صفحه 528 از 555 نخستنخست ... 28378428478508509510511512513514515516517518519520521522523524525526527528529530531532533534535536537538539540541542543544545546547548 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 5,271 تا 5,280 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #5271
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    سلیمی منذ حلت بالعراق


    الاقی من نواها ما الاقی


    الا ای ساروان منزل دوست

    الی رکبانکم طال اشتیاقی


    خرد در زنده رود انداز و می نوش

    به گلبانگ جوانان عراقی


    ربیع العمر فی مرعی حماکم

    حماک الله یا عهد التلاقی


    بیا ساقی بده رطل گرانم

    سقاک الله من کاس دهاق


    جوانی باز می‌آرد به یادم

    سماع چنگ و دست افشان ساقی


    می باقی بده تا مست و خوشدل

    به یاران برفشانم عمر باقی


    درونم خون شد از نادیدن دوست

    الا تعسا لایام الفراق


    دموعی بعدکم لا تحقروها

    فکم بحر عمیق من سواقی


    دمی با نیکخواهان متفق باش

    غنیمت دان امور اتفاقی



    بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو

    به شعر فارسی صوت عراقی


    عروسی بس خوشی ای دختر رز

    ولی گه گه سزاوار طلاقی


    مسیحای مجرد را برازد

    که با خورشید سازد هم وثاقی


    وصال دوستان روزی ما نیست

    بخوان حافظ غزل‌های فراقی


  2. #5272
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی


    بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی


    بسا که گفته‌ام از شوق با دو دیده خود

    ایا منازل سلمی فاین سلماک


    عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای

    انا اصطبرت قتیلا و قاتلی شاکی


    که را رسد که کند عیب دامن پاکت

    که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی


    ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل

    چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی


    صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز

    و هات شمسة کرم مطیب زاکی


    دع التکاسل تغنم فقد جری مثل


    که زاد راهروان چستی است و چالاکی


    اثر نماند ز من بی شمایلت آری

    اری مآثر محیای من محیاک


    ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند

    که همچو صنع خدایی ورای ادراکی


  3. #5273
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    یا مبسما یحاکی درجا من اللالی


    یا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی


    حالی خیال وصلت خوش می‌دهد فریبم

    تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی


    می ده که گر چه گشتم نامه سیاه عالم

    نومید کی توان بود از لطف لایزالی


    ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش

    تا در به در بگردم قلاش و لاابالی


    از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک

    امن و شراب بی‌غش معشوق و جای خالی


    چون نیست نقش دوران در هیچ حال ثابت

    حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی



    صافیست جام خاطر در دور آصف عهد

    قم فاسقنی رحیقا اصفی من الزلال


    الملک قد تباهی من جده و جده

    یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی


    مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت

    برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی


  4. #5274
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    سلام الله ما کر اللیالی


    و جاوبت المثانی و المثالی


    علی وادی الاراک و من علیها

    و دار باللوی فوق الرمال


    دعاگوی غریبان جهانم

    و ادعو بالتواتر و التوالی


    به هر منزل که رو آرد خدا را

    نگه دارش به لطف لایزالی


    منال ای دل که در زنجیر زلفش

    همه جمعیت است آشفته حالی


    ز خطت صد جمال دیگر افزود

    که عمرت باد صد سال جلالی


    تو می‌باید که باشی ور نه سهل است

    زیان مایه جاهی و مالی


    بر آن نقاش قدرت آفرین باد

    که گرد مه کشد خط هلالی


    فحبک راحتی فی کل حین

    و ذکرک مونسی فی کل حال


    سویدای دل من تا قیامت

    مباد از شوق و سودای تو خالی


    کجا یابم وصال چون تو شاهی

    من بدنام رند لاابالی


    خدا داند که حافظ را غرض چیست

    و علم الله حسبی من سؤالی


  5. #5275
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی


    خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی


    در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل

    آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی


    شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را

    هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی


    آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی

    وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی


    چون من خیال رویت جانا به خواب بینم


    کز خواب می‌نبیند چشمم بجز خیالی


    رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت

    شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی


    حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی

    زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی


  6. #5276
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی


    آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی


    مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا

    و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی


    می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم

    می‌کردم اندر آن گل و بلبل تاملی


    گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق

    آن را تفضلی نه و این را تبدلی



    چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب

    گشتم چنان که هیچ نماندم تحملی


    بس گل شکفته می‌شود این باغ را ولی

    کس بی بلای خار نچیده‌ست از او گلی


    حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ

    دارد هزار عیب و ندارد تفضلی


  7. #5277
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی


    وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی


    چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم

    در کنج خراباتی افتاده خراب اولی


    چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی

    هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی


    من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت

    این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی


    تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست


    در سر هوس ساقی در دست شراب اولی


    از همچو تو دلداری دل برنکنم آری

    چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی


    چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی

    رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی


  8. #5278
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض



    زان می عشق کز او پخته شود هر خامی

    گر چه ماه رمضان است بیاور جامی


    روزها رفت که دست من مسکین نگرفت

    زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی


    روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل

    صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی


    مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد

    که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی


    گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است


    که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی


    یار من چون بخرامد به تماشای چمن

    برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی


    آن حریفی که شب و روز می صاف کشد

    بود آیا که کند یاد ز دردآشامی


    حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد

    کام دشوار به دست آوری از خودکامی


  9. #5279
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض



    که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی


    که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی


    شده‌ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم

    که به همت عزیزان برسم به نیک نامی


    تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن

    که بضاعتی نداریم و فکنده‌ایم دامی


    عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود

    نه به نامه‌ای پیامی نه به خامه‌ای سلامی


    اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته

    به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی


    ز رهم میفکن ای شیخ به دانه‌های تسبیح

    که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی


    سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش

    که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی


    به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت

    که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی


    بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ

    که چنان کشنده‌ای را نکند کس انتقامی


  10. #5280
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    انت روائح رند الحمی و زاد غرامی


    فدای خاک در دوست باد جان گرامی


    پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت

    من المبلغ عنی الی سعاد سلامی


    بیا به شام غریبان و آب دیده من بین

    به سان باده صافی در آبگینه شامی


    اذا تغرد عن ذی الاراک طائر خیر

    فلا تفرد عن روضها انین حمامی


    بسی نماند که روز فراق یار سر آید

    رایت من هضبات الحمی قباب خیام


    خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت

    قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقام


    بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال


    اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی


    و ان دعیت بخلد و صرت ناقض عهد

    فما تطیب نفسی و ما استطاب منامی


    امید هست که زودت به بخت نیک ببینم

    تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی


    چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ

    که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی


صفحه 528 از 555 نخستنخست ... 28378428478508509510511512513514515516517518519520521522523524525526527528529530531532533534535536537538539540541542543544545546547548 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •