این مقاله، رابطه علم و دین را بر اساس چهار مقوله مطرح‏شده توسط ایان باربور (گفت‏وگو، استقلال، وحدت و تعارض) بررسى مى‏کند . طرفداران گفت‏وگو معتقدند علم و دین باید از تجارب هم بهره‏مند گردند . بعضى از پرسش‏ها، مانند پرسش از مبدا و منتهاى جهان، را علم مطرح مى‏کند و دین پاسخ مى‏دهد . پاپ ژان پل دوم مى‏گوید: علم مى‏تواند دین را از خطا حفظ کند و دین مى‏تواند علم را از بت‏پرستى و مطلق‏انگارى‏هاى باطل مصون دارد .
بعضى نیز بر توازى‏هاى روشى تاکید مى‏کنند و معتقدند در علم نیز عامل سنت و مرجعیت‏به چشم مى‏خورد . همچنین ایمان در علم نیز دخالت دارد . اینان فهم کامل از جهان را بدون ارجاع به خدا غیرممکن مى‏دانند . طرفداران استقلال علم و دین بر تمایز موضوع علم و دین (طبیعت - خدا)، روش (حواس و عقل - وحى)، هدف (فهم جهان آفرینش - نزدیکى به خدا) و زبان (پیش‏بینى و کنترل - نیایش و عبادت) تاکید مى‏کنند .
پیروان وحدت علم و دین معتقدند علم و دین هر دو ادعاهاى معرفت‏شناختى و هستى‏شناختى دارند و از یک شى‏ء توصیف‏هاى گوناگونى ارائه مى‏کنند و ما براى فهم کامل به هر دو نیازمندیم . هواداران تعارض نیز دو گروه‏اند: (1) مادى‏گرایان که در پى دانش مبتنى بر تجربه‏اند و از علم به احکام فلسفى جهان‏شمول مى‏رسند; (2) نص‏گرایان افراطى که بر دانش مبتنى بر ظاهر کتاب مقدس، و سریان آن به موضوع‏هاى علمى پافشارى مى‏کنند . بیشتر ماده‏گرایان، تحویل‏گرا هستند و سلول، حیوان و حتى انسان را یک ماشین مى‏دانند که باید بر اساس قوانین فیزیک تبیین شوند .
نویسنده، در ادامه، به علل گرایش به دین در غرب اشاره مى‏کند و توجه به خطر علم بدون معنویت و اخلاق، نقد تفکر تحویل‏گرایى، محدودبودن علوم تجربى و نارسایى علم در پاسخ به پرسش‏هایى در مورد مبدا و منتهاى سیر حیات آدمى و مانند آن را از علل این گرایش برمى‏شمارد .