيه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارند

  2. #2
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    42
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    پیش فرض

    ((راه هاي سير الي الله))

    *تلاوت قرآن
    *دائم الوضو بودن
    *پرهيز ازپرخوري
    *اجتناب از پر حرفي
    *محاسبه
    *مراقبه
    *ادب مع الله
    *عزلت
    * نماز شب
    * تفکر
    *ياد خدا
    *رياضت و تهذيب
    *همت

    توبه *

    علامه ذوالفنون حسن حسن زاده

  3. #3
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    42
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    پیش فرض

    نوجوانی علامه حسن زاده آملی

    حضرت علامه جناب حسن زاده آملی حقیقت علم را از کوثر ولایت عظمای الهی ، یعنـــی از دهان مطهر حضرت علی بن موسی الرضا چشیده است .
    پدر گرامی وی کاسب حبیب الله بود و مادرمومنه و طیبه و طاهره ای که به حق غرق در نور ولایت بود و از دامن مطهر و نورانی و پاک از ارجاس خود فرزندی اینـچـنـین که به حــق از اولیائ الله است را به نظام هستی اهدا نمود .

    ایشان می فرمایند در 15 سالگی بعد از ترک تحصیل حدود یک سال و نیم نزد خانواده به سر می بردم تا اینکه بارقه ی الهی نصیب شد . ايشان می فرماینـد در عنفوان جوانی ، با خـواجه حافظ شیرین سخن که در دیوان غزل صدر نشین است ، الفتی و ارادتی شگفت داشتم .
    یک بنده خدای بود ، که خدا رحمتش کند قرائت قرآنش خوب بود و یک روز در صحرا زمین شخم میزد ، آن زمان هنوز آگاهی نداشتم و در قرآن می دیم که نوشته ( ولم یکن له کفوا احد ) و ما در نماز می خواندیم ( و لم یکله کفوا احد) دلیل را از آن آقای کشـاورز پرسـیدم . ایشـان گفتند حروف یرملون است ، گفتم یرملون یعنی چه ؟ ایشان قدری بدان فن صحبت کرد و گفت الان وقتش است چرا شما معطلید برو دنبال تحصیل علوم و معارف آنوقت به نجف اشاره کرد .... حرف او در دلم نشست و همین وضعیت مرا دگرگون کرد .

    در این مورد فرمود : اولین جرقه و بارقه الهی از سوره توحید نصیب ماشد .

    همان شب تصمیم گرفتم تا دست به کاری بزنم که غصه سرآید،یعنـی فردای آن به آمل بروم و در مدرسه مسجد جامع آن تحصیل علوم دینی را پیش گیرم ، هنگامی کـه اهـل خانه همگی را خواب کردم که نخواستم اظهارکنم که آنها بدانند به اقتضای اوان جوانی که نفس قریب العهد به مبدا را صفا ی خاص است، نصف شب برخاستم و وضو ساختم ودر خانه ما یک دیوان حافظ به امانت بود که در اصل مال ما نبود بلکه از دیگـری بود که به امانـت گرفتـه بودم چـراغ را روشن کردم ودیوان حافظ را درحال ایستاده به سوی قبله به دست گرفتم وخطاب به آقای حافظ عرض کردم که اینها که به دیوان تو تفال می زنند ، نمی دانم در حال تفال چه می گویند چون نه درسی خوانده ام نه سری در سینه اندوخته ام . من یک فاتحه برایت قرائت می کنم و ثواب آن را نثار روحت می کنم ،و تو هم به کرمت مرا در این امـر کـه گویند لسان الغیبی دلالت و هدایت بفرما که در این تصمیم چه کنم آیا به دنبال تحصیل بروم و این زندگی را رها کنم یانه؟
    دیوان را گشودم ، همه اشعارش را که نمی فهمیدم چون خردسال بودم و قوه تحصیلاتم تا ششم ابتدایی بود . بالاخره در مورد من واین تصمیم این غزل آمد:

    کنون که در کف گل جام باده ی صاف است
    به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است

    به درد صاف تورا حکم نیست دم در کش
    که هرچه ساقی ما ریخت عین الطاف است

    ببـر زخـلــق و زعنــقا قــیاس کار بــگیر
    که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است

    حدیـث مدعــیـان وخــیــال هــمـکــاران
    که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است

    همان حکایت زرد و زو بوریا باف است
    بخواه دفتر اشــعار و راه صـحرا گــــیر

    که وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

    کلمه مدرسه در من خیلی اثر گذاشت و این غزل ، بی تاب و بی خوابم کرد که آن شب را به روز بیاورم و صبح بروم به سراغ مدرسه. شب را به روز آوردم و راه مدرسه راپیش گرفتم.
    ادامه دارد

  4. #4
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    42
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    پیش فرض

    وقت نیست، و باید به جد بكوشیم تا خودمان را درست‏بسازیم.

    بدان كه باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏بكارى و غرس كنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و كسب و كار است; و وقت هم خیلى كم است. وقت‏خیلى كم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض كنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏» ; یعنى شتران تشنه را مى‏بینید كه وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مى‏كوشند و مى‏شتابند و از یكدیگر سبقت مى‏گیرند كه خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى كه گنج‏هاى رحمان‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات كه قرآن و عترت است. وقت‏خیلى كم است و ما خیلى كار داریم. امروز و فردا نكنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اكثر مردم به علت تسویف، به كیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف كردن، یعنى امروز و فردا كردن، بهار و تابستان كردن، امسال و سال دیگر كردن.

    علامه ذوالفنون حسن حسن زاده

  5. #5
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    42
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    پیش فرض

    دستورالعمل عرفانى

    بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بكند تا جنبه حيوانيت كمتر، و روحانيت قوت بگيرد، و ميزان آنها را هم چنين فرمود: كه انسان اولا روز و شب زياده از دو مرتبه غذا بخورد حتى تنقل مابين الغذائين نكند. ثانيا هر وقت غذا مى خورد بايد مثلا يك ساعت بعد از گرسنگى بخورد، و آن قدر بخورد كه تمام سبز نشود، اين در كم غذا. و اما كيفش بايد غير از آداب معروفه ، گوشت زياد نخورد، به اين معنى كه شب و روز هر دو نخورد، و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را يعنى هم روز و هم شب را ترك كند، و يكى هم اگر بتواند للتكليف نخورد، و لامحاله آجيل خور نباشد و اگر احيانا وقتى نفسش زياد مطالبه آجيل كرد استخاره كند. و اگر بتواند روزه هاى سه روزه هر ماه را ترك نكند. و اما تقليل خواب مى فرمودند شبانه روز شش ساعت بخوابد. و البته در حفظ لسان و مجانبت اهل غفلت اهتمام زياد نمايد. اينها در تقليل حيوانيت كفايت مى كند. و اما تقويت روحانيت : اولا دائما بايد هم و حزن قلبى به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد. ثانيا تا مى تواند ذكر و فكر را ترك نكند كه اين دو جناح سير آسمان معرفت است . در ذكر عمده سفارش اذكار صبح و شام اهم آنها كه در اخبار وارد شده . و اهم تعقيبات صلوات و عمده تر ذكر وقت خواب كه در اخبار ماءثور است ، لاسيما متطهرا در حال ذكر به خواب رود. و شب خيزى مى فرمودند زمستان ها سه ساعت ، تابستان ها يك ساعت و نيم . و مى فرمودند كه در سجده ذكر يونسيه يعنى در مداومت آن كه شبانه روزى ترك نشود، هر چه زيادتر توانست كردن اثرش زيادتر، اقل اقل آن چهارصد مرتبه است خيلى اثرها ديده ام . بنده خود هم تجربه كرده ام چند نفر هم مدعى تجربه اند. يكى هم قرآن كه خوانده مى شود به قصد هديه حضرت ختمى مرتبت صلوات الله عليه و آله خوانده شود.
    آية الله علامه حسن زاده آملی



  6. #6
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    42
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    پیش فرض

    مناجات عاشقانه


    الهى ! از من آهى و از تو نگاهى . الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم .
    الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز سجود نمى دانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود.
    الهى ! تا كى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم .
    الهى ! سست از آن كه مست تو نيست كيست ؟
    الهى ! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجيب تر از خود نيافت .
    الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، اين دنيا را نمى بيند و آن ، عقبى را.
    الهى ! همه حيوانات را در كوه و جنگل مى بينند و حسن در شهر و ده .
    الهى ! هر كه شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده .
    الهى ! آن كه خوب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است ، كفران نعمت گرانبهائى كرده است .
    الهى ! مراجعات از مهاجرت به سويت تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دل هايى .
    الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار.
    الهى ! خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است .
    الهى ! آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديت را در گردن

    آية الله علامه حسن زاده آملی

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •