بررسي سندي روايت «عليٌ ولي کل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت




8. عمر، ابوموسي را « ولي » مردم قرار داد:


استفاده از واژه «ولي» و اراده امامت ، سرپرستي و حكومت از آن ، كاربرد گسترده‌اي داشته است ؛ تا جايي كه در نامه‌ها و احكام


فرمانداران و حاكمان ديگر مناطق اسلامي نيز در هنگام انتصاب از همين كلمه استفاده مي‌شده است ؛ از جمله ابن كثير دمشقي متن


حكم خليفه دوم به هنگام انتصاب أبو موسي اشعري به حكومت بصره را اين گونه نقل مي‌كند :

وكتب إلى اهل البصرة اني قد وليت عليكم أبا موسى لياخذ من قويكم لضعيفكم وليقاتل بكم عدوكم وليدفع عن دينكم ... .

عمر به اهل بصره نوشت : براستي كه من ابوموسي را وليّ شما نمودم ... 1


9 . معاويه خطاب به مردم بصره : عبيدالله را « وليّ » شما قرار دادم:

طبري و ابن جوزي نوشته اندكه معاوية هنگام انتصاب عبيد الله بن زياد خطاب به مردم بصره گفت :

… ثم قال قد وليت عليكم ابن أخي عبيد الله بن زياد

... براستي كه پسر برادرم ،‌ عبيدالله بن زياد را وليّ شما قرار دادم . 2


10 . عبد الملك مروان از قريش گله مي كند:

استفاده از كلمه ي «وليّ» در قرن‌هاي بعدي تاريخ اسلام نيز كاربرد داشته است و ديگران به پيروي از خلفا آن‌ها را «ولي امر


مسلمانان» مي‌دانستند .

أحمد زكي صفوت در جمهرة خطب العرب مي‌نويسد كه عبد الملك بن مروان در زمان خلافتش اين چنين از قريش در خطبه‌اش گله‌


مي كند:

فيا معشر قريش وليكم عمر بن الخطاب فكان فظا غليظا مضيقا عليكم فسمعتم له وأطعتم ثم وليكم عثمان فكان سهلا فعدوتم عليه


فقتلتموه

اي مردم قريش ! (وقتي كه ) وليّ شما عمر بن خطاب كه بسيار تند بود و برشما سخت‌گير بود، شما سخن او را گوش كرده و از او


اطاعت نموديد سپس عثمان وليّ شما شد كه آسان مي‌گرفت و شما با او دشمني نموده و او را به قتل رسانديد . 3


از مجموع مباحث پيشين در موضوع اثبات صحت سند حديث :


وهو( عليّ عليه السلام) وليّ كلّ مؤمن بعدي، « علي پس از من پيشوا و رهبر مؤمنان است»


ادعاي بي خبران و بي خردان متعصب، به سختي متزلزل شد و راهي جز پذيرفتن حقيقت ندارند، البته اگر پرده هاي ضخيم تعصب را كنار


زده و دل ها را از حقد و كينه پاكسازي نمايند.



و درپايان اين مقال پرسشي را فرا روي حق جويان قرار مي دهيم تا خود قضاوت نموده و آنچه را صحيح مي دانند بر گزينند:


با وجود استعمال فراوان واژه « وليّ » در فرهنگ ادبي پيروان مكتب خلفا و استفاده از آن در معناي جانشيني و حاكميت، و دلالت صريح


آن بر نيابت و رهبري مردم ، چرا وقتي كه نوبت به پيروان مكتب اهل بيت مي رسد با تمام توان كوشش مي كنند تا با تحريف و تاويل غير


عالمانه معناي درست و واقعي اين واژه را تغيير دهند؟


و يا چون نام علي عليه السلام به ميان مي آيد حساسيتها بر انگيخته مي شود، ومغزها و قلمها به تكاپو مي افتد و در اين مورد هم


مانند ديگر جريانات تاريخي حقايق را نا جوانمردانه انكار و واژه اي به اين روشني و وضوح را از محتواي اصلي بيگانه مي كنند،


آيا شما مي دانيد چرا؟ پس به ما هم بگوئيد چرا؟