نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: یک داستان واقعی در مورد عشق بخون ضرر نمیکنی

  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2010/01/26
    نوشته ها
    100
    سپاس ها
    195
    سپاس شده 660 در 206 پست

    24 یک داستان واقعی در مورد عشق بخون ضرر نمیکنی

    یک داستان واقعی

    اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.
    شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
    دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
    چه اتفاقي افتاده؟
    در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
    چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
    متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
    در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
    همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
    مرد شديدا منقلب شد.
    ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
    اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني

  2. 2 کاربر از پست مفید پسرعاشق سپاس کرده اند .


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •