ب. قرآن و معاد جسمانی
در این بخش به نقل و بررسی نمونه‎هایی از آیات قرآن پیرامون معاد جسمانی می‎پردازیم:
1. ابراهیم ـ علیه السلام ـ و چگونگی احیای مردگان
قرآن كریم یادآور می‎شود كه ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ از خداوند درخواست كرد تا چگونگی احیای مردگان را به او نشان دهد. خداوند درخواست او را پذیرفت و دستور داد تا چهار پرنده را ذبح و بدنهای آنها را ذره ذره كند،‌ آن‎گاه آنها را به هم درآمیزد، و سپس آنها را به چند قسمت تقسیم كرده و بر بالای چند كوه بگذارد، سپس هر یك از آن پرندگان را با نام او بخواند، و بنگرد كه چگونه اجزای پراكنده از نقاط مختلف گرد آمده، و آن پرنده شكل نخست خود را بازیافته و زنده می‎گردد، چنان كه می‎فرماید:
«وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ أَرِنِی كَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى؟ قالَ: أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ؟ قالَ: بَلى وَ لكِنْ لِیَطْمَئِنَّ[8] قَلْبِی قالَ: فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَكَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ».(1)
آیه یاد شده، به روشنی بر معاد جسمانی و زنده شدن بدن‎های مردگان دلالت دارد، زیرا ابراهیم از خداوند درخواست می‎كند تا چگونگی احیاء مردگان را در قیامت به او نشان دهد، و از پاسخ خداوند و دستوری كه به ابراهیم داده شد، معلوم می‎شود كه سؤال او مربوط به حشر و بعث بدن‎های متلاشی شده و پراكنده در زمین بوده است، و هرگاه پرسش او فقط ناظر به معاد روحانی و حشر ارواح بود، نیازی به انجام آن برنامه ویژه نبود، و اصولاً‌ مسئله معاد روحانی قابل مشاهده حسی نمی‎باشد.
2. سرگذشت عزیر: قرآن، از پیامبری یاد می‎كند كه به شهری ویران گذشت كه سكنه آن همگی هلاك شده بودند، با دیدن آن منظره مسئله معاد و احیاء مردگان در ذهن او راه یافت و با شگفتی با خود گفت: خداوند چگونه انی مردگان را زنده می‎كند (این سخن از روی تردید نبود، بلكه او به احیاء مردگان و توانایی خداوند بر آن یقین داشت. لیكن بزرگی و شگفت‎آور بودن آن وی را به آن اندیشه فرو برد و گویا می‎خواست به گونه‎ای آن را مشاهده نماید، بدین جهت) خداوند او را به مدت صد سال می‎میراند آن‎گاه او را زنده كرد و این در حالی بود كه مركب او نیز مرده و استخوان‎های آن، پوسیده و از هم متلاشی شده بود ولی خوراكی و نوشیدنی كه همراه داشت هم‎چنان سالم باقی مانده بود. آن‎گاه خداوند با زنده كردن مركب او، ‌چگونگی احیاء مردگان را به او نشان داد. چنان‎كه می‎فرماید:
أوْ كَالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیَهٍ وَ هِیَ خاوِیَهٌ عَلی عُرُوشِهَا، قالَ: أنَّی یُحْیِی هذِهِ اللهُ بَعْدُ مَوْتِها؟ فَامَاتَهُ اللهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ؟ قالَ: لَبِثْتُ یَوْماً أوْ بَعْضَ یَومٍ.
قالَ: بَلْ لَبِثْتَ مِائَهَ عامٍ فَانْظُرْ إِلی طَعَامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ یَتَسنَّهُ وَ انْظُر إِلی حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آیَهً لِلنّاسِ وَ انْظُرْ إِلی الْعِظَامِ كَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوها لَحْمَاً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ: أعْلَمُ أنَ اللهَ عَلی كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.(2)
شیوه استدلال به آیه مزبور بر معاد جسمانی از آن‎چه در رابطه با ارائه كیفیت احیاء مردگان برای ابراهیم ـ علیه السلام ـ بیان گردید روشن است.
3. تشبیه احیاء مردگان به احیاء زمین: قرآن برای اثبات این‎كه معاد و احیاء مردگان كاری ناممكن نبوده و خداوند بر انجام آن توانا است احیاء زمین كه در همین دنیا به طور مكرر رخ می‎دهد را یادآوری می‎كند چنان‎كه می‎فرماید:
«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَهً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاها لَُمحْیِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ».(فصلت/ 39)
از نشانه‎های تدبیر الهی این است كه تو زمین را خشك و تهی از گیاه می‎بینی، پس آن‎گاه كه آب بر آن نازل نماییم حركت و جنبش كرده و بالا می‎آید، به درستی كه آن كس كه زمین را احیاء نمود، احیاء كننده مردگان می‎باشد، حقاً كه او بر هر كاری توانا است.
و نیز می‎فرماید: «فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَیْفَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَُمحْیِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ».(روم/ 50)
به نشانه‎های رحمت خدا بنگر كه چگونه زمین را پس از مرگ آن زنده می‎كند، او احیاء كننده مردگان می‎باشد و او به هر چیزی توانا است.
و نیز می‎فرماید: «وَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ».(روم/ 19)
زمین را پس از مردن زنده می‎كند، و شما نیز این‎گونه از زمین خارج می‎شوید.
بدیهی است آن چه محكوم مرگ می‎شود و حیات او متوقف می‎گردد روح انسان نیست، بلكه بدن او می‎باشد، بنابراین تشبیه احیاء مردگان به احیاء بدنها است، به ویژه این‎كه كلمه «تخرجون» در آیه اخیر گویای این مطلب است كه انسان‎ها بسان گیاهان كه از دل خاك بیرون می‎آیند، از زمین خارج می‎شوند، و آن‎چه در درون زمین جای می‎گیرد بدنها است نه ارواح و جانها.
4. همانندی زنده شدن پس از مرگ با زنده شدن نخست: برخی از آیات قرآن، بیانگر این مطلب می‎باشند كه چگونگی زنده شدن مردگان همانند زندگی یافتن نخست آنان است، یعنی همان‎گونه كه در آغاز از زمین پدید آمده‎اند، بار دیگر نیز از زمین بیرون می‎آیند.
چنان كه می‎فرماید:
«مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِیها نُعِیدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَهً أُخْرى».(طه/ 55)
و نیز می‎فرماید: «وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً ثُمَّ یُعِیدُكُمْ فِیها وَ یُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً».(نوح/ 18ـ17)
5. آیات مربوط به پاداش‎ها و كیفرهای حسی، و بدنی: آیات در این‎باره بسیار است كه نمونه‎هایی از آنها را می‎توان در سوره‎های: الرحمن، واقعه، دهر مطالعه نمود.
6. آیات مربوط به گواهی دادن اعضاء بدن بر گناهان.
«یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا یَعْمَلُونَ».(نور/ 24)
«الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا یَكْسِبُونَ».(یس/ 65)
7. آیات مربوط به شبهات منكران معاد و پاسخ آن‎ها: در این آیات آن چه مورد استبعاد و انكار مخالفان قرار گرفته زنده شدن بدنها و استخوانهای پوسیده و متلاشی شدن انسان‎ها است. و قرآن نیز با تكیه بر امكان عقلی آن از یك سو، و علم و قدرت نامتناهی خداوند از سوی دیگر به آنها پاسخ داده است و هیچ‎گاه در پاسخ نفرموده است كه حشر و معاد، مربوط به بدنها نبوده و تنها ارواح در قیامت حاضر می‎شود. به آیات زیر توجه نمایید:
«وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ».(یس/ 79ـ78)
«أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ بَلى قادِرِینَ عَلى أَنْ نُسَوِّیَ بَنانَهُ».(قیامت/ 4ـ3)
«وَ قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ یُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ».(نساء/ 7)


1 . یعنی، می‎خواهم چیزی را كه از طریق برهان عقلی می‎دانم و به آن معتقدم، مشاهده حسی نمایم، یا این‎كه مطمئن شوم كه مرا به مقام خلقت (خلیل اللهی بودن) برگزیده‎ای، زیرا از طرف خداوند به آن مقام مژده داده شده بود و علامت آن اجابت درخواست او در مورد احیای مردگان قرار داده شده بود. ر.ك: به مجمع البیان، ج 1، ص 372.
2 . جهت آگاهی بیشتر درباره تفسیر آیه فوق به مجمع البیان، ج 1، ص 370 و المیزان، ج 2، ص 365ـ362 رجوع نمایید. بقره/ 295.