ماجراها و حوادث داستان «كودك و توفان» شايد براي نوجوانان امروزي تازگي داشته باشد، اما براي كساني كه در روزها و ماه‌هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، شاهد تحركات پراكنده بازمانده هاي حكومت شاه بودند، رويدادهاي آشنايي هستند.به گزارش خبرگزاري فارس، بسياري از كارشناسان حوزه ادبيات داستاني معتقدند درباره انقلاب اسلامي و پيامدهاي آن، هنوز نويسندگان ايراني نتوانسته‌اند حق مطلب را ادا كنند.
و زواياي پيدا و پنهان بسياري در خصوص اين رويداد بزرگ اجتماعي از چشم نويسندگان دور مانده كه ضرورت دارد به شكل مطلوب و آن طور كه شايسته اين رويداد بزرگ اجتماعي است به آن ها پرداخته شود، چرا كه ادبيات مكتوب هر ملتي در هر دوره اي از تاريخ به منزله گواهي بر عواطف و احساسات و غرور ملي در آن مقطع تاريخي است.
براي اين منظور، داستان نويسان كشور ما هم از همان زمان وقوع انقلاب اسلامي و سال هاي بعد از آن، براي خلق آثار داستاني مرتبط با موضوع انقلاب اسلامي همواره تلاش كرده اند كه نمونه هاي متعددي در اين زمينه اكنون در آرشيو ادبيات داستاني انقلاب موجود است. از جمله اين آثار مي توان به رمان "كودك و توفان " نوشته حسين فتاحي، داستان‌نويس معاصر اشاره كرد كه اكنون چاپ دوم آن توسط انتشارات سوره مهر در تهران منتشر شده است. اين كتاب، كاري از دفتر كودك و نوجوان مركز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري است و يك رمان اجتماعي براي مخاطب نوجوان محسوب مي‌شود. موضوع داستان مربوط به رويدادهاي ماه هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و مكان وقوع حوادث داستان هم بخش هايي از شهر تهران است. شخصيت اصلي داستان نوجواني به نام كامبيز است كه پدرش در سال‌هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي سرهنگ خلبان بوده و بعد از پيروزي انقلاب باز خريد شده است.
ماجراهاي اصلي داستان از جايي شروع مي‌شود كه كامبيز به رفتارهاي پدرش مشكوك و با كنجكاوي متوجه مي‌شود پدرش و گروهي از افسران حكومت شاه كه پيروزي انقلاب اسلامي ملت مسلمان ايران را هنوز باور نكرده‌اند، به فكر انجام يك كودتا عليه انقلاب نوپاي ملت ايران هستند.
او اين موضوع را با يكي از معلم‌هاي خود در ميان مي‌گذارد و در ادامه، ماجراهاي جالب و مختلفي به وقوع مي‌پيوندد كه سرانجام شكل نهايي رمان را تشكيل مي‌دهد.
نويسنده، رمان "كودك و توفان " را در ده بخش مجزا، اما به هم پيوسته ارائه كرده و براي هر يك از بخش‌ها هم، عناوين جداگانه‌اي انتخاب كرده است. بخش اول با عنوان "جاي خالي مادر در خانه "، به اختلاف نظر پدر و مادر راوي در خصوص وقوع انقلاب اسلامي اختصاص يافته كه مادر به دليل اين كه پدر نمي‌خواهد واقعيت‌هاي وقوع انقلاب اسلامي را بپذيرد، با او جر و بحث و آخر سر، خانه را ترك مي‌كند.
در بخش دوم (ميهماني عجيب و ميهمانان عجيب‌تر!) هم راوي شاهد حضور دوستان پدرش در خانه خودشان است كه همگي آن‌ها مانند پدرش از افسران حكومت شاه هستند و نمي‌خواهد واقعيت‌هاي جامعه اسلامي ايران در بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بپذيرند.
"در كلاس درس رياضي " عنوان بخش سوم كتاب است كه در آن، راوي به كلافكي خود در برخورد با اتفاقات پيرامونش اشاره مي‌كند و اين كه همين مسئله باعث شده در امتحان درس رياضي مشكل پيدا كند.
ماجراهاي بخش چهارم كتاب (دستور ترور سرگرد اميري) باز هم در خانه پدر راوي اتفاق مي افتد؛ به دليل اين كه يكي از افسران حاضر نشده با بقيه گروه همكاري كند، دستور قتل او از طرف سر گروه (سپهبدمحقٌق) صادر مي‌شود. همچنين در بخش پنجم كتاب با عنوان "شته‌ها "، راوي در خانه پدر بزرگ است كه شته‌هاي روي درختان سيب را مي‌بيند و در يك همسان‌سازي ذهني، نقشه خصمانه سپهبد محقق و اطرافيانش را با عملكرد شته‌هاي درخت سيب مقايسه مي‌كند كه هر دو به منزله آفتي مضر محسوب مي‌شوند. در اين بخش، انقلاب اسلامي به درخت نوپايي تشبيه شده كه حضور افرادي مانند سپهبد محقق و اطرافيانش چون شته‌هايي به ميوه‌هاي نورس آن آسيب مي‌رسانند.
عنوان بخش بعدي، ضبط صوت كوچك است. در اين بخش راوي با همكاري آقاي اميري(معلم او در مدرسه) ضبط و صوت كوچكي تهيه و صحبت‌هاي ميهمانان پدرش را كه دارند، نقشه كودتا را در خانه آن‌ها طراحي مي‌كنند، ضبط مي‌كند تا بعدها سندي عليه آن‌ها در دادگاه موجود باشد.
"مأموريت ويژه اي براي پدر " عنوان بخش هفتم كتاب است كه در آن، راوي باز هم شاهد برگزاري جلسه ديگري در خانه شان است كه اين بار براي پدر او ماموريت ويژه اي از طرف سپهبد محقق تعيين مي شود: " تيمسار، چند ماموريت ديگر هم به بقيه افسران واگذار كرد و برايشان توضيحات لازم را داد. ديگر جلسه داشت تمام مي شد كه پدرم بلند شد و گفت: "قربان، انگار بنده را فرا موش كرده ايد؟! "
تيمسار خنديد و گفت: "نخير سرهنگ! حالا نوبت شماست. ليست تجهيزاتي را كه لازم داريد، بدهيد. " (ص 104 و 105)
عنوان بخش هشتم كتاب، "آمدن خان عمو و برگشتن مادر به خانه " انتخاب شده كه ماجراهاي آن كمك مي كند تا حدودي پدر به پذيرفتن واقعيت هاي پيرامونش نزديك شود. همچنين در بخش "آخرين جلسه كودتاگران "، ماجراهاي رمان به سمت نقطه اوج حوادث پيش مي رود كه در بخش آخر(دستگيري كودتاگران) اين ماجراي هيجان انگيز به سرانجام خود نزديك و سپس با دستگيري كودتاگران به پايان مي رسد.
ماجراها و حوادث اين داستان شايد براي نوجوانان امروزي تازگي داشته باشد، اما براي كساني كه در روزها و ماه هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد تحركات پراكنده بازمانده هاي حكومت شاه بودند، رويدادهاي آشنايي هستند كه اغلب آن ها به نوعي شاهد وقوع آن ها بوده اند و خواندن اين داستان مي تواند خاطرات آن ها را بعد از حدود سه دهه زنده كند. هر چند اين داستان براي گروه سني نوجوانان نوشته و ممكن است در برنامه مطالعه بزرگسالان قرار نگيرد. با اين حال، رمان كودك و توفان اداي ديني به روزهاي خاطره انگيز ايام پيروزي انقلاب اسلامي ايران است كه براي هر يك از خوانندگان آن، مي‌تواند احساس برانگيز باشد.