دیوان قطع نامه

سرود بزرگ
به شن ـ چو ، رفیق ناشناس کره ای
شن ـ چو!
…….. کجاست جنگ؟
در خانه‌ی تو
…….. …….. در کره
…….. …….. …….. در آسیای دور؟
اما تو
شن
برادرک زردْپوست‌ام !
هرگز جدا مدان
زان کلبه‌ی حصیر سفالین ‌بام
بام و سرای من.
پیداست
…….. شن
…….. …….. که دشمن تو دشمن من است
وان اجنبی که خوردن خون توراست مست
از خون تیره‌ی پسران من
باری
…….. به میل خویش
…….. …….. نشوید دست!

نی‌زارهای درهم آن سوی رود هان ؟
مرداب‌ های ساحل مرموز رود زرد؟
شن ـ چو ! کجاست جای تو پس ، سنگر تو پس
در مزرع نبرد؟
کوه بلند این طرف جن ‌سان
شن ‌زارهای پرخطر چو ـ زن
یا حفظ شهر ساقط سوـ ‌وان؟
در کشت‌ْزار خواهی جنگید
یا زیر بام‌ های سفالین
…….. …….. که گوشه ‌هاش
مانند چشم تازه ‌عروس‌ات مورب است؟
یا زیر آفتاب درخشان؟
یا صبح‌دم
…….. …….. که مرغک باران
بر شاخ دارچین کهن‌سال
فریاد می‌زند؟
یا نیمه‌شب که در دل آتش
…….. …….. درخت شونگ
در جنگل هه‌ ـ ‌ای‌ ـ ‌جو دراند شکوفه‌ هاش؟
هر جا که پیکر تو پناه است صلح را
با توست قلب ما.
آن دم که همچو پارچه ‌سنگی به آسمان
از انفجار بمب
پرتاب می‌شوی،
وان‌گه که چون زباله به دریا می‌افکنی
بیگانه‌ی پلید بشرخوار پست را،
با توست قلب ما.

لیکن
…….. رفیق!
…….. …….. شن ـ چو!
هرگز مبر ز یاد و بخوان
در فتح و در شکست
هر جا که دست داد
…….. …….. …….. سرود بزرگ را:
آهنگ زنده‌یی که رفیقان ناشناس
یاران روسپید و دلیر فرانسه
استاده مقابل جوخه‌ی آتش سروده‌اند ـ
آهنگ زنده‌یی که جوانان آتنی
با ضرب تازیانه‌ی دژخیم
قصاب مرده‌خوار، گریدی
خواندند پرطنین ـ
آهنگ زنده‌یی که به زندان‌ها
زندانیان پردل و آزاده‌ی جنوب
با تارهای قلب پرامید و پرتپش
پرشور می‌نوازند ـ
آهنگ زنده‌یی
کان در شکست و فتح
بایست خواند و رفت
بایست خواند و ماند!

شن ـ چو
…….. بخوان!
…….. …….. بخوان!
آواز آن بزرگْ‌دلیران را
آواز کارهای گران را
آواز کارهای مربوط با بشر ، مخصوص با بشر
آواز صلح را
آواز دوستان فراوان گم‌شده
آوازهای فاجعه‌ی بلزن و داخاو
آوازهای فاجعه‌ی وی‌ یون
آوازهای فاجعه‌ی مون واله ری‌ ین
آواز مغزها که آدولف هیتلر
بر مارهای شانه‌ی فاشیسم می‌نهاد ،
آواز نیروی بشر پاسدار صلح
کز مغزهای سرکش داونینگ استریت
حلوای مرگ برده‌ فروشان قرن ما را
آماده می‌کنند ،
آواز حرف آخر را
…….. …….. نادیده دوست‌ام
شن ـ چو
…….. بخوان
…….. …….. برادرک زردْپوست‌ام !