صفحه 11 از 25 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122232425 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 403

موضوع: مریم حیدرزاده

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    جادوی نگاهت

    چه می شد گر دل آشفته من
    هر چشم تو عادت نمی کرد
    و ای کاش از نخست آن چشمهایت
    مرا آواره غربت نمی کرد
    چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت
    میان راز چشمان تو می ماند
    تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ
    ز باغ دیده ات هجرت نمی کرد
    تمام سایه روشن های احساس
    پر از آرامش مهتابیت بود
    و لیکن شاعر اینه ها هم
    به خوبی رک این وسعت نمی کرد
    زمانی که تو رفتی پکی یاس
    خلوص سبز گلدان را رها کرد
    چه زیبا بود اگر از اولین گام نگاهم با دلت صحبت نمی کرد
    تو پیش از آنکه در دل پاگذاری
    تمام فال هایم رنگ غم داشت
    ولی تو آمدی و بعد از آن دل
    بدون چشم تو نیت نمی کرد
    هجوم لحظه های بی قراری
    مرا تا عمق یک پرواز می برد
    و جز با آسمان دیدگانت
    دلم با هیچ کس خلوت نمی کرد
    نگاهم مثل یک مرغ مهاجر
    به دنبال حضورت کوچ می کرد
    به غیر از انتظارت قلب من را
    این گونه بی طاقت نمی کرد
    تو می ماندی کنار لحظه هایم
    ولی این شادمانی زود می رفت
    و تا می خواست دل چیزی بگوید
    تو می رفتی و او فرصت نمی کرد
    دلم از پشت یک تنهایی زرد
    نگاهش را به چشمان تو می دوخت
    ولی قلب تو قدر یک گل سرخ
    مرا به کلبه اش دعوت نمی کرد
    و حالا انتهای کوچه شعر
    منم با انتظاری مبهم و زرد
    ولی ایکاش جادوی نگاهت
    غزل های مرا غارت نمی کرد

  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  3. #2
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    یک فنجان تمنا

    تو شب خیس مژه هام یه شب بیا قدم بزن
    با رقص تلخ اشک من ساز دوست دارم بزن
    اتاق آرزوهامو خیلی مرتب چیدمش
    بیا و با یه چشمکت ، اتاقمو بهم بزن
    سخته برات تنهاییاتو کوک کنی
    با عشق من چشمای نازتو ببند ،‌ برای من یه کم بزن
    می خواستم از نگات بگم ، دوباره لغزید قلمم
    قصه نویس رؤیاها بیا واسم قلم بزن
    بگو دوسم داری یا نه ؟ یه جور بهم نشون بده
    بقیه ی زندگیمو با این جواب رقم بزن
    به جای ابرا واسه تو شب تا سپیده باریدم
    به خاطر هر کی می خوای تو لااقل یه نم بزن
    اون عکسی که ازم دیدی توش یه چیزایی کم داره
    تو جای من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن
    بگو تو زندگیت کیه رد نشو از سوال من
    زیر جواب نقره ایت چند تا برام قسم بزن
    مجنون چی رو بلد نبود که لیلی قسمتش نشد
    توام توی طالع من نقش بد ستم بزن
    عاشقی سخت و آسونه ، بستگی به دلت داره
    دوس داری بهتر بدونی یه سر به این دلم بزن
    پیش خودت نگو که عشق همیشه عشقای قدیم
    بیا یه بار از عشقای قشنگ حالا دم بزن
    نامه باید خودش بیاد تا بنویسیش واسه من
    تو خلوتت سری به این یه حس محترم بزن
    سخته ولی جور دیگه شعر و باید تموم کنم
    دلم که رفت چیزی اگه مونده بیا ازم بزن
    زخم تو ، زخمتو می خوام ، هر دو واسم مقدسه
    چه خنجرو ، چه عشقتو ، فقط واسه خودم بزن
    یه وقت اگه تنها شدی با عشق و ساز و زمزمه
    به خاطر من یه بارم ،‌من به تو می رسم بزن

  4. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  5. #3
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    آرزوی نقاشی
    میان آبشارخاطراتم کنار بوته های گل نمی نشینم
    همیشه آرزو کردم که رنگ نگاه بوته گل را ببینم
    همیشه آرزو کردم که روزی برای لحظه ای نقاش باشم
    همیشه آرزویم بوده رویا ولیکن یک زمان ایکاش باشم
    همیشه این سوالم بوده مادر که رنگ لاله ها یعنی چه رنگی
    همیشه گفته بودی باغ سبز ولی رنگ خدا یعنی چه رنگی
    نگاه مادرم چون یاس می شد به پرسشهای منلبخند می زد
    زمانی رنگ سرخ لاله ها را به دنیای دلم پیوند م یزد
    ولی من باز می پرسیدم از او که منظورت ز آبی چیست مادر
    هما رنگی که گفتی دنگ دریاست همان رنگی که گشته چشم از او تر
    ز اقیانوس بی طوفان چشمش صدای اشک ها را می شنیدم
    در آن هنگام در باغ تخیل رخ زیبای او را میکشیدم
    نگاهی سرخ اشکی آسمانی دوچشمانی به رنگ ارغوانی
    ولی من هر چه نقاشی کشیدم همه تصویری از رویای او بود
    و شاید چند خطی که نوشتم همه یک قطره از دریای او بود
    معلم آن زمان که عاشقانه کنار حرفهایت می نشینم
    همیشه آرزو کردم که روزی نگاه مهربانت را ببینم
    ببینم که کدامین دیدگانی مرا با حس دیدن آشنا کرد
    که دستان مرا تا اوج برد مرا از دور با چشمش صدا کرد
    ببینم که چه کس راگ شفق را به چشمان وجود من نشان داد
    ببینم که کدامین مهربانی غبار غم رویایم تکان داد
    اگر چه من نگاهت را ندیدم ولی زیباییت را میشناسیم
    صدای موج روحت را ستاره دل دریاییت را میشناسم
    ز تو آموختم نقاشی عشق ز تو احساس را ترسم کردم
    ز تب نور امید و موج دل را میان غنچه ها تقسیم کردم
    ولی من با مرور خاطراتم به اوج آرزوهایم رسیدم
    هم اینک لحظه ای نقاش هستم معلم را و مادر ا کشیدم
    ولی نقاش من کاغذی نیست برای رسم ابزاری ندارم
    کمی احساس را با جرعه ای عشق به روی برگ یاسی می گذارم
    دل نقاشیم تفسیر رویاست چرا تفسیر یک رویا نباشیم
    چرا رنگ غروبی سرخ باشیم چرا چون آبی دریا نباشیم
    اگر چه گشت شعرم بس مطول ولی نقاشیم را قاب کردم
    سحر شد خاطراتم نیز رفتند دوباره من زمان را خواب کردم

  6. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  7. #4
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    غصه نخور مسافر

    غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم
    از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم
    فرقي نداره بي تو بهار مون با پاييز
    نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
    غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
    اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست
    غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
    فداي برق ناز اون چشماي قشنگت
    غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري
    من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري
    غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي
    ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
    غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
    ز دل تو مي دونم هيچ كس خبر نداره
    غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
    بهار تو بر مي گردي چيزي نمنونده بخند
    غصه نخور مسافر تولد دوباره
    غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
    غصه نخور مسافر غصه كار گلا نيس
    سفر يه امتحانه به جون تو بلا نيس
    غصه نخور مسافر تو خود آسموني
    در آرزوي روزي كه بياي و بموني

  8. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  9. #5
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    تو مثل

    تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق
    تو مثل شبنم عشقی به روی پونه عاشق
    تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری
    تو مثل نم باران لطیف و پک و صبوری
    تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
    تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته
    تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
    تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم
    تو مثل جذبه عشقی در انتظار رسیدن
    در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن
    تو مثل نغمه موجی غریب و آبی و ساده
    شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده
    تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت
    تو مثل گریه شعری بروی صفحه غربت
    تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی
    هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی
    تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه خواندن
    تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن
    تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن
    برای این دل سرگشته وقت صبح دعا کن

  10. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  11. #6
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    چرا دنيا پره از حادثه هاي وارونه
    عاشق كسي مي شي كه عاشقي نمي دونه
    من به دنبال تو و تو دنبال كس ديگه
    هچكدوم از ما دو تا به اون يكي راست
    نمي گه
    من واسه ي چشماي نازنين تو يك ديوونم
    من دوست دارم ولي علتشو نمي دونم
    حالا كه مي خواي بري بذار نگاهت بكنم
    چون يه بار ديگه مي خوام اين دل و ساكت بكنم
    يه چيزي فقط بذار واسه روز تولدت
    هديه م رو بيارم و بازم بدم دست خودت
    آدما فكر مي كنن شاعرا خيلي غم
    دارن
    كاش فقط اين بود اونا خيلي كسا رو كم دارن
    عاشق كسي مي شن كه عاشقاش فراوونه
    بين انتخاب عشقش عمريه كه حيرونه
    اوني رو كه دوست داري چرا تو رو دوست نداره
    شايدم دوست داره ولي به روش نمي ياره
    ولي نه اينا مال نداشتن لياقته
    اگه حرفم مي زنه با تو فقط يه
    عادته
    نكنه جمله هاش و پاي محبت بذاري
    بهتره حرفاش رو به حساب عادت بذاري
    از خودش نمي شنوي اگه يه روز بخواد بره
    وقتي مي پرسي ازش مي گه آره مسافره
    ولي تو شب مي شيني كه باز اون رو دعا كني
    يا واسه سلامت اون نذرها تو ادا كني
    چه قدر بين دلا وحرفاي ما فاصله س
    چشماتون مي خنده اما دلامون بي حوصله س
    دوست داشتن هم يه جوري پنهون مي كنيم
    نمي دونيم كه داريم يه قلب رو ويرون مي كنيم
    كاش بيايم آبروي مجنون و انقدر نبريم
    ديگه منت نذاريم وقتي كه نازي مي خريم
    عاشقي يعني تحمل نه شكايت نه گله
    اگه حتي بينمون باشه يه دنيا فاصله
    مهم اينه كه چقدر دوسش داري فقط همين
    اگه لازم باشه آبرو رو بنداز رو زمين
    برگا زرده روزاي اول فصل پاييزه
    بذار اون بشكنه و دلت رو برگها نريزه

  12. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  13. #7
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مگه ازت چی کم دارم که روز و شب ناز می کنی
    فکر می کنی ازم سری ، بال داری ، پرواز می کنی ؟



    ما رو بگو سپردیمش دل و چشامونو به کی
    اون که به زندگی می گه ، نمایش عروسکی

  14. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  15. #8
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    به دل همیشه دیارت

    آسمون آرزومون پره از ابرای تیره
    لالایی واست بخونم تا شاید خوابت بگیره
    اگه از خواب نپریدی توی خواب خدا رو دیدی
    یه جوری بپرس ازش که دلامون چرا اسیره
    باز که چشماتو نبستی ببینم باز که نشستی
    می دونم یه جوری هستی که دلت از همه سیره
    اما بهتره بدونی طبق اصل مهربونی
    دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزیر
    چشمای تو شده خسته بغض ارزوت شکسته
    اما باز تو فکر اینی اگه من رو نپذیره
    بهتره بیدار نشینی اون و توی خواب ببینی
    واسه دیوونه بودن عزیزم همیشه دیره
    خوش به حال بعضی مردم که شدن تو زندگی گم
    التماس سرخ سیبا پیششون چقد حقیره
    نه به فکر عطر یاسن نه به فکر التماسن
    خنده داره واسشون که دل ما یه جایی گیره
    چی بگم شبم تموم شد ندیدم اون رو حروم شد
    کاش می دونست یکی اینجا بد جوری واسش می میره
    کاش که بود یه قطره بارون واسه نامه هامون
    به دل همیشه دریات از کسی که تو کویره

  16. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  17. #9
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مث فصلا

    توی باغا گل سرخی توی آسمون ستاره
    جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره
    تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم
    شب که چشمام و می بندم باز نمی ذاری بخوابم
    عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه
    دیوونم خدا می دونه کاش خودش من رو ببخشه
    توی تابستون نسیمی آفتابی توی زمستون
    تو همونی که گرونه نمی یاد به دستم آسون
    وقتی من تو آسمونم تو توی راه زمینی
    مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی
    سفر دور و درازت بی خطر باشه الهی
    بی خبر من و گذاشتی ولی نه تو بیگناهی
    قیمت نگاه نازت خیلیه مث صداقت
    مث خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت
    توی خرداد گل یاسی توی آبان گل مریم
    چه شکنجه ی قشنگی می کشی من و تو کم کم
    چه تفاهمی تو عاقل دل من مات و دیوونه
    درمونم دست چشاته اینم آخرین بهونه
    دل تو یه وقتا سنگه یه روزم ممثل بلوری
    شبا گاهی قرص ماهی یه روزم یه تیکه نوری
    حوصله که داشته باشی دو سه جکله می گی گاهی
    اما میلت که نباشه نمی دی حتی نگاهی
    چون غروب خیلی قشنگه تو خود غروبی
    چی بگم قحطی واژه ست هر چی هست خیلی خوبی
    عکس نازت رو گذاشتم گوشه ی سفید دفتر
    تا دیگه هیچکی نبینه یکی کمتر باشه بهتره
    مث ‌آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
    ولی هر رنگی که باشی من و دوست نداری هرگز
    یه روزی می شی یه دریا فرداش اما مثل کوهی
    هر چی که دلت می خواد باش هر جا باشی با شکوهی
    پره از اسم قشنتگت صفحه صفحه ی کتابم
    به همون تعداد اسما تو ولی دادی عذابم
    لااقل خوب شد که لطفی کردی و واسم نوشتی
    معنی حرف تو این بود که مطیع سرنوشتی
    دلم و دادم به دست تو برای یادگاری
    قابلی نداره بردار می دونم دوسم نداری
    وقتی که بارون می گیره چشام از عشق تو خیسه
    دل برات به قول سهراب زیر بارون می نویسه
    تنها آرزوم همینه تا یادم نرفته راستی
    کاش یه روز بهم بگی که من همونم که می خواستی

  18. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  19. #10
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    من که ادعا نکردم

    نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم
    همه گفتن بی وفایی من که اعتنا نکردم
    عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی
    واسه موندن تو اما بخدا دعا نکردم
    واسه تو کلی نوشتم که یه جوری مبتلا شی
    تقصیر منه که آخر تو رو مبتلا نکردم
    توی کوچه ی رفاقت یه سلام جواب ندادم
    تو دلم تویی اون و با کسی آشنا نکردم
    می دونم دوسم نداری حتی قد یه قناری
    اما عاشقم هنوزم بودن اشتباه نکردم
    ما جایی قرار نذاشتیم جز تو کوچه های رویا
    این دفعه تو اومدی من به قرار وفا نکردم
    زیر دین ناز چشمات یه عمریه دارم می سوزم
    تا خکستری نشه دل دینمو ادا نکردم
    اومدن واسه نصیحت به بهانه ی یه صحبت
    عمرشون کلی تلف شد چون تو رو رها نکردم
    راه آسمون که بسته س گرچه قلبامون شکسته س
    تا بحال انقد خدا رو اینجوری صدا نکردم
    تو من و گذشاتی رفتی خواستی من دیوونه تر شم
    باورت نمی شه شاید آخه جون فدا نکردم
    نامه های عاشقونه با نشونه بی نشونه
    اما از کسای دیگه س پس اونا رو وا نکردم
    یادته عکست و دادی بذارم تو قاب قلبم
    بعد از اون روز دیگه هرگز به کسی نگا مکردم
    تو از اون روزی که رفتی نه تو رفتی که ببینی
    تا قیامت هم تو رو من از خودم جدا نکردم

  20. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


صفحه 11 از 25 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122232425 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •