-
مدیر بازنشسته
داستانک عبید زاکانی(شب زفاف)
شخصی زنی بخواست. شب اول خلوت کردند مگر شوهر به حاجتی بیرون رفت. چون بازآمد، عروس را دید که با سوزن گوش خود را سوراخ می کند. خواست با او جمع شود. عروس بکر نبود. گفت: خاتون. این سوراخ که در خانه پدر بایست کرد اینجا می کنی، و آنچه اینجا باید کرد در خانه پدر کرده ای!!!!!!!!
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن