در داستاني ديگر پيامبر(ص) فرمود:
عليُّ مِنّي و أَنا مِن عليّ، لا يؤدّي عَني الاّ أَنا أو عَلي
علي از من است و من از علي هستم، کسي از سوي من تبليغ نمي کند جز خودم يا علي.
و فرمود:
أَنا مَدينه العِلمِ و عَليٌّ بابُها، فَمَن أَرادَ المَدينه فَلْيَأتِها مِنْ بابِها؛
من شهر علم هستم و علي دروازه آن شهر است. هر کس شهر علم را بخواهد از در آن وارد شود.
و به حضرت علي(ع) فرمودند:
أَنْتَ تُبَيّن لأُمَّتي مَا اخْتَلَفُوا فيهِ بَعدي
شمابعدازمن براي امت من بيان مي کني آنچه رادرآن اختلاف دارند.
و نيز پيامبر(ص) شماره جانشينان پس از خود را دوازده نفر به شماره نقباي بني اسرائيل تعيين فرموده و فرمود: دنيا پس از ايشان سرنگون مي شود.
شماره اي که پيامبر فرموده جز بر دوازده وصي پيامبر(ص): علي(ع) و يازده فرزندش صدق نمي کند و دوازدهمين ايشان حضرت مهدي (عج) مي باشد که پيامبر(ص) درباره او فرموده است:
«مهدي از ما اهل بيت مي باشد.»
«مهدي از عترت من از فرزندان فاطمه مي باشد.»
«اگر از دنيا نمانده باشد مگر يک روز، خداوند آن روز را طولاني مي نمايد تا آنکه مردي از فرزندان مرا که با من هم نام باشد برانگيزد.»
آنگاه پيامبر دست خود را بر پشت حسين گذاشت و فرمود: «از اين پسرم.»
در تاريخ ابن کثير مي گويد:
در توراتي که در دست يهوديان است آمده که از نسل اسماعيل فرزند ابراهيم(ع) دوازده عظيم بزرگوار به ظهور مي رسند و اينکه ابن تيميه گفته است اين دوازده نفر همان داوازده نفر است که در روايت پيامبر آمده است.
و ابن تيميه گفته است:
بيشتر يهودياني که مسلمان شده اند، معتقدند که اين دوازده نفر همان دوازده نفري هستند که رافضه مي گويند و شيعه شده اند.
سرگرداني علماي مکتب خلفا در تشخيص دوازده جانشين پس از پيامبر(ص):
روايات دوازده جانشين پس از پيامبر و اينکه پس از ايشان دنيا به آخر مي رسد در کتابهاي صحيح بخاري و مسلم و مستدرک حاکم و فتح الباري در شرح بخاري و کتابهاي سنن ابو داود و ترمذي و مسند طيالسي و احمد و ديگر کتابهاي مکتب خلفا آمده است.
ابن العربي در شرح سنن ترمذي پس از آنکه خلفا را از ابوبکر مي شمارد سپس مي گويد اگردوازده خليفه که اسمشان خليفه بوده است شماره کنم مي شوند: ابوبکر، عمر، عثمان، علي، حسن، معاويه، يزيد، معاويه بن يزيد، يزيد بن عبدالملک،... که مي شوند هفتاد نفر و چنانچه معني خليفه را در نظر بگيريم، مي شود: چهار خليفه اول و عمر بن عبدالعزيز. بعد مي گويد معناي حديث را نفهميدم.
و همچنين علماي ديگر مکتب خلفا در مقصود از دوازده جانشين پيامبر سرگردان شده اند.
و اين بدان سبب است که دوازده جانشين پيامبر که در احاديث صحيح آمده بر خلفايي که پس از پيامبر تا زمان بني العباس حکومت کردند صدق نمي کند و آنها نخواستند بپذيرند که مقصود پيامبر(ص) همان دوازده امام از اهل بيت يعني: علي و يازده فرزندش مي باشند که شيعيان از ايشان پيروي مي کنند و بدين سبب دچار درماندگي و سردرگمي شدند.
ليکن شيعيان مصداق قول شاعر هستند که گفته:
فوال اناسا قولهم و حديثهم روي جدنا عن جبرئيل عن الباري
«پيروي کن از آنان که قولشان و حديثشان اين است که: روايت کرد جد ما از جبرائيل از باري تعالي.»
آري، ما شيعيان پس از پيامبر(ص) از اهل بيت(ع) پيروي مي کنيم.
و بدين سبب ما را شيعيان اهل بيت مي نامند.
و بدين سبب ما از شيعيان اهل بيت هستيم.
و بدين سبب در دلهاي ما حب پيامبر و اهل بيت است.
و بدين سبب اميدواريم در قيامت با پيامبر و اهل بيت پيامبر محشور شويم.
زيرا پيامبر(ص)فرموده است:
«من أحبَّ حجراً حشره اللَّه معه.»
هر کس سنگي را [هم] دوست بدارد خداوند با آن محشورش مي کند.
_________________
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مَثَلُ أهلِ بَیتی کَمَثَلِ سَفینَهِ نوحٍ مَن رَکِبَها فَقَد نَجی وَ مَن تَخَلَّفَ عَنها فَقَد هَلَک
اهل بیت من چون کشتی نوحاند؛ هر که بر آن نشیند نجات یابد و آنکه از آن تخلف کند هلاک گردد (عیون الاخبار،ج 1،ص211)





فرموده است:
پاسخ با نقل قول
