صفحه 488 از 555 نخستنخست ... 338388438468469470471472473474475476477478479480481482483484485486487488489490491492493494495496497498499500501502503504505506507508538 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 4,871 تا 4,880 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #4871
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت


    جانم بسوختی و به دل دوست دارمت


    تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک

    باور مکن که دست ز دامن بدارمت


    محراب ابرویت بنما تا سحرگهی

    دست دعا برآرم و در گردن آرمت


    گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی

    صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت


    خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب

    بیمار بازپرس که در انتظارمت


    صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار

    بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت


    خونم بریخت و از غم عشقم خلاص داد

    منت پذیر غمزه خنجر گذارمت



    می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار

    تخم محبت است که در دل بکارمت


    بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل

    در پای دم به دم گهر از دیده بارمت


    حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست

    فی الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت


  2. #4872
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت


    خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت


    گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست

    خوش تقاضا می‌کنی پیش تقاضا میرمت


    عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست

    گو که بخرامد که پیش سروبالا میرمت


    آن که عمری شد که تا بیمارم از سودای او

    گو نگاهی کن که پیش چشم شهلا میرمت


    گفته لعل لبم هم درد بخشد هم دوا

    گاه پیش درد و گه پیش مداوا میرمت



    خوش خرامان می‌روی چشم بد از روی تو دور

    دارم اندر سر خیال آن که در پا میرمت


    گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نیست

    ای همه جای تو خوش پیش همه جا میرمت


  3. #4873
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت


    حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت


    به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا

    که کارخانه دوران مباد بی رقمت


    نگویم از من بی‌دل به سهو کردی یاد

    که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت


    مرا ذلیل مگردان به شکر این نعمت

    که داشت دولت سرمد عزیز و محترمت


    بیا که با سر زلفت قرار خواهم کرد

    که گر سرم برود برندارم از قدمت



    ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی

    که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت


    روان تشنه ما را به جرعه‌ای دریاب

    چو می‌دهند زلال خضر ز جام جمت


    همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد

    که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت


  4. #4874
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    زان یار دلنوازم شکریست با شکایت


    گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت


    بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

    یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت


    رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت


    در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا

    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت


    چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

    جانا روا نباشد خون ریز را حمایت


    در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

    از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت


    از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

    زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت


    ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم


    یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت


    این راه را نهایت صورت کجا توان بست

    کش صد هزار منزل بیش است در بدایت


    هر چند بردی آبم روی از درت نتابم

    جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت


    عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ

    قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت


  5. #4875
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت


    خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت


    پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن

    که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت


    سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم

    که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت


    تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی

    صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت


    و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی

    برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت



    من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل

    من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت


    زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی

    نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت


  6. #4876
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    درد ما را نیست درمان الغیاث


    هجر ما را نیست پایان الغیاث


    دین و دل بردند و قصد جان کنند

    الغیاث از جور خوبان الغیاث


    در بهای بوسه‌ای جانی طلب

    می‌کنند این دلستانان الغیاث


    خون ما خوردند این کافردلان

    ای مسلمانان چه درمان الغیاث


    همچو حافظ روز و شب بی خویشتن

    گشته‌ام سوزان و گریان الغیاث


  7. #4877
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    ویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج سزد اگر همه دلبران دهندت باج

    دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش

    به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج


    بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز

    سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج


    دهان شهد تو داده رواج آب خضر

    لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج


    از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت

    که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج



    چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی

    دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج


    لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است

    قد تو سرو و میان موی و بر به هیئت عاج


    فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی

    کمینه ذره خاک در تو بودی کاج


  8. #4878
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح


    صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح


    سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات

    بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح


    ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص

    از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح


    ز دیده‌ام شده یک چشمه در کنار روان

    که آشنا نکند در میان آن ملاح


    لب چو آب حیات تو هست قوت جان

    وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح


    بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری


    گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح


    دعای جان تو ورد زبان مشتاقان

    همیشه تا که بود متصل مسا و صباح


    صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ

    ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح


  9. #4879
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    دل من در هوای روی فرخ


    بود آشفته همچون موی فرخ


    بجز هندوی زلفش هیچ کس نیست

    که برخوردار شد از روی فرخ


    سیاهی نیکبخت است آن که دایم

    بود همراز و هم زانوی فرخ


    شود چون بید لرزان سرو آزاد

    اگر بیند قد دلجوی فرخ


    بده ساقی شراب ارغوانی

    به یاد نرگس جادوی فرخ


    دوتا شد قامتم همچون کمانی


    ز غم پیوسته چون ابروی فرخ


    نسیم مشک تاتاری خجل کرد

    شمیم زلف عنبربوی فرخ


    اگر میل دل هر کس به جایست

    بود میل دل من سوی فرخ


    غلام همت آنم که باشد

    چو حافظ بنده و هندوی فرخ


  10. #4880
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد


    گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد


    گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ

    گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد


    سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست

    از بهر این معامله غمگین مباش و شاد


    بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ

    در معرضی که تخت سلیمان رود به باد


    حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است

    کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد



صفحه 488 از 555 نخستنخست ... 338388438468469470471472473474475476477478479480481482483484485486487488489490491492493494495496497498499500501502503504505506507508538 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •