بسم الله الرحمن الرحیم

احكام روزه قضا


مسئله:
اگر ديوانه عاقل شود , واجب نيست روزه هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.

مسئله:
اگـر كـافـر مـسـلـمـان شود , واجب نيست روزه هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد , ولى اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد ,

روزه هاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.


مسئله:
روزه اى كـه از انـسان به واسطه مستى فوت شده , بايد قضا نمايد , اگر چه چيزى را كه به واسطه آن مست شده , براى معالجه خورده باشد.

مسئله:
اگـر بـراى عذرى چند روز روزه نگيرد , و بعد شك كند كه چه وقت عذر او برطرف شده , واجب نـيـسـت مقدار بيشترى را كه احتمال مى دهد روزه

نگرفته , قضا نمايد , مثلا كسى كه پيش از ماه رمضان مـسافرت كرده و نمى داند پنجم رمضان از سفر برگشته يا ششم , و يا اين كه مثلا در آخرهاى ماه

رمضان مـسـافـرت كرده و بعد از رمضان برگشته و نمى داند كه بيست و پنجم رمضان مسافرت كرده يا بيست و ششم , در هر دو صورت مى تواند مقدار

كمتر يعنى پنج روز را قضا كند , اگر چه احتياط مستحب آن است كه مقدار بيشتر يعنى شش روز را قضا نمايد.


مسئله:
اگـر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد , قضاى هر كدام را كه اول بگيرد مانعى ندارد , ولى اگـر وقـت قـضـاى رمـضان آخر تنگ باشد ,

مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم بر رمضان مانده باشد بهتر آن است كه اول قضاى رمضان آخر را بگيرد.


مسئله:
اگر قضاى روزه چند ماه رمضان بر او واجب باشد , و در نيت معين نكند روزه اى را كه مى گيرد , قضاى كدام ماه رمضان است قضاى سال آخرى

حساب نمى شود.


مسئله:
در قـضـاى روزه رمضان مى تواند , پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد , ولى اگر وقت قضا تنگ باشد بهتر آن است كه باطل ننمايد.

مسئله:
اگر قضاى روزه ميتى را گرفته باشد , بهتر آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.

مسئله:
اگر به واسطه مرض , يا حيض , يا نفاس , روزه رمضان را نگيرد و پيش از گذشت زمانى كه بتواند آن روزه هايى را كه نگرفته قضا كند بميرد ,

آن روزها قضا ندارند.


مسئله:
اگـر بـه واسـطه مرضى روزه رمضان را نگيرد , و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد , قضاى روزه هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست و بايد

براى هر روز يك مد طعام يعنى گندم يا جو يا نان و مانند اينها به فقير بدهد , ولى اگر به واسطه عذر ديگرى مثلا براى مسافرت روزه نگرفته باشد.

و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند , روزه هايى را كه نگرفته بايد قضا كند , و احتياط واجب آن است كه براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.


مسئله:
اگـر بـه واسـطـه مرضى روزه رمضان را نگيرد , و بعد از رمضان مرض او برطرف شود , ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را

بگيرد بايد روزه هايى را كه نگرفته قضا نمايد , و نيز اگـر در مـاه رمـضـان غـيـر از مرض عذر ديگرى داشته باشد , و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود ,

و تا رمـضـان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد , روزه هايى را كه نگرفته بايد قضا كند و بنابر احتياط واجب براى هر روز يك مد طعام نيز به فقير بدهد.

مسئله: اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگيرد , و بعد از رمضان عذر او برطرف شود , و تا رمضان آينده عمدا قضاى روزه را نگيرد ,

بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.


مسئله:
اگـر در قـضـاى روزه كـوتاهى كند تا وقت تنگ شود , و در تنگى وقت عذر پيدا كند , بايد قضا را بـگـيـرد , و بـنابر احتياط براى هر روز يك مد طعام به

فقير بدهد , و هم چنين است , اگر بعد از برطرف شـدن عذر تصميم داشته باشد كه روزه هاى خود را قضا كند , ولى پيش از آن كه قضا نمايد در تنگى

وقت عذر پيدا كند.


مسئله:
اگر مرض انسان چند سال طول بكشد , بعد از آن كه خوب شد , بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد , و براى هر روز از سالهاى پيش يك مد طعام به

فقير بدهد.


مسئله:
كسى كه بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد , مى تواند كفاره چند روز را به يك فقير بدهد.

مسئله:
اگـر قضاى روزه رمضان را چند سال تاخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و از جهت تاخير در سال اول براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد و اما از جهت

تاخير چند سال بعدى چيزى بر او واجب نيست .


مسئله:
اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد , بايد قضاى آن را بجا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگيرد , يا به شصت فقير طعام بدهد يا يك بنده آزاد كند و

چنانچه تا رمضان آينده قضاى آن روزه را به جا نياورد , بنابر احتياط لازم براى هر روز يك مد طعام نيز كفاره بدهد.


مسئله:
اگـر روزه رمـضـان را عـمـدا نگيرد , و در روز مكرر جماع يا استمناء كند , كفاره بنابر اقوى مكرر نمى شود , و هم چنين اگر چند مرتبه كار ديگرى

كه روزه را باطل مى كند انجام دهد , مثلا چند مرتبه غذا بخورد يك كفاره كافى است .


مسئله:
بـعـد از مـرگ پدر , پسر بزرگتر بنابر احتياط لازم بايد قضاى روزه او را به تفصيلى كه در نماز در صفحه ( 251 ) گفته شد به جا آورد.

مسئله:
اگر پدر غير از روزه رمضان .روزه واجب ديگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد , احتياط مستحب آن است كه پسر بزرگتر قضا نمايد.

و اگر براى روزه اى اجير شده و نگرفته باشد , قضاء آن بر پسر بزرگ لازم نيست .



منبع: توضیح المسائل آیت الله سیستانی


_________________


امام مهدى‏عليه السلام :
إنّا يُحيطُ عِلمُنا بأنبائِكُم و لايعَزُبُ عَنّا شَى‏ءٌ مِن أخبارِكُم.

ما از همه خبرهاى شما آگاهيم و چيزى از خبرهاى شما از ما پنهان نيست.
بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 175