يك دليل ديگر در پاسخ به سوال فوق اين است كه قرآن كريم هر چند صامت است اما گوياست .
حضرت علي عليه السلام درباره صامت بودن قران مي فرمايند :"فالقرآن‌ آمر زاجر و صامت‌ ناطق‌. حجه‌ الله‌ علي‌ خلقه‌. أخذ عليهم‌ ميثاقه‌ و ارتهن‌ عليه‌ أنفسهم‌. أتم‌ نوره‌ و أكمل‌ به‌ دينه‌ و قبض‌ نبيه‌ صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ و قد فرغ‌ الي‌ الخلق‌ من‌ أحكام‌ الهدي‌ به‌.
قرآن‌ فرمان‌دهنده‌ است‌ و بازدارنده‌، خاموش‌ است‌ و گوينده‌. حجت‌ خداست‌ بر آفريدگانش‌ كه‌ بدان‌ پيمان‌ گرفته‌ است‌ از ايشان‌ و همگان‌ را نهاده‌ است‌ در گرو آن‌. نور - هدايت‌ - خود را با قرآن‌ تمام‌ گرداند و دين‌ خود را بدان‌ به‌ كمال‌ رساند و جان‌ پيامبر خويش‌ را هنگامي‌ ستاند كه‌ از رساندن‌ احكامي‌ كه‌ موجب‌ رستگاري‌ آفريدگان‌ است‌، فارغ‌ ماند."(1)
پس صامت بودن قرآن كريم به منزله بي روح بودن و يا كم بودن مايه و درون آن -نعوذ بالله- نيست بله توصيف آن را بايد صرفا از زبان قرآن ناطق شنيد :
"«پس‌ فرو فرستاد بر پيامبر (صلی الله علیه واله‌)، قرآن‌ را، نوري‌ كه‌ چراغ‌هاي‌ آن‌ فرو نميرد و چراغي‌ كه‌ افروختگي‌اش‌ كاهش‌ نپذيرد و دريايي‌ كه‌ ژرفاي‌ آن‌ كس‌ نداند و راهي‌ كه‌ پيمودنش‌ رهرو را به‌ گمراهي‌ نكشاند و پرتويي‌ كه‌ فروغ‌ آن‌ تيرگي‌ نگيرد و فرقاني‌ كه‌ نور برهانش‌ خاموش‌ نشود و تبياني‌ كه‌ اركانش‌ ويراني‌ نپذيرد و بهبودي‌ كه‌ در آن‌ بيم‌ بيماري‌ نباشد و ارجمندي‌ كه‌ يارانش‌ را شكست‌ و ناپايداري‌ نباشد و حقي‌ كه‌ ياورانش‌ را زيان‌ و خواري‌ نباشد. پس‌ قرآن‌، معدن‌ ايمان‌ است‌ و ميانجاي‌ آن‌ و چشمه‌ سار دانش‌ است‌ و درياهاي‌ آن‌ و باغستان‌ داد است‌ و انگيزه‌هاي‌ آن‌ و بنياد استوار اسلام‌ است‌.
قرآن‌، واديهاي‌ حقيقت‌ است‌ و سبزه‌زارهاي‌ آن‌ و دريايي‌ است‌ كه‌ بردارندگان‌، آب‌ آن‌ را خشك‌ نگردانند و چشمه‌ سارها كه‌ آب‌ كشندگان‌، آب‌ آن‌ را به‌ ته‌ نرسانند و آبشخورهاست‌ كه‌ در آيندگان‌، آب‌ آن‌ را كم‌ نكنند و منزلگاههاست‌ كه‌ مسافران‌، راهش‌ را گم‌ نكنند و نشانه‌هاست‌ كه‌ روندگان‌، از نظرش‌ دور ندارند و پشته‌هاست‌ كه‌ روي‌ آورندگان‌، از آن‌ نگذرند و آن‌ را نگذارند. خدايش‌ ماية‌ سيرابي‌ دانشمندان‌ كرده‌ است‌ و بهار دلهاي‌ فقيهان‌ و مقصد راههاي‌ پارسايان‌ و دارويي‌ كه‌ از پس‌ آن‌ بيماري‌ نيست‌ و نوري‌ كه‌ با آن‌ تاري‌ نيست‌ و ريسماني‌ كه‌ گرفتنگاه‌ آن‌ استوار است‌ و پناهگاهي‌ كه‌ قلة‌ آن‌ پناهنده‌ را نگاهدارست‌ و ارجمندي‌ هر كه‌ با او دوستي‌ ورزد و امان‌ آن‌ كس‌ كه‌ بدان‌ در شود و راهنماي‌ هر كه‌ بدان‌ اقتدا كند و عذرخواه‌ آن‌ كه‌ آن‌ را مذهب‌ خود گيرد و برهان‌ هر كس‌ كه‌ بدان‌ سخن‌ گويد و آن‌ را پذيرد و گواه‌ هر كه‌ در مخاصمت‌، پشتيبان‌ خويشش‌ شمرد و پيروزي‌ آن‌ كس‌ كه‌ بدان‌ حجت‌ آرد و راهبر آن‌ كه‌ آن‌ را به‌ كار دارد و برندة‌ آن‌ كه‌ آن‌ را كار فرمايد و نشان‌ آن‌ كه‌ در آن‌ بنگرد چنانكه‌ بايد و نگهدار كسي‌ كه‌ خود را بدان‌ از آسيب‌ پايد و دانش‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را نيك‌ به‌ خاطر سپارد و حديث‌ كسي‌ كه‌ از آن‌ روايت‌ كند و حكم‌ آن‌ كس‌ كه‌ خواهد حكم‌ دهد»."(2)
حال توصيه نبي اكرم -صلي الله عليه و آله و سلم - بر حضرت امير عليه السلام مبني بر قرائت مداوم قرآن ، شايد تاكيد بر برداشت مستمر از اين خزانه ي بي بديل الهي و غور در ژرفناي بي انتهايش و صيد در و گهرهاي ارزشمند آن و رهآوردهاي بي بديلش براي خويشتن و مردم است به فراخور حالشان . او - عليه السلام - كه ثقل اصغر است با تكيه و به پشتيباني ثقل اكبر - قران كريم - مي تواند بيانگر معارف الهي در سطح فهم مردم براي آنان باشد .

(1)- نهج البلاغه ، خطبه‌ 183، ص‌ 194
(2)- همان ، خطبه‌ 198، ص‌ 234