صفحه 17 از 52 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122232425262728293031323334353637 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 514

موضوع: بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88

  1. #161
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلابدر مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره )14 / 03 / 1382

    بيانات رهبر معظم انقلابدر مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره )

    14 / 03 / 1382
    بسم الله الرحمن الرحيمالحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام على سيدنا و نبينا ابى القاسم المصطفى محمد و على اله الاطهرين الاطيبين المنتجبين الهداه المهديين المعصومين سيما بقيه الله فى الارضين .
    هر سال روز چهاردهم خرداد فرصتى است براى اين كه ملت ايران بار ديگر وفادارى خود را به اصول و آرمانهاى امام بزرگوار ابراز كنند. اگرچه اظهار اخلاص و پيوند دلهاى مردم با آن شخصيت برجسته و فراموش نشدنى تاريخ ما در مراسم بسيارى در طول سال بروز پيدا مى كند , اما چهاردهم خرداد خصوصيتى دارد; همراه با خاطره غم انگيز فقدان اين نعمت بزرگ الهى از ميان ماست ; لذا در چنين روزى دلهاى آگاه , بيشتر از هميشه احساس مى كنند كه بايد پيوند و وفادارى خود را با بنيان مستحكمى كه آن معمار بزرگ انقلاب در اين سرزمين بنا نهاد , تجديد و ابراز كنند.
    مايلم عرايض خود را با آيه يى از قرآن آغاز كنم كه امام بزرگوار ما مصداق آن بود. در سوره مباركه سجده , خداى متعال ضمن بيان حالات ملتها و اقوام و انسانهاى مبارز و پر تلاش مومن , اين تعبير را مى فرمايد : " و جعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون " ; كسانى كه دو خصوصيت و دو امتياز را در خود به وجود آوردند , به اين موهبت بزرگ سرافراز شدند كه خداى متعال زمام هدايت مجموعه هاى انسانى را به آنها سپرد. آن دو خصوصيت , يكى صبر است و ديگرى يقين ; " لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون " . يقين , همان ايمان آگاهانه و روشن بينانه است كه وسوسه ها نمى تواند آن را در دل انسان , سست بنياد كند. صبر , خصوصيتى است كه به يك انسان بزرگ اين امكان را مى دهد كه در راه آرمانهايى كه آگاهانه و روشن بينانه انتخاب كرده است , به هنگام مواجهه با مشكلات , خود و راه خود را گم نكند; هدف را فراموش نكند و منصرف نشود. همه پيغمبران , همه هدايتگران و همه كسانى كه توانسته اند در مسير تاريخ بشر يك اثر ماندگار و تحسين برانگيز از خود به جا بگذارند , بايد از اين دو خصوصيت برخوردار مى بودند. امام راحل ما , اين تجديد كننده حيات اسلام در ميان ملت ما و امت اسلامى , از اين دو خصوصيت برخوردار بود.
    امروز بعد از چهل سال كه از واقعه پانزدهم خرداد مى گذرد , شما ملاحظه مى كنيد كه نهضت مظلوم امام , دنياى اسلام را فراگرفته است . يك روز در همين شهر تهران و در قم , مثل امروز و فردا , كسانى مظلومانه جان باختند; چون نام اسلام را به پيروى از امام بزرگوار فرياد مى كردند; چون با سلطه بيگانه بر اين كشور و با استثمار منابع حياتى اين كشور به وسيله بيگانگان مخالف بودند. آن روز هر كس به اين صحنه نگاه مى كرد , شايد گمان مى برد كه اين سخن و اين فرياد به پايان رسيده است . امام را با قساوت هرچه تمام تر دستگير كردند; از خانه اش ربودند و مردم را با وحشيگرى هرچه بيشتر سركوب كردند; اما اين فكر با الهام از همين قاعده بزرگ الهى ـ يعنى توام شدن صبر و يقين ـ راه خود را ادامه داد. امام پانزده سال مبارزه كرد و به بركت همان ايمان آگاهانه توانست ملت ايران را يكپارچه به صحنه رويارويى با استبداد داخلى و استكبار بين المللى بكشاند; و وقتى ملت در معركه يى پاى خود را وسط گذاشت , پيروزى در آن معركه حتمى است .
    فرق امام بزرگوار ما و ديگر مصلحان تاريخ اسلام در يكى دو قرن اخير همين بود. امام وارد صحنه شد , وسط ميدان آمد , ميان مردم بود , با مردم حرف زد , اصول خود را براى مردم تبيين كرد و آنها را به ايمان روشن بينانه و آگاهانه يى مثل خود رساند; آنگاه ايمان و انگيزه مردم و تعاليم اسلام , معركه را به سود حق و حقيقت تمام كرد. ديگران نمى توانستند و نتوانستند اين مرحله دشوار را پيش ببرند , اما امام توانست . ملت ايران به اين اصول اعتقاد پيدا كرد , ايمان آورد و در راه آن مجاهدت كرد; نتيجه اين شد كه اولا نظام اسلامى على رغم همه كارشكنى ها و دشمنى ها به پيروزى رسيد و روزبه روز تا امروز ريشه دارتر شد و ثانيا فكر تحقق و حيات دوباره اسلام و نجات امت اسلامى از ظلم و استكبار قدرتهاى مستكبر , در مرزهاى اين كشور محدود نماند.
    امروز شما به هر كشور اسلامى در شرق و غرب دنياى اسلام برويد ـ چه در خاورميانه , چه در كشورهاى عربى , چه در شمال آفريقا , چه در كشورهاى شرق آسيا; در مناطقى كه مسلمانها مجموعه هايى را تشكيل داده اند ـ خواهيد ديد انگيزه اسلامى , تمايل به حاكميت اسلام و نفرت از تسلط استثمارگران و استعمارگران و ظالمان , در ميان مردم , بخصوص در ميان جوانان , نوجوانان , نخبگان و روشنفكران موج مى زند. در دنياى اسلام اين خبرها نبود. اصول امام چه بود كه توانست اين موفقيت بزرگ را به وجود بياورد
    محور همه اصول و قواعد كار امام بزرگوار ما در دو چيز خلاصه مى شد : اسلام و مردم . اعتقاد به مردم را هم امام بزرگوار ما از اسلام گرفت . اسلام است كه روى حق ملتها , اهميت راى ملتها و تاثير جهاد و حضور آنها تاكيد مى كند; لذا امام بزرگوار محور كار را اسلام و مردم قرار داد; عظمت اسلام , عظمت مردم ; اقتدار اسلام , اقتدار مردم ; شكست ناپذيرى اسلام , شكست ناپذيرى مردم .
    مهمترين كارى كه امام بزرگوار ما در سطح دنياى اسلام انجام داد , اين بود كه ابعاد سياسى و اجتماعى اسلام را احيا كرد. از روزى كه استعمار وارد كشورهاى اسلامى شد , همه تلاش استعمارگران و سلطه گران اين بود كه ابعاد سياسى و اجتماعى اسلام , عدالتخواهى , آزاديخواهى و استقلال طلبى اسلام را از اسلام حذف كنند. سلطه گران براى اين كه استيلاى خود را بر ملتها و منابع كشورهاى اسلامى هرچه بيشتر گسترش بدهند , خود را ناچار مى ديدند كه ابعاد سياسى اسلام را از اسلام جدا كنند و اسلام را به معناى تسليم در مقابل حوادث , تسليم در مقابل اشغالگر و تسليم در مقابل دشمن ظالم و قوى پنجه تفسير كنند. امام حقايق فراموش شده اسلام را احيا كرد; عدالتخواهى اسلام را سر دست بلند كرد; ضديت اسلام را با تبعيض و اختلاف طبقاتى و اشرافيتها علنى كرد. از روز اول تا روزهاى آخر عمر , امام بزرگوار روى قشرهاى مستضعف , پابرهنه ها و محرومان تكيه كرد. بارها و بارها در آغاز تشكيل نظام اسلامى و در طول ده سال عمر با بركتش در مقام رهبرى نظام اسلامى , به مسوولان و به همه ما تاكيد كرد كه بايد رعايت حال ضعفا را بكنيد; شما مرهون طبقه پابرهنه اين كشوريد. عزيزان من ! ملت بزرگ ايران ! هر جا و در هر موردى ما به اين توصيه امام توجه كرديم و در برنامه ريزيها , قانونگذاريها , اجرا و عزل و نصبها , به اين نصيحت عمل كرديم , پيروزى نصيب ما شد.
    اسلام سعادت مردم را دنبال مى كند. اسلام با فساد و ظلم و تبعيض مخالف است . اسلام براى رفاه مردم در كنار معنويت مردم به ميدان آمده است . امام اين را از آغاز شروع مبارزات تا تشكيل نظام اسلامى و تا آخر عمر مكرر بيان كرد. امام عظيم الشان ما در دنياى اسلام اين را نشان داد كه فقه اسلام (يعنى مقررات اداره زندگى مردم ) در كنار فلسفه اسلام (يعنى تفكر روشن بينانه و عميق و استدلالى ) و عرفان اسلام (يعنى زهد و انقطاع الى الله و دامن برچيدن از هواهاى نفسانى ) چه معجزه بزرگى مى تواند بيافريند. امام عملا " نشان داد كه اسلام سياسى , همان اسلام معنوى است . در طول دوران استعمار , دشمنان اسلام و دشمنان بيدارى ملتهاى اسلامى , تبليغ مى كردند كه اسلام معنوى و اسلام اخلاقى از اسلام سياسى جداست ; امروز هم همين را تبليغ مى كنند. امروز هم دستگاه هاى تبليغاتى دشمن و جبهه دشمن نظام اسلامى با انواع و اقسام وسايل تبليغاتى سعى مى كند اسلام سياسى و اسلام عدالتخواه و اسلام اجتماعى را به عنوان چهره يى خشن در دنيا معرفى مى كند و مردم را به اسلام منزوى , اسلام تسليم طلبانه و اسلامى كه در مقابل متجاوز و ظالم و زورگو هيچ عكس العملى از خود نشان نمى دهد , سوق دهد. امام اين را شكست و اين انگاره دروغين از اسلام را باطل كرد و اسلام ناب را مطرح نمود. اسلام نابى كه امام مطرح كرد , يعنى ضداسلام متحجر و خرافى و همچنين ضداسلام رنگ باخته در مقابل مكاتب بيگانه و التقاطى . هم آن روز , هم در طول سالهاى مبارزه براى تشكيل نظام اسلامى , و هم تا امروز , اين يكى از نقاطى است كه جبهه دشمن اسلام روى آن تاكيد مى كند : سياست را از معنويت جدا كردن ; يعنى اگر كسى مى خواهد مسلمان باشد , بايد سر خود بگيرد و گوشه يى بنشيند; به اين كه دشمن چه مى كند , متجاوز چه مى كند , اشغالگر چه مى كند , كارى نداشته باشد. امروز هم اين را تبليغ مى كنند. امام نقطه مقابل اين را در دنياى اسلام مطرح كرد و امروز دنياى اسلام اين موج عظيم را در درون خود دارد. شما به هر كشورى از كشورهاى اسلامى برويد , مى بينيد اسلام زنده , در نظر نخبگان , جوانان , دانشگاهيان , دانشمندان , علما و آزادگان آن جا , اسلامى است كه بتواند ملت خود را در مقابل زورگويان و قلدران و قدرت طلبان و متجاوزان عالم حفظ و حمايت كند و به آنها مصونيت ببخشد و اجازه دخالت و تسلط و سيطره دشمن را بر ملتها ندهد; آنها اين اسلام را مى خواهند , و اسلام ناب محمدى يعنى همين .
    در مورد مردم , مهمترين كارى كه امام كردند , اين بود كه مفهوم مردم سالارى را از چيزى كه طراحان دمكراسى غربى و عوامل آنها در صحنه هاى عملى مى خواستند نشان بدهند , بكلى دور كردند. سعى آنها اين بود كه اين طور القا كنند كه مردم سالارى با دين سالارى و ديندارى سازگار نيست . امام اين مفهوم باطل را زايل كرد و مردم سالارى دينى ـ يعنى همان جمهورى اسلامى ـ را در دنيا مطرح كرد. او به زبان هم اكتفا نكرد; صرفا استدلال فكرى هم نكرد; عملا اين را نشان داد.
    امروز نظام جمهورى اسلامى ـ كه يك نظام دينى است و قواعد و اصول و پايه هاى ارزشى آن از دين سرچشمه مى گيرد ـ يك نظام مردم سالار به تمام معناست و در هيچيك از كشورهاى اسلامى , مردم سالارى به شكل وسيعى كه در جمهورى اسلامى هست , وجود ندارد. البته اين حقيقت براى جبهه دشمن تلخ است ; آنها حاضر نيستند ببينند در مقابل چشمشان پرچم دين و دمكراسى روى يك علم برافراشته مى شود; سعى آنها اين است كه بين مردم سالارى و دين فاصله ايجاد كنند; لذا واقعيت نظام جمهورى اسلامى آنها را رنج مى دهد. براى اين كه بتوانند افكار عمومى دنيا را از اين حقيقت درخشان منحرف كنند , با وسايل تبليغاتى و ابزارها و عمال تبليغاتى خود , ملت ايران را به دمكراسى دعوت مى كنند! اين يكى از طنزهاى بزرگ امروز ما و اين نقطه تاريخ است . همان كسانى كه نظام طاغوتى شاه , نظام استبدادى دوران پهلوى , كودتاهاى نظامى و نظامهاى هيچ از دمكراسى نفهميده و نشناخته را مورد قبول و تصديق قرار مى دهند , نظام جمهورى اسلامى را كه در طول بيست وچهار سال عمر آن , بيست و چند انتخابات در آن به راه افتاده است و از رهبرى تا رياست جمهورى تا نمايندگان مجلس و اركان نظام آن , با واسطه و بى واسطه , به انتخاب مردم سر كار مى آيند و مردم آنها را مى شناسند و مى پسندند و انتخاب مى كنند , به دمكراسى و مردم سالارى دعوت مى كنند! در حالى كه مردم سالارى و ميل مردم به شركت در انتخاب مسوولان , مثل كشور ما , در خود آمريكا ـ كه دشمنان ما و قدرتهاى گزافه گوى آمريكايى , از پشت بلندگوهاى خود , ملت ما و ما را مخاطب قرار مى دهند وجود ندارد. رئيس جمهور امروز آمريكا برخلاف قواعد مردم سالارى كشورش سركار آمده است ; اين را همه مى دانند. آنها با نظام هاى استبدادى كنار مى آيند , چون تسليم هستند; با نظامهايى كه بر اثر كودتا به وجود آمده اند , كنار مى آيند , چون مطيع هستند; اما نظام اسلامى را چون معتقد به استقلال و متكى بر ارزشهاى خود است و حاضر نيست سلطه آنها را بپذيرد , مورد انتقاد قرار مى دهند و به آن , تهمت استبداد و ديكتاتورى مى زنند , كه مناسب خودشان است .
    امروز همه تلاش جبهه دشمنان اسلام بر اين متمركز است كه نهضت بيدارى اسلامى را در دنيا از بين ببرند; از همه جا هم بيشتر روى ملت و كشور ايران تكيه مى كنند و متمركزند; چون ملت ايران به دنيا الگو داد و با افكار خود و مفاهيم جديدى كه در دنيا براى مسلمانان مطرح كرد و با جهاد جانانه يى كه كرد و با شجاعتى كه مرد و زن و جوان و پير ايرانى در دوران بيست و چهار ساله عمر انقلاب از خود نشان دادند , توانست ملتهاى مسلمان را به خود متوجه كند و موج بيدارى اسلامى را در كشورهاى اسلامى به وجود آورد; لذا با اين كانون مركزى بيدارى اسلام از همه جا و از هميشه دشمن ترند. اين دشمنى را با غرض ورزى ها , با اعمال خباثت , با تبليغات دروغين و با تندخويى هاى خشمگينانه نشان مى دهند; هدف هم اين است كه ملت ايران و مسوولان را مرعوب كنند و همه را بترسانند; از تجربه هاى ناموفق خودشان كه موجب غرور آنها شده است , استفاده كنند براى اين كه يك ملت به اين عظمت و يك انقلاب و نظام به اين استحكام را در مقابل خودشان وادار به عقب نشينى كنند.
    ايران اسلامى را در تبليغات جهانى خود مورد تهمت قرار مى دهند و مى گويند از تروريسم حمايت مى كند , يا تروريست ها را پناه مى دهد; اين يك دروغ بى شرمانه و بسيار وقاحت آميز است . اگر منظور از تروريست كسى است كه براى اغراض خود , جان بى گناهان را هدف قرار مى دهد , پس امروز بزرگترين تروريستها زير دامان امريكا دارند فعاليت مى كنند. امروز رژيم صهيونيستى مظهر كامل تروريسم است . شما ملاحظه كنيد; هر روز كه مى گذرد , عناصر تروريست رژيم صهيونيستى , انسانهايى را كه در خانه خود , روى خاك خود و در سرزمين خود دارند زندگى مى كنند , مورد تهاجم قرار مى دهد. افكار عمومى ما فراموش نكرده است ; در چند سال قبل و در همسايگى ما , دلارهاى امريكا و وابستگان امريكايى يك عده تروريست متعصب را براى ضربه زدن به جمهورى اسلامى به وجود آوردند; اما نتوانستند از طرح خائنانه خود استفاده كنند; امروز همان لقمه در گلوى خودشان گير كرده است . با ايجاد تعصبات تند و شديد ضد ايرانى و ضد نظام اسلامى , عده يى را به كارهاى تروريستى وادار كردند; اما امروز خودشان اسير آنها شده اند.
    ايران را به تروريسم متهم مى كنند! ايران طرفدار تروريستها نيست , به هيچ تروريستى هم پناه نمى دهد و نداده است ; اما جمهورى اسلامى معتقد است در سرتاسر دنياى اسلام , ميليونها جوان و انسان آزاده , لبريز از كينه و نفرت ستمگران و اشغالگران امريكايى هستند. شما نمى توانيد اينها را تروريست بدانيد. نمى توانيد اسم ميليونها انسان را در عراق و مصر و عربستان و شمال آفريقا و پاكستان و افغانستان تروريست بگذاريد. امروز ميليونها انسان هستند كه ظلم نيروهاى امريكايى را مى بينند چه به افغانستان ديروز , و چه به كشور مظلوم عراق امروز ـ اينها تروريست اند ! مجاهدين فلسطينى كه از سرزمين خود دفاع مى كنند , تروريست اند ! مردم مظلوم فلسطين كه هر روز با تانكها و آتش پرحجم و انبوه نظاميان صهيونيست مواجه اند و از خود دفاع مى كنند , تروريست اند ! جوانان مومن لبنانى كه در مقابل تهاجم بى وقفه اسرائيل ايستادند و با نثار جان خود توانستند صهيونيست ها را از لبنان عقب برانند و امروز هم وجود آنها موجب شده است اسرائيل جرات نكند به لبنان حمله كند , تروريست اند ! اگر جوانان مومن مبارز لبنانى نبودند , اسرائيل براى آمدن تا شهر بيروت هم براى خودش مانعى نمى ديد; كما اين كه آمد. جنوب لبنان سالها در اشغال آنها بود; تا بيروت آمدند و آن همه فاجعه آفرينى كردند , كه ممكن نيست از ياد كسى برود. جوانان مومن لبنانى دست را از آستين درآوردند; به بيدارى يى كه امام بزرگوار ما به دنياى اسلام داد , لبيك گفتند و ايستادند. امروز به خاطر وجود اين جوانها , اسرائيل جرات نمى كند به لبنان حمله كند. اينها تروريست اند ! تروريست ها كسانى هستند كه با ملتها در خانه هاى خودشان مقابله و مبارزه مى كنند.
    امروز دنياى اسلام دلش پر است از اشغال نظامى عراق . شما چرا عراق را اشغال نظامى كرديد چرا به ملت عراق اجازه نمى دهيد خود , سرنوشت و دولت خود را تعيين كند فرق شما با صدام چيست صدام هم مستبد و ديكتاتور بود , شما هم مستبد و ديكتاتوريد. صدام يك طور ديكتاتورى مى كرد , شما طور ديگرى ديكتاتورى مى كنيد; اما نمى توانيد كارى از پيش ببريد. مسوولان امريكايى ـ اين نو محافظه كارانى كه خيال مى كنند مى توانند دنياى اسلام را با جنگ فتح كنند ـ گوشهايشان را باز كنند و بشنوند : شما نمى توانيد با اسلام و امت اسلامى دربيفتيد; شما به آنچه در افغانستان و عراق اتفاق افتاد , مغرور شديد; اين از ضعف تحليل شماست ; اين نشان دهنده آن است كه شما نمى توانيد حوادث را درست بشناسيد. شما در افغانستان با ملت افغانستان مواجه نبوديد; در عراق با ملت عراق مواجه نبوديد; ملت نخواست از رژيم صدام دفاع كند و نمى كرد; كما اين كه در افغانستان , ملت افغانستان نخواست از رژيم طالبان حمايت كند و نمى كرد; اما شما با ورود قلدرانه به عراق , قدم به قدم داريد ملت عراق را به سوى يك رويارويى سخت با خودتان نزديك مى كنيد.
    به ملت شريف و غيور عراق فشار مى آورند و اهانت مى كنند ـ ملت عراق با نخبگان و فرزانگانش , با فرهنگ عميق اش , با عشاير غيورش , اين همه عشاير غيور در عراق هستند , اين همه انسانهاى فهميده و داراى فرهنگ عميق در عراق هستند آن وقت مى گويند گروهى از عراقى ها جمع بشوند به عنوان مشاور حاكم امريكايى ! حاكم امريكايى در عراق چكاره است ! اين حرف مردم عراق است . دشمن شما در عراق , ملت عراق است ; چرا جمهورى اسلامى را متهم مى كنيد
    مى آيند مى ايستند و با گزافه گويى هرچه تمام تر مى گويند ما از نفوذ ايران در عراق نگرانيم ! در حقيقت , ما از حضور شما در عراق نگرانيم . امريكا و انگليس به چه حقى در عراق حضور نظامى دارند به چه حقى در شهرهاى عراق حاكم نظامى منصوب مى كنند صحنه عراق و صحنه افغانستان , دروغ بودن ادعاى مردم سالارى و طرفدارى از حقوق بشر را كه امريكايى ها خود را پرچمدار آن مى دانند , ثابت كرد; معلوم شد نه به مردم , نه به ملتها , نه به آرا و نه به حقوق انسانها هيچ اعتقادى ندارند. تنها چيزى كه به آن اعتقاد دارند , عبارت است از پر كردن جيب كمپانى هاى موثر در پشت صحنه حكومت امريكا; يعنى كمپانى هاى نفتى , كمپانى هاى تسليحاتى و دستگاه هاى عظيم پولى و مالى كه پشت صحنه حكومت امريكا و بعضى حكومت هاى ديگر را دارند اداره مى كنند.
    من به شما ملت ايران عرض مى كنم , تهديد آمريكا مربوط به امروز نيست ; چيز جديدى هم نيست . از اول انقلاب , اينها ما را تهديد كرده اند. دشمنى جبهه آمريكا و همپيمانانش با نظام اسلامى , چيز جديدى نيست . خود آنها هم مى دانند كه حمله نظامى به ايران , به اين ملت بزرگ , به ملتى كه اين همه جوان مبارز و زنده و آماده در صحنه دارد , خودكشى مهاجم است . ملت ايران مى داند , خوب است دشمنان ملت ايران هم بدانند : مسوولان جمهورى اسلامى , كشور را به ورطه جنگ با هيچ كس نمى كشانند. ما ملت و كشورمان را در معرض جنگ قرار نمى دهيم و از جنگ استقبال نمى كنيم ; اما هم ملت , هم مسوولان , هم دولت , هم همه آحادى كه در اين كشور از غيرت و جوانمردى برخوردارند , در عين اين كه به سمت جنگ نمى روند , ولى اگر كسى جنگ با آنها را انتخاب كرد , با او بسيار قدرتمندانه و سرسخت برخورد خواهند كرد.
    البته آنها مى دانند كه جنگ با ايران , هزينه بسيار سنگينى دارد; مى دانند كه جنگ با ايران , جنگ با يك رژيم نيست , جنگ با يك دولت كودتايى نيست , جنگ با يك حكومت نظامى نيست , جنگ با يك ملت است ; لذا خود آنها هم از جنگ استقبال نمى كنند; اما مى خواهند با مطرح كردن نام جنگ و تهديد به جنگ , ملت و در درجه اول مسوولان را مرعوب كنند; وادار كنند كه در مقابل آنها تسليم شوند; منافع آنها را تامين كنند و به ملت خود خيانت كنند. اين را بدانند كه در ميان مسوولان كشور و در قواى سه گانه , هيچ كس نمى تواند اندك انگيزه يى داشته باشد براى اين كه ملت ايران و مصالح او را تسليم دشمن بيگانه كند; و اگر كسى در جهت تسليم منافع ملى و ملت ايران به دشمن حركت كند , ملت او را با نهايت بى رحمى كنار خواهد زد. خدمت به ملت ايران يك افتخار است .مسوولان كشور روى دفاع از حقوق و حفظ حيثيت و آبروى اين ملت و دفاع از استقلال اين كشور , همداستان و همسخن اند; اين را همه بدانند , كه البته مى دانند.
    دستگاههاى تبليغاتى دشمن ـ كه متاسفانه در داخل كشور گاهى شعبه هايى هم پيدا مى كنند ـ تبليغ مى كنند كه بين مسوولان دعوا و اختلاف است . خود و دوستان خود را به اين دلخوش مى كنند كه اين اختلاف موجب مى شود تا از دشمن غافل شوند. من به شما ملت عرض كنم ; مسوولان كشور در قواى سه گانه , در مقابله با دشمنان اسلام و در دفاع از اصول اسلام , همفكر و همقول و همجهت اند. دشمنان اسلام , اين آرزو را به گور خواهند برد كه ببينند در اركان نظام اسلامى كسانى وجود دارند كه مى خواهند با اصول امام و راه روشن اين انقلاب و نظام اسلامى مبارزه كنند و مى توانند در دستگاهها و اركان نظام جمهورى اسلامى موثر باشند.
    البته من سه چهار سال پيش در مثل چنين روزى گفتم همت دشمن اين است كه عناصر بيگانه را به داخل بدنه هاى حكومت نفوذ دهد. ممكن است دشمن بتواند يا توانسته باشد عناصرى را به داخل مجموعه مسوولان نفوذ دهد , يا عناصر ضعيف و سست همتى را به سمت خود جلب كند; اما اين به هيچ وجه به كار دشمن نخواهد خورد; چون اصول امام , اصول انقلاب و پايه هاى مستحكم آن مورد قبول مسوولان نظام و قواى سه گانه و همه دست اندركاران اصلى اين كشور است و پشتوانه محكم آن هم اين ملت بزرگ است . هر كه از اين راه تخطى كند , به سقوط خود كمك كرده است .
    خدا را سپاسگزاريم كه نام و ياد امام را در ميان ملت ما همچنان زنده و شاداب نگه داشته است . هر روز كه گذشته است , ارزش اصول امام بزرگوار ما براى حفظ عزت و حيثيت اين كشور , براى انسانهاى آگاه و هوشيار , بيشتر روشن و مشخص شده است . خدا را شكر گذاريم كه مسوولان كشور , ارادتمندان امام و رهروان راه او هستند. خدا را سپاسگذاريم كه ملت ما زنده است .
    البته من به همه مسوولان كشور بارها گفته ام , امروز هم مجددا در اين محضر عام تكرار مى كنم : بزرگترين مبارزه با امريكا , خدمت به اين مردم است . هركه مى خواهد با امريكا مبارزه اساسى بكند , بايد به اين مردم خدمت كند. هر كه مى خواهد با دشمنان اين ملت مبارزه عملى كارآمد بكند , با فساد مبارزه كند. ابزارهاى دشمن در درون كشور و نظام ما عبارت است از فساد , تبعيض و فاصله طبقاتى ; ما بايد با اينها مبارزه كنيم ; اين وظيفه دولت و مجلس و قوه قضاييه و همه اركان نظام است . به مردم خدمت كنند , با مفسد مماشات نكنند , فساد را در بدنه دستگاههاى حكومت به هيچ وجه نپذيرند و تحمل نكنند; اين بزرگترين خدمت است .
    ما در اين راه طولانى اگر احساس انحراف كرديم , بايد آن را برطرف كنيم ; بايد خود و برنامه مان را اصلاح كنيم ; اصلاح بر اساس همان قواعد مستحكم انقلاب كه امام بزرگوار آن را از اسلام استفاده كرد و به ما و ملت ما آموخت . با استفاده از اينها , اصلاح واقعى عبارت است از اين كه با فقر و تبعيض مبارزه شود; عدالتخواهى , يك انگيزه همگانى براى مسوولان باشد; خدمت به مردم , يك وظيفه و احساس دينى در اعماق وجود مسوولان باشد; اين مى شود راه صحيح امام .
    اميدواريم ارواح مطهر انبيا و اوليا , ارواح مطهر شهدا و روح مطهر امام بزرگوار , در پيشگاه پروردگار , توفيق مسوولان و ملت ما را در تداوم اين راه بخواهند و ادعيه زاكيه حضرت بقيه الله (ارواحنافداه ) شامل حال ملت ايران و مسوولان بشود.

    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته


  2. #162
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پاسخ رهبر معظم انقلاب به پيام تشكر آيت الله سيد محمد باقر حكيم از ملت و مسولان جمهورى اسلامى ايران

    پاسخ رهبر معظم انقلاب به پيام تشكر آيت الله سيد محمد باقر حكيم از ملت و مسولان جمهورى اسلامى ايران
    03 / 03 / 1382
    بسم الله الرحمن الرحيم
    </B>


    آيت الله جناب آقاى سيد محمدباقر حكيم دامت بركاته
    باسلام و تحيت از پيام محبت آميز جنابعالى نسبت به مردم و مسئولان جمهورى اسلامى كه پس از بازگشت به عراق و استقرار در نجف اشرف فرستاديد صميمانه تشكر مى كنم . سالهاى حضور شما و جمعى از مردم و مجاهدان مظلوم عراقى در جمهورى اسلامى يادآور دردهاى مشترك دو ملت ايران و عراق در سالهاى حاكميت رژيم ستمگر و ضد مردمى حاكم بر عراق است .
    پس از پيروزى انقلاب اسلامى مردم شريف و آزاده ايران و عراق طعم تلخ ظلم وبيداد و تجاوزگرى نظام استبدادى حاكم بر عراق را چشيدند و مصائب وناملايمات فراوانى تحمل كردند و براى دفاع از حق وعدل و آزادى , قربانيان بيشمارى تقديم نمودند.
    به درگاه خداوند متعال جبهه سپاس و خضوع ميسايم كه اين رژيم ستمگر و فاسد را سرنگون كردو زمينه را براى حضور مردم و استقرار يك نظام مستقل و مردم سالار فراهم ساخت .
    اينك ملت عراق درمعرض يكى از بزرگترين آزمايشهاى الهى و در آستانه تحول عميق تاريخى قرار گرفته است تا نظام حكومت مطلوب خود را بر پايه قوانين و ارزشهاى اسلامى تاسيس كند.
    مردم عراق ازفرداى سقوط صدام , خواستها و آرمانهاى خود را بخوبى ابراز كردند و در مراسم اربعين شهادت حضرت سيد الشهدا عليه السلام و رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه واله و سلم هوشيارى سياسى و استقلال طلبى و توانايى خود را در ايجاد نظم و سازماندهى به نمايش گذاشتند و با اراده پرشكوه و زيباى آن مراسم و نمونه عالى استقرار امنيت بدست مردم را نشان دادند و در استقبال كم نظير ازجنابعالى و ساير علماى اعلام و تجليل از مراجع معظم تقليد , عواطف و احساسات سرشار خود را به روحانيت و مرجعيت دينى نثار و حجت را بر همه تمام كردند و اينك برعهده علما , مراجع معظم , نخبگان وبرگزيدگان سياسى است كه بااتكابه مردم , نظام دلخواه آنان را شكل بدهند واز اين سرمايه بزرگ پاسدارى كنند و راه را برمتجاوزانى كه عليرغم مخالفت صريح قاطبه ملت عراق و همه مردم جهان سرزمين عراق را اشغال كرده و اجازه تشكيل حكومت مستقل و مردمى نمى دهند , ببندند.
    مردم عراق از هر قوم و مذهبى , متحد و يكپارچه همه روزه به شكلها و زبانهاى مختلف , نظام استبدادى سابق و سلطه فعلى بيگانه را نفى و بر استقلال و حاكميت ملى تاكيد مى كنند و بارها اعلام كرده اند كه حاضر نيستند زير سلطه اجنبى بروند , ولى متجاوزان اشغالگر كه شعار عوامفريبانه دموكراسى سر مى دهند نمى خواهند اين صداى رسا و بلند مردم آزاده عراق را بشنوند و درصدد تحميل نظام سلطه ضد مردمى و تحقير آميز خود بر مردم و مقدرات كشور عراقند.
    اميد است همه اقشار و طبقات با حفظ وحدت و يكپارچگى هر چه زودتر شاهد آزادى كامل عراق از سلطه بيگانگان و استقرار مستقل نظام مردمسالار باشند.
    مردم عراق به خوبى واقفند كه عليرغم فروپاشى نظام ديكتاتورى , هنوز پس مانده ها و بقاياى رژيم سابق با تغيير چهره و شعار , درصدد نفوذ در بين مردم و مانع تراشى براى تاسيس نظام مستقل و مردمى هستند و از حضور اشغالگران حداكثر استفاده را مى كنند.
    لازم است با دقت ومراقبت و هوشيارى , با انواع توطئه ها و دسيسه ها مقابله كنند و با اتكا به خداوند متعال و استمداد از مددهاى او , با صبر و پايدارى , راه پر سنگلاخ را طى كنند و مراحل سخت و دشوار را به سوى افقهاى روشن و اميدبخش بپيمايند.
    توفيق و تائيد جنابعالى را از خداوند متعال مسئلت مى كنم .
    ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
    سيدعلى خامنه اي
    03 / 03 / 1382

    پيام تشكر رييس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق از ملت ايران ومسوولان جمهورى اسلامى ايران
    بسم الله الرحمن الرحيم
    حضرت آيت الله العظمى امام خامنه اى دام ظله
    سلام عليكم ورحمه الله وبركاته
    به خاطر عنايت ويژه وتوجهى كه درطى مدت حضور اينجانب و هموطنان عراقى درخاك جمهورى اسلامى ايران , نسبت به آرمان مردم عراق و آزادسازى آنان از چنگ طاغوت و استبداد , مبذول فرموده ايد , و نيز از بابت توجه و رسيدگى به امور عراقيها و ارائه خدمات ارزنده به آنان درتمام سطوح ـ كه تجسم حقيقى مسئوليت پذيرى جنابعالى دردفاع از ستمديدگان و مستضعفان است ـ مراتب تشكر و امتنان خود را به حضور جنابعالى و همه آقايان بزرگوار و برادران مسئولان جمهورى اسلامى ايران ابراز مى دارم .
    همچنين از طريق جنابعالى , سپاس عميق خود را نسبت به مردم مسلمان و غيور ايران كه عليرغم تمام شرايط دشوارى كه خود با آن رو به رو بودند , ملت ما را در جهت رفع محنت و گرفتارى يارى كرده و با او همدلى نشان دادند , تقديم ميدارم .
    ما يقين داريم كه ملت شريف عراق , توجه وهمدلى وهمدردى شخص جنابعالى , و نيز عنايت ويژه امام راحل امت (رضوان الله عليه ) , و توجه وهمدلى و همدردى ملت مسلمان ايران را هيچگاه فراموش نخواهد كرد. اميدوارم تغييرات عظيمى كه با سقوط صدام جنايتكار , در عراق حاصل شده , و انگيزش وحركت گسترده اى كه درجهت اسلام وارزشهاى الهى و استقلال و عدالت و برادرى اسلامى پديد آمده , آغاز حقيقى بازگشت روابط طبيعى ميان دو ملت همسايه باشد. و البته اين روابط , روابط هميارى وتشريك مساعى براى برپايى حق و عدالت وحسن همجوارى واحترام متقابل است .
    با سپاس گزارى مجدد از جنابعالى و همه مسئولان محترم و ملت مسلمان ايران , دوام توفيق و شكوفايى شما را آرزومندم .
    و السلام عليكم ورحمه الله و بركاته
    نجف اشرف 16 ربيع الاول 1424
    سيد محمد باقرحكيم

  3. #163
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات مقام معظم رهبرى دراجتماع اساتيد و دانشجويان بسيجى18 / 03 / 1382

    بيانات مقام معظم رهبرى دراجتماع اساتيد و دانشجويان بسيجى
    18 / 03 / 1382
    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
    جلسه بسيار زيبا و پُر معنايى است ؛ اجتماع اساتيد و دانشجويان با عنوان پر معناى بسيجى . بسيج يعنى آمادگى ؛ مجموعه اى از انسانهاى با فكر در هر جامعه اى از جمله در جامعه ما؛ سرشار و لبريز از آرمانها و آرزوهاى اجتماعى ، كه آرزوهاى شخصى آنها خيلى درخور توجه در اين مقام نيست . شما هر جوانى را، بخصوص اگر دانشجو، اهل علم يا استاد و دانشگاهى باشد نگاه كنيد، مى بينيد براى آينده كشور، وضع كنونى و زندگى مادى و معنوى مردمش آرزوها و آرمانهايى دارد. آن كسى كه آماده است تا براى اين آرمانها كار كند و در جهت تحقق آنها تلاش كند، اسمش بسيجى است . خيليها آرزوهاى بزرگى دارند، اما فقط به داشتن و انديشيدن درباره آنها اكتفا مى كنند، لكن انسانهاى والا و با ارزشى هم هستند كه به اين اكتفا نمى كنند؛ قدم در راه تحقق اين آرمانها مى گذارند؛ اسم اين افراد بسيجى است . بسيج وقتى اضافه شد به دانشگاه ، يعنى گفته شد "بسيج دانشگاه ، بسيج استاد، بسيج دانشجو"، باز معناى برترى پيدا مى كند. چرا؟ چون دانشگاه بذر آينده است . ديگران دارند از موجودى بالفعل مصرف مى كنند؛ مثل كشاورزى كه محصول خود را چيده است و از گندمهايش ‍ استفاده مى كند، ولى اگر بهترين و سالمترين گندمها را براى بذرِ كشت فردا كنار نگذارد، ممكن است امروز سفره اش نان داشته باشد؛ اما فردا ديگر سفره اى نخواهد داشت . دانشگاه همان مجموعه اى است كه دارد فردا را آماده سازى و طراحى مى كند. چون اين گونه است ، پس روحيه تعهد، ميل به اقدام و آرمانگرايى ؛ آرمانها را ديدن و اهميت دادن و دل بستن به آنها و حركت و اقدام كردن براى آنها در دانشجو و استاد دانشگاه بسيار با اهميت است ؛ اگر اين نباشد، جامعه خيلى خسارت خواهد كرد. بنابراين مى بينيد كه معناى بسيج دانشجويى و بسيج اساتيد دانشگاه چقدر وسيع است .
    بسيجى در دانشگاه يك نگاه به دانشگاه دارد، يك نگاه به دنيا. نگاه به دانشگاه يعنى نگاه براى علم و تحقيق و كار و درس و روابط دانشگاهى و رعايت اخلاق و جهتگيرى سياسى و...، نگاه به دنيا براى اين است كه ببيند اين مجموعه (دانشگاه ) كه اين همه حرف و گفت ، علم ، سياست و فعاليت در آن هست ، در كجاى دنيا قرار دارد؛ نقش آن چه مى تواند باشد و برايش چه جايگاهى در نظر گرفته اند. تا نداند در كجاى تاريخ ، دنيا و سياست قرار گرفته است ، نمى تواند نقش درونِ دانشگاهى خود را هم درست بفهمد. فرض كنيم ما امروز مى گوييم توليد علم ، كه اگر يك مجموعه تحقيقاتى مشغول كار علمى شوند و ندانند امروز دنيا در چه مرتبه و مرحله اى از علم قرار دارد و ما در كجاى قافله علم هستيم ، حتما سرگرم مسائلى از علم مى شوند كه نياز اين لحظه زمانى ما نيست ؛ اين يك مثال بود؛ در همه مسائل همين طور است . ممكن است در داخل دانشگاه ، دانشجو يا استادى در زمينه كار سياسى يا اجتماعى ، موضوعى را با نگاه به دانشگاه تشخيص دهد كه خوب است ؛ اما به دنيا و اين كه دنيا الا ن درباره آن موضوع و جايگاه و آينده اش چه تصميمى مى گيرد نگاه نكند، در اين صورت اين احتمال وجود دارد كه در همين كار هم كه نگاهى به درون دانشگاه است اشتباه كند. بنابراين اگر بسيج بخواهد زنده ، آگاه و فعال باشد و بجا و مطابق نياز عمل كند، بايد يك نگاه به داخل دانشگاه محيط كارى خود كند، يك نگاه به دنيا؛ ببيند در دنيا چه خبر است و ما كجاييم ، براى ما چه فكرى مى كنند، در مقابل و طرف ما و جانبدار ما چه كسانى هستند؛ اينها را بايد دانست ؛ اينها آگاهيهاى لازم است .
    كشور ما يك دوره طولانى را در استبداد مطلق ؛ استبداد پادشاهى بى چون و چرا، گذراند كه شرحش را در تاريخ يا خوانده ايد يا اگر نخوانده ايد، بايد بخوانيد تا ببينيد در قرنهاى متمادى در اين كشور همين پادشاهان خوشنام كه بعضيهاشان خوشنام هم هستند چه طور حكومت كردند و مردم كشور و ايران را چه مى دانستند. من به شما بگويم كه در دوران استبداد، تمام پادشاهها، مگر استثناهاى بسيار ناچيزى ، كشور و ملت ايران را ملك شخصى خود مى دانستند كه بايد آن را اداره كرد؛ مثل يك خان و صاحب و مالك يك ده . آنها مملكت را مال خودشان مى دانستند. اين كه در اين مملكت مردمى هم دارند زندگى مى كنند و يك طورى هم بايد با اينها كنار بيايند، در كار نبود. در دوران طولانى استبداد، نگاه به ملت ايران كه صاحبان و مالكان اصلى اين كشورند، چنين نگاهى بود.
    از حدود دو قرن پيش پديده اى در دنيا به وجود آمد به نام "استعمار". استعمار هم خيلى شنيده شده ، اما كمتر دنبال اين پديده مى روند كه ببينند اصلا استعمار چيست . به طور خلاصه پديده استعمار اين بود كه در آغاز يك يا دو دولت اروپايى كشف كردند كه در شرق عالم منابع عظيم ثروت وجود دارد. البته آن روز نفت را كشف نكرده بودند، اما منابع ديگر ثروت وجود داشت . مثلا در هندوستان انواع و اقسام منابع ثروت از داروهاى گياهى ، ادويه گوناگون ، طلا و... وجود داشت كه منابع ثروت به حساب مى آيد. اين دولتها از امكاناتى كه داشتند استفاده كردند و از اطراف دنيا راه افتادند براى تصرف اين سرزمينها. اين مساله حدود دويست يا دويست وپنجاه سال پيش اتفاق افتاد. البته اين كارها قبلا هم مى شد؛ اما اين كه به صورت يك سنت رايج و متداول دربيايد و برايش فلسفه درست كنند، مربوط به حدود دويست يا دويست وپنجاه سال قبل است . فلسفه اى هم كه براى اين كار درست كردند كه البته اين فلسفه براى اين بود كه آن را تحويل ملتهايى بدهند كه مى خواهند آنها را تصرف كنند اين بود كه شما مردم عقب افتاده اى هستيد، ما آمده ايم كشور شما را آباد كنيم ! استعمار يعنى آباد كردن ؛ از عمران است و ترجمه فارسى و عربى آن ، همان تعبيرى است كه خود فرنگيها آن را به كار مى بردند. در بعضى از كشورها استعمار حالت مستقيم پيدا كرد؛ مثل هند، الجزاير، كشورهاى آفريقايى و خيلى از كشورهاى آسيايى ؛ اما در بعضى جاها اين گونه نبود، زيرا صرفه نداشت يا مصلحت و ممكن نبود، بنابراين استعمار را غيرمستقيم كردند؛ يعنى آمدند حكام محلى همان مستبدان را با پول ، وعده و ارعاب فريفتند و آنها را به ايادى خودشان تبديل كردند. استعمار در كشور ما اين گونه عمل كرد. استعمار غيرمستقيم در كشور ما متاءسفانه از اواخر دوران قاجار، يعنى در واقع از نيمه هاى حكومت ناصرالدين شاه ، به وجود آمد. اينها حوادث عجيب و سرنوشت سازى است كه بر كشور ما گذشته است . وقتى پديده استعمار در كشور به وجود آمد، بلاى حكومت مضاعف شد؛ استبداد بود، استعمار هم به آن اضافه شد؛ يعنى هم ديكتاتورى وجود داشت ، هم وابستگى . حالا نادرشاه افشار ديكتاتور و خبيث و ستمگر بود، اما وابسته به قدرتى نبود؛ بالاخره ايرانى بود، براى ايران تلاش كرد؛ اما از دوره ناصرالدين شاه به بعد آن ديكتاتورِ آدم كشِ بى رحمِ بى اعتناى به حقوق انسان يك آفت ديگرى هم پيدا كرد و آن اين بود كه دست بيگانگان را هم در اين كشور باز گذاشت ؛ امتياز به آنها داد و هرچه خواستند در اختيارشان گذاشت و بيگانگان را بر سرنوشت كشور مسلط كرد؛ اين پديده بسيار خطرناكى براى كشور بود كه پيش آمد. بديهى است هرچه شما با دشمنان فزون طلب ، مداخله گر، قدرت خارجى سلطه طلب مماشات و به او كمك كنيد، پُرروتر و طلبكارتر مى شود؛ همين هم شد. مماشات پادشاهان قاجار كار را به آن جا رساند كه در اواخر دوران آنها استعمارگر عمده كشور ما؛ انگليسيها، احساس كردند كه غيرمستقيم سخت است ، تشويق شدند به اين كه يك عامل مستقيم را بگذارند؛ رضاخان را پيدا كردند؛ حكومت پهلوى از اين جا شروع شد. تقريبا پنجاه يا پنجاه وهفت سال حكومت پهلوى در اين كشور حكومتى بود كه آميخته اى از استبداد بسيار تاريك و سياه بود؛ همه آن چيزهايى كه راجع به ديكتاتورى شنيده ايد و خوانده ايد و فكر كرده ايد، در اين پنجاه وچند سال وجود داشت . علاوه بر اين ، نفوذ و تسلط خارجى هم بود. در واقع استعمار غيرمستقيم خارجى كه اسم آن در اصطلاحات سياسى دنيا، نواستعمار يا استعمار نوين (نئوكلونياليزم ) است ، عينا در ايران وجود داشت . ملت ايران و صاحبان اين سرزمين ؛ ميليونها انسان ؛ اين همه جوان و انديشمند و نسلهاى با استعداد در اين كشور دستخوش استبداد و سلطه خارجى شدند. سلطه خارجى هم هيچ وقت برخلاف ادعاهايى كه امروز اروپاييها و امريكاييها مى كنند در كشور يك قدم به نفع آزادى و حقوق بشر و... برنداشتند، بلكه درست نقطه مقابل آن را عمل كردند. امروز شما نگاه كنيد كه اين دولتهاى غربى در تعبيرات و حرفها و ادعاهاى خود دايم دم از حقوق بشر مى زنند؛ مثل يك متدينِ دلبسته به يك حقيقت دينى ! طورى كه اصلا حقوق بشر اينهايند! البته دروغ مى گويند و استعمارگرها در طول مدت استعمار چه در ايران ، چه در هر نقطه اى از دنيا يك قدم به نفع حقوق بشر، آزادى و تساوى طبقات برنداشتند، بلكه به عكس ، عامل خودشان را تقويت و پشتيبانى كردند، تا هرچه بيشتر ديكتاتورى و استبداد كند و هرچه مى خواهد انجام بدهد. تاريخ ما تا دوران انقلاب اين طورى گذشته است . ملت ايران ملت بااستعدادى است ؛ اين را نه اين كه من بگويم ؛ نه ، اين يك مطلب مسلمى است ؛ همه كسانى كه در اين زمينه ها تحقيق كردند، اين حقيقت را دريافته اند؛ هم با استعداد است ، هم آگاه و آماده فعاليت . ملت ايران از آن ملتهاى تنبلِ لختِ افتاده اى كه هرچه بخواهند، بر سرش بياورند، نيست . هر وقت هم شما ركود در تاريخ ايران مى بينيد، ركودهايى است كه به ضرب و زور و با فشار داغ و درفش بر ملت تحميل شده است ؛ والاّ ملت ايران ، ملت با نشاط و با استعدادى است .
    از همان دورانى كه سلطه خارجى در ايران شروع شد، مقاومتهاى مردمى هم غالبا به رهبرى علماى بزرگ و با پرچم دين در ايران شروع شد؛ همين نهضتهايى كه شنيده يا خوانده ايد؛ نهضت مقابله با امتياز تنباكو، نهضت مشروطيت و نهضتهاى دوران فترت مثلِ: نهضت ميرزاكوچك خان جنگلى ، خيابانى ، نهضت آزاد كردن صنعت نفت كه به بركت وجود مرحوم آية اللّه كاشانى نهضت مردمى شد؛ والاّ نهضت ، مردمى نمى شد و در سطوح حزبى باقى مى ماند كه كارى هم نمى توانست بكند و بعد هم نهضت اسلامى . حالا در مقابله با اين حركت عظيمى كه عليه ملتها، از جمله عليه ملت ايران ، وجود دارد، چه فكرى مى توانست كارساز باشد؟ بدون ترديد يك نهضت بزرگ لازم بود. يك نهضت بزرگ اگر بخواهد در ميان مردم پا بگيرد؛ جا پيدا كند؛ با قبولِ نخبگان و زُبدگان جامعه مُواجه شود، بايد حرف و سخن نو به صحنه بياورد و داشته باشد. با شعار مردم را چهار صباح مى شود در صحنه نگه داشت ؛ اما مبارزه بنيانى را با صِرف شعارهاى سطحى و پوك كه در دهان بعضيها مى بينيد نمى توان راه انداخت ، بلكه براى آن مبارزه و در صحنه نگه داشتن مردم ، فكر لازم است ؛ براى پشتوانه حركت عظيم مردمى ، يك سد و تكيه گاه مستحكم فكرى لازم است . امام بزرگوار نهضت ما توانست اين تكيه گاه مستحكم فكرى را از اسلام استخراج كند.
    پايه هاى عمده اين تفكر همان اصول اسلامى بود كه بازشناسى و بازفهمى مى شد، بدون اين كه مورد بى اعتنايى قرار گيرد؛ مثلا توحيد يكى از مبانى اصولى نهضت اسلامى است كه در نگاه عاميانه عمومى آن را به معناى "خدا يك است و دو نيست "، معنا كرده اند. البته معلوم است كه خدا يك است و دو نيست ، اما توحيد فقط اين نيست ، بلكه به معناى يگانگى قدرت حاكم بر زندگى انسان است . اين معنا يعنى چه ؟ يعنى نفى همه قدرتهايى كه بر انسانها تحكم مى كنند؛ ببينيد ناگهان چه معناى عظيمى پيدا كرد! يعنى نفى سلطه و هر حاكميت ظالمانه ؛ نفى همه حكومتهاى كودتايى و موروثى ؛ نفى حكومت همه كسانى كه مى خواهند بر مجموعه هاى انسانى با خودكامگى و تكيه بر احساسات و خواست و منافع شخصى حكومت كنند؛ خواه اين حكومت ، حكومت سياسيون باشد، خواه حكومت اقتصاديون . معناى توحيد كه يكى از پايه هاى اصلى اين نهضت عظيم است ، اين مى باشد.
    يكى ديگر از پايه هاى اصلى اين نهضت ، كرامت انسان بود. تكريم انسان يعنى چه ؟ يعنى براى انسان ارزش قائل شدن ؛ نه به زبان ، بلكه حق تصميم گيرى ، انتخاب ، مشخص كردن سرنوشت خود و تلاش براى رسيدن به آن را براى او باقى گذاشتن ؛ اين معناى تكريم انسان است . در يك بُعد ديگر، تكريم انسان يعنى او را زُبده موجودات و مخلوقات پروردگار دانستن ؛ راهى براى او ترسيم كردن كه آن راه او را به كمال و زيبايى مطلق ؛ ذات اقدس پروردگار، برساند؛ اينها تكريم انسان است . انسان را محدود كردن درخواستهاى جسمانى و جنسى و شكمى ، كوچك كردن انسان است ، همچنانى كه محروم كردن انسان از معيشت و او را دچار فشار زندگى و خجلت زن و بچه كردن ، باز خلاف تكريم انسان است . بنابراين تكريم انسان از هر دو طرف به ابعاد وجودى و نيازهاى انسان مى پردازد. اين موضوعها، همه ديكتاتوريهاى گوناگون و فلسفه هايى را كه انسان را هيچكاره در اداره آينده خود معرفى مى كند، نفى مى كند. اينها از جمله پايه هاى نهضت بزرگ اسلامى بود كه سخن نو در دنيا بود، امروز هم اين حرفها نو است . امروز هم كمپانيهايى كه پشت صحنه حكومتهاى مستكبر دنيا هستند و آنها اين حكومتها را اداره و صحنه آرايى مى كنند، براى انسانها هيچ ارزشى مگر به اندازه اى كه برايشان دلار توليد كنند و سرمايه و سود به وجود بياورند قايل نيستند. تمام اين جنجالهاى جهانى را، مجموعه اى از كمپانيها و سرمايه داران اداره مى كنند و در كشورهاى سرمايه دارى هر حزبى و كانديدايى كه آنها بخواهند، روى كار مى آيد؛ پول حرف اول را مى زند. بنابراين تكريم انسان درست نقطه مقابل اين شيوه و روش غيرانسانى است .
    عدل ، يكى ديگر از پايه هاى نهضت اسلامى بود. امروز ملاك ثروتمند بودن كشورها را اين گونه معيّن مى كنند كه توليد ناخالص ملى اين قدر است و سرانه اين قدر؛ يعنى چه ؟ يعنى سرمايه و ثروت به همه مردم نزديك به هم و يكسان مى رسد؟ ابدا! ثروتمندى يك كشور به معناى اين نيست كه در آن كشور انسانهاى فقيرِ محرومِ بدبختِ تهى دستِ از اوليات زندگى وجود ندارد؛ چرا، بلكه در همين امريكا و كشورهاى ثروتمند دنيا، انسانهايى هستند كه وضع فقر آنها با وضع فقر انسانى كه در كشور فقيرى مثل هندوستان يا افغانستان زندگى مى كند، هيچ تفاوتى ندارد. اسلام توليد و استخراج منابع ثروت را لازم مى داند؛ اما مى گويد ثروت بايد متعادل تقسيم شود. البته عدل در اسلام ، به معناى "تساوى " كه كمونيستها حرفش را زدند و هرگز هم به آن عمل نكردند نيست ، بلكه تعادل يعنى اين كه اين شكافهاى طبقاتى و حفره هاى عميق به هيچ وجه نبايد وجود داشته باشد. به جامعه خودتان نگاه كنيد؛ هر چيزى كه بر خلاف اين اصول است ، نقاط انحراف ما است ؛ جاهايى است كه غلط رفتيم ، مشكلاتى هم كه داريم ، ناشى از همين غلط رفتنهاست . بسيج آن مجموعه جاندار نظام است كه تصميم ، عزم و اميد دارد تا آرزوهايى را كه براى خود ترسيم كرده چون انسان بى آمالى نيست عملى كند؛ مى خواهد اين كج رويها و اشتباه رفتارى را اصلاح و درست كند.
    امام و نهضت اسلامى با اين گونه فكرى وارد ميدان مبارزه شد. البته ملت ناگهان و ابتدائا وارد ميدان نمى شود، خيلى خون دل لازم است تا يك مجموعه پيشرو بتواند يك ملت را آرام آرام وارد ميدان مبارزه كنند و امام اين كار را كرد؛ اين مجموعه را به وجود آورد، اين حركت را رهبرى كرد، تا آن جايى كه مطلب براى اين اقيانوس عظيم آشكار شد و اقيانوس به تلاطم درآمد. با اين نگاه ، نهضت امام كه به انقلاب بزرگ اسلامى انجاميد، چالشى در مقابل همه قله ها و حكومتهاى انحرافى در دنيا بود. مى دانيد در آن روزها دو قطبِ قدرت در دنيا وجود داشت : قطبِ سرمايه دارى و به اصطلاح ليبرال دموكراسىِ سرمايه دارى كه هم ليبرالش به يك معنا دروغ است ، هم دموكراسى اش ؛ ولى سرمايه دارى اش درست است . ليبراليزم از نظر آنها معناى مشخصى دارد، همچنان كه دموكراسى . قطب يا جبهه ديگر كه در مقابل اين جبهه وجود داشت ، جبهه ماركسيزم بود. آنها هم معتقد به سوسيال دموكراسى بودند؛ يعنى جامعه اى كه بر اساس شيوه اقتصادى سوسياليسم (سرمايه دارى عمومى ) اداره مى شود. در اين جامعه سرمايه ها متعلق به همه مردم است ؛ ادعايشان اين بود و آنها هم ادعاى دموكراسى مى كردند، در حالى كه بدترين استبدادها و اختناقها در كشورهاى شوروى سابق كه ادعاى سوسياليستى داشتند، وجود داشت كه بعد از سقوط شوروى كتابهايى نوشته شده ، از جمله رمان "بچه هاى آربات " كه اگر كسى آن را خوانده باشد، مى بيند كه چه فشارهاى عظيم فكرى و عملى بر تمام لايه هاى اجتماعى از طرف دستگاه ديكتاتورى وارد مى شد، در صورتى كه آنها و حكومت استالين و جانشينان او خودشان را دموكرات مى دانستند! به هرحال ، هر يك از اين دو دستگاه عظيم كه هر كدام بر بخشى از دنيا مسلط بودند، با اين نهضت و اصول آن كه وارد ميدان شد، دشمنى كردند و بنا كردند با آن جنگيدن . چرا؟ چون اين فكر، يك ملت و بالقوه افكار هشتصد نهصد ميليون مسلمان را در آن روزها كه بعد به يك ميليارد و بالاتر از آن رسيد به دنبال خود داشت . به همين دليل ، اينها احساس خطر كردند. به انقلاب و به نظام اسلامى خودتان از اين زاويه نگاه كنيد. مساءله اين نيست كه امريكا به خاطر اين كه در اين كشور يك سياست مسلطى شكست خورده و بيرون رفته ، مى خواهد انتقام بكشد بله ، درست است كه انقلاب اسلامى دست امريكاييها را كوتاه و آنها را كه در كشور همه كاره بودند، هيچكاره كرد كه بديهى است كينه عميقى را در امريكا عليه ملت و نظام اسلامى به وجود مى آورد بلكه مساله اين است كه آن فكر، شيوه و ايده اى كه اين انقلاب مطرح كرد، بالقوه در همه جاى دنياى اسلام قابل تحقق است كمااين كه الان مى بينيد كه امت اسلامى در طول اين بيست و چند سال آن چنان مجذوب اين انقلاب و افكار آن شده كه اگر اندك روزنه اى باز شود، مردم تحرك خود را نشان خواهند داد كه نمونه هايى از آن وجود دارد و من به جهاتى نمى خواهم اسم بياورم و تصريح كنم . البته تشكيل انقلاب اسلامى موجب شد كه استعمار حواس خود را جمع كند و مواظب باشد كه آن چنان كه اين حركت عظيم در ايران به پيروزى رسيد، در كشورهاى ديگر به پيروزى نرسد؛ منتها تا مدتى مى توانند جلوى اين كار را بگيرند، هميشه كه نمى شود كه شرطش اين است كه ملت و نظام اسلامى ايران ؛ پيشروان اين راه ، پرچم خود را سرپا نگه دارند. تا اين پرچم سرپا است ، ممكن است گروههايى به آن بپيوندند اگر اين پرچم نباشد، نمى گوييم نهضت اسلامى در دنيا خواهد خوابيد، بلكه راه دوباره اى كه آنها بايد بروند، بسيار طولانى خواهد بود و باعث مى شود عده اى هم ماءيوس شوند زيرا اين پرچم و نظام اسلامى نشان داده است كه مى شود اين فكرها را در قالب عمل و يك نظام ريخت ، در راه آنها حركت و كار كرد و مى شود جامعه را بر اساس آن شكل داد؛ صرف گفتن و گپ زدن و در كتابها نوشتن مثل بسيارى از ايده هاى ديگر نيست . تا وقتى اين تحقق در بيرون وجود دارد، احتمال اين كه از اطراف دنياى اسلام كشورها، ملتها و حركتهاى اسلامى به اين سمت حركت كنند، همچنان قوى است و خطر براى استكبار، خطر بسيار بزرگى است .
    بنابراين نظام و انقلاب اسلامى چالشى عليه نظام اختاپوسى سرمايه دارى دنيا از يك طرف و نظام الحادى ماركسيستى از طرف ديگر بود؛ با هيچ كدام كنار نيامد، چون راه خودش راه مستقلّى بود؛ با هر دو مخالف بود. اگر سه جبهه يا چهار جبهه هم بودند و هر كدام هم يك راه مستقل داشتند، باز نظام اسلامى به سمت هيچ كس نمى رفت ، چون راه مستقل و هدف معينى است ؛ در راه خود حركت كرد، لذا دشمنى همه آنها را جذب كرد.
    شما امروز مى بينيد كه عده اى در ظاهر مصلحت انديشانه و در باطن از روى رعب و ضعفِ پايه هاى باور و يقين ، مى گويند بياييم كلمه اى بگوييم و قدمى به طرف اينها (قطب جهانى يا بخشهايى از اين قطبِ قدرت جهانى كه دنيايى كه امروز مى خواهند، دنياى تك قطبى است ) برداريم ! در آن روز هم همين حرفها بود؛ بعضيها مى گفتند بياييد به جناح شوروى و ماركسيستها مقدارى نزديك شويم ، تا بتوانيم در مقابل اين جناح ديگر مقابله و مقاومت كنيم يا به عكس . اينها توجه نمى كردند كه نيرو و اقتدار يك نهضت به اين است كه از درونِ خود بجوشد و صدقِ خود را به پيروانش نشان دهد؛ راه حلها را از فكر خود جستجو كند و بيابد؛ شيوه هاى كار را با انطباق با همان فكر و راه و ايده خود پيدا كند. نهضت اسلامىِ امام با آن رهبرى مدبرانه و باصلابت خود در برابر اين افكار، محكم ايستاد. شما خيال نكنيد اين هياهو و جنجالى كه امروز هست ، در گذشته نبود؛ از اول انقلاب اين هياهوها وجود داشته است . بارها و بارها در همين دوران گذشته ؛ در زمان امام و بعد از رحلت ايشان بخصوص ، افرادى از كشورهايى به عنوان دوست و همراه ، آرام ؛ به شكلى كه داريم يك راز را به شما منتقل مى كنيم (!) به ما اطلاع دادند كه الان موشكهاى امريكايى و اسرائيلى هدفهاى داخل ايران را نشانه گرفته اند؛ بدانيد كه يك اشاره كافى است تا ايران را منهدم كنند. هدفشان اين بود كه در مقابل اين تهديدها و ارعابى كه مى خواستند به وجود بياورند، مسؤ ولان بترسند و تسليم شوند؛ مثل ظالم و چاقوكش قداره بندى كه يك كوچه را قُرق مى كند و مى آيد در خانه شما و مى گويد درِ خانه را باز كن ؛ والاّ چنين و چنان مى كنم . اگر در خانه را باز كرديد و او داخل دالان خانه شما شد، يك قدم به مقصود خود كه غارت خانه و تسلط بر خانه شماست ، نزديكتر شده است . اگر وارد دالان خانه شد، گفت اجازه بدهيد نگاهى به اتاقها بيندازم ، يك قدم ديگر به هدفش كه غارت كردن و مسلط شدن و آوردن همان بلايى به سر خانه شماست كه بر سر خانه هاى ديگر در محله آورده نزديكتر شده است . اگر شما در را باز نكنيد، چه كار مى كند؟ تهديد مى كند كه خواهم زد. خب اگر در را باز كنيد، نخواهد زد؟ اگر در را باز كنيد، براى او راحت تر و آسانتر خواهد شد، تا بهتر بتواند بزند و بكوبد. اين ارعابها براى عقب نشاندن مسؤ ولان و ملت ايران بود، تا مواضع خودشان را حفظ نكنند. اولين زيانى كه از عقب نشينى ملت ايران به وجود مى آيد، اين است كه اين دستاورد عظيم افكار عمومى دنياى اسلام عليه او خواهد شد؛ اينها تلاش مى كنند اين كار انجام شود. ما خبر داريم كه در دنياى اسلام پولها خرج مى كنند؛ مطبوعات ، رسانه ها، اينترنت ، كه به افكار عمومى دنياى اسلام وانمود كنند كه جمهورى اسلامى دو زبانه و دو رويه عمل مى كند؛ در باطن كارى مى كند، در ظاهر حرف ديگرى مى گويد؛ مى خواهند اين را ثابت كنند، تا ايمان و افكار عمومى امت اسلامى را سلب كنند و پشتوانه عميق و عمق استراتژيك جمهورى اسلامى را از آن بگيرند؛ هدفشان اين است . متاءسفانه عده اى هم با حرفها و اظهاراتشان به آنها كمك مى كنند.
    در چنين شرايطى شما جوانهاى مؤ من توجه داشته باشيد كه نظامِ از مبارزه برآمده ملت ايران ، عليه منافع غدارترين ستمگران جهانى به پا خاسته و توانسته منافع آنها را تهديد كند. در عين حال ، ملت ايران در حركت خود مظلوم است . چرا؟ براى اين كه ملت ايران اين مبارزه را براى تجاوز و تعدى به كسى يا تهديد به وجود نياورد، بلكه اين حركت عظيم را براى دفاع از حق خود و مبارزه با ديكتاتورى و سلطه خارجى انجام داد. هر ملت و انسانى حق دارد از آزادى و كرامت خود دفاع كند و زندگى اش را بسازد. بنابراين كسانى كه به ملت ايران از طرق مختلف سياسى و غيرسياسى حمله مى كنند، در واقع به ملت ايران ظلم مى كنند، چون حركت ملت ايران منافع زياده خواهانه و تجاوزگرانه آنهارا تهديد كرده و آنها مى خواهند از ملت ايران انتقام بگيرند. پس حق با ملت ايران است . دشمن از روز اول تا امروز در مقابل اين حركت عظيم ملت ايران برنامه هايى داشته ، امروز هم برنامه هايى دارد. امروز از زبانها مى شنويد: اوضاع حساس است ! خطر هست ! اين خطر و اين حساسيت در طول اين سالهاى متمادى وجود داشته و هميشه بوده است . خطر دشمن چيزى نيست كه نشود آن را برطرف كرد؛ سياستهاى استكبارى دنيا عليه يك ملت چيزى نيست كه مثل بلاى آسمانى قابل علاج نباشد؛ نه ، قابل علاج است ؛ بايد شناخت كه دشمن چه كار مى خواهد بكند و ديد علاج آن چيست . اين مسلم است كه دشمن با يك ملت نمى تواند مبارزه كند؛ اين را فهميده اند، بخصوص با يك ملت بزرگِ شصت هفتاد ميليونى كه كشور وسيعى دارد و اين همه جوان ، با اعتقادات بارور اسلامى كه آنها را به مجاهدت ، شهادت و جانفشانى ترغيب مى كند. آنها فهميده اند كه جنگيدن با چنين ملتى فايده اى ندارد؛ در تحليلهايشان هم مى گويند و براى همه هم روشن است . از طرفى هيچ ابزار پيشرفته اى هم براى مبارزه با چنين ملتى كافى نيست ، چون ابزار پيشرفته براى اين است كه ارتشها را عقب بنشانند؛ حكومتها را وادار به تسليم كنند.
    بايد سياستهاى دشمن را شناخت و در نظر گرفت كه در مقابل آنها چگونه مى توان عمل كرد. دشمن براى تغيير دادن اين حالت و وضعيت كه كاملا براى آنها نامساعد است ، در سطوح مختلف ؛ در لايه هاى اجتماعى و مسؤ ولان ، با هدف مرعوب كردن آنها برنامه ريزى مى كند، تا مسؤ ولان را به تصميم گيريهاى مرعوبانه بكشاند و اين كار را به طرق مختلف مى كنند؛ از طريق راديوها، اخبار عمومى و پيغامهاى خصوصى . امروز سياست مرعوب سازى مسؤ ولان كشور يكى از سياستهاى جدى امريكاست كه من درباره اين موضوع با مسؤ ولان صحبتهايى داشته ام كه بخشى از آنها پخش شده و شما هم شنيده ايد؛ با شما نمى خواهم در اين مقوله صحبت كنم و گفته ام كه اگر مسؤ ولان مرعوب شوند، تصميم گيرىِ غلط و مرعوبانه مى كنند و هر تصميم گيرى اى كه از روى رعب و ترس باشد، حتما به ضرر است . در سطوح مسؤ ولان اين گونه كار مى كنند، در سطوح مردم با شكلهاى گوناگون ديگر.
    يكى ديگر از كارها اين است كه در افكار عمومى مردم ، تلقىِ آشفتگى را بنشانند؛ يعنى افكار عمومى اين طور تصور كند كه در دستگاه آشفتگى وجود دارد. و فكر، راه يا تصميمى وجود ندارد؛ اين را القا مى كنند. الان ميلياردها خرج مى كنند كه با تبليغات اين كارها را بكنند. اين تبليغات هم فقط تبليغات راديوهاى بيگانه نيست ، بلكه گروهها و تيمهايى را با نامهاى مختلف و بدون وابستگى ظاهر و آشكار، و پنهان از ديد نيروهاى انتظامى و امنيتى به داخل كشور گسيل مى كنند، براى تماس با افرادى كه مى توانند به آنها در اين زمينه كمك كنند، تا به نحوى احساس آشفتگى را با شايعات ، با نوشتن ، با گفتن ، با استفاده نامشروع از تريبون هاى مردمى ، در اذهان عمومى القا كنند.
    در يك بخش ديگر، سعى مى كنند همين آشفتگى را خودشان در بين دانشجوها و طبقات مختلف مردم به وجود بياورند. چقدر تلاش كردند كه در محيط دانشگاه تشنج ايجاد كنند؛ براى چه ؟ كسانى كه دنبال ايجاد تشنج در دانشگاهند، يك برگ نشان دهند كه حاكى از حسن نيت اينها و حسن فهم اينها در طول اين سالهاى بعد از انقلاب بوده است . كسانى كه دست اندركار آشوب و بلوا در محيطهاى دانشجويى اند، آدمهاى سالمى نيستند؛ يا از لحاظ سياسى ناسالمند يا از لحاظ فكرى ؛ يا وابستگى دارند يا فريب خورده و ساده لوحند. اين چند سال كه شما خودتان دانشجو هستيد، ديده ايد كه هرچه توانستند تلاش كردند، تا محيط دانشگاه را به تشنج بكشانند؛ باز هم اين تلاش ادامه پيدا خواهد كرد؛ ولى به فضل پروردگار موفق نخواهد شد.
    يك بخش ديگر اين است كه جلوى كارهاى اساسى در كشور را به انواع و اقسام مختلف بگيرند؛ ايجاد مانع ، كه اين هم يك داستان مفصلى است . گاهى انسان سررشته كار و اقدامى را كه متوقف مانده است دنبال مى كند، به جاهايى مى رسد كه حيرت مى كند چطور دشمن در برخى از كارها اين طور سرمايه گذارى مى كند. البته خوشبختانه در همه جاى بدنه اجرايى كشور ما انسانهاى مؤ من و نيروهاى علاقه مند حضور دارند و در برابر توطئه و بدخواهى و بددلى دشمن ايستادگى مى كنند؛ شكى نيست ؛ دشمن را هم رسوا مى كنند؛ ناكام هم مى شود؛ اما بالاخره كار در بسيارى از جاها دچار لنگى و كندى مى شود.
    يك بخش ديگر از كارهاى دشمن ، استفاده از اشتباههاى مسؤ ولان است . پناه بر خدا آن جايى كه مسؤ ولى يك فكر اشتباه ، حركت اشتباه ، حرف اشتباه ، قدم اشتباه بردارد و بگويد و از او صادر شود، دشمن از همين حداكثر استفاده را مى كند. اين كه من يك وقتى به مسؤ ولان گفتم كه ما حق نداريم حتى يك اشتباه بكنيم ، براى همين است . اشتباه دست خود انسان نيست ، اما انسان بايد مقدمات اشتباه كردن را از بين ببرد؛ نگذارد دچار اشتباه شود، چون دشمن از اين اشتباه حداكثر استفاده را مى كند.
    كار علمى در دانشگاهها، سازندگى در بخشهاى مختلف كشور، تلاش براى فعال كردن كار چه در بخش صنعتى ، چه در بخش كشاورزى و خدمات از كارهايى است كه عليه سياست دشمن است . تلاش براى گسترش دين و اخلاق و معنويت و جلوگيرى از اغتشاش و درگيرى در محيطهاى عمومى و مهمتر از همه بعضى از محيطها از قبيل دانشگاه يكى از كارهايى است كه عليه دشمن و برخلاف مقاصد و جلوگير كار دشمن است . انسانهاى مؤ من هر جا هستند، بايستى متوجه اين مسائل باشند. در كارگاه علمى كه مشغول كار علمى آموزشى و تحقيقى هستيد، آن جايى كه درس مى خوانيد، آن جايى كه تحقيق مى كنيد، آن جايى كه دنبال راه تازه اى در رشته اى از رشته هاى دانش هستيد، داريد عليه دشمن كار مى كنيد؛ تلاش مى كنيد. آن جايى كه جمعى را نصيحت مى كنيد، تا از اختلاف پرهيز كنند يا جمعى را توصيه مى كنيد كه به دين و اخلاق پايبند باشند، داريد عليه دشمن كار مى كنيد. عرصه وسيع خدمت و مقابله با دشمن ، بايد در مقابل چشم يك انسان آگاه حضور داشته باشد؛ بداند چه كارى را مى شود انجام داد كه خدمت باشد كه اين خدمت مستقيما در مقابله با اهداف و سياستهاى دشمن است .
    آنچه كه من امروز علاج همه مشكلات كشور مى دانم كه البته اين كار با همت عمومى امكان پذير است استحكام ساخت داخلى نظام است ؛ اين مايه و پايه همه پيشرفتها و خدمات و باز شدن همه گرههاست ؛ يعنى حفظ وحدت ، پايبندى هر انسان و هر بخشى از بخشهاى قانونى كشور كه مشغول فعاليتند به وظايف خود، حفظ آرامش در محيط جامعه ، تلاش براى كار كردن و فضا را انباشتن از فعاليتهاى مخلصانه و مؤ منانه ، بخصوص در مجموعه دانشجويى و دانشگاهى به طور عموم و كار روشن بينانه و آگاهانه دانشگاهى كردن با همان دو نگاه كه اول گفتم : نگاهى به دانشگاه و نگاهى به سطح بين المللى و وضعيت جريانهاى جهانى .
    شما جوانهاى عزيز بدانيد يكى از آماجهاى دشمن خودِ بسيج است . دشمن از وجود بسيج عصبانى است ؛ از تشكل بسيجى بشدت خشمگين است ، چون كارايى آن را مى داند. بسيج يعنى آمادگى براى اقدام ؛ اقدام وسيع در برنامه ريزى كارهاى بزرگى كه براى پيشرفت كشور و بقاء انقلاب و نظام لازم است ؛ چيز كوچكى نيست ، جمع جوانِ مؤ منِ فرزانه اهل درس و اهل فكر كه آماده اقدام و كار هم است ؛ همين ، آمادگى و احساسِ آمادگى است كه دشمن را دستپاچه مى كند. در هر ميدانى اين آمادگى به درد مى خورد؛ وقتى ميدان علم است يك طور؛ وقتى ميدان كار و سازندگى است ، يك طور؛ وقتى ميدان سياست و دفاع است ، يك طور ديگر. همين آمادگى است كه روحيه شهادت طلبى و نترسيدن از مرگ را در انسانها به وجود مى آورد و همه معادله هاى جهانى را عوض مى كند، زيرا همه معادله هاى جهانى بر اين اساس است كه انسانها از مرگ بترسند؛ تهديد به مرگ در مقابل كسى كارآمد است كه او از مرگ بترسد. اگر مجموعه اى از انسانهاى شجاع هستند كه از مرگ نمى ترسند و آماده براى شهادت در راه اهداف و آرمانها هستند، همه اين معادله ها و محاسبه هاى جهانى را به هم مى زند، لذا اينها بشدت خشمگين هستند. قدر بسيج را بدانيد؛ قدر دانشگاه را بدانيد؛ محيط دانشگاه را محيط بسيج علمى و سياسى و فكرى و اخلاقى قرار بدهيد. دانشجوهاى غير بسيجىِ مؤ من بسيارى هستند كه اصرار بر اين كه حتما بايد نام بسيجى روى آنها باشد، نبايد كرد. مؤ منين بسيارى هستند، حالا داخل اين مجموعه هم نيستند؛ مانعى ندارد، اما همانها هم از نظر تعريفى كه براى بسيج قايليم ، بسيجى اند؛ اگر اين آمادگى در آنها هست ، بسيجى اند؛ بسيارى هم هستند كه بى تفاوتند. اينها اگر در عمل از جوان و استاد و دانشجوى بسيجى ، حسن عمل و رفتار، متانت در كيفيت و استحكام كارى را مشاهده كنند، به طور طبيعى در مقابل آنها احساس خضوع مى كنند؛ احساس قبول مى كنند.
    بعضى مايلند مجموعه بسيج را به درگيرى و كشمكش بكشانند. اصل درگيرى و كشمكش بر خلاف مصلحت دانشگاه و جامعه است . گفتم كه يكى از سياستهاى دشمن اين است كه جامعه را جامعه پر تنش و داراى آشوب جلوه دهد و واقعيتها را اين طور كند. در جامعه اى كه داراى آشوب است ، هيچ كار مثبتى نمى شود انجام داد؛ آنها اين را مى خواهند و برايشان فرق هم نمى كند كه طرف آشوب چه كسى باشد. نبايد بگذاريد بسيج را به اين ميدان بكشانند. بسيج منطقى و سياسى است ، اما سياست را با منطق ، حكمت و فكر همراه مى كند و حرف خود را عاقلانه مى زند؛ مثل يك متفكر و صاحب نظر، نه مثل آدمى كه چون حرفى ندارد، مشتش را گره مى كند.
    عده اى ديگر، بسيج را متهم مى كنند؛ چهار نفر دانشجونما را در يك جا به يك عمل اغتشاش آميزى وادار مى كنند، بعد بسيج را متهم مى كنند. اينها مردمان بسيار پستى هستند، چون شريفترين جوانها و انسانها را مورد تهمت قرار مى دهند. شما مراقب باشيد و خوب عمل كنيد. شما قدر خود و راهتان را بدانيد و بدانيد تا وقتى كشور، اين نيروهاى مؤ من ؛ جوانان مؤ من ، بسيجيان با اخلاص و اين مجموعه عظيم ملت را كه برخوردار از ايمان و محبت و باور به اين راه هستند، دارد، هيچ دشمنى نخواهد توانست مقاصد شريرانه خودش را در اين كشور اعمال كند.
    آينده اين كشور و آينده شما ملت عزيز، بخصوص شما جوانها، آينده درخشانى است . اميدواريم خداى متعال اين آينده را هرچه نزديكتر كند و ادعيه زاكيه حضرت بقية اللّه (ارواحنافداه ) شامل حال همه شما باشد.

    والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

  4. #164
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات مقام معظم رهبرى دراجتماع مردم ورامين22 / 03 / 1382

    بيانات مقام معظم رهبرى دراجتماع مردم ورامين
    22 / 03 / 1382
    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
    الحمدللّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الا طيبين الا طهرين المنتجبين سيّما بقيّة اللّه فى الارضين (ارواحنافداه ).
    خدا را سپاسگزارم كه امروز بنده را موفق فرمود تا به زيارت اين سرزمين پاك و شما مردم عزيز نايل شوم . به علت خاطره بسيار پُرعظمت خرداد، مايل بودم اين ديدار در خرداد ماه انجام بگيرد. خرداد ورامين ، يك خاطره فراموش ‍ نشدنى است . همه مردم عزيز ورامين ، پيشوا، قرچك ، جوادآباد و پاكدشت مجموعه اى را تشكيل مى دهند كه ارزشهاى اين منطقه از ايمان و عزم و اراده آنها ناشى شده است ؛ حق هم همين است . از روزى كه فرزند بزرگوار موسى بن جعفر حضرت جعفربن موسى بعد از آسيب ديدن به وسيله دشمنان و مخالفان ، به مردم ورامين پناهنده شد و مردم ورامين اين امامزاده عالى مقام را چون جان شيرينى در برگرفتند و در همين جا ايشان بر اثر جراحت به شهادت رسيد، نشانه هاى توجه اين مردم به ارزشهاى والاى اسلامى آشكار شد؛ بخصوص چيزهايى كه احتياج به عزم و مجاهدت دارد. در پانزده خرداد سال 42 هم مردم ورامين نشان دادند كه در راه حقيقت و دفاع از حق و اسلام ايستاده اند؛ حتّى به قيمت جانشان . ورامينى ها در حرم مطهر حضرت جعفربن موسى سوگند ياد كردند و به سمت تهران راه افتادند و در ميانه راه در مواجهه با شدت عمل و خشونت رژيم سفاك پهلوى ، خون پاكشان در همين منطقه باقرآباد و قرچك بر زمين ريخت و مظلومانه جان دادند. آن روز هيچ كس ‍ گمان نمى كرد روزى خواهد رسيد كه اين شهداى مظلوم و گمنام ، مثل ستاره هاى درخشان ، نه فقط در آسمان ورامين ، بلكه در آسمان ايران اسلامى خواهند درخشيد. آنها در مظلوميت جان دادند و خدا به مظلوميت و غربت آنها بركت داد و مجاهدت آنها در پى خود مجاهدتهاى ديگرى را به وجود آورد و حركت حق ، هر روز قوى تر و ستبرتر شد.
    امروز هم وقتى به ورامين نگاه مى كنيم ، مى بينيم اين منطقه ايستا نيست و در همان حد شهداى مظلوم 15 خرداد 42 متوقف نشده است . بعضى ها هنرشان توقف در افتخارات گذشته است . اسلام به ما حركت به سمت افتخاراتِ تازه را واجب مى كند و اين را راه رسيدن به كمال مى داند. پشت سر آن شهيدان ، شهداى عزيز ورامين و اين منطقه در جنگ تحميلى است ، كه سى ودو شهيد اين منطقه جزو سرداران نيروهاى مسلح اند؛ اين چيز كمى نيست . شهداى عزيزى مثل اميران عالى مقام نيروى هوايى ، مثل سرداران سپاه پاسداران ، خانواده هاى سه شهيد داده ، دو شهيد داده ؛ در همه قشرها. رحمت خدا بر مرحوم جنيدى ؛ روحانىِ پاكبازِ پدر سه شهيد، بلكه چهار شهيد چون پسر چهارم او هم كه از دنيا رفت ، آن طورى كه اطلاع دادند، جزو كسانى بود كه آسيب شيميايىِ دوران جنگ را ديده بود و خانواده هاى متعددى كه نام شهيد ستارى و اردستانى و على قمى و بقيه سرداران باارزش بر سر در اين خانواده هاى بلندپايه نوشته است ؛ اينها شناسنامه يك ملت و يك شهر و يك كشور است . بعضى ها اصرار دارند شناسنامه هاى ملى و تاريخى ما را مخدوش كنند و افتخارات ما را از آنها بزدايند. آنچه يك ملت را پايدار مى كند، تكيه بر افتخارات گذشته ، نه به قصد ايستادن روى همان افتخارات ، بلكه به قصد جهش به سمت افتخارات جديد است . اين گونه شد كه انقلاب اسلامى به وجود آمد و نظام اسلامى سرپا شد.
    جوانهاى عزيز! فرزندان عزيز من كه در اين جمعيت ، اكثريت را تشكيل مى دهيد! بدانيد تشكيل نظام اسلامى ، يك روز در ايران شما، حتّى خواب و خيال و رؤ يا هم به حساب نمى آمد و كسى آن را باور نمى كرد؛ نه فقط در اين جا باور نمى كردند، بلكه در سطح دنياى اسلام هم هيچ كس باور نمى كرد كه در ميان سنگلاخ عظيمى كه بر سر راه امت اسلامى به وجود آوردند، يك ملت بتواند به نام اسلام قد بكشد، رشد كند، پرچم اسلام را بر سر دست نگه دارد و دنيا را به عدل و آزادىِ اسلام دعوت كند. چه كسى فكر مى كرد؟ اما اين شد و به طور تصادفى هم نشد؛ اين ملت با عزم و پايدارى خود، سلسله علتها و معلولها را همان اسبابى كه خداى متعال براى پديد آمدن حوادث تاريخى معين كرده است يكى پس از ديگرى به وجود آورد و اين گونه شد.
    خيلى ها آن روز مردم و مبارزان را مايوس مى كردند؛ مى گفتند فايده اى ندارد؛ ظواهر هم حرف آنها را تاءييد مى كرد. يك عده جوانِ مؤ منِ روستايى و شهرى سر پل باقرآباد خونشان بر زمين ريخته شد؛ نه حقوق بشرى هاى دنيا با خبر شدند و نه مدعيان دفاع از آزادى ، عليه رژيم پهلوى اخم كردند. در همان روز در تهران و قم چند هزار جوان با مسلسلِ مزدوران پهلوى روى آسفالت خيابانهاى تهران به خاك و خون غلتيدند و همين مدعيان دروغين و وقيح حقوق بشر در دنيا كمترين اعتراضى به رژيم پهلوى نكردند. چه كسى باور مى كرد اين شهادتهاى مظلومانه يك روز اين طور ببالد و رشد كند؟ ظواهر هم سخن وسوسه گرانِ ماءيوس كننده را تاءييد مى كرد؛ اما استقامت و ايستادگى و همت ، اين كار نشدنى را شدنى كرد. امروز هم همين طور است .
    امروز هم تمام بلندگوهاى تبليغاتى دنيا به كار افتاده است ، براى اين كه هم به ملت ايران و هم به ديگر ملتهاى مسلمان به زور بقبولاند كه فايده اى ندارد؛ بيدارى اسلامى به جايى نخواهد رسيد و همين نظام اسلامى هم كه در ايران هست ، وسط كار خواهد ماند. به شما بگويم ؛ هر كارى از دستشان برمى آيد، تا حالا كرده اند و خواهند كرد؛ اما به فضل پروردگار بالاخره بينى شان به خاك خواهد رسيد و موفق نخواهند شد.
    اولين همت آنها مايوس كردن ملت ايران است . و من به همه ملت ايران و به شما مردم عزيز ورامين عرض مى كنم ؛ هر كس ملت را با رفتار و كردار خود به سمت نااميدى بكشاند، به دشمن كمك كرده است ؛ هر كس مى خواهد باشد. برخلاف آنچه دشمن تبليغ مى كند، نيروى او يك نيروى غير قابل علاج و مقاوم نيست . آنها اين طور تبليغ مى كنند كه نيروى امريكا نيرويى است كه در مقابل آن نمى شود مقاومت كرد؛ دليلشان هم اين است كه افغانستان نتوانست مقاومت كند، عراق هم نتوانست . نمى گويند در كجا چه كسانى خيانت كردند؛ نمى گويند در اين كشورها چه رژيم هايى حاكم بودند؛ نمى گويند در اين كشورها مردم چگونه از حكامِ خودكامه و ديكتاتور و بى اعتبار خود متنفر بودند؛ نمى گويند ملت ايران نشان داده است كه در دفاع از حيثيت و شرف و اسلام و نظام اسلامىِ پُرشكوه خود چگونه فداكارى مى كند؛ اينها را ديگر فراموش مى كنند؛ فقط مردم را مى ترسانند.
    بلندگوهاى دشمن بيشترين تبليغات خود را صرف مايوس كردن و ترساندن مردم مى كنند. من به ملت ايران به طور صريح و آشكار عرض مى كنم ؛ نه آن ارعاب و تهديدها درست است ، نه آن مايوس كردن ها هر دو غلط است اما اين كه نيروى دشمن را غيرقابل مقاومت نشان بدهند، حرف بسيار غلط و بى ربطى است . اگر امريكايى ها مى توانستند نظام جمهورى اسلامى را از بين ببرند، حتّى يك روز هم معطل نمى شدند. اين كه ملاحظه مى كنيد مسؤ ولان امريكايى الان خودشان مى گويند راهكار ما براى ايران ، راهكار نظامى نيست ، راست مى گويند؛ چون جنگ براى آنها در ايران ، مثل جنگ براى آنها در عراق نيست . اين جا يك ملت در مقابل آنهاست ؛ آن هم ملتى با اين شجاعت و با اين عظمت ؛ پدر مهاجم را درمى آورند. راهكار آنها چيز ديگرى است ؛ همان چيزى است كه بنده چند سال است در سخنرانى ها و همچنين در توصيه هاى خصوصى به مسؤ ولان گوناگون سياسى و فرهنگى كشور، بارها تكرار كرده و گفته ام . يك عده مخالفخوان هم هميشه گفته اند اينها خيالات است ؛ اما چيزهايى كه تصور مى كردند خيالات است ، الان خود امريكايى ها همين ها را صريح مطرح مى كنند؛ مى گويند ما مى خواهيم در داخل ايران اغتشاش ايجاد كنيم . بله ، راهكار آنها ايجاد اختلاف بين ملت و جدايى و افتراق ميان ملت و نظام است . راهكار آنها اين است كه اگر ديدند تعدادى افراد ناراحت و ماجراجو و مايل به اغتشاش را مى توانند مزدور خودشان كنند، معطل نمى كنند؛ از آنها حمايت مى كنند. چهار نفر گوشه اى صدا بلند مى كنند، آنها مى گويند ما حامى اينها هستيم . راست مى گويند؛ آنها حامى هر اغتشاشگر و هر مخل به امنيت و وحدت اند؛ همين مطلبى كه من چند سال قبل گفتم ، بعد هم بعضى از قلم به دستهاى بى تدبير و ناآگاه در مطبوعاتشان در اين حرف خدشه كردند. بله ، آنها دنبال اغتشاش افكنى اند.
    ملت ايران بايد هشيار باشد، مسؤ ولان هم بايد هشيار باشند؛ بخصوص جوانها بايد هشيار باشند. البته همين جا به جوانهاى مؤ من ، آزادانديش و حزب اللهى در سرتاسر كشور اين توصيه را بكنم : مبادا وقتى كسانى زمينه هاى اغتشاش را فراهم كردند، شما وارد ميدان بشويد؛ نه ، نبايد فضا غبارآلود بشود. نبايد اجازه داد كه يك عده فضاى جامعه ، فضاى دانشگاه و مناطق مختلف را با اغتشاش و ناامنى آلوده كنند؛ بعد به جوانهاى مؤ من تهمت بزنند و بگويند اينها عامل بوده اند؛ نه ، نگذاريد. اگر ملت ايران در مقابله با اغتشاشگران بخواهد وارد شود، وارد شدنِ او مثل وارد شدن 23 تير سال 78 خواهد بود. حالا كه خود دشمنان ملت ايران يعنى رژيم حاكم كنونى امريكا و صهيونيست هاى غاصب فلسطين صريحا گفته اند دنبال ايجاد اغتشاش در ميان ملت ايران هستند، دستگاههاى مسؤ ول بايستى با كمال مراقبت و دقت مواظب باشند. من گفتم ملت ايران به مزدوران دشمن ترحم نمى كند؛ حالا هم مى گويم مسؤ ولان كشور كه نمايندگان ملتند، حق ندارند به سرانگشتان مزدور دشمن ترحم كنند.
    امروز ملت ما به كار و تلاش پيگير و مستمر براى سازندگى احتياج دارد. مطلبى كه فرماندار محترم ورامين راجع به اين شهر در اين جا بيان كردند، ما همين مسائل يا شبيه آن را در بسيارى از مناطق كشور داريم . اينها احتياج دارد به اين كه مسؤ ولان با جديت بنشينند برنامه ريزى كنند كه مشغول هم هستند قانون بگذرانند، پيگيرى كنند، مديريت كنند، اجرا كنند و كسانى را كه از روشهاى قانونى تخلف مى كنند، مورد تعقيب قرار دهند؛ اينها وظايف مسؤ ولان كشور است ؛ اين احتياج به محيط امن و امان و آرام دارد.
    كسانى هستند كه مى خواهند محيط را متشنج و فضا را مغشوش كنند، مى خواهند اين كارها نشود، مى خواهند كشور ساخته نشود، مى خواهند برنامه ريزان و مديران كشور موفق نشوند؛ چهار نفر آدم "فى قلوبهم مرض " هم اين گوشه و آن گوشه و احيانا در بخشى از دستگاههاى نظام لانه كرده ، صدا به صداى بيگانه بدهند، فضا را خراب كنند و مانع از كار بشوند.
    آنچه امروز در درجه اول بايد مورد توجه قرار بگيرد، اين است كه حركت دشمن از روى ضعف است . چون مى داند با ملت ايران و با اين يكپارچگى و ايمان نمى تواند مقابله كند، مى خواهد اول اين يكپارچگى را از بين ببرد و در ايمان مردم اختلال ايجاد كند تا بتواند به حساب ملت ايران برسد؛ اما ملت اينها را حفظ مى كند.
    عده اى مردم را ماءيوس مى كنند. البته اين ياءس آفرينى گاهى زبانى است ، گاهى هم عملى است ؛ بعضى ها با عملِ خودشان مردم را ماءيوس مى كنند. همه هم متعمّد نيستند؛ بعضى ها نمى فهمند چه مى كنند، بعضى ها هم دچار غفلت مى شوند و با گفتار و كردار خود، مردم را ماءيوس مى كنند؛ اين هم يك گناه بزرگ و در خدمت اهداف دشمنان ملت ايران است . ياءس جايى ندارد. ملت ايران هيچ موجبى براى ماءيوس شدن ندارد. يك ملت بزرگ ، يك كشور ثروتمند، يك موقعيت بسيار خوب براى كار كردن با تلاش و همت ، با اين همه نيروى جوانى كه در اين مملكت وجود دارد؛ چرا بايد ملت ايران ماءيوس شود؟ مسؤ ولان كشور مشغول برنامه ريزى و طراحى براى آينده و اجرا هستند؛ كارهاى خوبى هم انجام مى دهند. كسانى كه ياءس آفرينى مى كنند، مشكلاتى را كه وجود دارد، درشت مى كنند و كارهاى عظيمى را كه در سطح كشور انجام مى گيرد، به فراموشى عمدى مى سپارند. خيلى كار در كشور دارد انجام مى گيرد. البته آنچه دارد انجام مى گيرد، در مقابل آنچه بايد انجام بگيرد، كم است ؛ بيشتر از اين بايد كار كنند.
    من به بخشى از دستگاههاى اجرايى و بعضى از مديريت ها اعتراض دارم و به آنها ايراد مى گيرم . لزومى هم ندارد كه آن ايراد و اعتراض ، در مقابل چشم مردم و با اطلاع افكار عمومى باشد. تا آن جايى كه مى شود مسؤ ولان و مديران را وادار و تشويق به كار كرد و اشكالات كار آنها را اصلاح كرد، اين تذكرات و هشدارها به آنها داده مى شود. البته اگر يك وقت انسان در مورد مسؤ ولى به جايى برسد كه ببيند اين مسؤ ول نمى تواند، آن بحث ديگرى است ؛ اما مسؤ ولان مشغول كارند و كارهاى خوبى هم دارد انجام مى گيرد. در اين خلال ، برخى از اقدامات ، زحمات مسؤ ولان را از بين مى برد؛ جلوى اين اقدامات هم بايد گرفته شود. مساءله گرانى هاى پى درپى در هفته هاى گذشته ، يكى از همينهاست . يكى از چيزهايى كه يقينا در سياستهاى دولت و مسؤ ولان نمى گنجد، همين سلسله گرانى هاست . من مى دانم مسؤ ولان اجرايى هم از پيش آمدن چنين وضعى ناراحتند. بايستى دنبال كنند، جديت كنند، ما هم سفارش كرده ايم . رئيس جمهور محترم ، رئيس محترم قوه قضاييه و ديگر مسؤ ولان اظهار نگرانى كرده اند و اهتمام ورزيده اند و ما هم از آنها خواسته ايم مسائل را دنبال كنند، ببينند به كجا منتهى مى شود. مراكز گوناگونى مجوز بالا بردن قيمت كالاها و خدمات را به دست مى آورند؛ فقط به بخش خودشان نگاه مى كنند و مسائل كلى كشور را نديده مى گيرند؛ نتيجه اين مى شود. لازم است اشراف و نظارت بيشترى صورت بگيرد. اشكالات وجود دارد؛ اما در مقابل كارهاى بزرگ و مثبتى كه در اين كشور مى شود، اين اشكالات نمى تواند كفه منفى را سنگين كند. خيلى كار دارد انجام مى گيرد و به فضل پروردگار خيلى كار هم انجام خواهد گرفت .
    البته مردم بايد از مسؤ ولان بخواهند. من موافقم كه مردم به وسيله نمايندگان يا علما و سخنگويان شان مطالبه كنند؛ مطالبه ايرادى ندارد؛ منتها مطالبه يك مساءله است ، انعكاس اين معنا در ذهن افكار عمومى ، كه گويا كارى صورت نمى گيرد كه سعى بعضى ها اين است يك امر ديگر است . امروز متاءسفانه بعضى ها هستند كه به طور آشكار مسائل كلى نظام را همان طور تصوير مى كنند كه امريكا تصوير مى كند؛ همان گونه حرف مى زنند كه ماءموران امريكايى حرف مى زنند؛ به ملت ايران همان طور نگاه مى كنند كه ماءموران امريكايى نگاه مى كنند! اينها يا غفلت است يا خيانت ؛ از اين دو حال خارج نيست . كسانى كه بلندگوها و تريبون ها در اختيار آنهاست ، بايد در حرف زدن و اظهار نظر كردن خود خيلى مراقب باشند و در مقابل دشمنانى كه جز خودكامگى هاى خود، هيچ چيز نمى فهمند، ملاحظه منافع اين ملتِ با عظمت را بكنند.
    امروز امريكايى ها در دنيا به دنبال ايجاد يك ديكتاتورىِ جهانى اند؛ غافل از اين كه ديكتاتورىِ جهانى ، آن هم متكى به زور سرنيزه و گلوله ، به وسيله ملتهاى آزاده دنيا سركوب خواهد شد. ملتى كه آزاده و داراى عزم باشد، ديكتاتورى را قبول نمى كند؛ داخل كشور خودش هم قبول نمى كند، از ديكتاتور محلى هم قبول نمى كند؛ همچنان كه از رژيم طاغوت ، ملت ايران قبول نكردند، چه برسد از بيگانگان !
    امروز ببينيد در سرزمين فلسطين ، رژيم ادعايى و غاصب اسرائيل با مردم چه مى كند؛ اين نشانه هاى زورگويى و يكجانبه گرايى است . اسرائيل نسبت به مردم فلسطين كه صاحبان اين سرزمين هستند، جنايت مى كند؛ امريكايى ها هم از آنها صريحا حمايت مى كنند. همينها به عراق آمده اند و ملت عراق را زير سلطه گرفته اند و با كمال وقاحت به آنها زور مى گويند؛ خيال هم مى كنند كارشان به جايى خواهد رسيد؛ اما قطعا به جايى نمى رسد و ملت عراق تحمل نخواهند كرد و يقينا ديكتاتورىِ جهانى و بين المللى اى كه امريكا به دنبال آن است ، محكوم به سقوط و فناست .
    من ملت عزيز و مؤ من و دلاورمان را به اتحاد كلمه و مسؤ ولان كشور را به پيگيرى مدبرانه كارها دعوت مى كنم . همان طور كه اول سال از مسؤ ولان خواستيم ، باز هم مى گوييم دنبال خدمت رسانى باشند. دولت و دستگاه اجرايى كشور را به اجراى دقيق قوانين در خدمت مردم و منافع آنها و جلوگيرى از سوءاستفاده و سوءتدبير در بخشهاى مختلف ، و مجلس ‍ شوراى اسلامى را به پرداختن به نيازهاى مردم و ايجاد مقرراتى كه در خدمت گشايش امور مردم باشد، و همچنين كم كردن از حجم مباحث سياسى و پرداختن به مسائل اساسى كشور و مردم دعوت مى كنم . مجوزهايى كه بعضى از دستگاهها دارند و منجر به همين گرانى ها و افزايش قيمتها مى شود، اينها را بايد لغو كنند. دستگاه قضايى را هم به دقت در اجراى قوانين و تعقيب متخلفان و مجرمان ، و نيز دستگاههاى انتظامى و اطلاعاتى و امنيتى را هم به هوشيارى دعوت مى كنم .
    اين ملت ، متكى و معتمد و مطمئن به دستگاههايى است كه مسؤ وليتهايى را در نظام اسلامى قبول كرده اند؛ بنابراين با بيدارى و هوشيارى دستگاهها در بخشهاى مختلف ، بايد آرامش و اطمينان ملت حفظ شود؛ و به فضل پروردگار همين طور خواهد شد. به توفيق الهى ، با بيدارى و پشتيبانىِ ايمان راسخ و مستحكم اين ملت ، مسؤ ولان كشور نخواهند گذاشت امريكا مطامع و هدفهاى خود را در اين كشور تعقيب كند.
    بار ديگر از شما مردم عزيز ورامين و بقيه بخشهاى اين شهرستان پيشوا قرچك ، باقرآباد، جوادآباد و همچنين مردم عزيز پاكدشت به خاطر محبت ، استقامت و ايمانتان تشكر مى كنم و خوشحالم كه خداى متعال توفيق داد امروز شما را زيارت كنم ؛ اگرچه در آفتاب گرم و در اين فضا سختيهايى را متحمل شديد. اميدوارم مشمول توجهات حضرت بقية اللّه (ارواحنافداه ) باشيد.


  5. #165
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پيام مقام معظم رهبرى به‎ همايش‎‎ حقوق‎ محيـط زيسـت20 / 03/ 1382

    پيام مقام معظم رهبرى به‎ همايش‎‎ حقوق‎ محيـط زيسـت
    20 / 03/ 1382
    بسم اللّه الرحمن الرحيم
    برگزارى همايش‎ حقوق‎ محيـط زيسـت‎ بـا مشاركت‎‎ قواى سه‎‎‎ گانه پاسخى مثبت به يكي از نيازهاى‎‎ امروز جامعه‎ براي صيانت‎ بيشتر از محيط زيست‎‎‎ و رعايت حقوق‎ عمومى است.
    تخريب‎ محيط زيست‎ معلول‎ نا برابريهاى اجتماعى‎‎ و استفاده‎ غلط از طبيعت‎ و يكى از عوامل‎ تضييع‎ حقوق‎ انسانها است‎.
    متاسفانه‎‎ در جهان‎ امروز اقليتى مرفه و ثروتمند از همه امكانات‎ و مواهب‎ طبيعى و سالم‎ بهره‎بردارى مى كنند ولـى اكثـريـت‎ ملتها محكوم‎ به‎ زندگـى‎‎ در شـرائط مـحيـطى آلوده‎‎ و غيربهداشتى و تن‎‎ دادن بـه عـوارض‎ سوء و انواع بيماريها و پذيـرفتـن‎ بـلا و مصيبت‎ و مرگ‎ و ميراند.
    كشورهاى صنعتى بيشترين‎ آسيـب‎ را بـه‎ طبيعت‎‎ و محيط زيست وارد ساخته‎‎ و به حقـوق‎ ساير كشورها تجـاوز نمـوده‎انـد و در اثـر سياست‎ هاى خود, بيماري و فقر و ويرانى را بر بسيارى از انسانها تحميل‎ كرده‎اند.
    شيوه ‎‎هاى نا صحيح‎ و غيرعادلانه در تعامل‎ با طبيعت‎‎ و آلوده‎ ساختـن‎ مـحيـط زيسـت در كشورمان‎‎‎ نشان دهنده‎ فقدان اگاهي هاى زيسـت‎ محيطى‎‎ و ضعف‎ ساز و كارهاى قانوني در صيانـت‎ از محيط زيست‎ و جلوگيرى از آلوده‎ سـاختـن‎ آن‎ است‎.
    براى از بين‎‎‎ بردن اين نقيصه بزرگ‎ و اساسى بايد آگاهى افراد نسبـت‎ بـه‎ مسـائل‎ زيست‎‎ محيطى افزايش‎ يابد و مديريت هاى كلان‎ در ايجاد ساختار مناسب‎ همراه‎ با الزامـات‎ قانونى براى رعايت‎ حقوق‎ عمومى تلاش‎ كنند و انگيزه‎‎ ها و حساسيت‎ ها را براى مقابله بـا آلاينده ‎ها بالا ببرند.
    در اسلام‎, جامع‎ ترين‎ ديدگاه‎ و صـحيـح‎ ترين‎ شيوه‎ تعامل‎ با طبيعت‎‎ و محيـط زيسـت بيان‎ گرديده‎ است‎.
    خداوند, جهان‎ هستى و همه‎ پديـده هـا را زيبا, متقن‎‎ و موزون آفريده‎ و ما بايـد رابطه‎ خود را با آنها تصحيح‎ كنيـم‎ و بـا تصرفات‎‎ نادرست خود آنرا ويران‎ و آلوده‎ و جامعه‎‎ را با بلا و مصيبت‎ مواجه نسازيم‎.
    نگاه‎‎ اسلام‎‎ به طبيعت‎ و محيط, اعـم از جاندار و بيجان‎, عاطفي‎‎, اخلاقى, مـعنـوى و هدايت‎‎ گرانه‎ است و برخـوردارى از مـواهـب‎ طبيعى نيز بر پايه اصولى متين‎, عادلانـه, حكيمانه‎‎‎, متوازن‎ و سازنده استوار گرديـده است‎.
    هدف‎ متعالى اسلام‎ بـرخـوردار سـاختـن‎ همه‎‎‎ نسلها از نـعمـتهـاى الهـى و ايجـاد جامعه‎‎اى سالم‎ و بدور از فاصله طبقاتـى و مستعد براى رشد و شكوفايى است‎‎ و الزامـات شرعى براى حفظ تعادل‎ و توازن‎ در استفـاده‎ ازمواهب‎ طبيعى با پرهيـز از زيـاده‎ روى و مقيد به‎‎‎ عدم‎‎ اضرار به غيرفراهم آوردهاست‎.
    در قانون‎‎ اساسى‎‎ جمهورى اسلامي ايران, حفاظت‎‎ از محيط زيست, بـراى همـه‎ نسـلهـا, وظيفه‎‎‎اى عمومى تلقي گرديـده و هـر گـونـه تخريب‎ آن‎ در فعاليتهاى اقـتصـادي مـمنـوع اعلام‎ شده‎ است‎.
    اينك‎ هماهنگي‎‎‎ قوا كه‎ حاكى ازعزم‎ ملي بر تامين‎ محيط زيست‎ سالـم‎ و جلـوگيـرى از تخريب‎ منابع‎ طبيعى است‎‎ از اهميـت ويـژه‎اى برخوردار است‎.
    شايستـه‎ اسـت‎ مسـئولان‎ مـحتـرم‎ بـراى ارتقاء سطح‎ آگاهى و حساسيت‎ عمومي دررابطه‎ با محيط زيست‎ تلاش‎ و خلاء هاى قانونى را پر كنند و دستگاههاى مسئول‎ با دقت‎‎ نسبـت بـه‎ اجراى قوانين‎‎ مراقبت‎ نمايند و با متخلفان بطورقاطع‎ برخورد كنند و قوه‎‎ قضـائيـه بـا ساز و كار مناسب‎ به‎ تخلفات‎‎ زيسـت مـحيـطى رسيدگى كند.
    اميدوارم‎ اين‎ همايش‎ در پيشبرد اهداف‎ انسانى خود موفق‎ شود و زمينه‎‎‎ برخـوردارى عامه‎ مردم‎ از مواهب‎ طبيعى و محيـط زيسـت‎ سالم‎‎ را فراهم سازد.

    والسلام‎‎ عليكم و رحمه‎‎‎ الله وبركاته
    سيد على خامنه ‎اى
    20 / 03/ 1382


  6. #166
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار جوانان اهواز 08/05/1382

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار جوانان اهواز
    08/05/1382
    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
    برادران و فرزندان عزيزم ! خيلى خوش آمديد. حضور شما، بنده را به ياد خاطرات شورانگيز اوايل جنگ و اواخر جنگ در اهواز مى اندازد. جوانان خوزستان و جوانان اهواز از جمله ى مجموعه هاى كم نظيرى هستند كه تاءثير خود را در حراست از استقلال كشور، انقلاب اسلامى و عزت ملى نشان داده اند؛ اين را ما در اهواز و مناطق اطراف آن و در سرتاسر خوزستان شاهد بوده ايم . هنوز هم در ميان چهره هاى بسيار درخشانى كه من از طول دوران دفاع مقدس در ياد دارم ، چند چهره ى برجسته ى اهوازى وجود دارد كه ياد آنها را هرگز فراموش نمى كنم . اميدواريم خداوند متعال شما جوانان برومند را با توفيقات و نورانيت و فيض خود جزو ذخيره هايى قرار دهد كه پايه هاى نظام اسلامى و استقلال كشور و عزت اين ملت را مستحكم خواهيد كرد؛ ان شاءاللّه .
    آنچه مهم است همه ى جوانهاى كشور به آن توجه كنند، اين است كه بدانند نزاعى كه امروز ميان استكبار و اسلام وجود دارد، بر سر چيست . نمى توانند انكار كنند كه امروز استكبار با اسلام طرف است ؛ چون خودشان صريحا اين را بيان كرده اند. رئيس جمهور امريكا اسم "جنگ صليبى " را آورد. تبليغاتچى هاى استكبار به طور دايم به شكلهاى موذيانه در سرتاسر دنيا عليه اسلام فعاليت هاى تبليغى مى كنند؛ فيلم مى سازند، بازيهاى كامپيوترى درست مى كنند، تبليغات مى كنند، مقاله مى نويسند؛ همه عليه اسلام . چرا با اسلام مخالفند؟! اين سؤ ال بزرگى است . آنها خودشان مى گويند ما با اسلام مخالفيم ؛ چون اسلام جنگ و ترور و نفرت مى آفريند! به اين وضوح و روشنى ، دروغ و تهمت را در فضاى افكار عمومى دنيا منتشر مى كنند. امروز استكبار است كه دارد نفرت در دنيا مى پراكند. امريكايى ها هستند كه دارند جنگ را در دنيا به وجود مى آورند. آنها هستند كه به حقوق ملتها و حدود كشورها تعرض و حملات نظامى مى كنند. از هزارها كيلومتر راه ، سربازان خودشان را برمى دارند و به اين كشور، به آن كشور، به اين مرز و به آن ملت تجاوز مى كنند. در تاريخ صد سال گذشته هم كه شما نگاه كنيد، بيشترين جنگها را غربى ها راه انداختند. دو جنگ بزرگ جهانى را اروپايى ها به راه انداختند. جنگهاى فراوان در آسيا، در آفريقا و در امريكاى لاتين را همين رژيم هاى سرمايه دارى حاكم بر امريكا به راه انداختند. آنها هستند كه بين ملتها نفرت ايجاد مى كنند. اسلام از اين تهمت ها مبراست . دعوا سر اين نيست دروغ مى گويند دعوا سر اين است كه اسلام ملتهاى مسلمان را به استقلال فرا مى خواند؛ ملتهاى اسلام ملتهاى مسلمان را به استقلال فرامى خواند؛ ملتهاى مسلمان را به استقلال فرا مى خواند؛ را بشناسند؛ اين حقوق را بخواهند و در مقابل متجاوزان به اين حقوق بايستند. استكبار با اين ايستادگى ، با اين دفاع و با اين معرفت مخالف است . دعواى اسلام و استكبار بر سر اين است . امروز نزاع استكبار امريكايى و دنباله هايش در هر جاى دنيا كه هستند با جمهورى اسلامى ، بر سر حقوق بشر و تروريسم نيست . رنگ و لعابهاى دروغينى كه اينها به ادعاهاى خود مى دهند، امروز در دنيا مفتضح و رسوا شده است . اختلاف آنها با جمهورى اسلامى بر سر اين است كه جمهورى اسلامى مى خواهد ايران ، عزيز و مستقل باشد؛ در ايران راءى مردم حاكم باشد نه راءى مستكبران جهانى و مراكز قدرت . امروز وفادارى به جمهورى اسلامى و اركان نظام اسلامى ، وفادارى به استقلال كشور، حقوق ملت و وفادارى به "نه " گفتن به متجاوزانِ بيگانه است . شگرد تبليغاتى استكبار جهانى در طول سالهاى متمادى و امروز بيش از هميشه اين بوده است كه افكار مردم دنيا را منحرف و آنها را اغوا كند. آنها جز با اغواى افكار عمومى نمى توانند كار خود را پيش ببرند. تا حدودى هم موفق مى شوند افكار عمومى را فريب بدهند، اما عملكرد زشت و نفرت انگيز آنها نمى گذارد حقايق پنهان بماند. امروز هر كس مى خواهد معناى حقوق بشر و دمكراسى يى كه امريكايى ها براى كشورهاى منطقه ى خاورميانه مى خواهند، بفهمد، به عراق نگاه كند. عراق امروز صحنه ى آزمايش ادعاهاى امريكايى است . ملت عراق را با نيروى نظامى و با زور سرنيزه مورد اهانت و فشار و در معرض زورگويى هاى غيرقابل تحمل قرار مى دهند، آنگاه مى خواهند به افكار عمومى دنيا وانمود كنند كه آزادكننده ى ملت عراق اند، يا مى خواهند حقوق ملت عراق را رعايت كنند. چه كسى در دنيا اين را باور مى كند؟ داستان اينها، داستان همان قصابى است كه آهوى رميده از گرگ را سلاخى كرده بود. گرگى آهويى را تعقيب مى كرد. آهو با بدن خونين از مقابل گرگ مى گريخت . قصاب رسيد، گرگ را هى كرد؛ گرگ رفت ، خودش آهو را گرفت . آهو خيال مى كرد قصاب او را رها مى كند تا به زيستگاه خود برود. دست و پاى آهو را بست ، در اتومبيل خودش گذاشت و پهلوى دوستان خودش آورد؛ بعد چاقو را به حلق آهو كشيد. آهو گفت خيال مى كردم من را از چنگال گرگ نجات دادى ؛ اما حالا كه نگاه مى كنم ، گرگ حقيقىِ من تويى .
    كه از چنگال گرگم در ربودى
    چو ديدم عاقبت گرگم تو بودى
    ملت عراق را با نيروى نظامى ، با گذاشتن حاكم بيگانه ، با تصرّف منابع ، با ايجاد هرج و مرج در اين كشور، با تعرض به خانواده ها و حريم ناموس مردم عراق و زنهاى عراقى تحت فشار قرار داده اند؛ آنگاه مى خواهند ملتهاى منطقه ، ملت عراق و افكار عمومى دنيا باور كند اينها نجات دهنده ى مردم عراق اند؛ اين نجات است ؟! اين ، حقوق بشر امريكايى و دمكراسى امريكايى براى كشورهاى منطقه ى خاورميانه است . رئيس جمهور امريكا بدون اين كه احساس خجالت بكند، از تروريسم فلسطينى حرف مى زند! تروريسم صهيونيستىِ دولت جعلى و دروغين اسرائيل بيش از پنجاه سال است كه دارد مردم فلسطين را تحت فشار قرار مى دهد؛ زير لگدهاى چكمه پوشان صهيونيستى آنها را له مى كند؛ علنا و صريحا خانه ها را خراب كند؛ مردم را مى كشد، جوانها را نابود مى كند، مردان را دستگير مى كند و به زنها اذلال و اهانت مى كند؛ اين تروريسم واضحى است كه خود اسرائيلى ها هم منكر آن نيستند و مى گويند ما ترور مى كنيم . اين آقا اين را نديده مى گيرد؛ آن وقت جوان فلسطينى كه براى دفاع از شرف خود، براى دفاع از خانه ى خود، براى مقابله ى كوچكى در مقابل متجاوز، اقدام خشم آلودى مى كند، اين را مى گويد تروريسم فلسطينى ! طرفدارى آنها از نهضت ضدتروريسم ، اين است ! معناى تروريزم در منطق اينها اين است ! ملتهاى منطقه سرشار از نفرت امريكا و از زايده ى اروپايى امريكا، يعنى انگليس اند؛ مخصوص ملت ما نيست ؛ همه ى ملتهاى منطقه از اينها متنفرند. اين نفرت را خود آنها به وجود آورده اند. كسانى كه به حقوق و استقلال و عزت و ناموس و مرزهاى ملتها تعرض مى كنند، خود آنهاهستند كه اين ملتها را پر مى كنند از نفرت خودشان . چرا گله مندند از اين كه از آنها متنفرند؟ بله ، ما از شما متنفريم .
    در مقابل روح سركش و طغيانگرى كه امروز استكبار دارد، فقط يك عامل وجود دارد كه مى تواند آن را مهار كند و جلوى اين طغيانگرى را بگيرد و آن ، بيدارى و اراده ى ملتهاست . وقتى ملتى بيدار است ، حقوق خود را مى شناسد، دشمن را مى شناسد، هدف او را مى داند و تصميم مى گيرد در مقابل او بايستد؛ اين جاست كه ديگر كُميت استكبار و امريكا و همه ى تجهيزات نظامى لنگ است ؛ اين جاست كه ديگر نمى تواند كارى بكند. اين همان نكته ى اساسى است كه انقلاب اسلامى از اول روى آن تكيه كرد و نظام اسلامى براساس اين پايه ى مستحكم ، خود را بنا كرد. اينجاست كه شما جوانها بايد قدر خود را بدانيد. اينجاست كه مسؤ ولان كشور بايد قدر اين جوانهاى پُرشور، مؤ من و با اراده را بدانند. اينجاست كه مسؤ ولان آموزش و پرورش ، مسؤ ولان آموزش عالى و دانشگاهها بايد به اين جوانهاى مؤ من و با عزم و اراده بها بدهند. آنهايى كه به شرف ملى و استقلال و ارزشهاى اسلامىِ والاى خود اهميت مى دهند، حضور و تعرض دشمن را نمى پسندند و دخالت او را رد مى كنند؛ اينها براى يك ملت ارزش دارند.
    عزيزان من ! هرچه مى توانيد، خودتان را با علم و عمل بسازيد. دوران جوانى شما مثل دوران جوانى نسل قبل از شما، دوران تعيين كننده ى سرنوشت تاريخى اين ملت است . نسل قبل از شما اگر تنبلى مى كرد، اگر در خانه مى نشست و اگر لااُباليگرى را پيشه ى خود مى كرد، ملت ما غرق در فساد وابستگى و ذلت فرودستىِ نسبت به امريكا باقى مى ماند. آن نسل ايستاد، انقلاب را پيروز كرد، جنگ را پيروز كرد و از هويت ملى و شخصيت ملى دفاع جانانه يى كرد؛ امروز هم نوبت نسل جديد است . دشمن از جوانهاى ما مى ترسد؛ مى داند كه اگر نسل جوانِ گسترده ى با ايمانِ ما با همين ايمان در صحنه بايستند، هيچ سلاحى ، هيچ بمبى و هيچ موشكى نمى تواند اين ملت را به زانو دربياورد. هر گامى كه شما براى ارتقاى علمى و عملى و اخلاقى خودتان برداريد، مثل گلوله يى است كه به سمت دشمن شليك مى كنيد. اين جنگ و اين رزم ، جهاد بزرگى است . آن روز هم مردان ما، زنان ما، قوميت هاى مختلف ما عرب ما، فارس ما، ترك ما، كُرد ما، لُر ما، بلوچ ما در سرتاسر كشور روى دفاع از شرف و هويت و استقلال كشور و مقابله ى با استكبار و ايادى او در داخل متمركز شدند و در اين راه توفيق به دست آوردند. امروز هم همين است ؛ عرب ، فارس ، ترك ، بلوچ ، كُرد، لُر و همه ى قوميتهاى ايرانى ، متمسك به حبل اسلام و با وحدت كلمه ، همين راه مبارك را ادامه بدهند. نسل جوان ما از لحاظ علمى بايد پيشرفت كند؛ همچنان كه تا امروز پيشرفت كرده است . جنجالهايى هم كه به خيال خودشان در دنيا عليه جمهورى اسلامى براى سلاح كشتار جمعى و غيره بلند مى كنند، از همان بهانه هاست ؛ اين هم از همان پوششهاى فريب انگيز است . مساءله اين نيست ؛ مساءله اين است كه دستيابى نسل جوانِ كارآمد اين كشور به فنآورى هاى سطح بالا، آنها را مى آزارد و رنج مى دهد. آنها مى خواهند ملتها وابسته بمانند، ملتها پايين بمانند، ملتها دستشان به سمت آنها دراز باشد، ملتها هميشه ضعيف و ذليل باشند تا آنها بتوانند هر كارى مى خواهند، سر ملتها دربياورند. كارِ مقابل آنها اين است كه ملتها خود را از لحاظ علمى و ايمانى قوى كنند. آنها نسل جوانى را كه با اراده و عزم راسخ و با طهارت و عصمت چه پسرش ، چه دخترش در خط مستقيم معنويت و دين و دنياى اسلامى تلاش مى كند، نمى پسندند. آنها يك نسل جوان هرزه گرد مى خواهند؛ اين را مى پسندند. در مقابل خواست دشمن ، جوانان ما بايد مقاومت كنند. مسؤ ولان ما اولا با اتكاء به اين نسل جوان و با اتكاء به اين ملت ، بايد دل خود را قرص كنند. عزم ملت مؤ من ما، مظهر عزم و اراده ى الهى است . مسؤ ولان از كسى و از چيزى نترسند ومرعوب هياهوى دشمن نشوند؛ اين سنگر عظيم ملى در اختيار آنهاست ؛ از اين خوب استفاده كنند. آحاد ملت بخصوص جوانها هم قدر خودشان را بدانند و به خودسازى روبياورند. الان در فصل تابستان ، بسيارى از جوانهاى خوب ما اوقات فراغتشان را يا در بسيج سازندگى و يا در بسيج نيروى مقاومت مى گذرانند و يا به بالا بردن علم و سواد ديگران كمك مى كنند. عده يى به تن خودشان زحمت مى دهند و براى ديگران كار مى كنند. عده يى با برنامه هاى خوب و منظم ، به كتابخوانى و ارتقاى سطح فكر خودشان مى پردازند. فراغت جوانان مؤ من ، اين طورى مى گذرد. من گزارشهاى متعددى داشته ام از جوانهايى كه در تابستان ، تعطيلات دانشگاهى يا دبيرستانى خود را در نقاط دوردست گذرانده اند و براى روستاييها مسجد، درمانگاه ، راه ، حسينيه ، جادّه و پل ساخته اند. عكسهاى اين فعاليتها را براى من آورده اند و من آنها را ديده ام . پيغمبر طبق روايتى فرمود: "انّما سياحة امّتى الجهاد فى سبيل اللّه ". جوانهاى ما سياحتشان را هم از اين راه تاءمين مى كنند؛ سياحتشان در ضمنِ كار براى مردم است ؛ اين ارزش ‍ دارد. جوانىِ خود را قدر بدانيد. تربيت معنوى و دينى و تحصيلات اسلامى و معرفتى و دانستن تاريخ و پيشرفت علمى را كه بحمداللّه جوانان ما امروز در خط آن هستند قدر بدانيد و در اين راهها بكوشيد و بدانيد دشمن مى خواهد شما ترقى نكنيد و كشور خود را آباد نكنيد؛ اما شما على رغم دشمن بايد از لحاظ علمى ، جسمى ، معرفتى ، ايمانى و اخلاقى ترقى كنيد. اين ترتيباتى كه حضرت آقاى جزايرى (دامت بركاته ) ذكر كردند، من تا حدودى از آنها اطلاع داشتم ؛ بسيار خوب است . ان شاءاللّه خداوند به ايشان و دستيارانشان كمك كند. همت اينها بسيار با ارزش بوده است . كارى كه كرده اند، ان شاءاللّه با بركت است . اميدواريم به بركات اين ايام ، كه ايام عزادارىِ بانوى بزرگ اسلام ، بلكه بانوىِ بزرگ تاريخ بشر، حضرت صديقه ى طاهره (سلام اللّه عليها) است ، همه ى شما و همه ى ملت ايران ، بخصوص جوانان ما كه اين بزرگوار الگوى همه ى جوانهاست ؛ چه دختر و چه پسر مشمول الطاف و بركات و توجهات آن بزرگوار و اولاد طيّبين و طاهرين ايشان ، مخصوصا حضرت بقية اللّه (ارواحناله الفداء) قرار بگيرند.

    والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته

  7. #167
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسؤ ولان ، قضات و كاركنان قوه قضاييه 07/04/1382


    بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسؤ ولان ، قضات و كاركنان قوه قضاييه
    07/04/1382
    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
    خوش آمد عرض مى كنيم به همه حضار محترم ، بخصوص برجستگان علمى و عملى قوه قضاييه ، و خسته نباشيد عرض مى كنم به همه كسانى كه در راه استحكام قوه قضاييه و جهت عدل و حق دادن هرچه بيشتر به اين قوه تلاش ‍ كرده اند و مخلصانه نيروى خود را در اين راه گذاشته اند؛ مخصوصا رئيس محترم اين قوه حساس كه به فضل پروردگار شخصيت جامع علمى و فكرى و عملى محسوب مى شوند؛ مجتهد، روشنفكر، خوشفكر و فعال ؛ كه اين از نعم بزرگ الهى بر ماست . ياد شهيدان گرانقدر هفتم تير را گرامى مى دارم ؛ بخصوص شهيد مظلوم ، مرحوم آقاى بهشتى (رضوان اللّه عليه ) را كه يك عنصر قوى ، مستحكم و بشخصه يك پرچم برافراشته در سير انقلاب بود. شخصيت ايشان و نقاط برجسته اى كه در ايشان وجود داشت و خدمات ماندگارى كه براى نظام اسلامى و كشور كرد، فراموش نخواهد شد.
    يك جمله درباره حادثه مهم هفتم تير عرض كنيم و آن اين است كه شايد از همه ابعاد متعددى كه اين حادثه داشت ، اين بُعد جالب تر باشد كه اين حادثه نشان داد كه ضربه هاى سهمگينى از اين قبيل هم حتّى نمى تواند به استحكام بناى جمهورى اسلامى كه به ايمان و حضور مردم تكيه كرده است ، خللى وارد كند. اين حادثه ، حادثه كوچكى نبود. چنين حادثه اى در هر نقطه دنيا كافى است براى فرو ريختن يك نظام . اين همه اشخاص مؤ ثر، مهم ، خوشفكر و مبارز به دست جنايتكار تروريستها در يك لحظه از بين بروند و نظام آن را تحمل كند و از آن وسيله اى براى استحكام هرچه بيشتر خود به وجود بياورد؛ اين چيز شگفت آورى بود؛ اين به بركت حضور و ايمان مردم و به بركت استحكام ساخت درونى نظام اسلامى بود و به فضل پروردگار هميشه همين طور خواهد بود.
    درباره قوه قضاييه دو سه نكته را عرض مى كنم . يكى اين كه اهميت اين قوه به اين است كه با اعتماد به نفس و رعايت ضوابط و موازين ، كار خود را با قدرت و قاطعيت دنبال كند. خداى متعال موفقيتها را نصيب مجموعه اى خواهد كرد كه با ايمان به كار و راه خود و با به كارگيرى شيوه هاى درست و منطقى ، دنبال هدف باشد؛ اين هرگز تخلف نمى شود. همه توفيقات شما هم در اين سالها كه جناب آقاى شاهرودى به بسيارى از آنها اشاره فرمودند ناشى از اين معناست . اگر انگيزه هاى سياسى و موذيانه را ناديده بگيريم ، در وضع عادى هم قوه قضاييه كسانى را دارد كه از او ناراضى باشند؛ چون طبيعت قضاوت اين است . اگر انگيزه هاى گوناگون موذيانه هم دخالت كرد، آنگاه اين معنا تشديد مى شود. در چنين اوضاع و شرايطى كه براى مجموعه قضايى پيش بيايد، درس بزرگ اين است كه با اعتماد و اتكاى به نفس و استمداد از خداوند متعال و تصحيح روزبه روز كارها و بر طرف كردن اشكالها، راه خود را به سمت اهداف عاليه ادامه بدهد و بداند كه صلاح دنيا و آخرت او در اين است . اين ، هم خدا را راضى خواهد كرد و هم دلها و افكار مردم را به حقانيت مجموعه قضايى متوجه خواهد كرد. "و كفى باللّه حسيبا"؛ حسابگر و قضاوت كننده واقعى در مورد اعمال و رفتار انسان خداست و همين كافى است .
    شما ملاحظه كنيد خداوند متعال حبيب خود، پيغمبر مكرم و معظم را در امتحان دشوارى قرار داد كه در آن واقعه بيشترين چيزى كه در تهديد لطمه بود، آبرو و اعتبار خود پيغمبر بود؛ قضيه اى كه در سوره احزاب بيان شده است ؛ "و اذ تقول للّذى انعم اللّه عليه و انعمت عليه ، اءمسك عليك زوجك واتّق اللّه و تخفى فى نفسك ماللّه مبديه ". در اين حادثه ، افكار و عواطف عمومى ممكن بود عليه پيغمبر تحريك شود؛ موضع ، موضع تهمت بود؛ "و تخشى النّاس واللّه احقّ ان تخشاه ". خدا به پيغمبرش مى گويد ملاحظه حرف اين و آن را مى كنى ، در حالى كه بايد ملاحظه خدا را بكنى . و پيغمبر ملاحظه خدا را كرد و اين امتحان بزرگ و بسيار دشوار را از سر گذراند. در اين جاست كه اين آيه تكان دهنده ذكر مى شود: "الّذين يبلّغون رسالات اللّه و يخشونه و لا يخشون احدا الاّ اللّه ". لازمه تبليغ رسالات الهى اين است . عده اى را بر اثر اشتباه يا سوءفهم يا تبليغات خصمانه و موذيانه در مقابل انسان قرار مى دهند؛ راه مقابله فقط اين است كه انسان محاسبه خدايى را ملاك قرار بدهد. لذا در پايان همين آيه مى فرمايد: "و كفى باللّه حسيبا"؛ خدا محاسبه كننده است ؛ اوست كه قضاوت خواهد كرد كه من و شما در اين راه درست حركت كرده ايم يا نه . اگر خدا اين طور قضاوت كرد، آن وقت خاصيت با خدا بودن اين است كه خود خداى متعال متكفّل اصلاح نظر مردم هم خواهد بود؛ "من اءصلح فيما بينه و بين اللّه اصلح اللّه فيما بينه و بين الناس ". خداى متعال خودش اين بخش قضيه را هم به عهده مى گيرد؛ كمااين كه در قضيه پيغمبر به عهده گرفت و حقيقت را روشن كرد. شهيد عزيز ما، مرحوم بهشتى هم بزرگترين امتحانش اين بود. آن مقدارى كه در آن دوره به اين سيد بزرگوارِ نورانىِ ارزنده برجسته ، دستهاى تبليغاتى دشمن تهمت زدند، به كمتر كسى از عناصر انقلاب در طول زمان اين همه اهانتهاى خصمانه و بغض آلود كردند. گفتند انحصارطلب است ، متكبر است ، قدرت طلب است ، دنبال ديكتاتورى است ؛ اما او راه خود را با قدرت و قوت طى كرد؛ البته جان خودش را گذاشت ، اما در واقع با استقامت در اين راه ، جان و حقيقت و هويت خودش را به عرش اعلى رساند. همه اينها براى ما درس است . اولين توصيه ما به قوه بسيار مهم و مؤ ثر قضايى اين است كه هدف را درست انتخاب كند؛ راه را بر طبق موازين انتخاب كند؛ قدم در آن راه بگذارد و با قوت و اعتماد به نفس و اتكال به خدا پيش ‍ برود و ملاحظه اين را نكند كه يك عده جوسازى و بدى و موذيگرى و بى انصافى مى كنند؛ خداى متعال اينها را اصلاح خواهد كرد؛ اين اساسى ترين كارى است كه قوه قضاييه كه بحمداللّه موفقيتهاى زيادى داشته است در ادامه اين راه براى رسيدن به قله قضاى اسلامى بايد در نظر بگيرد و پيش برود. البته همين جا اين نكته را هم اضافه كنم : تبيين حقيقت و اطلاع رسانى به افكار عمومى هم مهم است ؛ اين را هم نبايد فراموش كرد. نبايد مردم را در ابهام باقى گذاشت . در قضيه نبىّ مكرم (عليه وعلى آله آلاف التحيّة والثّناء) خداى متعال از طرق همين آيه اطلاع رسانى هم كرد؛ يعنى حقيقت قضيه را نشان داد و فهماند كه اين اقدام خطرناك و بسيار جلب كننده سوءظنّ افكار عمومى كه براى پيغمبر به وجود آورد، براى اين است كه يك سنت غلط عملا در جامعه شكسته شود. "ما كان على النبى من حرج فيما فرض اللّه له ". خداى متعال بر او واجب كرد كه اين كار انجام دهد، براى اين كه اين سنت غلط كه فرزندخوانده را در حكم فرزند بدانند، كه مشكلات فراوانى را در نظام اجتماعىِ آن روز به وجود مى آورد، در ميان مردم از بين برود. براى اين كار، پيغمبر را به عنوان يك قربانى حقيقت وسط ميدان آورد؛ اما از پيغمبرش دفاع هم كرد؛ اطلاع رسانى هم كرد. بنابراين اقدام بكنيم ، اما حقيقت را هم براى مردم تبيين كنيم . بدون تبيين حقيقت ، افكار عمومى در ظلمت و فضاى غبارآلود باقى خواهد ماند و دشمن سوءاستفاده خواهد كرد.
    نكته دوم اين است كه نظام اسلامى و هر نظامى به قوه قضاييه اى نياز دارد كه هم مقتدر و هم مورد اعتماد باشد؛ اين دو ركن در كنار هم لازم است . مورد اعتماد بودن به معناى اين نيست كه انسان براى وجاهت مردمى ، از قدرت آن دستى كه ضامن اجراى قوانين است ، بكاهد. اساس قوه قضاييه براى حفظ قانون است . امروز بحمداللّه در كشور ما همه مسؤ ولان دم از تبعيت از قانون مى زنند، اين چيز خيلى مثبتى است ؛ حفظ قانون ، رعايت قانون . حفظ و رعايت قانون چگونه تضمين مى شود؟ يك راه تضمين وجود دارد و آن ، قدرت قوه قضاييه است . كسانى كه اقتدار قوه قضاييه را آماج حملات خود قرار مى دهند، بدانند كه به بى قانونى و هرج ومرج و ابطال و تضييع حقوق ضعفا كمك مى كنند؛ چون قوه قضاييه بازو و پنجه قدرتمند نظام است ، براى اين كه گريبان متجاوز و متخلف از قانون را بگيرد و او را سر جاى خود بنشاند تا مردم بتوانند در پناه قانون زندگى كنند. پس اقتدار قوه قضاييه يك اصل است ، اما در عين حال اين اقتدار بايد به نحوى باشد كه اعتماد مردم جلب بشود و اين با همين اصلاحاتى است كه در قوه قضاييه طراحى شده است و بايد با قدرت تمام دنبال شود. كارهايى كه اشاره كردند، بسيار مهم است . علاوه بر اينها، انبساط عدالت در سرتاسر دستگاههاى قوه قضاييه تا رده هاى پايين در همه جاى كشور است . هر دادگاهى در هر نقطه اى كه مرجع جمعى از مردم هست ولو جمع كوچكى بايد به نحوى عمل كند كه دلگرمى و اعتماد مردم را به خود جلب كند؛ يعنى همه مطمئن بشوند كه اين هسته قضايى كه در اين جا مستقر است ، بر طبق قانون و عدل حكم خواهد كرد. طبيعى است اكثر مردم كه اكثر مردم خوبند خشنود و دلگرم خواهند شد؛ اقليتى هم كه متجاوزان و خودسرها و متعديان به حقوق ديگران هستند، نگران خواهند شد. اين نگرانى ، نعمت بزرگى است . بدانند كه اين پنجه قوى ، در آن نقطه از كشور هم كارآمد است . شرط اعتماد مردم به قوه قضاييه اين است . من مكرر به دوستان و برادران اين نكته را عرض مى كنم كه از تخلف قضايى حتّى در گوشه اى از كشور هم نبايد اغماض و صرفه نظر كرد؛ چون بدنه متصل به مردم ، همين بخشهاى منتشر در سرتاسر كشور هستند؛ مردم با اينها تماس دارند و نزديكند. قضاوت درباره آنها، تعميم پيدا مى كند به قضاوت در كل قوه قضاييه . گاهى مى بينيد يك قاضى يا يك كارمند قضايى در نقطه اى از كشور خداى نكرده به نحوى عمل مى كند كه نظر جمعى از مردم را نسبت به كل قوه قضاييه برمى گرداند و همه اين زحمات و خدمات و تلاشهايى كه اين قدر هم قيمت دارد، بكلى از بين مى برد. بنابراين هم اقتدار قوه قضاييه يك اصل است ، هم معتمَد بودن آن . بايد به گونه اى عمل كرد كه دل مردم گرم باشد.
    نكته ديگرى كه آن هم به نظر من مهم است و بحمداللّه كارهاى خوبى شده است و من اطلاع داشتم ، حالا هم فرمودند، طرح كلى يك قوه قضاييه صددرصد اسلامى و عادلانه و منطبق بر پيشرفتهاى فنى و علمى موجود دنياست طرح كلى قوه قضاييه كه تهيه شده است روى اين كار بايد خيلى سرمايه گذارى كرد. كار قضايى يك كار تخصصىِ محض ‍ است . كسانى كه وارد ميدان طراحى براى قوه قضاييه مى شوند، بايد از علم و تجربه و هوشمندى برخوردار باشند؛ هم حقوق بدانند، هم فقه اسلامى بدانند، هم با قوه قضاييه آشنا باشند، هم ارزيابى درستى از وضع موجود داشته باشند و نقاط قوت و ضعف آن را بدانند، هم نيازهاى جامعه را بدرستى بشناسند و هم از نظر صاحب نظران گوناگونى كه در حوزه و دانشگاه هستند، درباره مسائل قوه قضاييه ، بخصوص مسائل كلان آن مطلع باشند. بر اساس اينها، اين طرح به عنوان يك مجموعه كلى ريخته شود؛ اين مهمترين كار در قوه قضاييه است . اگر به فضل پروردگار اين كار به خوبى و با استحكامِ كامل انجام بگيرد، تا سالهاى متمادى قوه قضاييه مى داند بايد چه كار بكند؛ چه بخشى را احداث كند، چه بخشى را ترميم كند، چه بخشى را اصلاح كند، چه بخشى را بردارد. بهترين متخصصان در اين زمينه ها بايد در راءس اين كار باشند و درباره اين مساءله نظر بدهند.
    مساءله امنيت قضايى هم كه در برخورد و مراجعه و مواجهه با دستگاه قضا مردم احساس امنيت كنند، بسيار مهم است ؛ اين نگاهِ بسيار دقيق و حساس و جستجوگر را در درون قوه قضاييه مى طلبد. بحمداللّه ما در قوه قضاييه ، قضات پاكدامن ، شريف ، دانا، مسلط بر كار و باوجدان خيلى داريم . الحمداللّه بدنه قوه قضاييه ، بدنه بسيار خوبى است ؛ منتها در هر مجموعه اى بايد هميشه انسان اين بيم را داشته باشد كه آدمهاى سست بنياد، سست عقيده و سست عمل حضور دارند؛ از اين احتمال نبايد صرف نظر كرد؛ بايد دايم مثل دوربينى كه با نورافكن محوطه اى را جستجو مى كند، چشمهاى جستجوگر مسؤ ولان عالى قوه به طور دايم در داخل قوه قضاييه جستجو كند؛ آنگاه امنيت قضايى به معناى واقعى كلمه به وجود آيد. اگر امنيت قضايى به وجود آمد، امنيت سياسى ، امنيت اجتماعى ، امنيت اقتصادى ، امنيت اخلاقى و امنيت فرهنگى هم به وجود خواهد آمد. ملاحظه مى كنيد امروز دشمنان ، امنيت اجتماعى و مدنى ما را هدف قرار داده اند؛ اين چيزى است كه به طور واضح و جلوى چشم ، همه مى بينند و مشاهده مى كنند. دشمنانى كه با اساس جمهورى اسلامى مخالفند، امروز بهترين راه اعمال مخالفت خود را در اين پيدا كرده اند كه امنيت كشور را به خطر بيندازند. علاوه بر امنيت اخلاقى و فرهنگى كه چند سال است دشمن روى آن با شدت كار مى كند كه مكرر به عنوان هشدار به مسؤ ولان ، تهاجم فرهنگى دشمن را يادآور شده ايم و علاوه بر امنيت سياسى كه دشمن در حركت سياسى كلان نظام مى خواهد اختلالاتى ايجاد كند، امروز در صدد است امنيت اجتماعى و مدنى مردم را از بين ببرد. ما جزو كشورهايى هستيم كه به توفيق پروردگار بيشترين امنيت اجتماعى و مدنى را داشته ايم . سالهاست كه آحاد مردم با آرامش و همبستگى در امنيت زندگى مى كنند؛ مى خواهند اين را از بين ببرند؛ مى خواهند كارى كنند كه يك انسان در جامعه ، بر مال و فرزند و جوان و بر تحصيل و ادامه راه خود به سوى آرمانهايى كه هر شخصى دارد، هيچ گونه امنيت و تضمينى نداشته باشد؛ اين عينا همان نقشه اى است كه اول انقلاب طراحى كردند تا امنيت را از بين ببرند. آن روز هم هدف اصلى را امنيت جامعه قرار دادند. آن روز هم مى گفتند آزادى نيست و به بهانه دروغين مطالبه آزادى ، امنيتى را كه داشت بتدريج مستقر مى شد، مى خواستند نگذارند مستقر شود؛ اما نظام بر اين حركت دشمن فائق آمد. امروز هم به بهانه دروغين و مزورانه مطالبه آزادى هاى مدنى مى خواهند امنيت مدنى و اجتماعى را از بين ببرند، كه باز هم فائق نخواهند آمد. باز هم دشمن در مقابل اراده ملت ايران و در مقابل ايمان و ايستادگى اين مردم ، بسيار ضعيف و زبون است ؛ اين را دشمن بارها تجربه كرده است ، باز هم تجربه خواهد كرد. بالاخره عده اى از مردم را دچار مشكل مى كنند. دستگاهى كه در اين قضايا مى تواند نقش ايفا كند، از جمله ، دستگاه قضايى است . البته دستگاه هاى اجرايى و سياسى كشور هم نقشهاى مهم و فعال دارند و بحمداللّه امروز همه متوجه مسؤ وليتهاى خود در اين زمينه ها هستند. دستگاه قضايى هم نقش بسيار مهمى دارد و اين ان شاءاللّه با توجه به امنيت قضايى مردم و با رعايت آداب قضا در اسلام و حفظ حقوق مردم در همه مراحل قضا، تاءمين خواهد شد.
    اميدواريم خداوند متعال به شماها كمك كند و همه ما را هدايت كند به آنچه رضاى او و صراط مستقيم او در آن هست و قلب مقدس ولى عصر (ارواحنافداه ) از همه شما خشنود و راضى باشد و ان شاءاللّه بتوانيم شاهد پيشرفت روزافزون كارهاى شما در اين زمينه هاى بسيار حساس و مهم باشيم .

    والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

  8. #168
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار مسئولان نظام15/05/1382

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار مسئولان نظام
    15/05/1382
    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
    الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم المصطفي محمد و علي اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين سيما بقيه الله في الارضين .
    اولا به همه ي برادران و خواهران عزيز خوش آمد عرض مي كنم ; اميدوارم اين جلسه براي همه ي ما داراي بركت و فيض باشد; ثانيا از بيانات مستوفاي آقاي رئيس جمهور تشكر مي كنم ; بيانات بسيار خوبي بود; بخصوص بخش مربوط به جامعه ي اخلاقي و معنوي كه در آن , هم انديشه بود , هم ايمان بود , هم دلسوزي بود , هم تيزبيني و هوشمندي بود.
    آيه ي شريفه يي را مطرح مي كنم تا طليعه ي سخن ما به كلام الهي مزين شود : " بسم الله الرحمن الرحيم . تلك الدار الاخره نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقين " . آيه ي ديگري را هم اين جا تلاوت مي كنم كه در آخر سخن , درباره ي آن هم چند جمله يي عرض خواهم كرد : " ان الذين تولوا منكم يوم التقي الجمعان انما استزلهم الشيطان ببعض ما كسبوا و لقد عفا الله عنهم ان الله غفور حليم " .
    رسيدن به هدفهاي بلند نظام اسلامي , همتي مي خواهد به همان بلندي , و پاي استواري مي خواهد تا بتواند اين مسير دشوار را تا رسيدن به قله ها طي كند; و اين جز با اتصال به منبع قدرت , امكانپذير نيست . هرجا شما در طول تاريخ , حاكميت عدل و دين و معنويت و اخلاق را مشاهده كرده ايد , در مركزيت و قلب آن , يك دل آگاه و در مجموعه ي آن , دلهاي متوجه و متضرع الي الله را حتما ديده ايد; صدر اسلام هم همين طور بوده است . در طول تواريخ گذشته , هرجا چنين پديده يي پيدا شده ـ كه نادر هم بوده ـ همين طور بوده است . زمان خود ما هم اين پرچم به دست كسي برافراشته شد كه دل ذاكر و روح خاضع و خاشع او را در مقابل خداوند همه بعينه مشاهده كردند و آثار آن را ديدند. ما بايد خود را بيشتر به اين سمت بكشانيم و متمايل كنيم ; خود را نيازمند كمك الهي بدانيم ; اين را احساس كنيم . به توانايي هاي خود و آنچه به نظر ما قدرت ماست , تكيه ي استقلالي و ذاتي نكنيم ; از خدا كمك بخواهيم و خود را محتاج او بدانيم . مثل قارون و بعضي امتهاي گذشته كه قرآن در دو جا اين را نقل مي كند , نگوييم : " انما اوتيته علي علم عندي " ; با تلاش و هنر خودم اين را به دست آوردم ; اين غلط است . كمك را هميشه از خدا بخواهيم ; راه را هم به سوي او باز بدانيم . راه همه ي ما به سوي خدا باز است ; " و ان الراحل اليك قريب المسافه و انك لا تحتجب عن خلقك الا ان تحجبهم الامال دونك " . هر وقت ما با دل پاك و نيت خالص به خدا رو بياوريم , درهاي رحمت خدا گشوده و فيض الهي شامل حال ما خواهد شد; اين را بدانيم و كوتاهي نكنيم .
    ضمنا خود را خويشاوند خدا هم ندانيم و به خويشاوندي وهمي با خدا غره نشويم . يكي از چيزهايي كه در دعاها ما را بشدت از آن پرهيز داده اند , " الاغترار بالله " است . نگوييم ما كه بندگان خوب خدا هستيم , نقمت الهي ما را نمي گيرد; نه , اين خطاست . خداي متعال با هيچ كس , با هيچ قومي و با هيچ ملتي خويشاوندي ندارد; عمل و نيت و صدق و مجاهدت آنهاست كه تاثير مي گذارد و رحمت الهي را جلب مي كند. همچنين به خاطر جلب نظر فرعونهاي عالم و طاغوتهاي دوران , خدا را ناديده نگيريم ; اين هم يك شرط ديگر است . اگر اين كارها بشود , ما به منبع لايزال قدرت الهي متصل مي شويم .
    يك خصوصيت ديگر هم مخصوص من و شماست ; يعني مايي كه به خاطر مسووليتهامان حوزه ي اقتداري داريم ; چه كوچك , چه بزرگ . اين , مضمون آيه يي است كه تلاوت كردم : " تلك الدار الاخره نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارض و لا فسادا " . دنبال استعلا و سلطه جويي و برتري جويي بر مردم نباشيم . اين كار , سخت است ; اما ممكن و لازم است . سلطه جويي , آفتي است كه قدرتمداران عالم را هميشه تهديد كرده و بسياري را لغزانده است . ما كه قوي تر از آنها نيستيم ; بايد مواظب و مراقب باشيم تا نلغزيم . از اميرالمومنين (عليه الصلاه والسلام ) نقل شده است كه فرمود : " نزلت هذه الايه في اهل العدل و التواضع من الولاه و اهل القدره من الناس " ; اين آيه اصلا براي قدرتمندان , ولات و مسوولان است ; از روساي سطح بالا گرفته تا مديريتهاي مياني و تا هرجا كه حوزه ي قدرتي وجود دارد. آفت كار ما اين است كه از حوزه ي اقتدار براي سلطه جويي , زورگويي و افزون طلبي استفاده كنيم ; اين خطر بزرگي است . انتهاي آيه مي فرمايد : " والعاقبه للمتقين " . بعضي اين عاقبت را " آخرت " گفته اند; بعضي هم احتمال داده اند دنيا را نيز شامل شود; كه به نظر ما هم همين طور است . عاقبت , متعلق به متقين است . فرجام نيك دنيوي و اخروي متعلق به كساني است كه اهل تقوا و پرهيزگاري باشند.
    آنچه من در مجموع براي كار خودمان ـ كه ابتلاي به مسووليت پيدا كرده ايم ـ مي فهمم , اين است كه بايد آخرت را در همه ي تصميم گيريها و اقدامهاي خود تاثير بدهيم و براي آن , نقش قائل شويم . بعضي براي حرف مردم و نظارت مردمي نقش قائل مي شوند; اما براي نظارت الهي و چيزي كه فرداي ما مشتمل بر آن است , نقش قائل نمي شوند. ما در هر سني , لب مرز هستي و نيستي هستيم ; البته يكي مثل ما پا به سن گذاشته و درباره ي او احتمالش بيشتر است , اما جوانها هم همين طورند. آن طرف مرز مرگ , محاسبه ي الهي و مواخذه ي حساب كش هاي دقيق الهي است ; بايد به فكر باشيم ; حيات و ابديت و سرنوشت حقيقي آن جاست ; اين را نقش بدهيم . ما اين چند صباح آمده ايم آن جا را آباد كنيم . در نطقي كه مي كنيم , در امضايي كه مي كنيم , در مشورتي كه مي دهيم , در تصميمي كه مي گيريم , در عزل و نصبي كه مي كنيم , به آخرت و رضاي الهي و محاسبه ي اخروي نقش و تاثير بدهيم ; اين به نظر من مهم است . اگر اين طور شد , آنگاه قدرت مي شود خير. بعضي تصور مي كنند قدرت يا ثروت ذاتا شر است ; در حالي كه اين طور نيست ; قدرت و ثروت مثل بقيه ي مواهب زندگي , زينت زندگي است ; " زينه الحياه الدنيا " . ما از اين قدرت چگونه استفاده مي كنيم اگر استفاده ي خوب كرديم , خير است ; اگر در خدمت مردم قرار داديم , خير است ; اگر در خدمت ترويج اخلاق و معنويت و صلاح و رستگاري انسانها قرار داديم , خير است ; اما اگر در خدمت مطامع شخصي و هواهاي نفساني قرار داديم و مثل حيوانهاي درنده , عليه اين و آن به كار گرفتيم , مي شود شر; هرچه بيشتر باشد , شرش هم بيشتر است ; هرچه بالاتر باشد , شرش هم شديدتر است .
    عزيزان من ! اگر من و شما در موقعيتهايي كه هستيم , بتوانيم نيتهاي خود را به اين جهت هدايت كنيم , دستاورد بزرگي خواهيم داشت و قبول مسووليت در چنين نظام و كشوري و براي چنين مردمي , آن هم در چنين دنياي پرضلالت و پرآشوبي , افتخار بزرگي خواهد بود. در دعاي صحيفه ي سجاديه مي فرمايد : " واجعل لنا من صالح الاعمال عملا نستبطي به المصير اليك " . شب امتحان ديده ايد بچه هايي كه خوب كار كرده اند , بي طاقت اند تا زودتر زمان امتحان فرا برسد; اما كسي كه درس بلد نيست و كار نكرده است , از امتحان مي ترسد و دلش مي خواهد هرچه بيشتر تاخير بيفتد. وقتي انسان كار نيك برجسته يي مي كند ـ " نستبطي به المصير اليك " ـ براي رسيدن به خدا احساس تاخير مي كند; مي بيند دير شد; دلش مي خواهد زودتر به لقاي الهي نايل شود; چون مي داند اين كار خير و اين عمل نيك در آن جا منتظر اوست . " و نحرص علي وشك اللحاق بك " ; دلمان مي خواهد هرچه زودتر به آن برسيم . در چنين حالتي , انسان در مقابل حوادث دنيا و در برابر مرگ , امنيت رواني پيدا مي كند. مرگ براي همه ي انسانها هولناك است ; اما وقتي انسان چنين حالتي پيدا كرد , در مقابل مرگ امنيت رواني پيدا مي كند; ديگر از مرگ ترس و واهمه يي ندارد; مي داند آن طرف , چنين دستاورد مهمي وجود دارد. اگر من و شما بتوانيم اين نيت خير را انجام دهيم , از عبادات شخصي و اعمال شخصي بسيار بالاتر است .
    حوزه مسئوليت
    چند محور را يادداشت كرده ام تا عرض كنم . يكي اين كه حوزه ي مسووليت خود را بشناسيم و قدر آن را بدانيم . كشور بزرگ و ملت عظيم الشان ما علاوه بر جهات تاريخي و فرهنگي و ميراث بسيار گرانقيمتي كه از گذشته دارد , خود او آفريننده ي افتخارات و ارزشهاست . ما امروز براي چنين ملت و كشوري داريم كار و تلاش مي كنيم . نظام جوان و كارآمد اسلامي , امروز دست شماست ; نظامي كه گذشت زمان نتوانسته پايه هاي اصولي و ارزشي آن را كهنه و پوسيده كند; همچنان نو , شاداب و با طراوت است . به مسووليت در اين نظام , احساس افتخار كنيم .
    برخي از خصوصيات , خصوصيات طبيعي كشور ماست كه برجستگي دارد. من خواهش مي كنم مسوولاني كه از مواهب طبيعي الهي در كشور ما آگاهي و آمارهاي خوبي دارند و براي ما هم مطرح كرده اند , اينها را در اختيار افكار عمومي و بخصوص در اختيار مسوولان قرار دهند; به جاي اين كه آيه ي ياس بخوانند و هر تلاشي را ناموفق جلوه دهند , اين همه امكانات و توانمنديها و موجودي با ارزشي كه در اين كشور بزرگ نهفته است , براي مردم بيان كنند. ما تقريبا يكصدم جمعيت دنيا را داريم ; خاك ما هم تقريبا يكصدم سطح خشكي هاي دنياست ; اما سهم ما از منابع طبيعي , بسيار بيشتر از معدل سهم يكصدم ماست . در نفت , ذخاير ما برجسته است و در شمار چند كشور اول دنيا هستيم . دومين ذخيره ي غني گاز در همه ي دنيا را ما داريم , كه از سهم معدل ما خيلي بيشتر است . دو درصد معادن آهن دنيا در كشور ماست , كه دو برابر سهم ماست . معادن مس ما پنج درصد همه ي مس دنياست ; يعني پنج برابر سهم ماست . معادن روي و سرب ما سه و نيم درصد است , كه چند برابر سهم طبيعي ما در دنياست . خيلي از كشورها اينها را ندارند. متخصصين و مطلعين اين كار گفته اند ـ كه به نظر من نكته ي بسيار جالبي است ـ كه سرب و روي و مس , فلزهاي پايه نام دارند; هر كشوري اين معادن را داشته باشد , مشخص مي شود كه اغلب معادن كاني ديگر را هم دارد. ممكن است ما معادن فلزي كشف نشده ي ديگري هم داشته باشيم , كه وجود اين سه عنصر ـ يعني مس و روي و سرب ـ در كشور ما , آن هم به ميزان زياد , نشان دهنده ي وجود آن معادن هم هست .
    از بيست و چهار نوع ماده ي معدني فلزي , دوازده نوع آن در ايران وجود دارد كه تا الان شناخته شده ; ممكن است بيشتر هم باشد كه بعدها شناخته شود. از پنجاه نوع ماده ي معدني غيرفلزي كه در دنيا شناخته شده , سي و شش نوع آن در ايران وجود دارد; يعني تنوع معادن فلزي و غيرفلزي . اينها امكانات طبيعي باارزشي است كه ما در كشور داريم . تنوع اقليمي و آب و هواهاي مختلف در كشور ما خودش يك فرصت بزرگ است . درياها در جنوب و شمال , از فرصتهاي بسيار باارزش است . موقعيت مهم جغرافيايي و ارتباطي در اتصال شرق و غرب عالم , از لحاظ بازرگاني و بسياري فعاليتهاي ديگر , از موقعيتهاي باارزش است . جمعيت جوان و با استعداد ما , يك فرصت ديگر است . مايه ي تاسف است كه بعضي ها از كثرت افراد جوان در كشور ما به عنوان يك نعمت ياد نمي كنند; در حالي كه اين بزرگترين سرمايه است . اين همه جوان تشنه ي كار و فعاليت , چيز بسيار باارزشي است . البته همه ي امكاناتي كه من به گوشه ي كوچكي از آنها اشاره كردم , قرنهاي متمادي در اختيار سلاطين مستبد و حكام ديكتاتور در اين كشور بود. شما به شرح حال اين پادشاهان نگاه كنيد ـ البته متوني كه بيشتر در اختيار ماست , خاطرات و گزارشهاي دوران قاجار و پهلوي است ـ اينها كشور را مال خودشان مي دانستند; مثل يك ملك شخصي كه يك عده در آن جا دارند كار مي كنند و بالاخره بايد چيزي بخورند و زندگي يي بكنند; بنابراين مردم نقشي نداشتند. طبعا آن پادشاهان و حكام به سرنوشت كشور و به پيشرفت علمي كشور اهميتي نمي دادند. سالهاي متمادي اين طور گذشت و كشور ما از اين امكانات استفاده نكرد. اما در دوره ي انقلاب , پيشرفتها فوق العاده و چشمگير است . آنچه آقاي رئيس جمهور گفتند , بسيار درست بيان كردند. البته مطالبي كه گفته مي شود , گوشه يي از موفقيتهاست .
    انقلاب و نظام اسلامي , كشوري را كه حدود هفتاد و چند درصد بيسواد داشته , تحويل گرفته ; اما امروز ما به كشوري با درصد بسيار بالاي سواد تبديل شده ايم , كه من درصد آن را تعيين نمي كنم , چون نمي خواهم يكي دو درصد بالا و پايين گفته شود; اما درصدش مشخص است . در توسعه ي دانشگاه و دانشجو , كشور ما يك كار معجزه آسا انجام داده است . بيش از ده برابر وقتي كه نظام اسلامي تشكيل شد , ما امروز دانشجو داريم . ما در همه ي اقطار كشور دانشگاه داريم . كدام شهر كوچك و بزرگ در اطراف اين كشور هست كه يكي دو تا يا بيشتر دانشگاه در آن نباشد در عرصه ي فناوري ـ پتروشيمي , نفت , فولاد , توليدات و صنايع دفاعي ـ پيشرفتها حيرت آور است . سامانه هاي دفاعي يي كه امروز در كشور توليد مي شود , يك روز به رويا و خواب هم نمي آمد كه كشور ما بتواند حتي محصولاتش را داشته باشد; اما امروز دارند اينها را توليد مي كنند. در فناوري برتر كه در دنيا با افتخار از آن ياد مي شود , مجبور شدند علي رغم همه ي دشمنيها بگويند ايران جزو ده كشوري است كه توانسته چرخه ي سوخت هسته يي را توليد كند; اين چيز كمي نيست . البته وقتي چنين موفقيتي پيش مي آيد , اين جنجال را هم دنبالش راه مي اندازند كه بله , اينها مي خواهند چنين كنند , چنان كنند; بمب بسازند. اين پيشرفتهاي مهم به بركت نظام اسلامي به وجود آمده است .
    هر كدام از دانشگاه هاي مهم و بزرگ كه بنده گاهي از آنها بازديد داشته ام ; از دور هم اطلاع داشتم , از نزديك هم كه مي روم , مي بينم كارهاي تحقيقاتي شان تحسين برانگيز است ; و اين در حالي است كه گرفتاريهاي دولت در طول سالهاي گذشته كمتر اجازه داده سهم بودجه ي تحقيقات , آن چنان كه بايد و شايد , باشد. در زمينه هاي پزشكي و همچنين توجه به زير ساخت هاي كشور ـ احداث سد , راه , پايانه هاي دريايي براي نفت ـ و ديگر چيزها پيشرفتهاي چشمگيري داشته ايم ; اينها واقعا به فضل پروردگار و در عين استقلال و استغنا به وجود آمده است . همه ي درهاي اساسي را در دنيا روي ما بسته بودند; شايد اين براي ما نعمتي بود; " عسي ان تكرهوا شي و يجعل الله فيه خيرا كثيرا " . گاهي اوقات از اين كه درهاي دنيا روي ما بسته باشد , خيلي ناراحت مي شويم ; اما همين موجب مي شود كه ما به خودمان بپردازيم و از استعداد خودمان استفاده كنيم و اين رشدها و شكوفايي ها به وجود بيايد. كارشناسها , داخلي ; كنندگان اصلي , داخلي . البته از دانش جهاني تا آن جايي كه توانسته ايم , استفاده كرده ايم ; چون دانش جهاني متعلق به همه ي انسانهاست ; دانش ما هم متعلق به همه ي انسانهاست . يك روز دنياي اسلام به همه ي دنيا خدمت كرد , امروز هم ما از دانش جهاني استفاده مي كنيم . در دوران انقلاب , ما تحريم و جنگ و مشكلات گوناگون و كارشكني ها داشته ايم ; اما به فضل پروردگار اين موفقيتها در نظام اسلامي به دست آمده و جزو افتخارات نظام اسلامي است .
    در كنار همه ي اينها و يكي از مهمترين اقلام , مردم سالاري ديني است ; مردم سالاري برخاسته ي از اسلام كه مايه ي افتخار مسلمانهاست . اين كشور هرگز طعم بروز و تجسم اراده هاي مردمي را در طول تاريخ اش نچشيده بود; جز در يك دوره ي كوتاه در زمان نهضت ملي شدن صنعت نفت , آن هم با آن همه محدوديتها كه داستان آن مفصل است . زمان بسيار كوتاهي بود; بعد هم طاقت نياوردند و زدند خرابش كردند و نتوانست خود را نگه دارد. ما توانسته ايم مردم سالاري , حضور مردم در انتخابات , در تعيين رئيس جمهور , در تعيين نمايندگان مجلس و حضور در عرصه هاي سياسي و تصميم گيري را در كشورمان شاهد باشيم ; اين هنر بزرگ نظام اسلامي است . عزيزان ! من و شما در چنين نظامي داريم خدمت مي كنيم ; به اين خدمت افتخار كنيم . اين افتخار را به جوانهاتان هم منتقل كنيد; بگذاريد نسل جوان احساس افتخار كند كه در ايران اسلامي زندگي مي كند. دشمن عكس اين را مي خواهد; مي خواهد كاري كند كه نسل جوان و غير جوان ما احساس سرشكستگي كنند. نقاط ضعفي را كه داريم ـ كه يقينا از نقاط ضعف خالي نيستيم ; همه ي ملتها و همه ي كشورها هم نقاط ضعف دارند ـ چند برابر بزرگ مي كنند و روي آن تبليغ مي كنند و بارها و بارها آن را تكرار مي كنند. اين قدر يك دروغ را تكرار مي كنند كه خود دست اندركاران هم كه مي دانند دروغ است , يواش يواش باورشان مي آيد. دشمن دارد اين طوري عمل مي كند , براي اين كه احساس افتخار را از ما بگيرد; عكس اش عمل كنيد; احساس افتخار را در خود , در جوانهاتان و در اين نسل نوساخته ي رو به بالندگي ترويج كنيد. بحمدالله اين امكانات ماست .
    ما چالشها و مشكلاتي هم داريم ; اين هم محور ديگري است كه مي خواهم عرض كنم . چالشها و مشكلات , يكي دو تا نيست ـ زياد است ـ ليكن مهمترين آنها را من دو چيز مي بينم : يكي تشكيل يك جبهه ي متحد عليه ماست , كه متحدين اين جبهه هم عبارتند از امريكا و صهيونيسم . هيچ گمان نشود كه يك اتحاد جهاني عليه جمهوري اسلامي وجود دارد; نه , آن جبهه ي متحد و مركزي كه عليه نظام اسلامي با همه ي توان دارد كار مي كند , دو عضو دارد : يكي رژيم ايالات متحده ي امريكاست , يكي هم رژيم صهيونيستي و پشتيبانان صهيونيست اش در همه ي عالم , كه البته قدرت و ثروت و نفوذشان در دنيا كم نيست . علت دشمني هاشان هم معلوم است . ايران يك روز پا انداز آمريكايي ها بود; هر كاري در اين كشور مي خواستند , انجام مي دادند; سررشته ي امور اقتصادي دست خودشان بود , سررشته ي امور فرهنگي دست خودشان بود , عزل و نصب هاي مهم و موثر در اختيار آنها بود; در واقع حكومت در اختيار آنها بود; مي بردند , مي خوردند , استفاده مي كردند; اما در حال حاضر اين را از دست داده اند.
    علاوه ي بر اين و شايد مهمتر از اين چالش اين است كه حركت عظيم ملت ايران نقطه ي عزيمتي براي دنياي اسلام شد. امروز بيداري اسلامي , از شرق دنياي اسلام ـ حداقل از پاكستان ـ تا شمال آفريقا را فرا گرفته است . مردم اسلام خواهي دارند و آن را علني كرده اند; اين خطر بزرگي براي امريكاست . آنها تصريح هم مي كنند و مي گويند منافع ما تهديد مي شود. البته راست هم مي گويند , منافعشان تهديد مي شود; منتها اين منافع نامشروع است . بله , منافع نامشروع و ظالمانه شان با حركت بيداري اسلامي تهديد مي شود. اينها با نظام اسلامي بجد مخالفند; صهيونيست ها هم كه معلوم است . صهيونيست ها احساس كردند كه با پيدايش نظام اسلامي , نفس و جان جديدي به مقاومت ملت مظلوم فلسطين دميده شد. جمهوري اسلامي را متهم مي كنند كه به مردم فلسطين كمك تسليحاتي مي كند; همه ي اينها دروغ است ; خود ملت فلسطين است كه به پا خاسته است . البته بله , بلاشك آنها از حركت اسلامي متاثرند. بنابراين صهيونيست ها با اين نقطه ي كانوني بشدت مساله دارند و با آن مخالفند.
    از اول انقلاب هم اين تحركات به شكل هاي مختلف وجود داشته است . همه ي شماها يادتان هست ; از تحركاتي كه در سفارت امريكا براي براندازي مي شد , شروع گرديد ـ كه از جمله ي نمودهاي آن , طراحي مقدمات كودتا در پايگاه شهيدنوژه بود , كه جوانان مستقر در سفارت در آن روزها حدود صد جلد كتاب بسيار مهم از اسناد آنها منتشر كردند; اينها اسناد مهم زمان ماست , اما نمي گذارند روي اين اسناد تبليغات شود ـ تا حمله ي به طبس , تا تشويق عراق به جنگ , بعد كمك عراق در جنگ , بعد حمله به هواپيماي مسافربري ما , حمله به سكوهاي نفتي ما , و تحريم اقتصادي ما در چند نوبت , كه اين را در سالهاي اواسط دهه ي 70 به شكل قانوني درآوردند; قانون معروف به داماتو. عنادها و بغض ها و كينه هاي اينها را اين طوري بايد فهميد.
    هرجا جمهوري اسلامي حركتي را كه به سازندگي و آباداني كشور كمك مي كرد , شروع كرد , اينها اگر توانستند , جلوي آن را گرفتند; البته خيلي اوقات هم به فضل پروردگار نتوانستند. در جنگ , ما بسياري از تسليحات و خيلي چيزهاي ديگر را علي رغم ميل اينها به دست مي آورديم ; اما تا آن جايي كه توانستند , عامل كارشكني و خرابكاري شدند; از خط لوله ي گاز گرفته تا بقيه ي كارهاي فراواني كه انجام شده است . مثلا " در زمان دولت قبلي , ژاپني ها قرارداد پروژه ي احداث سد بر روي كارون را بسته بودند; اما اينها رفتند خرابش كردند. بعضي ها به آنها اعتنا كردند , بعضي ها هم اعتنايي نكردند و كارهاشان را ادامه دادند. ما پيش رفته ايم و كار خودمان را كرده ايم ; اما آنها از دشمني و عناد هيچ كم نگذاشته اند; و البته ادامه هم خواهد داشت تا هنگامي كه مايوس شوند. نه فقط براي برنامه هاي چهارم و پنجم , بلكه در چشم اندازهاي كلي براي هر تحرك سياسي و اقتصادي در كشور , اين نقطه حتما مورد نظر باشد. بايد به جايي برسيم كه دشمن احساس كند نمي تواند; بايد مايوس شود; آنگاه دشمني ها به پايان خواهد رسيد و يا كم خواهد شد. تا وقتي دشمن اميدوار باشد كه مي تواند نظام اسلامي را ريشه كن كند , تلاش خواهد كرد و ضربه وارد خواهد آورد. همه ي همت ما بايد اين باشد كه آن چنان ساخت را مستحكم كنيم كه دشمن احساس كند هر تيغي وارد بياورد , تيغش كند و به ضرر خودش تمام خواهد شد و هر گلوله يي بزند , به طرف خودش كمانه خواهد كرد.
    البته از وقتي جنگ سالاران و نومحافظه كاران كنوني حكومت آمريكا ـ كه واقعا اينها يك گروه جنگ سالارند و محور كارشان بر جنگ و تهاجم نظامي است سر كار آمده اند , تهديدها لحن و زبان ديگري گرفته است . ما در مقابل اين چالش چه بايد بكنيم ما بايد قدرت خود را زياد كنيم و دفاع قانوني و مشروع خود را انجام دهيم ; منطق اين را حكم مي كند و همه ي شواهد و قرائن و دلايل سياسي و ديپلماسي هم همين را تاييد مي كند. البته استحكام داخلي به معنايي نيست كه آنها خيال مي كنند ـ يعني رسيدن به فلان سلاح ـ و همان طور كه آقاي رئيس جمهور اشاره كردند , سلاح هسته يي كاري از پيش نمي برد. بعلاوه , ما اصلا , منطقا و مبنائا با سلاحهاي كشتار جمعي به اين شكل موافق نيستيم . در زمان جنگ هم ما سلاحهاي ميكربي و شيميايي را ممنوع دانستيم ; همان وقت هم دولت ما اين را اعلام كرد. پس استحكام داخلي به معناي ديگري است كه بعد اشاره يي خواهم كرد. بنابراين ما بايد قدرت خود را زياد كنيم ; والا هر گونه عقب نشيني در مقابل قدرت متكبر و زورگو , يكطرفه و تشويق به تعرض و تجاوز بيشتر خواهد بود; اين را ما در طول چند سال در صحنه هاي گوناگون تجربه هم كرده ايم . هرجا عقب نشيني يي مشاهده كرده اند , يك قدم جلو آمده اند; ممنون نشده اند كه بگويند بالاخره اينها يك امتياز دادند , ما هم يك امتياز بدهيم . در مقابله و مواجهه ي قدرت , اين حرفها معنا ندارد. قدرتهاي مادي , اين مطالب سرشان نمي شود. وقتي ديدند طرف يك قدم عقب رفت يا مرعوب شد , احساس مي كنند پس بايد فشار را بيشتر كرد.
    تنها چيزي كه مي تواند كشور ايران و نظام اسلامي را حفظ كند , استحكام داخلي و عزم جزم بر دفاع مشروع و منطقي است . در بيست وپنج سال گذشته هم همين كار بدون تكيه ي بر ديگران صورت گرفته است . بعضي خيال مي كنند اگر ما بخواهيم به آمريكا " نه " بگوييم , بايد به اروپا تكيه كنيم . مگر ما وقتي در دوره ي جنگ , با امريكا مقابل بوديم , به شوروي ـ كه با امريكا دشمن و مخالف هم بود ـ تكيه كرديم دشمني شوروي سابق در دوره ي جنگ , كمتر از امريكا در صحنه ي عمل نبود. اگر من و شما به شرايط استحكام داخلي عمل كنيم ـ ملت كه عمل مي كند ـ دشمن نمي تواند ضربه بزند.
    البته دشمن موذيگري مي كند , راه را دشوار مي كند , هزينه هايي را بر ما تحميل مي كند; منتها رسيدن به مرتبه ي عالي عزت و پيشرفت , هزينه هايي هم دارد. پيدا كردن عزت و اعتلا , هزينه دارد. ذلت هم هزينه دارد; مگر ذلت هزينه ندارد الان شما ببينيد افسر امريكايي دست زن افسر بعثي را مي گيرد و با خودش مي برد; ولي بعثي عراقي جرات نمي كند حرف بزند; ذلت از اين بالاتر هم ذليل شده اند و هم دارند هزينه اش را مي پردازند. ارتشي كه در مقابل دشمن مقابله نمي كند , نتيجه اش اين است . بله , رسيدن به عزت , اعتلا و قدرت , هزينه هايي دارد; بايد هزينه ها را پرداخت , بايد عمل كرد و پيش رفت .
    آنچه من احساس مي كنم , اين است كه وعده ي الهي به ما تاكنون در تجربه ي شخصي و كوته بينانه ي ما هم وعده ي صادق و عملي بوده است ; " انه من يتق و يصبر فان الله لا يضيع اجر المحسنين " . هرجا ما تقوا پيشه كرديم , صبر كرديم و ايستادگي نشان داديم , خداي متعال اجر ما را ضايع نكرد; اما هرجا وادادگي نشان داديم , ضربه خورديم و آن جا اختلال به وجود آمد; الان هم همين طور است . خداي متعال به پيغمبرش فرمود : " فاستقم كما امرت " . استقامت , يعني در همين خط مستقيم پايداري كردن و پافشاري كردن و زاويه يي ايجاد نكردن ; علاج مشكلات كشور ايران همين است و من و شما بايد به اين نكته توجه كنيم .
    البته امروز چهره ي زشت زورگويي امريكا براي دنيا آشكار شده است ; اين هم به ما كمك مي كند. ديگر حقوق بشر و دمكراسي و اين حرفها و شعارها امروز در دنيا رنگ باخته است . با كاري كه اينها در عراق و افغانستان كردند و با نيات شومي كه ابراز داشتند , چهره ي واقعي خود را نشان دادند. در ملاقاتي كه هفته ي پيش نخست وزير رژيم صهيونيستي با رئيس جمهور امريكا داشت , آن طور كه در خبرها آمده بود , رئيس جمهور امريكا نقشه ي اسرائيل بزرگ ـ از نيل تا فرات ـ را به نخست وزير رژيم صهيونيستي هديه داد! معناي اين كار چيست كشورهاي اسلامي چطور مي توانند به حرفهاي اينها حسن ظن داشته باشند چطور مي توانند به امريكا به چشم يك حكم در قضيه ي فلسطين نگاه كنند شعار " از نيل تا فرات " , شعار تجاوزگرانه ي زورگويانه ي غاصبانه ي نابحق و باطلي است كه خود صهيونيست ها اين اواخر آن را انكار مي كردند و مي گفتند اين حرفها دروغ است ; اما الان جنگ طلب ها و جنگ سالارهاي امريكايي به اين شعار تظاهر مي كنند! چهره ي اينها در دنياي اسلام آشكار شده است ; گيرم در فلان كشور اسلامي يا عربي سرانشان جرات نكنند حرف بزنند; ملتها كه مي فهمند و مي شنوند. آنكه در مقابل آنها خواهد ايستاد , ملتهايند.
    برنامه چهارم توسعه
    و اما برنامه ي چهارم . برنامه ي چهارم در راه است . ترتيب كار هم مثل برنامه ي سوم است ; دولت برنامه را به ما پيشنهاد كرد , ما هم پسنديديم و همان طور عمل شد. دولت با كار كارشناسي , سياستها را به رهبري پيشنهاد مي كند. سياستها مسائل بلند مدت نيست ; پنجساله است . گاهي در مقطع پنجساله , سياستي اولويت پيدا مي كند; اين را دولت مي تواند با محاسبات و دقتهاي خودش پيش بيني و سپس به رهبري پيشنهاد كند; رهبري هم به مجمع تشخيص مصلحت مي دهد تا بررسي كنند. اين كار در برنامه ي سوم شد , در برنامه ي چهارم هم ان شاالله همين طور خواهد شد. البته دولت هنوز سياستها را به ما پيشنهاد نكرده است . ما خواهش كرديم قبل از دادن سياستها به ما و ابلاغ سياستها , هيچ چيز به عنوان پايه ها و چارچوب برنامه به دستگاهها ابلاغ نشود تا بر اساس سياستها و طبق قانون اساسي , برنامه چارچوب بندي و فصل بندي و سپس تدوين شود.
    همان طور كه اشاره شد , سياستها و برنامه بايد به چشم اندازي متوجه باشد , كه آقاي رئيس جمهور اشاره كردند و اين نكته ي مهمي است . ما در اواخر سال 81 به مجمع تشخيص مصلحت گفتيم كه چشم انداز ده ساله را كه شامل دو برنامه ي پنجساله خواهد شد ـ پيشنهاد كنند تا بر اساس چشم اندازي كه تصوير خواهد شد , سياستهاي كلي را تنظيم كنيم . اين چشم انداز , نگاه و توقع ما را از كشور در ده سال آينده مشخص خواهد كرد; البته نه به طور دقيق ـ چون محاسبات و پيشامدها كم و زياد خواهد كرد ـ اما به طور تقريبي مشخص مي كند كه در ده سال آينده بايد در كجا قرار داشته و در چه وضعي باشيم ; يعني يك نگاه ميان مدت . مسوولان كشور از سه قوه اين جا هستيد; بنابراين شاخصهايي را در زمينه ي اين چشم انداز و سياستهاي كلي عرض مي كنم تا در ذهنها باشد.
    در زمينه ي اقتصادي , چيزهايي كه ما به آنها اهميت مي دهيم , رونق اقتصادي و اشتغال و كاهش تورم و خودكفايي در مواد اساسي كشاورزي است ; يعني امنيت غذايي كشور; اينها مسائل بسيار مهم و اساسي است و بايد در اين دوره , ما به حد مطلوب به اين اهداف نايل شويم . ما بايد تورم را يك رقمي كنيم . البته در بعضي از كشورهايي كه اسم بردند , آن طور كه آمار نشان مي دهد , تورم خيلي بالاست . البته پيشرفتها و رشدهايي داشته اند , اما سطح تورم خيلي بالاست ; اصلا " غيرقابل تحمل است و زندگي خيلي سخت است , كه من نمي خواهم اسم اين كشورها را بياورم .
    در عرصه ي اجتماعي , توسعه بايد با مردم گره بخورد; مردم بايد محور توسعه باشند. عدالت حتما يكي از شاخصهاي اصلي است . برنامه ريزي و سياستگذاري يي كه عدالت و توزيع عادلانه ي ثروت را در جامعه نديده بگيرد , نمي تواند چشم انداز مورد نظر ما را تامين كند و برنامه ي مطلوب ما نيست . چون برادران سازمان مديريت و كارشناسها و برنامه ريزها اين جا هستند , اين مطلب را مي گويم . توجه كنيد حتما عنصر عدالت اجتماعي و اقتصادي و توزيع عادلانه ي ثروت رعايت شود. نمي گوييم همه درآمد برابر داشته باشند ـ اين كه مورد بحث نيست ـ اما نمي توانيم از عنصر عدالت كه يكي از اساسي ترين عناصر در نظام جمهوري اسلامي است , صرف نظر كنيم ; بايد حتما رعايت شود.
    رفع فقر و ايجاد امنيت مدني و قضايي هم بسيار مهم است و بايد حتما ملاحظه شود. آزادي بايد به شكل منطقي و صحيح در جامعه تامين شود; همان آزادي يي كه انقلاب اسلامي و نظام اسلامي پرچمش را در دنياي اسلام بلند كرد; نه آزادي به شكل افراطي , تقليدي و من درآوردي . كجا بحث آزادي در اين منطقه ي از دنيا مطرح بود در دنياي اسلام , پرچم آزادي را نظام جمهوري اسلامي بلند كرد; در شعارهايش " استقلال " و " آزادي " طنين انداز بود. البته خيلي از كشورها ادعاي آزادي دارند و شعارش را هم مي دهند; اما آزادي مدني در بخشهايي بشدت نقض مي شود. هم در اروپا و هم در خود ايالات متحده ي امريكا اين گونه است . در امريكا آزادي تا آن جايي است كه به منافع اساسي سرمايه دارها ـ كه صحنه گردان هاي پشت صحنه ي نظام امريكايند ـ لطمه نخورد. هرجا مختصر خدشه يي وارد بيايد , آزادي بشدت سركوب مي شود; از هيچ كس هم ملاحظه و تقيه نمي كنند. ما به آزادي معتقديم . اعتقاد ما به آزادي و تامين حقوق شهروندي در مسائل اجتماعي هم , ريشه دار و داراي مبناي ديني است .
    در زمينه ي ديپلماسي , كارآمدي , تحرك بي وقفه , جهتدار بودن و حضور فعال در معاهدات و مجموعه ها و هسته هاي منطقه يي و جهاني مورد نظر است . در زمينه ي علمي , نهضت نرم افزاري و توليد علم ـ كه ما دو سه سال است مرتب آن را مطرح كرده ايم ـ بايد تحقق پيدا كند; اين شعار نيست . من دنبال اين قضيه را گرفته ام و به همه ي مراكزي كه ممكن بوده , توصيه كرده ام ; منتها من كار اجرايي نمي كنم ; كار اجرايي را بايد دستگاههاي اجرايي بكنند. بحمدالله اين كار شروع شده , اما بايد مساله ي توليد علم جدي بشود. ما بايد در همه ي زمينه ها ـ چه علوم طبيعي , چه علوم انساني ـ علم توليد كنيم . اتصال علم و صنعت ـ كه من بارها روي آن تاكيد كرده ام ـ بايد تحقق پيدا كند. همه ي اينها ساز و كار دارد و مي تواند در برنامه گنجانده شود.
    در زمينه ي فرهنگي , بايد به تقويت روحيه ي ايمان توجه شود. آقاي رئيس جمهور در زمينه ي جامعه ي اخلاقي مطالب بسيار خوبي بيان كردند. منطق ايشان , كاملا صحيح و درست است . ما بايد روحيه ي ايمان و عنصر ايثار و فداكاري را در درجه ي اول در خودمان و سپس در مردم تقويت كنيم ; اين هم بايد در برنامه ها گنجانده و ديده شود. بخش مهمي كه قدرت ملي ما را تشكيل داد , همين روحيه ي ايثار بود كه در جنگ به صورت شهادت طلبي ظاهر شد. در ميداني هم كه امروز در مقابل خود داريم , كه يقينا از ميدان جنگ پيچيده تر و دشوارتر است , نيروي ايثار و فداكاري ـ كه همه ي معادلات را به هم مي ريزد ـ بايد مطرح شود. اگر ما بتوانيم اين را در خودمان تقويت كنيم , همه ي معادلات قدرت در دنيا به سود ما به هم خواهد ريخت .
    تبيين مباني ارزشي و تقويت قانون اساسي هم مهم است . قانون اساسي مثل ستونها و پي هاي يك بناست . اگر ما بخواهيم عمارت بزرگ و رفيعي بسازيم , پي و ستون لازم دارد تا بتواند به ساختمان شكل كلي بدهد. اين پي ها و ستونها , همان قانون اساسي است . قوانين عادي عبارت است از كاري كه در داخل بنا انجام مي گيرد; تقسيم بنديها , ديواركشي ها و آرايشها. ارزشها به مثابه ي مصالح ساختماني اند. همه ي ستونهايي كه ايجاد مي شود و همه ي كارهايي كه در اين عمارت انجام مي گيرد ـ چه در بخش قانون اساسي , چه در بخش قانون عادي ـ مصالحش همان ارزشهاي ماست ; از ارزشهاي ما تشكيل و تركيب مي شود. ما اين قانون اساسي و اين چارچوب مستحكم را داريم . در اين بيست وچهار پنج سال , براي آراستن داخل اين بناي رفيع و فخيم سعي زيادي هم شده است . ما مي توانيم يك بناي مستحكم و زيبا به دنيا ارائه دهيم . همه ي تلاش دشمن اين است كه اين نمونه ارائه نشود; لذا به ستونها و پي ها حمله مي كند , براي اين كه آنها را فرو بريزد. البته قوانين عادي منعطف است . براي تغيير و بروز كردن قوانين عادي , عاقلانه و مدبرانه نيست كه پي ها را به هم بريزيم . براي تغيير يك دكور , هيچ وقت ستونها را خراب نمي كنند. براي عوض كردن تقسيم بندي ها , پي را خراب نمي كنند. پي را بايد محكم نگه داريم . اين پي , خوب ريخته شده است .
    ببينيد در دنيا دولتهايي كه گاهي اعتراضهايي هم به جمهوري اسلامي مي كنند , قانون اساسي دويست سيصد ساله ي خود را محكم نگه داشته اند. ارزشهاي كهنه ي دويست سيصد ساله , بلكه بيشتر را محكم و دو دستي نگه مي دارند و نمي گذارند به آن خدشه وارد شود. شما ديديد در نامه يي كه سال گذشته عده يي از به اصطلاح روشنفكرهاي امريكا براي توجيه جنگ طلبي رئيس جمهور آمريكا و دار و دسته اش صادر كردند , روي ارزشهاي آمريكايي تكيه كردند. اين ارزشها , ارزشهاي جورج واشنگتن است كه دويست سال از عمر او مي گذرد. ارزشهاي امريكايي براي آنها شد اصل , كه بر اساس آن ارزشها حتي جنگ طلبي و استعمال بمب اتم نيز مطرح شد. همان روزها بوش تهديد كرد كه من چند كشور را با بمب اتم مي زنم ! اين كار توجيه مي گردد و جايز شمرده مي شود. روي ارزشهاي خودشان اين طور تكيه مي كنند; اما وقتي نوبت به ما و قانون اساسي و ارزشهاي ما مي رسد , ما مي شويم اصولگرا به معناي متحجر! اصولگرايي امريكايي مي شود مثبت ; اما اصولگرايي اسلامي متكي به منطق و عقل و استدلال و تجربه و شوق آزادي خواهي و استقلال طلبي يك ملت مي شود يك چيز محكوم , مي شود فحش : اصولگراها! البته مدتي است تعبير " اصولگراها " را عوض كرده اند و مي گويند " محافظه كارها " ; غافل از اين كه در كشور ما جناحهاي مختلف همه شان اصولگرايند. البته ممكن است تعدادي تندرو در هر گوشه يي وجود داشته باشند , اما جل عناصر كشور ما كه در دستگاهها هستند , اصولگرايند و همه شان به اين اصل معتقدند. اين اصول بايد در اين چشم اندازها كاملا ديده و رعايت شود. ما به مرحله يي رسيده ايم كه مي توانيم و بايد اين بنا را بر اساس اين اصول حفظ كنيم و پيش برويم .
    بخش عمده ي كار را برنامه ي چهارم خواهد كرد. چيزهايي هم در كنار برنامه ي چهارم وجود دارد. البته خود برنامه مهم است ـ چون هدف مهم است ـ چشم انداز مهم است ; اما راه هم مهم است . اين طور نيست كه ما بگوييم از هر راهي توانستيم , به اين هدف برسيم ; نه , راه را هم بايد انتخاب كرد. بعضي از راهها هست كه اگر از آنها برويم , به تعبير يكي از دوستان , آن جا پست و قرنطينه گذاشته اند و تا خلع سلاحمان نكنند , دست برنمي دارند. ما نبايد حاضر به خلع سلاح شويم . از راهي برويم كه مستلزم خلع سلاح ما از سلاحهاي حقيقي مان نباشد. راه را درست انتخاب كنيم .
    البته برنامه خصوصياتي دارد; بايد منطبق بر خصوصيات جغرافيايي , تاريخي و فرهنگي كشور باشد. از برنامه ي كشورهاي ديگر نمي شود تقليد كرد; برنامه يك چيز تقليدي نيست . اين كه فلان كشور از اين راه به توسعه رسيد , پس ما هم از اين راه برويم , غلط است . بايد امكانات و موجودي و تواناييها و زمينه هاي كشور محاسبه و راه انتخاب شود. برنامه , فقط اقتصادي محض نباشد. در برنامه , فرهنگ , امنيت , معنويت و اخلاق بايد حتما ديده شود; فقط رشد اقتصادي مورد تكيه نباشد; در چارچوب سياستهاي كلاني باشد كه عرض شد.
    در برنامه , هضم نشدن در اقتصاد جهاني رعايت شود; اين را توجه داشته باشيد. من يكي دو بار ديگر هم تكرار كردم : پيوستن به سازمان تجارت جهاني از نظر من كاري است مثبت , اما هنگامي كه ما زيرساختهاي لازم را براي اين كار داشته باشيم ; الان اين را نداريم . الان برداشتن تعرفه ها و رفتن داخل سازمان تجارت جهاني , يعني هضم شدن در يك اقتصاد برتر , بدون امكان رقابت ; يعني كم شدن و غرق شدن ; يعني همين توليد داخلي را هم كه تا امروز با زحمت و خون دل فراهم شده , از دست دادن و نابود كردن . بله , سازمان تجارت جهاني ميدان گسترده يي براي فعاليت است ; اما بايد قدرت شنا داشته باشيم . آن روز من گفتم اين كار مثل اين است كه ما يك تيم فوتبال را به مسابقات جام جهاني بفرستيم ; در حالي كه اعضاي آن هيچ تمريني نكرده باشند. نتيجه ي اين كار اين است كه ما بيست تا گل مي خوريم و برمي گرديم . ما بايد آمادگي را فراهم كنيم و عجله هم نداشته باشيم ; پنج سال ديگر شد , ده سال ديگر شد , دير نمي شود. اول بايد زيرساختهاي اقتصادي مستحكم بشود و ما خاطر جمع شويم , بعد با خيال راحت و با ميل وارد صحنه شويم . الان توصيه ي هضم شدن در اقتصاد جهاني , براي اقتصاد ملي و مستقل ما سم مهلكي خواهد بود.
    چيزهاي ديگري هم در كنار برنامه وجود دارد. اعتماد به نفس ملي را از دست ندهيم . اين كه امام فرمودند " ما مي توانيم " , جمله ي بسيار مهم و پرمعنايي است . باور كنيم كه مي توانيم . با اين همه دشمني , شما توانستيد كار كنيد. حتي اگر هيچ كار مثبتي هم نكرده بوديد و توانسته بوديد بمانيد , هنر بود. اين همه كارهاي مثبت و ارزشمند صورت گرفته ; اين نشان دهنده ي آن است كه مي توانيد و مي توانيم . اگر انسان بخواهد نمونه هاي اين توانستن را بگويد , خيلي زياد است . از همين توانستن هاي ماست كه ناراحتند. صريحا اعلام كرده اند كه ما نمي توانيم ببينيم جمهوري اسلامي به فناوري برتر هسته يي و از اين قبيل چيزهايي كه وجود دارد , برسد. در زمينه هاي گوناگون , در زمينه هاي گياهي و غيره هم انصافا كارهاي خيلي خوبي در كشور شده است ; بنابراين ما مي توانيم اين اعتماد به نفس را حفظ كنيم .
    وحدت را بايد حفظ كرد. من خواهش مي كنم به مساله ي حفظ وحدت و اتحاد و همدلي اهميت بدهند; اين يكي از اصول است . البته مخاطب اين كار , ملت نيست ـ ملت متحد است و اختلافي ندارد ـ مخاطب اين كار , نخبگان و سياسيون از جناحهاي مختلف هستند. به بهانه هاي مختلف و با اختلافهاي كوچك , در مقابل هم قرار نگيرند و با توجيه هاي غلط , عليه هم جنجال راه نيندازند. ظريفي از دوستان ما مي گفت اين مساله ي خودي و غيرخودي را كه شما مطرح كرديد , همه قبول كردند; منتها بعضيها جاي خودي و غيرخودي را عوض كردند! كساني را كه براي نظام و انقلاب و اسلام احساس مسووليت مي كنند , خودي بدانيد. غيرخودي كساني هستند كه با اصل نظام مخالفند.
    ابتكار و كار خستگي ناپذير هم يكي از كارهايي است كه ما لازم داريم . مهار نفس هم مهم است . در جنگ احد مي دانيد چه اتفاقي افتاد. پيروزي پيش آمد , بعد اين پيروزي تبديل به شكست و خسارت شد; به خاطر اين كه جمعي نتوانستند نفس خود را مهار كنند. آيه ي قرآن مي فرمايد : " ان الذين تولوا منكم يوم التقي الجمعان انما استزلهم الشيطان ببعض ما كسبوا " ; آنهايي كه در جنگ احد نتوانستند خود را حفظ كنند و پايشان لغزيد , شيطان به خاطر بعضي از كارهايي كه خودشان بر سر خود آورده بودند ـ ناني كه خودشان در سفره ي خود گذاشته بودند ـ آنها را به اين بلا دچار كرد. خودشان براي خودشان مشكل ايجاد كرده بودند; اين عدم مهار نفس است . ما بايد نفس خود را مهار كنيم . ما در مسووليتهايي كه قرار گرفته ايم , بايد به لذات و شهوات و جمع آوري ثروت دل نسپاريم . مقطع ما , مقطع عظيمي است ; در تاريخ , يكي از مقاطع بسيار حساس و برجسته است . بدانيد همه ي ما زير ذره بين قضاوت مردم در طول صدها سال آينده قرار خواهيم داشت ; روي اعمال و كارهاي ما قضاوت مي كنند. اگر خطا كنيم , بلغزيم و دل به لذت و راحت و شهوت دنيا بدهيم ـ كه اين براي انقلاب گران تمام خواهد شد ـ در پرونده ي ما در تاريخ ثبت خواهد شد; پيش خداي متعال هم كه معلوم است و عرض كرديم چقدر هم دشوار است .
    خدمت رساني به مردم
    مطلب بعد , خدمت رساني به مردم است . خدمت رساني منطقي دارد. ما اصلا براي خدمت به مردم آمده ايم . فلسفه ي وجود ما خدمت به مردم است . در روايات وارد شده است كه والي و حاكم اسلامي ـ حاكم در همه ي سطوح ; وزير و استاندار و بالاتر و پايين تر و همه , مشمول اين جمله هستند ـ با مردم بايد مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد كه فرزندتان از بيماري , از سرما , از گرما , از گرسنگي , از تحقير , از اهانت و از غربت رنج مي كشد , چه حالي پيدا مي كنيد مي توانيد تحمل كنيد در سطح كشور نسبت به هر كس چنين اتفاقي بيفتد , تا آن جايي كه شما علم و اطلاع داريد , بايد همين احساس را داشته باشيد; نبايد آرام و قرار داشته باشيم . نهضت خدمت رساني يعني اين . اين خدمت را بايد براي مردم محسوس كنيم . كارهاي بزرگي كه صورت گرفته , بايد به زندگي مردم بكشانيم تا لذتش را حس كنند. انضباط مالي و مبارزه با فساد هم از كارهاي لازم است .
    مطلب آخر را هم عرض كنم و از اين كه دوستان را ساعتي معطل كردم , معذرت مي خواهم . مطلب راجع به انتخابات است . انتخابات مجلس هفتم پيش روي ماست . معمولا قبل از انتخابات جنجالهايي در كشور به وجود مي آيد كه غالبا هم ماهيت تبليغاتي دارد. من از همه ي قواي سه گانه ـ نمايندگان مجلس , مسوولان در دولت , مسوولان در قوه ي قضاييه ـ خواهش مي كنم سعي كنند فضاي سياسي كشور را متعادل نگه دارند تا مردم در يك فضاي متعادل به موسم انتخابات برسند. مردم به انتخابات علاقه دارند. آنچه مردم را مي رماند , برخي از صحنه هاي ناخشنود كننده يي است كه در سطوح ماها به چشم آنها مي آيد. فضا بايد متعادل , منطقي و عقلايي باشد. گفتگوي انتقادي اشكالي ندارد , اما گفتگو با هاي و هوي فرق دارد. در مردم سالاري اسلامي , گفتگو با عربده كشي و چاقوكشي در بعضي از دمكراسي ها تفاوت دارد. اين جا گفتگو مي كنند; به قول امام , مثل مباحثه هاي طلبگي . در مجلس و جاهاي ديگر مباحثه كنند , حتي بر سر مساله يي دعوا كنند; اما كينه از هم به دل نگيرند; بعد هم پهلوي همديگر بنشينند و با هم صحبت كنند. نگذارند اختلاف نظر به تنازع برسد. اين تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد. دروغ , اهانت , دستگاهها يكديگر را متهم كردن , شايعه پراكني , افترا به رقيب , تحريك عصبيتهاي گوناگون ; اينها هيچكدام با انتخابات اسلامي سازگار نيست . اين خطاب به همه ي جناحهاست ; خطاب به اشخاص يا جناح معيني نيست ; اين وظيفه ي همه ي ماست . همه جناحها بايد اين چيزها را رعايت كنند. همه هم در چارچوب قانون حركت كنند. نه مجلس , نه شوراي نگهبان , نه مجمع تشخيص مصلحت , نه رئيس جمهور , نه رهبري , هيچكدام حق ندارند از چارچوب قانون تخطي كنند. هرجا قانون اختياراتي به كسي يا مجموعه يي داده , طبق آن عمل كنند. دشمن با اختلاف ميان ما , وسوسه مي شود; همچنان كه در سال 59 شد . سال 59 دو جرياني داخل نظام كه آن رئيس جمهور فراري مطرود آن را راه انداخته بود ـ دشمن را وسوسه كرد. گفتند اختلاف شد و اينها به جان هم افتادند. دشمن وسوسه شد و به ما حمله كرد. البته دشمن تو دهني خورد , اما خسارت هم وارد شد و هشت سال وقت ما به جنگ گذشت . نگذاريد با اختلافاتي كه گاهي اوقات به آن حتي تظاهر مي شود , دشمن وسوسه شود و به ما ضربه يي بزند.
    پروردگارا! آنچه گفتيم و آنچه شنيديم , براي خودت و در راه خودت قرار بده ; ما را و بخصوص من بنده ي حقير را شنوا و پذيراي نصايحي كه بر زبانم جاري شد , قرار بده . پروردگارا! به محمد و آل محمد اسلام و مسلمين را روز به روز عزت ببخش و كشور را روز به روز اعتلا و آبادي و قدرت عطا كن . پروردگارا! به محمد و آل محمد راه رشد و هدايت را به روي ما باز كن ; ما را به سمت قله هاي كمالي كه در نظام اسلامي تعريف شده است , هدايت و در پيمودن آن مدد بفرما. پروردگارا! قلب مقدس ولي عصر (ارواحنافداه ) را از ما راضي و خشنود كن ; اعمال ما را مرضي خودت قرار بده و آينده ي ما را از گذشته ي ما روزبه روز بهتر بفرما.

    والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته

  9. #169
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار رئيس جمهور و اعضاى كابينه 05 /06 / 1382


    بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار رئيس جمهور و اعضاى كابينه
    05 /06 / 1382
    بسم الله الرّحمن الرّحيم
    بنده هم در آغاز عرايض خودم لازم مى دانم ضمن تجليل و تكريم از ياد دو شهيد بزرگوار؛ رجايى و باهنر كه هرگز خاطره ى مسؤوليت كوتاه مدت درخشان اين دو عزيز از ياد ما و ملت بيرون نخواهد رفت و همچنين تجليل از همه ى شهداى دولت كه جزو عزيزترين شهداى اين ملتند كه بعضى در مقامات عالى بودند و در عين حال خود را در معرض فداكارى قرار دادند و شهيد شدند اين هفته را به همه ى برادران عزيز دولت بخصوص جناب آقاى رئيس جمهور و آقايان وزراى عزيزى كه تشريف داريد، تبريك عرض كنم و همين طور از تلاش فراوانى كه در بخش هاى مختلف صورت مى گيرد و من البته در جريان اين تلاش ها غالباً قرار مى گيرم، تشكر كنم.
    البته بنده مى دانم كه بسيارى از ريزه كارى ها و تلاش ها و مجاهدتها و اهتمامها هست كه نه در گزارش ها مى آيد، نه قابل نوشتن است، بلكه بين خود آن انسان با اهتمام و دلسوز و بين خدا باقى مى ماند كه اجر الهى اينها بسيار بالا و باارزش است. گله يى هم من از اين معنا دارم كه اين تلاش ها آن چنان كه شايسته است منعكس نمى شود. البته مى توان دستگاههاى اطلاع رسانى و صدا و سيما و مطبوعات و. . . را مخاطب قرار داد، از آنها گله كرد؛ ليكن به نظر من از خود دولت بايد بيشتر از همه گله كرد. اين كارهايى كه انجام گرفته، بايد به شكل هنرمندانه در خدمت تصحيح ذهنيت بعضى از افرادى كه ذهنيت درستى ندارند قرار بگيرد و مردم را آگاه كند؛ روشن بينى بدهد. چون حجم و كيفيت كارها واقعاً بالاست، برايش فكرى بكنيد، زيرا به ص رف اين كه انسان بگويد اين مقدار كارها را كرده ام يا اين مقدار كار در اين بخش انجام گرفته، خيلى روش كارآمد و كارسازى نيست؛ واقعاً بايد شيوه هاى كارساز را درنظر گرفت. همين مطالبى كه آقايان در اين جلسه گفتند، خيلى خوب است كه به نحو مناسبى منتقل و منعكس شود، تا مردم بدانند كه مسؤولانى كه در مسؤوليتهاى بالاى دولت قرار دارند، چه حجم عظيمى از كارها را انجام مى دهند. مثلاً همين آمار كاهش رشد تورم اوائل سال 81 كه آقاى وزير بازرگانى گفتند، مهم است. اينها مطالبى است كه اگر گفته شود و مردم مطلع شوند، خوب است، چون تلاش هايى كه در طول چند سال صورت گرفته تا چنين حادثه يى پيش بيايد، آسان نيست و كنترل رشد تورم كار مهم و دشوارى است، كه بالاخره صورت گرفته است. البته اين رشد اخير يك مقدار ذهنها را خراب كرد و گله ها را برانگيخت كه حالا تلاش مى كنيد تا جلويش را بگيريد و من مى خواهم بگويم اين تلاش را متوقف نكنيد؛ يعنى كارى كنيد كه باز همچنان اين تلاش ادامه داشته باشد ستادى كه اشاره شد، در اسفند 81 تشكيل شد و اين گرانى ها عمدتاً در اين يكى دو ماه اول 82 صورت گرفت. گاهى اوقات اين ستاد تشكيل مى شود؛ اعلان هم مى شود، بعد در عمل دو سه ماه اين طور قيمتها ناگهان بالا مى رود! و نگذاريد كه ناهمخوانى ديده شود و به وجود بيايد؛ به طور جدى كارها به همين شكلى كه حالا در اين يكى دو ماه اخير دنبال شد، دنبال شود.
    من با شما دوستان عزيز حرفهاى زيادى براى گفتن دارم، كه مى دانم مورد علاقه و جالب نظر شما هم هست، منتها الان مجال نيست؛ به تعبير معروف: «يك سينه حرف موج زند در دهان ما»؛ حرفهايى كه بسيارى اش ممكن است اميدبخش باشد.
    اولين حرف من اين است كه اين سيره ى تلاش و مجاهدت مستقلانه و با اتكأ به خداوند متعال را رها نكنيد، چون هرچه خير و بركت براى كشور وجود دارد، در سايه ى اين موضوع است. اساس اين است كه يك مسؤول براى كار و تلاش همت كند و هدف اصلى اش هم رضاى الهى باشد كه البته در طول رضاى الهي، رضاى مردم هست؛ يعنى آن جايى كه ما براى رضاى خدا كار مى كنيم، حتماً رضايت مردم را هم بايد در نظر بگيريم تا تأمين شود. هرچه و هرجا كه ما كوتاهى كرده ايم، اثرش ديده شده و آن به خاطر عدم استقامت در اين راه است. اين راه را ادامه دهيد؛ راه، راه پربركتى است.
    امروز كشور عزيز ما از لحاظ پيشرفت با بيست و بيست وپنج سال قبل قابل مقايسه نيست و اين در حالى است كه در اين بيست وپنج سال همه ى دستگاههاى قدرتمند دنيا از لحاظ سياسي، فناوري، علمى و تجارى با ما سر ناسازگارى داشته اند؛ اين يك واقعيت است. ما البته تلاش كرديم كه روابطمان را با دنيا عادى كنيم و به ميزان زيادى هم موفق شده ايم؛ اما اين طور نبوده كه در يك بخش از دنيا انگيزه ى فراوان و عميقى وجود داشته باشد براى كمك به ما، البته عكسش چرا؛ مراكزى وجود داشته اند كه خواسته اند كارشكنى كنند. اين توفيقاتى كه امروز چه در زمينه ى فناوري، چه در زمينه ى ساختهاى زيربنايى و اساسى براى آينده ى كشور و چه در زمينه ى رشد علمى در زمينه هاى گوناگون ملاحظه مى كنيد، در سايه ى تلاش هويت ملى و اسلامى خودمان توانسته ايم به دست بياوريم؛ اين را بايد ادامه داد.
    نكته ى دوم اين است كه كارهايى كه يك دولت بايد انجام دهد، به طور كلى دو نوع است: يك نوع كارهاى سازندگى اساسى است، يك نوع كارهايى است كه براى تسهيل زندگى فعلى مردم مورد نياز است. طبيعت و مقدمات اين دو كار با همديگر تفاوت دارد. اگرچه آن كار نوع اول در نهايت به اين نتيجه ى مطلوب از كارهاى نوع دوم منتهى خواهد شد؛ يعنى شما كه امروز چه در زمينه ى نفت، راه، صنعت، كشاورزى و چه در زمينه ى بازرگانى و. . . تلاش مى كنيد، كارهاى ماندگارى انجام مى دهيد كه بالاخره سه، پنج يا ده سال ديگر در زندگى مردم منعكس خواهد شد و مردم نتيجه ى كار شما را بلاشك در سفره، خانه و جيب خودشان حس خواهند كرد؛ ليكن اين كارها على العجاله كارهاى بلندمدت و سازنده ى قواره ى كلى كشور است؛ اما نوع كار دوم، كارهاى روزمره است كه به نظر من ظرافتش بيشتر از كارهاى اساسى و بنيادى است. روزمره كه مى گويم، به معناى آن روزمرگى ضد ارزش نيست كه بگوييم دچار روزمرگى شده ايم؛ نه، بلكه منظور كارهاى نقد است؛ آن چه كه امروز احتياج است كه از حضور آن كار، براى پيشبرد كشور و رسيدن به اهداف استفاده كنيم.
    ما مى خواهيم همه ى كارهايمان را در سايه ى تكيه ى به ملت انجام دهيم كه تا حالا هم همين طور بوده است و همه ى آنچه كه در اين كشور صورت گرفته، به اتكأ ملت انجام گرفته است چون ملت با دولت و با مسؤولان كشور دل همراه داشتند؛ همراهى كردند و بر بعضى از مشكلات صبر كردند و در هر جا كه لازم بوده، كمك كرده اند و ما هم توانسته ايم اين راه دشوار را تا امروز طى كنيم. اولين شرط اين است كه ما بتوانيم اين ملت را همچنان در صحنه نگه داريم. اين، مورد اتفاق همه است و همه هم اين حرف را مى زنند و مى گويند، منتها راههاى متفاوتى پيشنهاد مى شود. آنچه كه به نظرم مى رسد لازم است كه براى حفظ همگرايى مردم با حكومت انجام بدهيم، يكى اش از بين بردن مسأله ى تشنج هاى سياسى است. بايد هرچه ممكن است، نگذاريم فضاى سياسى كشور متشنج شود. البته ممكن است يك طرف قضيه شما يا بخشى از شما باشد من نمى خواهم همه ى خطاب را به شما بكنم؛ مخاطب من همه ى دستگاههاى كشورند اما در مجموع وقتى به صحنه ى سياسى كشور كه نگاه مى كنم، مى بينم كه مجادلات بى مورد وجود دارد. اين مجادلات فضاى سياسى كشور را زهرآگين مى كند و تنفس در آن، مردم را از لحاظ روحى افسرده و بيمار مى كند و طبيعى است كه در علاقه شان به نظام، كشور و مسؤولان اثر مى گذارد. البته ممكن است در ماجرايى يك نفر مقدارى محبوبيتش بالا برود و نفر ديگرى محبوبيتش پايين بيايد؛ يا يك بخش بالا برود و بخش ديگرى پايين بيايد؛ اما در قضيه ى ديگرى عكس اين خواهد شد. البته نتيجه يكسان است؛ نتيجه به زيان كشور است. يكى از اهداف مهم ما و شما دوستانى كه در دولت حضور داريد كه از جمله شركاى اين مسأله هستيد بايد اين باشد كه سعى كنيم فضاى كشور را منطقي، معقول و دور از مجادلات و كشمكش هاى سياسى قرار دهيم.
    مسأله ى ديگرى كه از موجبات واگرايى و دلسرد شدن مردم است، تبعيض ها و فرصتهاى اختصاص داده شده به اشخاص است، كه گاهى مشاهده مى شود. بالاخره مردم مطلع مى شوند و دشمن هم كه جنگ روانى با ما دارد، از اين مسائل استفاده مى كند. من البته نمى خواهم مثال بزنم و خود شما امثله ى فراوانش را مى بينيد. هرجايى هستيد، نگذاريد اين تبعيض هاى مبان و فرصتهاى اختصاصى كه براى بعضى ها پيش مى آيد، وجود پيدا كند؛ به نظر من درست نيست. در همين رابطه، مسأله ى مفاسد اقتصادى قرار مى گيرد كه اتفاقاً آقاى مظاهرى فرصت نشد بيان كنند، ولى من مقدارى از گزارشى كه ايشان دادند و گزارشى هم كه از دفتر ما تهيه شده بود، به تفصيل نگاه كردم؛ كارهاى خوبى شده، بخصوص در آن ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادى كه آقايان سران سه قوه به وجود آوردند و بعضى از دوستان حاضر در جلسه هم در آن عضو هستند. در آنجا مصوبات خوبى داشته اند كه خيلى از آنها غالباً در پيچ و خم اجراييات دولت و مجلس متوقف مانده است. به نظرم در سال گذشته بود كه در جلسه يى با شما دوستان دولت يا جلسه ى ديگرى گفتم كه به اعتقاد من مركزى كه بايد مبارزه ى با مفاسد اقتصادى را دنبال كند، دولت است و قوه ى قضاييه در مرحله ى آخر قرار مى گيرد. بايد دولت سينه سپر كند و به ميدان بيايد و مبارزه ى با مفاسد اقتصادى را بجد بخواهد. آنجايى كه لايحه مى خواهد، تنظيم كند و بلافاصله به مجلس بدهد و از مجلس مطالبه كند؛ وقتى لايحه مى آيد، به شكل قانون مى شود؛ بدقت اجرا كند؛ آن جايى كه محتاج قانون نيست، بخشنامه هاى گوناگون و تصويب نامه هاى دولت كفايت مى كند. بالاخره بجد دنبال كند؛ بايد اين مسأله را جدى بگيريم.
    مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض، و نيز عدالت خواهى است؛ اين پايه ى مشروعيت ماست. الان درباره ى مشروعيت حرفهاى زيادى زده مى شود، بنده هم از اين حرفها بلدم؛ اما حقيقت قضيه اين است كه اگر ما دنبال عدالت نباشيم، حقيقتاً من كه اين جا نشسته ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ يعنى هرچه اختيار دارم و هرچه تصرف كنم، تصرف نامشروع خواهد بود؛ ديگران هم همين طور. ما براى عدالت و رفع تبعيض آمده ايم. ما آمده ايم جامعه را از مواهب الهى خودش كه مهمترين مواهب الهى در عدالت وجود دارد و همچنين مواهب اخلاقى و معنوى برخوردار كنيم. البته معناى اين حرف اين نيست كه ما از زندگى دنيايى مردم غفلت كنيم؛ نخير، مگر مى شود؟ اصلاً آخرت بدون دنيا نمى شود و امكان ندارد كه انسان بخواهد به آن مواهب معنوى برسد و دنياى ويرانى هم داشته باشد. اين كار، دلايل واضحى دارد كه نمى خواهم آنها را تكرار كنم مطالبى است كه هم شما مى دانيد، هم من بايد دنيا را آباد كنيم و اين كارها همه آباد كردن دنياست؛ اما دنياى آباد دور از عدالت و دور از معنويت به درد نمى خورد. گيرم كه رشدمان به تعبير غلط كه گفته مى شود نرخ رشد آمد بالا و فرض بفرماييد درآمد سرانه ى مان دو برابر و سه برابر شد؛ اما عدالت در جامعه نبود؛ يعنى عمده ى اين درآمد به يك بخش محدودى رسيد و بخش عظيمى از مردم، محروم و گرسنه ماندند. اين، كارى نيست كه ما بايد انجام دهيم؛ اين، آن تكليفى نيست كه ما برعهده داريم. تكليف ما اين است كه عدالت را در جامعه مستقر كنيم و اين هم جز با مبارزه ى با فساد و افزون طلبى انسانهاى مفت خوار و سوءاستفاده كن امكان پذير نيست. بخشى از كار عدالت اين جا تنظيم مى شود.
    مسأله ى ديگر، وجود دو گرايش تبليغاتى غلط است: يكى اين كه عده يى هر مشكلى را كه در كشور وجود دارد، به نظام نسبت دهند كه الان وجود دارد كه اگر تبعيض و فقر هست و اگر مشكل خارجى پيدا مى كنيم، قواره ى نظام اسلامى و قانون اساسى را زير سؤال مى برند و هر مشكل كوچكى در هر گوشه يى را به مشكل نظام برمى گردانند، كه اين غلط است و نقطه ى مقابل آن، كه صدوهشتاد درجه با اين تفاوت دارد، اين است كه عده يى نظام ر كه نظام را هم خلاصه مى كنند در رهبرى يا چيزى مثل رهبرى از همه ى عيوب مبرا نشان مى دهند و هر مشكلى كه هست، به پاى چهار، پنج مسؤول يك بخش از نظام مى ريزند؛ اين هم غلط است. ما مشكلاتى داريم؛ اين مشكلات غالباً ناشى از عملكرد مجموعه ى خود ماست. بايد ريشه ى مشكلات را بشناسيم و به خودمان همان طور كه آقاى خاتمى در صحبت اول جلسه اشاره كردند نگاه نقادانه كنيم؛ نقاط قوّت و ضعف را پيدا كنيم و دلسوزانه به نقاط ضعف بپردازيم و آنها را برطرف كنيم. اين، ما را موفق خواهد كرد.
    موضوع ديگر، احساس تنعم و زندگى مرفه مسؤولان است؛ من واقعاً رنج مى برم. اين البته خطاب به شماها نيست. بعضى از شماها زندگى هاى خيلى معمولى و خوبى داريد. روند كار نبايد به سمت تنعم روزافزون مسؤولان و تظاهر به اين معنا باشد؛ اين غلط است. البته در نوع انعكاس مسافرتها، كارها، زندگى ها و جلسات ما به مردم هم گاهى چيزهايى ديده مى شود كه مردم را دلسرد مى كند و به طور عميق روى مردم اثر مى گذارد.
    از عوامل ديگرى كه باعث واگرايى مردم است، تبليغ ضعف مديريت در كشور و نبود اقتدار است، كه متأسفانه تبليغات گوناگونى از جناحهاى متخالف كشور وجود دارد كه انسان از اين رنج مى برد. به قول ما طلبه ها ظاهراً يك اجماع مركب درست مى كنند؛ يك عده يى از اين طرف، يك عده از آن طرف و مديريت و اقتدار مديرانه در كشور را زير سؤال مى برند؛ البته عده يى با يك انگيزه، و عده ى ديگرى با انگيزه ى صددرصد مخالف آن، كه هر دو نتيجه اش بد است. الان كشور با مديريت خوبى اداره مى شود؛ مگر شوخى است كه كشورى هفتاد ميليونى و با اين عظمت و با اين همه درخواستها و توقعات و انتظارات و با اين همه دشمنى ها اين همه پيشرفت داشته باشد؟! مگر بدون مديريت و با نشستن و خوابيدن و امور را همين طور به حال خود رها كردن، چنين چيزى پيش مى آيد؟! امكان ندارد؛ نخير، مديريت مقتدرى بحمدالله در بخشهاى مختلف كشور وجود دارد. البته نقص و نارسايى هم هست كه بايد اين نارسايى ها را كوچك نشمرد و ترميم و اصلاح كرد، كه اين هم باز همان مديريت و اقتدار لازم را دارد. اين نكته يى است كه آقايان بايد در اظهاراتشان به آن توجه كنند.
    البته عملكردهاى تنگ نظرانه يى هم وجود دارد. بعضى ها به اندك چيزى افرادى را كه در جامعه هستند، بريده ى از نظام و مخالف نظام تلقى و وانمود مى كنند. اين، متأسفانه از طرف هر دو جناح است. يك جناح به عنوان سختگيرى ديني، يك جناح به عنوان انتقاد به نظام، هرچيزى كه گوشه يى ديده مى شود، مى گويند ضد نظام است؛ نخير. جوانهاى فراوانى هستند كه ممكن است رفتارهايى هم داشته باشند كه خيلى با بعضى از استانداردها تطبيق نكند؛ اما دلشان با نظام است. همين هايند كه مى آيند در اجتماعات، انتخابات، تظاهرات و جاهايى كه احساسات ملى نشان داده مى شود، خودشان را نشان مى دهند و به كشور و نظام شان علاقه مندند. آن كسانى كه معاند با نظامند، در كشور بسيار معدودند. مردم مى بينند نظامى است كه فعاليت، كار، استقامت و تلاش مى كند؛ بنابراين به نظام اسلامى خودشان و به مديريتى كه امروز در بخش هاى مختلف كشور وجود دارد، علاقه مندند و آثار و نتايجش را هم مى بينند. البته ممكن است انتقادها و اعتراضهايى هم داشته باشند، كه آنها را هم بايد دانست و شنيد و با آنها برخورد كرد؛ نبايد فوراً حكم كرد به اين كه اين جا چنين است، آنجا چنان.
    در آن نوع دوم از كارهايى كه لازم است براى مردم انجام بگيرد، توصيه مى كنم سعى كنيد مردم را به آينده ى نظام و بهبود وضعيت خودشان اميدوار و به دلسوزى خودتان هم نسبت به آنها مطمئن كنيد؛ مردم احساس كنند كه مسؤولان كشور نسبت به آنها دلسوزند و مسائل آنها را درك مى كنند. همين تلاش و اقدامى كه براى جلوگيرى از گرانى ها دولت انجام داد، در مردم خيلى حسن اثر بخشيد و خيلى آنها خرسند و خوشحال شدند. درست است كه هنوز كار به طور كامل انجام نگرفته و باز هم كارهاى ديگرى در اين زمينه بايد صورت بگيرد، اما نفس اين كه دولت فوراً متوجه شد، مهم است. بخشى جنسى را گران مى كند، بخش ديگرى هم همين كار را مى كند و آنها توجه به كليت مسأله و آن برآيند مجموع اين گرانى ها ندارند كه بعد چه بر سر مردم مى آيد و زندگى بخصوص قشرهاى ضعيف چگونه به سمت منفى تحول پيدا مى كند، كه دولت متوجه شد و به ميدان آمد؛ اظهارات خوب و تلاش خوبى انجام گرفت؛ اينها مطالبى است كه به نظر من مفيد است و بايد به اين نكات توجه داشت.
    نكته ى ديگر اين است كه در زمينه هاى كار اقتصادى عمده ى تلاش را بايد روى توليد برد؛ اساس مسأله، توليد است. ببينيد در كدام نقطه از مجموعه ى مقررات كشور مزاحم با توليد وجود دارد، آن را علاج كنيد. البته اين كار نگاه كلان و ديد وسيع اقتصادى لازم دارد كه مجموع بخش ه وزارت اقتصاد و دارايي، بانك مركزي، وزارتخانه هاى صنايع، كشاورزي، بازرگانى و. . . كه شريك در امر تركيب و ساماندهى اقتصادى كشور هستند، با همديگر روى اين مسأله فكر كنند و ببينند كجا گيرهايى وجود دارد كه مانع توليد چه توليد صنعتى و چه توليد كشاورزي، علمى و آنچه مربوط به وزارت علوم و آموزش و پرورش و كارهاى تحقيقاتى و پژوهش ها مى شود است. امروز حقيقتاً زمينه ى توليد در كشور وجود دارد و ما مديران، متخصصان، فن آوران خوب و استعدادهاى درخشان و بالا و دلهاى گرم داريم. چند روز قبل گزارشى به من دادند راجع به توليد و تكثير و انجماد سلولهاى بنيادي، كه يك كار بسيار عظيم و پيچيده ى علمى است كه در معدودى از كشورهاى دنيا انجام گرفته است و در كشور ما اين كار بى سروصدا اتفاق افتاده و هنوز اعلان هم نشده، كه به نظر من اهميت اين كار كمتر از كار هسته يى كه ما كرديم، نخواهد بود. اين كار در آينده ى پزشكى دنيا ارزش زيادى دارد و دنيا از آن به عنوان يك انقلاب پزشكى نام مى برد. الان يك گروه جوان مؤمن انقلابى و واقعاً جهادى كه از همين بچه هاى جهاد دانشگاهى هستند، راجع به اين مسأله چند سال كار كرده اند و به نتايج خوبى رسيده اند كه البته بايد كار ادامه پيدا كند تا به آن نتايج نهايى اش برسد كه ان شاءالله خودشان اعلان خواهند كرد. بنابراين ما چنين زمينه هاى رشد علمى و فكرى در كشور داريم كه از ارزش بالايى برخوردار است.
    نكته ديگر، مسأله ى صرفه جويى است. ديروز كه آقاى مظاهرى و دكتر شيبانى اينجا بودند، ديدم كه آنها هم روى صرفه جويى تكيه مى كنند. واقعاً صرفه جويى را جدى بگيريد. در جاهايى هرز رفتن ثروت ملى را داريم؛ واقعاً صرفه جويى بايد يك اصل در دولت به حساب بيايد.
    در باب توليد عرض كنم كه بايد به طرف مصرف توليدات داخلى رفت. وقتى مى خواستند اين ساختمان اجلاس بين المللى را بسازند ساختمانى كه الان ما پزش را مى دهيم مهندسان آن آمدند اينجا و من به آنها گفتم كه تصميم قطعى بگيريد كه در اين ساختمان هيچ مصالح خارجى به كار نرود. فقط در آخر كار در بخشى از كارهاى صوتى و الكترونيكى و استفاده از موكت نسوزى كه در داخل نمى توانيم توليد كنيم، از توليدات خارجى استفاده كردند و اين ساختمان به آن عظمت، نودوچند درصد مصالحش از توليدات داخلى است. بنده در قضيه ساخت آن ساختمان چند بار قاطع اين موضوع را گفتم و ابلاغ كردم كه رفتند و دنبال كردند و شد. ما مى توانيم؛ اين همه توليد داخلى داريم: چيني، بلور و كارهاى چوبى به اين خوبى داريم، كه باز آقايان و بخصوص اين شركتها از خارج مى آورند!
    درباره ى تشنج سياسي، بخصوص در اين برهه يى كه ما نزديك به انتخاباتيم، از آقايان بخصوص بخشهاى سياسى دولت خواهش مى كنم كه نسبت به اين مسأله به طور جدى اهتمام بورزند كه كارى كنيم كه فضاى كشور در آستانه ى انتخابات يك فضاى معتدل، آرام و دلنشين باشد، تا مشوق مردم براى انتخابات شود. ما به فضل پروردگار انتخابات پرشورى خواهيم داشت همين طور هم خواهد شد، ان شاءالله خواهيد ديد و به فضل الهى شركت خوبى از مردم در اين انتخابات ديده خواهد شد. من هميشه گفته ام نتيجه ى انتخابات كه مسأله بسيار مهمى است، مسأله ى دوم ماست، مسأله ى اول، نفس انتخابات است كه انتخابات بايد با شور و هيجان و حضور مردمى صورت بگيرد؛ اين در درجه ى اول است. بايد همه ى تلاش مان را بكنيم كه ان شاءالله انتخابات خوبى داشته باشيم. نگذاريد در تصميم گيرى ها و كارها مثل بعضى از حوادثى كه اخيراً اتفاق افتاد و مطلوب نبود، اشتباهى رخ بدهد، تا ان شاءالله خداى متعال هم تفضل و رحمتش را شامل حال ما كند. ان شاءالله موفق و مؤيد باشيد و خداوند شما را تأييد كند.

    والسّلام عليكم و رحمه الله و بركاته

  10. #170
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مداحان به ‏مناسبت ميلاد خجسته‏ى حضرت فاطمه زهرا (س)‏28 / 5 / 1382

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مداحان به ‏مناسبت ميلاد خجسته‏ى حضرت فاطمه زهرا (س)‏
    28 / 5 / 1382
    بسم الله الرحمن الرحيم
    به همه‏ى عزيزانى كه تشريف داريد، اين ولادت با سعادت و عيد بزرگ را صميمانه تبريك عرض مى‏كنم. از همه‏ى برادران عزيزى كه زحمت اين جلسه را كشيدند و كسانى كه برنامه اجرا كردند، بخصوص دوستانى كه از راههاى دور تشريف آورده‏اند، همچنين از برادرانى كه اين سرود زيبا را تنظيم كردند و آهنگ گذاشتند و اجرا كردند، صميمانه متشكريم.
    قدر اين ارتباط و اتصال قلبى و پيوند معنوى را بايد بدانيم؛ پشتوانه‏ى ايمان ماست؛ گوهر ارزنده‏يى است كه تشكيل دهنده‏ى هويت انسانى و اسلامى ماست. محبت را روزبه‏روز بين خودمان و خانواده‏ى مطهر و معصوم اهل بيت پيغمبر و بخصوص فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏عليها) بيشتر كنيم و همچنين خودمان را با اطاعت خدا به اينها نزديك سازيم.
    شعرى كه الان برادرمان خواندند، مضمون درستى نيست كه ما بگوييم چون شيعه و محب هستيم، اگر گناه هم كرديم، خداى متعال ما را مجازات نمى‏كند؛ نه، اين‏طور نيست. "من اطاع اللَّه فهو لنا ولى"؛ ولىِ آنها بايد خدا را اطاعت كند؛ چون خود اين بزرگواران با اطاعت خدا به اين مقام و رتبه رسيدند. امتحان اينها، قبل از وجود و آمدنشان به اين دنيا صورت گرفته؛ "امتحنك اللَّه قبل ان يخلقك فوجدك لمن امتحنك صابرة". دستگاه خدا بى‏حساب و كتاب نيست. در روايتى پيغمبر اكرم به فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏عليها) با اين مقام و رتبه فرمود: "يا فاطمه انّنى لن اغنى عنك من اللَّه شيئا"؛ يعنى پيش خدا، نسبتِ با من و ارتباطِ با من به درد تو نمى‏خورد. مگر در ميان فرزندان پيغمبر و ائمه كسانى نبودند كه با خدا رابطه‏يى نداشتند و نتوانستند از آن گوهر نورانى و ارزش معنوى برخوردار شوند؟ آنچه اولياى دين را بر قله‏ى شرافت بشرى قرار داده، از خود شخص شخيص نبى‏اكرم و اميرالمؤمنين و بقيه‏ى اين خاندان پاك گرفته - كه اينها در عالم وجود نمونه‏هاى بى‏مانندند و شبيه اينها ديگر نيست - تا ديگران، اطاعت و عبوديت و بندگى آنها براى خداست. لذا وقتى شما مى‏خواهيد در تشهد نمازتان نام پيغمبر خدا را بياوريد و از او تجليل كنيد، مى‏گوييد "و اشهد ان محمداً عبده"؛ اول عبوديت را ذكر مى‏كنيد، بعد مى‏گوييد "و رسوله". عبوديت بالاتر از رسالت است. اساس و جوهر كار، عبوديت است.
    من و شما هم بايد از همين جاده برويم. البته اين قله‏ها خيلى بالاست. اگر چشم ما بتواند اين قله‏ها را ببيند، خيلى بايد خدا را شكرگزار باشيم؛ چه برسد به آن‏جاها برسيم؛ ليكن بايد برويم؛ راه اين است. اين دامنه‏ها را بايد به قدر قدرت و توانمان طى كنيم؛ كه اگر اين‏طور شد، به قدر ظرفيتمان بهره خواهيم برد. اميدواريم خداوند متعال بركاتش را روزبه‏روز بر شما عزيزان بيشتر كند؛ ان‏شاءاللَّه اين جلسه و شما عزيزان و گردانندگان و برپا دارندگان اين جلسه را مشمول نظر و لطف و رضايت صديقه‏ى طاهره (سلام‏اللَّه‏عليها) قرار دهد؛ محبت و ارادت و شور و عشق شما را به آن بزرگوار با چشم لطف و محبت بنگرد؛ روزبه‏روز ما را به مقام و رتبه‏ى والاى اين بزرگواران آشناتر كند؛ قلب مقدس ولىّ‏عصر (ارواحنافداه) را هم كه بحمداللَّه مجلس به نام آن بزرگوار معطر بود و معطر شد، نسبت به ما مهربان كند و ما را مشمول لطف و دعاى آن بزرگوار قرار دهد.

    والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته

صفحه 17 از 52 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122232425262728293031323334353637 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •