..نمیدانم کجایی، در چه حالی
نمیدانم که آیا بی تابی، بی قراری؟
نمیدانم که یا خوشحال و مسروری
یا اینکه دردمند و گریانی؟
نمیدانم که بعد از تو می توانم تنها بمانم
یا اینکه میمیرم وتنها نمی مانم؟
نمی دانم چرا بی تاب و پریشانم
نمیدانم چرا گریان و بی قرارم؟
نمی دانم چرا روزی نیست که فراموشت کنم؟
نمی دانم چرا همیشه تو را احساست می کنم؟
نمی دانم چرا نسبت به آینده ات نگرانم؟
نمی دانم چرا هنوز تو را دوستت می دارم؟
میدانم مال دیگری هستی ودیگر تو را ندارم
میدانم که این افسوس تا آخر میماند برایم





پاسخ با نقل قول



