"آيت" حقيقي "الله"، آيت‌الله مجتهدي

فاطمه رجبي(دختر مرحوم علامه دواني)


آيت الله مجتهدي كه انفاس قدسي او اينك در فضاي جامعه پخش نمي‌شود، به راستي "آيت‌الله" بود.

وارستگي علمي، دنياگريزي تئوري و عملي، تهذيب اخلاقي و رفتاري كه "ملكه وجود نازنين"‌ او شده بود، طي چنددهه، مشتاقان فراواني يافت.

علاوه بر طلاب مدرسه او در طي اين سال‌هاي دراز، توده‌هاي مردمي در چهره و مشي و سخن او "آيت‌اللهي" را به عينه مي‌ديدند.

آيت الله مجتهدي خود تعريف‌گر قداست واژه آيت‌الله بود، نه آنكه چون سياسي‌كاران، قداست‌شكن اين واژه باشد.

خيل عظيم مردم تهران كه در يك روز بسيار سرد، آن آيت الهي را مويه‌كنان بدرقه نمودند، تنها يك گوشه از اين واقعيت است كه مجتهدي يك آيت الله به تمام معنا بود.

خوشا به حال حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام كه آيت‌الله مجتهدي از آن طراوش كرد، و خوشا به حال توده‌هاي عظيمي كه از حضور، بيان و علم و اخلاق او بهره

بردند.

چهره جذاب او، الهيت وجودش را اعلان مي‌داشت، و كلام او كه بيش از هر سخن "شريعت" را ترويج مي‌نمود، شيعي‌گري ناب ويژه روحانيت را اعلان مي‌داشت.

چنين بود كه از ميان نسل كنوني، علاوه بر طيف‌هاي بزرگي از جوانان، گروه‌هاي بي‌شمار نوجوانان شيفته "جذابيت روحاني" او بودند.

در بدرقه آن عزيز نمادهايي از نوجوانان عزادار بر سرزنان ديده مي‌شدند كه خلأ وجود اين آيت‌الله حقيقي را بر نمي‌تابيدند.

از سوي ديگر جواناني از طلاب تربيت‌شده آيت الله مجتهدي در سال‌هاي اخير، در غم از دست دادن اين وجود بي‌مانند، راهي بيمارستان شدند تا شاهداني از

شيفتگي ملت علوي ايران نسبت به روحانيت اصيل باشند.

آيت الله مجتهدي نه رسانه داشت و نه خود را نيازمند به آن مي‌ديد.

نه باند و گروه سياسي داشت و نه براي ايجاد آن كه همه امكانات و ابزارهاي آن را با وجود مشتاقان بي‌شمار دارا بود، تلاش مي‌كرد.

بلكه وي براي طلاب "روحانيت"‌ را تدريس و تاكيد مي‌كرد.

روحانيتي اصيل در انديشه و عمل! در پوشش و منش او، در رفتار و گفتار او، پرهيز از دنياپرستي را تاكيد مي‌نمود، و تربيت طلاب را براي ترويج فقه جعفري

عليه‌السلام اساسي‌ترين خدمت به اسلام و مسلمين مي‌دانست.

آيت الله مجتهدي، "وجودي بي‌مانند" بود و بعيد است كه مادر گيتي توان آن را داشته باشد تا چون او را بزايد و به تاريخ تشيع تحويل دهد.

ويژگي‌هاي منحصر به فرد آيت الله مجتهدي در اخلاق و رفتار و پايداري بر ترويج شريعت علوي به وي "جاذبه بي‌مانند روحاني" بخشيده بود، و اين امري نيست كه با

علم و شهرت و تبليغ و ... به دست آيد.

آيت الله مجتهدي گر چه جايگاه مرجعي نداشت و يا در پي آن نبود، ولي نفوذي بيش از حد داشت، نفوذي روحاني. و تاثيري گسترده داشت، تاثيري روحاني.

آيت الله مجتهدي بر تشيع تاكيد داشت و اميرمؤمنان عليه‌السلام و اولاد او را آن چنانكه رسالت حقيقي روحانيت اصيل شيعه است، ترويج مي‌نمود.

امري كه توسط روحانيون مدرن با تحليل و "اما" و "اگر" دنبال مي‌شود.

آيت‌الله مجتهدي كلام الهي حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه و آله و سلم را در "اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره وخذل من خذله" را عامل

اصلي در امان ماندن ايران شيعي از تجاوزگري‌ها و اشغالگري‌هاي جنايتكاران مي‌دانست.

ايشان اين مهم را در وقتي كه به حضورشان شرفياب شدم تاكيد فرمود، و فرمود: "من به آقاي دواني اين نكته را گوشزد كردم و وي استقبال كرد و گفت: كتابي در

اين باره خواهم نوشت. حيف كه فرصت اين كار را نيافت."

افتخار مي‌كنم كه خواننده و شنونده كلام الهي‌اش بودم كه فقط "حديث" بود و "حديث". و "شريعت" بود و "شريعت" . نه بوي دنياطلبي داشت و نه به سوي

قدرت‌مداري سوق مي‌داد، و نه شوق انباشت زر بر مي‌انگيخت و نه به طرف تجدد مفسده‌انگيز و دين‌ستيز مي‌خواند.

هر چه مي‌آموختي، شوق اهل‌بيت عليهم‌السلام بود، و هُل دادن به مسير عترت و قرآن!

خداوند را سپاس مي‌گويم كه دستخط مباركش را در اهداي دو كتاب به من ارزاني داشت، تا در سوگ پس از او به آن دلخوش باشم.

از حضرت حق مي‌خواهم كه از حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام و از ميان طلاب دست‌پروده او "آيت‌اللهي" چون مجتهدي را بار ديگر در سراي امام زمان عجل‌الله

تعالي فرجه الشريف متولد نمايد تا با ويژگي‌هاي انحصاري و جذابيت بي‌مانند "روحانيت" را ترويج نمايد.

و نيز از حق سبحان مي‌خواهم تا مراجع عظام تقليد و روحانيت وارسته و اصيل را از هر گزندي مصون دارد تا انفاس قدسيه آن‌ها روح شيعي‌گرايانه ملت ما را در برابر

تندبادهاي دين‌ستيز و مذهب‌سوز اصلاح‌طلبي در امان دارد.
_________________
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)