هزار بار گفته ام
تو شعر نا سروده ای
نو خط نا نوشته ای
تو آن ره نرفته ای
ببين که دفتر دلم
تهی ز حرف تازه شد
بيا مرا به دست خود.......ورق بزن......ورق بزن
کاربر سایت
هزار بار گفته ام
تو شعر نا سروده ای
نو خط نا نوشته ای
تو آن ره نرفته ای
ببين که دفتر دلم
تهی ز حرف تازه شد
بيا مرا به دست خود.......ورق بزن......ورق بزن
کاربر سایت
میانِ دشتِ شب نشسته ام؛
ستاره ها به رویِ دامنم چه گریه ها نمی کنند؛
نگاه کن چگونه می نویسمت؛
قلم به دستِ من همیشه گریه می کند؛
و نامِ تو میانِ دفترم؛
همیشه تاب می خورد.
از این ستون به آن ستون؛
ببین رسیده ام به اوجِ آسمان؛
کنارِ خانۀ خدا؛
برایِ عشقمان ستاره ای شدم.
به رویِ دامنش چه گریه ها نمی کنم؛
و با حضورِ اسمِ تو؛
قلم شکسته شد میانِ دستِ من ؛
و نامِ تو هنوز هم ؛
از این ستون به آن ستون؛
چه پیچ و تاب می خورد!
کاربر سایت
"عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود "
"عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود"
"شرط می بندم که فردایی نه خیلی دیر و دور"
"مهربانی ، حاکم کل مناطق میشود"
"هم زمان, سهمیه ی دلهای دلتنگ و صبور"
"هم زمین, ارثیه ی جانهای لایق میشود"
"قلب هر خاکی که بشکافند نشانش عاشقی است"
"هر گلی که غنچه زد نامش شقایق میشود"
"با صداقت آسمان سهمی برابر میدهد"
"با عدالت خاک تقسیم خلایق میشود"
عقل هم با عشق یک نوعی موافق میشود"
"عقل اگر گاهی هوادار جنون شد عیب نیست"
"گاه گاهی عشق هم همرنگ منطق میشود"
"صبح فردا موسم بیداری آیینه هاست"
"فصل فردا نوبت کشف حقایق میشود"
"دست کم یک ذره در تاب و تب خورشید باش"
"لااقل یک شب بگو کی صبح صادق میشود"
"میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگی است""آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود "
کاربر سایت
من به هیچ
دردی نمیخورم
این
دردها هستند که چپـــــ و راستـــــ به من می خورند . . .
کاربر سایت
امشب از باده خرابم کن وبگذار بمیرم
غرق دریا شرابم کن و بگـــذار بمیـــــــرم
قصه عشق بگوش مــن دیوانه چــه خوانی
بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیـرم
کاربر سایت
عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت
یک آیه ی آسمانی از بوسه نوشت
با قرمز لبهای قشنگش تا صبح
بر روی لبم رمانی از بوسه نوشت
کاربر سایت
نگاه تو
به ناوگان چشم من
دوباره حمله می برد
و چشم های من دوباره خیس می شود
به اشکهای تلخ و شور
و وحشت ندیدن
دوباره ات
خیال نازک مرا لکه دار می کند
و باز نگاه من در نگاه تو غرق می شود
کاربر سایت
بیا برفها را پارو کنـــــــ
اینجا یک نفر از انتظار تو
به زمستان رسیده . . .
کاربر سایت
آسمون ابرا تو بردار و برو
دیگه تنهام منو بگذار و برو
آسمون اخماتو وا کن آبی شو
آسمون افتابی شو آفتابی شو
آسمون غرق به خونه دل من
آسمون دشت جنون دل من
تک و تنهام توی دنیای بزرگ
آسمون بی همزبونه دل من