*دو رساله علمی
در دو رساله بسيار محققانه كه به قلم فاضلانه دو عالم زيدي نگارش يافته است به نامهاي الأذان بحي على خير العمل، نگارش حافظ علوي زيد(72ـ 445). الاعتصام بحبل اللّه، تأليف امام قاسم بن محمد الزيدي(م1029); از شخصيتهاي بزرگي از صحابه و تابعان نقل شده كه همگي در اذان و اقامه خود ملتزم به گفتن اين فصل از اذان بودند. ذكر اسامي و گفتههاي آنان، در اين مختصر نميگنجد و محققان ميتوانند به اين دو كتاب مراجعه فرمايند.
بنابراين، نبايد در اصل مشروعيت اين فصل از اذان شك كرد. در واقع كساني كه آن را از فصول اذان حذف كردهاند، بايد علت آن را بيان كنند. متأسفانه اين كار جز «مصلحت انديشي شخصي» دليل ديگري نداشته است.
حافظ علوي در كتاب «الأذان بحيّ عَلى خير العمل» به سندي از «حسن بن يحيي بن الحسين بن زيد بن علي» نقل ميكند كه آل رسول خدا (ص) بر وجود آن در اذان اتفاق نظر دارند و مؤذنان در عصر ابوبكر نيز به همين شيوه اذان ميگفتند، امّا وقتي عمر زمام خلافت را به دست گرفت، گفت: «دعوا حيّ عَلى خير العمل لئلا يشتغل الناس عن الجهاد فكان أوّل من تركها».[9] «گفتن حيّ علي خير العمل را ترك كنيد تا مردم به بهانه اين كه نماز بهترين عمل است، جهاد را ترك نكنند». او(عمر) نخستين فردي بود كه اين فصل از اذان را ترك كرد».
محقق شهير، سعدالدين تفتازاني (712ـ79) در شرح مقاصد; و متكلم معروف اشعري به نام علاء الدين قوشجي(متوفاي 879) ميگويند: عمر بن خطاب نسبت به سه چيز هشدار داد و گفت:
«سه چيز در عهد رسول خدا(ص) رسميت داشت و من از آنها باز ميدارم، و انجام دهنده آن را مؤاخذه مينمايم: 1.متعه زنان،
2. متعه حج،
3.گفتن حَيّ عَلى خَير العمل».[10]
مصحلت انديشي خليفه، علاوه بر اين كه نوعي اجتهاد در مقابل نص به شمار ميآيد، تنها ميتواند براي خود او حجت باشد نه براي ديگران و آيندگان. اگر آيندگان از حقيقت امر آگاه شدند، بايد سنت را بر بدعت مقدم بدارند، به ويژه آن كه ملاك دگرگون گرديده است و ديگر جهادي بر ضد كفر و شرك نيست.
از آنجا كه تثبيت چنين بدعتي كار آساني نبود، تني چند از بزرگان بر اين نهي ارزش قائل نشده و همچنان به هنگام اذان اين جمله را ميگفتند.






پاسخ با نقل قول
