خدایا می دانم اگر تو را رها کنم هرگز مرا رها نمی کنی...
![]()
مدیر بازنشسته
خدایا می دانم اگر تو را رها کنم هرگز مرا رها نمی کنی...
![]()
مدیر بازنشسته
گاهى دلم میخواهد نباشم
فنــــا شوم
آدمیتــــــــــ سنگینى میکند بر شانه هایم
خدایـــــــــــــــا
نمیتوانم
بـــــــــــــــــــــــر ش دار
مدیر بازنشسته
خدایا...
به من هق هق بی صدا بیاموز...
خسته ام از بغض خوردنها!!!
مدیر بازنشسته
گفتم خدایا سوالی دارم
گفت: بپرس
پرسیدم چرا وقتی شادم همه با من میخندند ولی
وقتی ناراحتم کسی با من نمیگرید؟!
جواب داد:
شادی را برای جمع کردن دوست آفریده ام ولی
غم را برای انتخاب بهترین دوست
مدیر بازنشسته
خداوندا نمی دانم ...
در این دنیای وانفسا كدامین تكیه گاه را تكیه گاه خویش سازم
نمی دانم خداوندا...نمی دانم
دراین وادی كه عالم سر خوش است و جای خوش دارد
كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم
نمی دانم خداوندا
به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم
و می گریم خداوندا
دگر گیجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده پناهم ده
امیدم ده خداوندا كه دیگر نا امیدم من و می دانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستم بار است
مدیر بازنشسته
وقتی چترت خداست؛
بگذار ابر سرنوشت؛
هر چقدر می خواهد ببارد...
مدیر بازنشسته
خداوندا....
تو در قرآن جاویدت هزاران وعده ها دادی
تو می گفتی که نامردان بهشتت را نمی بینند
ولی من با دو چشم خویشتن دیدم
که نامردان به از مردان
ز خون پاک مردانت هزاران کاخها ساختند
خداوندا بیا بنگر بهشت کاخ نامردان را
مدیر بازنشسته
خداوندا
اگر رود می دانست که در ته کویر زندگی اش به پایان می رسد ، هیچگاه حرکت نمی کرد .
امید به پیوستن به دریاست که او را جاری و روان نموده .
خدایا یاری ام کن به امید پیوستن به دریای معرفتت در زندگی جاری گردم.
مدیر بازنشسته
خدایا...!
اندکی نفهمی عطا کن
که راحت زندگی کنیم!
مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم...!
مدیر بازنشسته
بزرگا !
مگر مي توان شيريني عشق تو را چشيد و از تو روي گردان شد ؟
مگر مي توان لذت همجواري با تو را درک کرد و ميل جاي ديگر داشت ؟
لطيفا !
آيا شود که من نيز دوست تو باشم و به عشق و محبت تو پاک گردم ؟
شود که شوق ديدارت بال پروازم را بگشايد و به خوب و بد راه دگر نينديشم ؟
جميلا !
توان روي تو ديدن و نعمتي ديگر خواستن ؟
توان رضايت تو را داشتن و چشم به ديگري دوختن ؟
از تو مي خواهم که مرا براي ديدن رويت انتخاب کني
اين تن را براي عبادتت ، لايق
اين قلب را براي شيداييت ، عاشق
اين چشم را براي ديدنت ، شايق
و اين جان را به مقام قربت ؛ واصل گردان
مي خواهم يک واصل باشم
مناجات المحبين امام سجاد (ع)