هر روز دلم در غم تو زار تر است
وز من دل تو بیزار تر است
بگذاشتیم ..... بگذاشتیم ... غم تو مگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفا تر است
مدیر بازنشسته
هر روز دلم در غم تو زار تر است
وز من دل تو بیزار تر است
بگذاشتیم ..... بگذاشتیم ... غم تو مگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفا تر است
مدیر بازنشسته
وَقتـي بايد بروي بـُـرو ، اين را به خــودَم مي گويماينـروزها شُـده ام آدم رفتـَن ، رفتـَن را خـوب ياد گِـرفته اَمبــي رَحمـانـِـه مــيرَوموَقتـي بايـد بِـروم چِـنان مـيرَوم كه هيـچ اثـَري از مـَن باقـي نمي مانـَدهَميشـه گفتـه اَم بايـد كـَم باشـيجـايـي كه نِمي خـواهندَت نبـاش ، جـايـي كه نِمي خـواهي نَبـاش.
مدیر بازنشسته
روزی صد بــــــــــار با هم خداحافظی میکردیــــم
امــــــــا افســــــوس معنــــای خداحافظــــی را وقتی فهمــــــیدم
که تــــــو را به خدا ســـــــپردم......
مدیر بازنشسته
من نه موهامو بلوند میکنم ...
نه پاشنه 15 سانتی پام میکنم ...
نه ساعت 12 شب باهات میام بیرون ...
نه میام مهمونی،نه لب به سیگار میزنم ...
نه عزیزم، من نیستم ...
من موهام مشکیه ...
تیپم سادست ...
اخلاقم اینه ...
کفشامم همه اسپرت!
ساعت 9 شب هم باید خونه باشم!
من اینم...!!!
سلامتی همه دخترای ساده"
مدیر بازنشسته
خاطرمان باشد به یاد هم باشیم
شاید سالها بعد
در گذر جاده بی تفاوت !
از کنار هم بگذریم
و بگوییم
این غریبه چقدرشبیه خاطراتم بود
مدیر بازنشسته
عبور تو از حوالی
چشم های من
تنها اتفاق غیر منتظره ی
زندگیم بود
چراکه من
همیشه منتظر
نیامدنت بودم ....
مدیر بازنشسته
دوست داشتن گاهي سخت مي شود
دوستش داري و نمي خواهد ، دوستش داري و نمي آيد
دوستش داري و سهم تو از بودنش تصويري است فقط دز سرزمين خيالت !
دوستش داري و سهم تو از اين همه تنهايي است
مدیر بازنشسته
قول داده ام،
هنگام شنیدن نامت بی خیال باشم!
از این قول درگذر!
چرا که با شنیدن نامت
صبر ایوب را کم دارم،
برای فریاد نزدن.....
مدیر بازنشسته
ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم
نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده..
ماها آدمای بی احساسی نیستیم
ماها بی معرفت و نا مردم نیستیم
یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن
که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!!
مدیر بازنشسته
کاش ميشد ، خدا ميومد دستمو ميگفرت و مي گفت :
خفه ام کردي !
بيا اينم اوني که خواستي ...!!