خدایا! دردمندم، روحم از شدت درد میسوزد، قلبم میجوشد، احساسم شعله میکشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه میزند .
خدایا! تو مرا اشک کردی که همچون باران در نمک زار انسان ببارمتو مرا فریاد کردی که همچون رعد در میان توفان حوادث بغرمتو مرا درد وغم کردی تا همنشین محرومین و دلشکستگان باشمتو مرا عشق کردی تا در قلب های عشاق بسوزمتو مرا برق کردی تا در آسمان ظلمت زده بتازم و سیاهی این شب ظلمانی را بدرمخدایا! تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتیتو مرا به اتش عشق سوختی ، در کوره غم گداختی ، در توفان حوادث ساختی و پرداختیتو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و هرمان و تنهایی سوزاندیخدایا!دل غم زده و درد مندم ارزوی ازادی می کند و روح پژمرده ام خواهش پرواز دارد تا از این غربتکده ی سیاه ردای خود را به وادی عدم بکشاند و از بار هستی برهد و در عالم نیستی فقط با خدای خود به وحدت برسد





پاسخ با نقل قول


