گاهی میان بی رحمی هایت محبت کنی بد نیست . . .
نگذار روزی که جدا شدیم
خجالت زده ی خاطره هایم باشی . . .
مدیر بازنشسته
گاهی میان بی رحمی هایت محبت کنی بد نیست . . .
نگذار روزی که جدا شدیم
خجالت زده ی خاطره هایم باشی . . .
مدیر بازنشسته
طناب را به گردنم انداختند . گفتند : آخرین آرزویت ؟
گفتم : دیدن عشقم
گفتند : خسته است ، تا صبح برایت طناب بافته . . .
مدیر بازنشسته
منو ديدي ولي كاري نكردي
نگفتي اين شكستن درد داره
مهم نيست آخرش بد ميشه يا خوب
هميشه قصه يه نامرد داره
مدیر بازنشسته
خدایا بگذار چشمانم کور بماند ...
عینک میخواهم چکار... ؟
وقتی که دیدنی های دنیا یا فریبـــــ استــ یا نامردی ...
مدیر بازنشسته
به سلامتیه هرکی زدیم
“رفت”….!
اینبار بزنیم به سلامیته “غــــم”
شاید اونم رفـتـــــــــــــــــــ…!
مدیر بازنشسته
بهیـــنه رفتار کردی
ولی من از هـــــمه چیزم گذشتم ؛
برچسب سبز رنگ انـــرژی مبارکـــــــــــ قلبتـــــــــــــــــــ باشد !
مدیر بازنشسته
آنقـ ـدر نیستـی
کــه گاهــی حــ ـس مـی کنـم
عشـــق را نِسیـــه به مـ ـن داده ای
بی تـابــــــــــــ ـم !
نقـد می خــواهـمت میفهمی ...
مدیر بازنشسته
گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ِ ناشناس ِ شهر
احساس گنگ آشنایی می کند
گاهی دل ِ بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می کند
قیصر امین پور
مدیر بازنشسته
دیوونگی یعنی :
عکسشو تو گوشیت هی نیگاه کنی ، واسه بار هزارم . . .
انگار تاحالا ندیدیش . .
بوسش کنی مــــــــــحکـــــــــم مــث دیـوونه ها !!
بگی خو آخه دلم همش یه ذره میشه برات . . .
یهو از دلتنگی بغض کنی و اشکات بریزه و آروم تو دلت بگی
مدیر بازنشسته
چه ساده می توان از تو گذشت وقتی روزهایم ساده تر از دیروز نبودنت می گذرد !
چه ساده می شود از تو نوشت وقتی دیگر خاطره ای می شوی دور...
خاطره ای می شوی تاریک ...
چه ساده از تو می توان سرود وقتی نبودنت تکرار حقیقت و بودنت تعبیر رویاست ...
چه ساده این بار از تو می نویسم وقتی هفته های بی تو ام ساده می گذرد ...
چه ساده می نویسی وقتی از "بود " تا "نبود"من برایت به لحظه ی ثبت یک نون کوتاه
و ساده است ...
تو برو خود را باش
یاد تو ما را بس !
دل ما که دل نیس
شاید یه روزی یه جایی تو یه مرحله از زندگیت من یادت بیام![]()