ج) وصيت نامه مكتوب

سخنان فاطمه(س) در آخرين لحظات با شوهر مظلوش به پايان رسيد. او با ذكر شهادتين براي هميشه چشمان خود را بر روي دنيا بست و به ديار ابدي، نزد پدرش رسول گرامي اسلام شتافت. به اطراف خانه خانه خويش نگاه كرد، چشمش به بسته‌اي افتاد كه از همسرش به يادگار مانده بود. آن را باز كرد و ديد حضرت فاطمه، چنين وصيت كرده است:

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم. هذا ما اَوْصَتْ بِهِ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ، اَوْصَتْ وَ هِيَ تَشْهَدُ اَنْ لا الهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لارَيْبَ فيها وَ اَنَّ اللهَ يَبْعَثُ مَنْ فُي الْقبورِ، يا عَلِيُّ اَنَا فاطِمَةُ بَنتُ مُحَمَّدٍ(ص) زَوَّجْنَي اللهُ مَنْكَ لأكونَ لَكَ فِي الدُّنيا وَ الاخِرةِ، اَنْتَ اَوْلي بِي مِنْ غَيْرِي، حَنِّطْني و غَسِّلْنِي و كَفِّنِّي بِاللَّيلِ وَ صَلِّ عَلَيَّ وَ ادْفِنِّي بِاللَّيْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً وَ اَسْتَوْدِعُكَ اللهَ و اقْرَءُ عَلي وُلْدِي السَّلامَ اِلي يَومِ الْقِيامَةِ؛[15] به نام خداوند بخشنده و مهربان. اين وصيّت‌نامه فاطمه دختر رسول خداست و در حالي وصيّت مي‌كند كه شهادت مي‌دهد خدايي جز خداي يگانه نيست و محمّد(ص) بنده و پيامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قيامت فراخواهد رسيد و شكّي در آن نيست و خداوند مردگان را از قبر زنده كرده، وارد محشر مي‌فرمايد.

اي علي! من فاطمه دختر محمّد هستم. خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت براي تو باشم. تو از ديگران بر من سزاوارتري. حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن كن و به هيچ كس اطّلاع نده. تو را به خدا مي‌سپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت، سلام و درود مي‌فرستم.[16[

پي نوشت ها:
[1]فروع كافي، شيخ كليني، ج7، ص48، حديث5؛ بحارالانوار، ج43، ص235.
[2]معجم معالم الحجاز، عاتق بن غيث البلادي، ج6، ص 194.
[3]كتاب زهرة الرياض كوكب الدّري، ج1، ص253.
[4]بحارالانوار ، ج79، ص27.
[5]طبري عن احمد بن محمد الخشّاب عن زكريا بن يحيي عن ابن ابي زائده عن أبيه عن محمد بن الحسن عن ابي بصير عن ابي عبدالله قال اميرالمؤمنين ... .
[6]بحارالانوار، ج43، ص217؛ ج78، ص253؛ ج28، ص304؛ علل الشرائع، ج1، ص188.
[7]روضة الواعظين ذكر حديثاً في مرض فاطمه، ص 130.
[8]كشف الغمة ، ج 2، ص 68.
[9]الطبري الامامي عن احمد بن محمد الخشّاب عن زكريا بن يحيي ابن ابي زائدة عن أبيه عن محمد بن الحسن عن أبي بصير عن ابي عبدالله قال…
[10]دلائل الامامة طبري، ص44؛ بحار الانوار، ج78، ص310.
[11]عن عمارة بن المهاجر عن ام جعفر.
[12]ذخائر العقبي، ص 53.
[13]عن علي بن احمد بن العباس احمد بن يحيي عن عمرو ابن ابي المقدام و زيادبن عبيدالله قالاعن اباعبدالله... .
[14]بحارالانوار، ج43، ص209؛ ج78، ص253؛ ج28، ص304.
[15]عن ابن عباس قال….
[16]كتاب عوالم، ج11، ص514؛ بحارالانوار، ج43، ص214؛ ج100، ص185؛ ج78، ص390.