صفحه 112 از 555 نخستنخست ... 12629293949596979899100101102103104105106107108109110111112113114115116117118119120121122123124125126127128129130131132162212262 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,111 تا 1,120 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #1111
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    زندگی قشنگ و زیباست
    اما ، ما بد شانسیم
    باد درست جایی می وزد
    که ما در آن پناه گرفته ایم
    ما بد شانسیم
    و کاری هم نمیشود کرد
    به هر ضیافتی که رفتیم
    قورباغه هایی که راه گم کرده بودند
    سر از لیوان های ما در آوردند

  2. #1112
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اسمان ابری بود
    ما غصه هایمان را شمردیم و
    به خواب رفتیم
    باید هم کابوس می دیدیم .

  3. #1113
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    ه از قبيله ابرم، نه از تبار كويرم كه بي بهانه بگريم، و بي ترانه بميرم ستاره اي
    به درخشندگي ماه كه ديري است به دست توده اي از ابرهاي تيره اسيرم فرو نمي كشد اين
    آب ، آتش عطشم را خوشا كه باز بيفتد به چشمه سار مسيرم دلم گرفته برايت ولي اجازه
    ندارم كه از نسيم و پرنده، سراغي از تو بگيرم

  4. #1114
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    من هنوز می ترسم
    مبادا با زبانی سخن بگویم
    که میان آدم ها رایج نیست
    من هنوز هم از نیمکت های چوبی ردیف اول می هراسم
    چون آنجا آزادی دست ها محدود است
    و من دلم میخواهد دست هایم را
    بی شرمندگی بالا ببرم :
    -آقا اجازه
    ما جواب تمام سئوالهای شما را بلدیم
    اما هنوز
    از چشم های شما می ترسیم !

  5. #1115
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    صدای قدم هایش را به خاطر دارم

    حتی گرمای نفسش را میشناسم

    هر ماه به دیدارم می آید

    آنقدر گریه می کند تا باران ببارد

  6. #1116
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    من
    پرنده ی زخمی خون بالی را دوست دارم که خیس خیس...
    خون بال خون بال...
    زیر تازیانه ای باران می پرد..
    تا شاید عادت قشنگ پریدن را از یاد نبرد

  7. #1117
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    مرده ام در کوچه های بی کسی

    سنگ قبرم را نمی سازد کسی

    سوختم خاکسترم را باد برد

    بهترین یارم مرا از یاد برد

  8. #1118
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    کوچ روزها را در آنسوی نگاهم درک کردم ولی مرگ را نمی يافتم
    کيست که ميگويد مرگ
    کيست که ميگويد هجو
    آرام وآهسته در پی بهاری هست
    هرگه بهاری هست کوچ نگاهی هست
    اما پس از آن رنگ خزانی هست
    بعد از خزانم رنگ سپیدی هست
    پس هرگه آهی هست يا بار خواری هست
    آنجا بهاری هست
    مرگی نمی بينم در باغ هستی من
    چون هرگه آهی است بر آن صبوحی هست

  9. #1119
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    بدليل مردن مردي،

    خانه اي سياهپوش شده است

    ماهها مي آيند و فصلها مي روند

    و ما در فواصل ميان ماهها و سالها

    - براي فراموشي واقعه اي بزرگ –

    خود را به کارهاي بي هوده مشغول مي کنيم

    بدور از هيچگونه اهمال و سُستي.

  10. #1120
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    می خواهم خود را نابود کنم

    می خواهم محو شوم

    هیچ هم نباشم

    من میتوانم

    همه چیز برای یک پرواز آماده است

    یک پرتگاه بلند

    و در انتها فرود بر زمینی سراسر چمن

    یا دریایی که صخره های تیزی دارد

    ولی شاید این حق مادرم نباشد

صفحه 112 از 555 نخستنخست ... 12629293949596979899100101102103104105106107108109110111112113114115116117118119120121122123124125126127128129130131132162212262 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •